فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

ایذاء مردم و شرارت:

ایت دو صفت بهمدیگر نزدیکند زیرا ایذاء رسانیدن اذیت و رنج است به دیگران از راه زبان مانند دشنام دادن و گفتن سخنی که دیگران را برنجاند، یا از راه دست مثل کاری که مردم را ناراحت کند. و شرارت انجام دادن کارهائی است که برای مردم ایجاد شر کند.
بهر حال این دو صفت نقطه مقابل آرزوئی قرار دارند که انسان اجتماع را برای رسیدن بآن بوجود آورده است؛ و آن آسایش زندگی و آرامش خاطر می باشد.
و از اینجا است که شرع اسلام که صلاح جامعه را درجه اول اهمیت قرار می دهد آنها را تحریم کرده است چنانکه خدای متعال می فرماید:
و الذین یؤذون المؤمنین و المؤمنات بغیر ما اکتسبوا فقد احتملوا بهتاناً و ائماً عظیماً سوره احزاب آیه 58.
خلاصه ترجمه:
کسانیکه مردان و زنان مسلمان را بی جهت اذیت می کنند بار بهتان و گناه بزرگی را بدوش گرفته اند.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
کسیکه مسلمانی را اذیت کند مرا اذیت کرده است و اذیت من اذیت خدا است، چنین کسی در توراه و انجیل و قرآن لعنت شده است.

سرقت

دزدی پیشه زشت و ناروائی است که امن مالی جامعه را تهدید می کند و بدیهی است که ماده اولی زندگانی انسان مال و ثروتی است که بقیمت عمر خود آنرا بدست می آورد و بواسطه امن، حصاری بدور آن می کشد که از گزند هر گونه تعدی و تجاوز مصون بماند و پشتوانه و پشتیبان زندگی جامعه باشد البته شکستن این حصار و مختل ساختن این نظم، تباه ساختن سرمایه عمری است که در راه بدست آوردن آن مصرف شده است و سبب از کار انداختن قسمت اعظم فعالیت مردم و بردیت دست آنها است.
اینست که اسلام در مجازات این عمل نفرت بخش که وجدان خود دزد نیز بخیانت بودن آن گواهی می دهد مقرر داشته که دست وی (چهار انگشت از دست راست) را ببرند.
خدای متعال می فرماید:
و السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جزاء بما کسبا سوره مائده آیه 38.
خلاصه ترجمه:
دست دزد را ببرید و او را بسزای کردارش برسانید.

وظیفه شناسی

اینهمه وسائل زندگی بیرون از شمار که امروز در دسترس انسان می بینیم در راه تحصیل و استفاده از آنها روز و شب می کوشیم؛ از نخستین روز در دسترس انسان نبوده و تدریجاً در اثر فعالیت بشر بوجود آمده مورد استفاده قرار گرفته است.
ولی در هر صورت بشر از انسان اولی گرفته تا انسان متمدن امروزی هرگز از کار و کوشش آرام ننشسته و برای تهیه وسائل زندگی با فطرت خدادادی خود می کوشیده است.
زیرا انسانی که نیروی وجودی او از فعالیت بیفتد و ابزار و جهازات داخلی و خارجی او مانند چشم و گوش و دهان و دست و پا و همچنین مغز و قلب و ریه و کبد او؛ از کار بماند جز مرده نخواهد بود.
از اینجا است که انسان نه تنها از راه ناچاری کار می کند بلکه از این جهت که انسان است فعالیتهای گوناگون از خود بروز می دهد؛ و برای اینکه با شعور انسانی خود درک می کند که هر راه که هست باید سعادت و خوشی زندگی خود را تأمین کند، بکار و کوشش می پردازد و در راه خواسته های خود قدم بر می دارد و هم از اینجا است که انسان در هر محیطی و با هر روشی زندگی نماید؛ دینی یا غیر دینی؛ قانونی یا استبدادی و شهری و یا بیابانگردی، برای خود یک رشته تکالیف و وظائفی (کارهائیکه انجام دادن آن در زندگی لازم است) حس می کند که انجام دادن آنها آرزوهای واقعی انسانیت را بر می آورد و برای وی زندگی خوش و آسوده و سعادتمندانه ای را مهیا می سازد.
و البته ارزش این تکالیف و وظائف که تنها طریق سعادتمندی است قیمت و ارزش خود انسانیت است که ما پر ارزشتر و گرانبهاتر از آن کالائی تصور نمی نمائیم و آن را با هیچ کالای دیگری عوض نمی کنیم.
بنابراین وظیفه شناسی و انجام آن مهمترین مسئله عملی است که انسان در زندگی خود با آن روبرو است.
زیرا اهمیتش همان اهمیت خود انسان می باشد و کسیکه از انجام وظائف مسلمه خود سرباز می زند یا گاهی کوتاه می آید بهمان اندازه از مقام والای انسانیت سقوط می نماید و طبعاً به پستی و بی ارزشی خود اعتراف می کند؛ و یا هر تخلفی که می ورزد ضربت تازه ای به پیکر جامعه خود و در حقیقت به پیکر خود وارد می سازد.
خدای متعال در کلام خود می فرماید:
و العصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر سوره عصر آیه 3.
و نیز می فرماید:
ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس سوره روم آیه 41.