فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

حضرت مهدی موعود (دوازدهمین پیشوا)

دستگاه خلافت در زمان امام حسن عسکری (علیه السلام) تصمیم گرفته بود که از هر راهی و بهر وسیله ای باشد جانشین آن حضرت را از بین ببرد و بدین وسیله بمسئله امامت و در نتیجه بمذهب تشیع خاتمه دهد و امام عسکری گذشته از جهات دیگر از این جهت نیز تحت مراقبت قرار داشت.
از اینروی تولد امام عصر (علیه السلام) پوشیده بود و تا شش سالگی که پدر بزرگوارش زنده بود او را از انظار پنهان نگاه می داشتند و بجز عده ای از خواص شیعه کسی آن حضرت را نمی دید.
و پس از شهادت پدر، آن حضرت بامر خدا غیبت صغری اختیار فرمود و توسط چهار نائب خاص که یکی پس از دیگری بشرف نیابت رسیده بودند بسؤالات شیعه جواب می داد و مشکلات ایشان را حل می کرد.
حضرت پس از آن غیبت کبری اختیار فرمود تا زمانیکه بامر خدا ظهور نموده و زمین را با عدل و داد پر کند و پس از آنکه با جور و ستم پر شده باشد.
روایات زیادی از پیغمبر اکرم و ائمه (علیهم السلام) در خصوص آنحضرت و کیفیت غیبت و ظهورش رسیده و شیعه و سنی نقل کرده اند. و همچنین جمع کثیری از بزرگان شیعه در زمان حیات پدر بزرگوارش بخدمت آن حضرت رسیده جمال بیمثالش را مشاهده نموده اند و از پدر بزرگوارش مژده امامت را دریافت داشته اند.
گذشته از اینها در بحث نبوت و امامت باین نتیجه رسیدیم که هرگز جهان بشریت از دین خدا و از امامی که حامل و نگهبان آنست خالی نمی شود.

نتیجه گیری اخلاقی از روش پیشوایان دین

آنچه بطور خلاصه از تاریخ پیامبران خدا و پیشوایان دین بدست می آید اینست که آنان مردانی بودند واقع بین و پیرو حق؛ و جهان انسانیت را بواقع بینی و پیروی حق دعوت می کردند؛ و در اینراه از هیچگونه فداکاری و از خود گذشتگی فروگذاری نمی کردند.
و بعبارت دیگر کوشش داشتند که فرد انسان و جامعه انسانی آنطور که شاید و باید ببار آید، می خواستند مردم بی آنکه نادانی یا یکرشته افکار خرافی در میانشان حکومت نماید با یک سلسله افکار و عقاید صحیح آراسته گردند؛ و بی آنکه دامن پاک انسانیت را بخوی حیوانات لکه دار و آلوده کنند و مانند درندگان و چرندگان جز دریدن همدیگر و پر کردن شکم چیزی نشناسند خوی ویژه انسانی را گرفته در بازار زندگی سرمایه انسانیت را بکار اندازند و بسود انسانیت نقد سعادت را بدست آورند.
یعنی مردمی بودند که سعادت خود را نمی خواستند ولی در راه سعادت جامعه و برای جهان انسانیت وظیفه ای جز این تشخیص نمی دادند.
خیر و سعادت خود را (که انسان جز آن چیزی نمی خواهد) در این دیدند که خیرخواه همه باشند و می خواستند دیگران نیز این چنین باشند، هر کس آنچه را برای خود دوست دارد برای همه دوست داشته باشد و آنچه را برای خود نمی خواهد برای دیگران نیز نخواهد.
در اثر همین واقع بینی و پیروی حق است که این بزرگواران باهمیت این وظیفه عمومی انسان (خیرخواهی) و سایر وظائف جزئی که فروع آن است پی بردند و بصف فداکاری و از خود گذشتگی متصف گردیدند و از بذل جان و مال خود در راه حق کوتاهی ننمودند و ریشه هر صفتی را که با بدخواهی توام است زدند. بمال و جان خود بخل نمی ورزیدند؛ از خودپسندی و لئامت بیزار بودند، دروغ نمی گفتند، بکسی تهمت نمی زدند، و بعرض و جاه دیگران تعرض نمی کردند. توضیح این صفات و آثار آنها را درب بخش اخلاق باید جست.

مشخصات اجمالی