فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

2 - وظیفه انسان نسبت بخود:

انسان در زندگی خود هر روشی را که دنبال کند و هر راهی را که بپیماید در حقیقت جز سعادت وکامیابی خود چیزی نمی خواهد و چون شناختن سعادت چیزی فرع شناختن خود آنچیز است؛ یعنی تا خود را نشناسیم نیازمندی های واقعی خود را که سعادت ما در رفع آنها است نخواهیم شناخت: بنابراین لازمترین وظیفه انسان اینست که خود را بشناسد تا بدین وسیله سعادت و خوشبختی خود را درک نموده و با وسائلی که در دست دارد و در رفع نیازمندی های خود بکوشد و عمر گرانمایه را که تنها سرمایه او است برایگان از دست ندهد.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: هر که خود را بشناسد خدا را شناخته است.
و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید: کسیکه خود را بشناسد ببالاترین مرحله معرفت رسیده است.
بعد از آنکه انسان خود را شناخت متوجه می شود که بزرگترین وظیفه اش اینست که گوهر انسانیت خود را گرامی دارد.
چنین گوهر تابناکی را پایمال هوی و هوس ننماید و در بهداشت ظاهری و باطنی خود بکوشد تا بیک زندگی شیرین و لذت بخش جاودانی نائل شود.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید: کسیکه خود را گرامی دارد شهوتهای نفسانی پیش وی پست و ناچیز خواهد شد.
وجود انسان از دو چیز تشکیل یافته است: روان و تن. وظیفه انسان است که در حفظ صحت و استقامت هر دور کن خود بکوشد، و بطوریکه در آئین مقدس اسلام نسبت بهر دو بخش دستورهای دقیق و کافی داده شده است در بهداشت روان و تن خود سعی نماید.
بهداشت جمعی:
پرهیز از مضرات - آئین مقدس اسلام در ضمن یک سلسله مقررات، بهداشت جسمی را بطور کافی تأمین نموده است مانند نهی از خوردن خون و مردار و گوشت بعضی از حیوانات و غذاهای سمی و نهی از نوشیدن مسکرات و آبهای ناپاک؛ پرخوری؛ ضرر زدن ببدن و دستورهای دیگری که این فصل گنجایش تفصیل آنها را ندارد.
حفظ نظافت:
پاکیزگی یکی از مهمترین اصول بهداشت است بهمین سبب در آئین مقدس اسلام اهمیت زیادی باین اصول داده شده است. اهمیتی که در اسلام بپاکیزگی داده شده در هیچ آئین دیگری یافت نمی شود پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است النظافه من الایمان.
اسلام گذشته از اینکه بطور عموم بنظافت و پاکیزگی امر می کند بطور خصوص نیز بهر یکی از نظافتها توصیه می نماید مانند چیدن ناخنهای دشت و پا، ستردن موهای زائد سر و بدن، شستن دستها پیش از غذا و پس از آن، شانه زدن مو مضمضه و استنشاق، روزی چند بار مسواک کردن؛ جاروب کرده خانه، پاکیزه نگاه داشتن راهها و در خانه ها و زیر درختها و مانند اینها.
اسلام گذشته از این دستورها عبادتهائی تشریع کرده که توأم با پاکیزگی و نظافت دائمی است مانند پاک کردن بدن و لباس از نجاستها و روزی چند مرتبه وضو برای نماز و غسلهای گوناگون برای نماز و روزه.
مضمضه و مسواک
دهان انسان که مجرای غذا می باشد بواسطه تناول غذا آلوده می شود و ریزه های غذا در بن دندان ها و سطح زبان و سایر جاهای دهان باقی می ماند و در نتیجه داخل دهان؛ آلوده و بدبو می گردد و گاهی بوسیله تخمیرات و فعل و انفعالاتی شیمیائی که در میان خرده های غذا انجام می گیرد مواد سمی بوجود می آید و با غذا آمیخته شده وارد معده می شود. علاوه بر این تنفس چنین شخصی در میان یک جمع موجب فساد هوای آن مجمع شده دیگران را می آزارد.
از اینرو شرع مقدس اسلام به مسلمانان دستور داده است که هر روز (مخصوصاً پیش از هر وضو) دندانهای خود را مسواک کنند و با آب تمیز مضمضه کرده دهان خود را از آلودگی پاک نمایند.
استنشاق:
تنفس از ضروریات زندگی انسان است و غالباً هوائی که در منطقه های مسکونی انسان می باشد از گرد و غبار و کثافات خالی نیست و البته تنفس با چنین هوائی برای دستگاه تنفس ضرر دارد، برای پیشگیری از این ضرر خدای مهربان در درون بینی انسان موهائی رویانیده که نمی گذارد گرد و غبار به ششها برسد با این حال گاهی بواسطه آنکه گرد و غبار در بینی جمع می شود و موهای بینی از انجام کامل وظیفه خود باز می ماند از این جهت در شرع اسلام دستور داده شده که مسلمانان روزی چند مرتبه پیش از وضو استنشاق کنند و بواسطه کشیدن آب پاک به بینی خود بهداشت مربوط به تنفس خود را حفظ نمایند.
بهداشت روح
تهذیب اخلاق
انسان با وجدان خدادادی خود؛ ارزش اخلاق پسندیده را درک کرده و به اهمیت آن از نظر انفرادی و از نظر اجتماعی پی می برد از این جهت در جامعه بشری کسی پیدا نمی شود که اخلاق نیکو را نستاید و صاحب اخلاق ستوده را محترم نشمارد.
اهمیتی که انسان به اخلاق پسندیده می دهد محتاج به بیان نیست و دستورهای وسیع و دامنه داری که اسلام در اخلاق دارد برای همه کس روشن است خدای متعال می فرماید: و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها سوره شمس آیه 7 - 10.
خلاصه ترجمه: قسم به نفس و به خدائی که آن را آفریده و پس از آن بدیها و خوبی ها را به او فهمانیده؛ رستگار است کسی که خود را از زشتی ها پاکیزه کند، و کسی که در تربیت خویش کوتاهی کند از رستگاری باز مانده است.
تحصیل علم
یکی از صفات پسندیده روحی داشتن علم است و فضیلت و برتری دانا بر نادان از آفتاب روشن تر است.
آنچه انسانرا از سایر حیوانات امتیاز می دهد همانا نیروی عقل و زیور علم است حیوانات دیگر هر کدام طبق ساختمان ویژه خود دارای غریزه های ثابتی هستند که بطور یکنواخت نیازمندی های زندگی خود را مطابق آنها رفع می کنند و هرگز در زندگی آنها امیدی بترقی و تعالی نیست و نمی توانند درهای تازه ئی بروی خود و دیگران باز کنند. تنها انسان است که بواسطه نیروی خرد هر روز معلومات تازه ئی بر معلومات گذشته خود می افزاید و با کشف قوانین طبیعت و ماوراء طبیعت هر زمان ارزش و رونق تازه ای به زندگی مادی و معنوی خود می دهد به ادوار گذشته نظر افکنده برای آینده خود و دیگران پایه گذاری می نماید.
اسلام در تحصیل علم بقدری تأکید فرموده است که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: تحصیل علم بر هر مسلمانی واجب است و نیز می فرماید: بدنبال علم بروید اگرچه در چین باشد و نیز می فرماید: از گهواره تا گور در آموختن دانش بکوشید.
اسلام بشناختن اسرار آفرینش و تفکر در آسمانها و زمین و طبیعت انسان و تاریخ ملل و آثار گذشتگان (فلسفه و علوم ریاضی و طبیعی و غیر آنها) بسیار توصیه می کند و همچنین یاد گرفتن مسائل اخلاقی و شرعی (اخلاق و حقوق اسلامی) و اقسام صنایع که بزندگی انسان سر و صورت می دهد در اسلام بسیار ترغیب و تأکید شده اهمیت علم از نظر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بقدری است که در جنگ بدر وقتی گروهی از کفار بدست مسلمانان اسیر شدند حضرت دستور دادند تا هر یک از اسیران با پرداختن پولهای هنگفتی آزاد شوند فقط عده ئی از اسیران که سواد داشتند از پرداختن آن مقدار معاف شدند بشرط آنکه هر کدام آنان به ده نفر از جوانان مسلمان خواندن و نوشتن بیاموزند.
اهمیت محصل از نظر اسلام:
اهمیت سعی و کوشش در راه رسیدن بهر هدفی باندازه اهمیت همان هدف است و چون هر انسانی با فطرت خدادادی خود اهمیت علم و دانش را در عالم انسانیت از هر چیز بالاتر می داند ارزش محصل بالاترین ارزشها خواهد بود و نظر باینکه اسلام دینی است که بر اساس فطرت استوار است بدون تردید بالاترین ارزشها را به محصل می دهد. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود:
کسیکه در راه تحصیل علم باشد محبوب خدا است.
با اینکه جهاد یکی از پایه های دین است و اگر پیغمبر یا امام دستور جنگ دهد عموم مسلمانان باید در جنگ شرکت کنند کسانیکه مشغول تحصیل علوم دینی هستند از این حکم معافند، و باید پیوسته عده کافی از مسلمانان در مراکز علمی بتحصیل علم بپردازند.
خدای متعال می فرماید:
و ما کان المؤمنون لینفروا کافه فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون سوره توبه آیه 122
خلاصه ترجمه:
مسلمانان نباید همگی برای جهاد بیرون روند بلکه باید از هر فرقه گروهی بسوی مراکز علمی کوچ کرده حقایق دین را بدست آورند و پس از مراجعت، قوم خود را بتعالیم اسلام آشنا سازند.
اهمیت معلم و آموزگار:
از بیانی که در خصوص دانش و دانش پژوه گذشت ارزش آموزگار نیز از نظر اسلام روشن می شود.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید:
هر کس بمن چیزی آموخت مرا بنده خود کرده است.
و باز می فرماید: مردم سه دسته می باشند:
اول عالم ربانی.
دوم آنکه برای نجات خود و دیگران بتحصیل علم می پردازد.
سوم کسانیکه از دانش و خرد عاری هستند ایشان مانند مگسهائی هستند که بسر و صورت چهارپایان می نشینند و با هر بادی که می وزد این سو و آن سو می روند (یا از هر سو بوی کثافتی بشنوند بآن سو می دوند).
وظیفه معلم و شاگرد:
قرآن کریم علم و دانش را حیات و زندگی حقیقی انسان می شناسد چه اگر دانش نبود انسان با جماد و مرده هیچ فرقی نداشت.
بنابراین دانش آموز باید معلم خود را کانونی از زندگی تصور کند که تدریجاً زندگی واقعی خود را از وی دریافت می دارد و از اینجهت باید خود را زنده او بداند و در احترام و تعظیم او کوتاهی نکند و در پذیرفتن تعلیم و تربیت او اگرچه همراه با خشونت و تندی باشد سرسختی نشان ندهد و در حضور و غیبت و زندگی و پس از مرگ او در بزرگداشت وی کوتاهی نکند.
همچنین معلم باید خود را مسؤل زندگی شاگرد بداند و نا هنگامیکه او را بپایه یک انسان زنده و با افتخار نرسانیده خسته نشود و آرام نگیرد.
اگر گاهی دانش آموز از پذیرفتن آموزش و پرورش وی کوتاهی کند دلسرد نشود و اگر در تعلیم و تربیت پیشرفت کند از وی تقدیر نماید و اگر مسامحه کند با تشویق بنشاطش آورد و هرگز روحیه دانش آموز را با گفتار و رفتار خود افسرده نکند.
وظیفه انسان نسبت به پدر و مادر:
پدر و مادر واسطه آفرینش فرزند و تربیت ابتدائی او می باشند بدین سبب در دین مقدس اسلام بالاترین توصیه و تأکید در اطاعت و احترام ایشان وارد شده تا جائیکه خدای متعال در کلام خود پس از ذکر توحید باحسان والدین توصیه فرموده و می فرماید:
و قضی ربک ان لا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا سوره اسری آیه 22.
خلاصه ترجمه: خدای تو فرمان داده است که جز او را نپرستید و بپدر و مادر نیکی کنید.
و در اخباریکه گناهان بزرگ را می شمارد پس از شرک، بدرفتاری نسبت به والدین شمرده شده است.
و نیز خدای متعال در ذیل آیه گذشته می فرماید:
اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهر هما و قل لهما قولا کریما و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه سوره اسری آیه 23.
خلاصه ترجمه:
اگر یکی از پدر و مادر یا هر دوشان سالمند شده و بسن پیری رسیدند به آنان کلمه زننده ئی مگو و بانک برایشان مزن و با احترام با ایشان سخن گوی و با مهربانی در برابرشان بال فروتنی بگستر.
چه خوش گفت زالی به فرزند خویش - چو دیدش پلنک افکن و پیل تن
گر از عهد خردیت یاد آمدی - که بیچاره بودی در آغوش من
نکردی در این روز بر من جفا - که تو شیر مردی و من پیر زن
در دین مقدس اسلام اطاعت پدر و مادر جز در موردیکه بترک یکی از واجبات؛ یا فعل یکی از محرمات امر کنند، واجب است. و بتجربه رسیده است که مردیکه پدر و مادر خود را می رنجانند در زندگی خود خوشبخت و کامروا و بالاخره رستگار نمی شوند.
احترام بزرگان:
احترام پیران سالمند نیز لازم است چنانکه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود تجلیل و احترام پیران تجلیل و احترام خدا است.

وظیفه انسان نسبت بخویشاوندان:

خویشاوندان که بوسیله پدر و مادر انسان رابطه نسبی دارند سبب طبیعی انعقاد اجتماع می باشند و بواسطه اتحاد خون و اشتراک سلول، انسان را جزئی از یک خانواده قرار می دهند. بپاس این اتحا و ارتباط طبیعی اسلام پیروان خود را بصله رحم امر می کند و در قرآن و اخبار پیشوایان دین توصیه های اکیدی در این باره شده است؛
خدای متعال می فرماید:
و اتقوا الله الذی تساءلون به و الارحام ان الله کان علیکم رقیباً سوره نساء آیه 1
خلاصه ترجمه:
از خدائیکه همدیگر را باو قسم می دهید بپرهیزید؛ و خویشاوندان خود را رعایت کنید؛ زیرا خداوند عالم مراقب اعمال شما است.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
من امت خود را به صله رحم سفارش می کنم و اگر در میان خویشاوندان یکسال راه فاصله باشد باید پیوند خویشی را از هم نگسلند.

وظیفه انسان نسبت بهمسایگان:

چون همسایگان بواسطه نزدیکی محل آسایش ارتباط بیشتری با یکدیگر دارند و طبعاً در حکم یک خانواده بزرگتری می باشند خوشرفتاری و بدرفتاری یکی از آنان در همسایه های دیگر بیشتر از سایرین تأثیر خواهد داشت.
کسیکه در خانه خود شب را با هیاهو بروز می رساند بکسی که در آنطرف شهر است آزار نمی رساند ولی از همسایه خود سلب آسایش می کند.
توانگری که در کاخ زیبای خود با عیش و نوش روزگار می گذراند از پیش چشم بینوایان دور دست بدور است ولی هر لحظه بدل همسایه تنگدست خود که در کلبه گلی خزیده، آتش می زند و قطعاً روزی فرا می رسد که کیفر کردار خود را بچشد، از اینرو و در شرع مقدس اسلام رعایت حال همسایه بسیار توصیه شده.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود:
جبرئیل در خصوص همسایه آنقدر بمن سفارش کرد که گمان بردم خدای متعال همسایه را یکی از وراث قرار خواهد داد.
و نیز می فرمود:
کسیکه خدا و قیامت را قبول دارد و هرگز بهمسایه خود ظلم و ستم نمی کند و اگر از وی قرضی بخواهد باو می دهد؛ و در غم و شادی شریک او خواهد بود، و همسایه را اگرچه کافر باشد نباید آزرد.
و باز می فرماید:
کسیکه همسایه خود را بیازارد بوی بهشت را نخواهد شنید و کسیکه حق همسایه را مراعات نکند از ما نیست و کسی که سیر باشد و بداند که همسایه اش گرسنه است و باو چیزی ندهد مسلمان نیست.