فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

وجوب کار و اهمیت حرفه و صنعت:

فعالیت و کار؛ پایه و اساسی است که نظام آفرینش روی آن استوار می باشد و آنست که ضامن بقاء هر آفریده ای است. خدای متعال آفریده های خود را مناسب حال هر یک با وسائلی مجهز کرده که با بکار انداختن آنها منافع را جلب و مضار را از خود دفع کند.
انسان که شگفترین و پیچیده ترین نقش آفرینش است نیازش از دیگر آفریدگان بیشتر می باشد و بدین سبب بفعالیت بیشتری احتیاج دارد تا بوسیله آن حوائج بیشمار شخصی خود را رفع نماید و هم نظام خانوادگی را که طبعاً باید تشکیل دهد سراپا نگهدارد.
اسلام که دینی است فطری و اجتماعی، بهمین ملاحظه کسب و کار را واجب شمرده و برای افرادیکه بیکار می نشینند ارزشی قائل نشده است.
در اسلام هر فرد باید طبق سلیقه و ذوق خود یکی از اینهمه حرفه و صنعت که خدای متعال فکر انسان را بسوی آنها هدایت فرموده است انتخاب کند و از اینراه روزی خود را بدست آورد و باری از بارهای اجتماع را بدوش کشیده در آسودگی مردم بکوشد.
خدای متعال می فرماید:
و أن لیس للانسان الا ما سعی سوره نجم آیه 39.
خلاصه ترجمه:
انسان تنها بوسیله کوشش و کار می تواند بجائی برسد.
و از اینجاست که بیکاری در اثر تنبلی در اسلام شدیداً ممنوع است.
مضار بیکاری:
از بیان گذشته روشن شد که کار و کوشش راهی است راست که آفرینش پیش پای انسان گذاشته تا با پیمودن آن، سعادت زندگی خود را دریابد و البته انحراف از مجرای خلقت و طبیعت اگرچه بسیار کم هم باشند جز بضرر انسان تمام نخواهد شد و در این صورت انحراف از امری که اساس نظام زندگی روی آن استوار است جز بدبختی دنیا و آخرت در بر نخواهد داشت.
از اینجا است که امام هفتم (علیه السلام) می فرماید:
در کارها اظهار سستی و خستگی مکن وگرنه دنیا و آخرت را از دست می دهی.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کسانیرا که به بیکاری خو کرده سنگینی زندگی خود را بدوش دیگران می اندازند لعنت فرموده است.
امروز از راه سنجشهای روانی واجتماعی بخوبی روشن شده است که قسمت اعظم مفاسد اجتماعی از بیکاری برمی خیزد. بیکاری است که چرخ اقتصادی و فرهنگی جامعه را از گردش باز می دارد و هر گونه انحطاط اخلاقی و خرافه پرستی را رواج می دهد.

کشاورزی و منافع آن:

کشاورزی که بوسیله آن مواد غذائی جامعه تهیه می شود بواسطه اهمیتی که دارد یکی از پسندیده ترین حرفه های انسانی است و بهمین سبب در اسلام تأکید زیادی در اتخاذ این شغل وارد شده است.
امام ششم (علیه السلام) می فرماید:
روز قیامت مقام کشاورزان از هر مقامی بالاتر است.
امام پنجم (علیه السلام) می فرماید:
هیچ کاری از زراعت بهتر و فائده آن عمومی تر نیست زیرا نیکوکار و بدکار، چرنده و پرنده از آن نفع می برند و بزبان حال کشاورز را دعا می کنند.

اعتماد بنفس:

بارها در بخش اعتقادات تذکر داده شد که برنامه عمومی اسلام اینست که انسان جز خدای یگانه کسیرا نپرستد و بکسی جز وی که پروردگار جهان است کرنش نکند و سر تعظیم فرو نیاورد.
همه و همه، آفریدگان و پروردگان خدا می باشند و روزی او را می خورند و کسی را بر کسی حق تقدم نیست مگر آنچه بسوی خدا برگردد.
هر فرد مسلمانی باید بنفس خود اعتماد داشته باشد و از استقلالی که خدای متعال بوی داده استفاده کند و وسائلی را که بوی ارزانی داشته بکار اندازد و راه زندگی را به پیماید نه اینکه بدیگران امید بسته و هر روز شریکی برای خدا بگیرد و بت تازه ای بتراشد.
خادم باید بداند که نان خود را می خورد نه نان مخدوم را، کارگر باید بداند که بهره دسترنج خود را می برد نه بخشش رایگان کارفرما یا ارباب خود را؛ هر کارمندی باید ایمان داشته باشد که مزد کار خود را می برد نه عطیه و هدیه رئیس یا اداره مربوط یا دولت یا جامعه را.
بالاخره انسان آزاد نباید جز خدا بکسی امید بسته و کرنش کند وگرنه در باطن همان پستی و بردگی شرک را خواهد داشت که بت پرستان در ظاهر دارند.
مضار زندگی اتکالی:
زندگی اتکالی یعنی بامید و پشتیبانی دیگران زیستن در حقیقت از دست دادن افتخار انسانی و شرافت استقلال و آزادی و منشأ همه گونه بزه و زشتکاریهای اجتماعی است که از خواری و پستی سرچشمه می گیرد.
کسیکه بامید دیگران نشسته چشم بدست این و آن می دوزد در حقیقت اراده و شعور خود را در این راه می فروشد، باید تملق کند؛ باید هر چه بخواهند و بگویند (حق یا باطل؛ زشت یا زیبا) انجام دهد. به هر عار و ننگی تن در دهد، بیگانه پرستی نماید، بهر ستم و ناروائی راضی شود، و بالاخره همه حدود و مقررات انسانی را بهیچ شمرد.
سؤال در غیر حال ضرورت در اسلام حرام است و مساعدت مالی فقرا که جزء مقررات اسلامی است تنها شامل حال فقیرانی است که مزد کارشان با مخارجشان برابری نمی کند یا از کار بازمانده اند.