فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

زندگی سه پیشوا: امام محمد تقی (علیه السلام) (نهمین پیشوا) امام علی نقی (علیه السلام) (دهمین پیشوا) امام حسن عسگری (علیه السلام) (یازدهمین پیشوا)

محیط زندگی این سه بزرگوار مشابه هم بود. پس از شهادت امام رضا (علیه السلام) مأمون یگانه فرزند وی امام محمد تقی را ببغداد احضار کرد و از در مهر و ملاطفت پیش آمده دختر خود را بآنحضرت تزویج و با اعزاز تمام پیش خود نگاهداشت.
این رفتار گرچه دوستانه بنظر می رسید اما مأمون با همین سیاست در واقع امام (علیه السلام) را از هر جهت تحت نظر و مراقبت شدید خود درآورده بود.
همین اقامت امام علی النقی و امام حسن عسگری در سامراء که در زمان امامتشان پایتخت خلافت بود در حقیقت عنوان حبس نظری داشت.
مدت امامت این سه بزرگوار رویهم پنجاه و هفت سال است؛ کثرت شیعه در آنزمان که در ایران و عراق و سوریه اقامت داشتند قابل توجه و بالغ بصدها هزار بود، و هزاران رجال حدیث در میان ایشان وجود داشته است. با وجود این؛ احادیثی که از این بزرگواران نقل شده خیلی کم است؛ و نیز مدت عمرشان کوتاه بوده، امام نهم در بیست و پنج سالگی و امام دهم در چهل سالگی و امام یازدهم در بیست و هفت سالگی بشهادت رسیده اند؛ همه این نکات گواهی روشن است بر اینکه کنترل و مراقبت و کارشکنی مخالفین در زمان ایشان بسیار شدید بوده است و این بزرگواران نتوانسته اند وظائف خود را آزادانه انجام دهند، با اینهمه اخبار گرانبهائی در اصول و فروع دین از این سه بزرگوار رسیده است.

حضرت مهدی موعود (دوازدهمین پیشوا)

دستگاه خلافت در زمان امام حسن عسکری (علیه السلام) تصمیم گرفته بود که از هر راهی و بهر وسیله ای باشد جانشین آن حضرت را از بین ببرد و بدین وسیله بمسئله امامت و در نتیجه بمذهب تشیع خاتمه دهد و امام عسکری گذشته از جهات دیگر از این جهت نیز تحت مراقبت قرار داشت.
از اینروی تولد امام عصر (علیه السلام) پوشیده بود و تا شش سالگی که پدر بزرگوارش زنده بود او را از انظار پنهان نگاه می داشتند و بجز عده ای از خواص شیعه کسی آن حضرت را نمی دید.
و پس از شهادت پدر، آن حضرت بامر خدا غیبت صغری اختیار فرمود و توسط چهار نائب خاص که یکی پس از دیگری بشرف نیابت رسیده بودند بسؤالات شیعه جواب می داد و مشکلات ایشان را حل می کرد.
حضرت پس از آن غیبت کبری اختیار فرمود تا زمانیکه بامر خدا ظهور نموده و زمین را با عدل و داد پر کند و پس از آنکه با جور و ستم پر شده باشد.
روایات زیادی از پیغمبر اکرم و ائمه (علیهم السلام) در خصوص آنحضرت و کیفیت غیبت و ظهورش رسیده و شیعه و سنی نقل کرده اند. و همچنین جمع کثیری از بزرگان شیعه در زمان حیات پدر بزرگوارش بخدمت آن حضرت رسیده جمال بیمثالش را مشاهده نموده اند و از پدر بزرگوارش مژده امامت را دریافت داشته اند.
گذشته از اینها در بحث نبوت و امامت باین نتیجه رسیدیم که هرگز جهان بشریت از دین خدا و از امامی که حامل و نگهبان آنست خالی نمی شود.

نتیجه گیری اخلاقی از روش پیشوایان دین

آنچه بطور خلاصه از تاریخ پیامبران خدا و پیشوایان دین بدست می آید اینست که آنان مردانی بودند واقع بین و پیرو حق؛ و جهان انسانیت را بواقع بینی و پیروی حق دعوت می کردند؛ و در اینراه از هیچگونه فداکاری و از خود گذشتگی فروگذاری نمی کردند.
و بعبارت دیگر کوشش داشتند که فرد انسان و جامعه انسانی آنطور که شاید و باید ببار آید، می خواستند مردم بی آنکه نادانی یا یکرشته افکار خرافی در میانشان حکومت نماید با یک سلسله افکار و عقاید صحیح آراسته گردند؛ و بی آنکه دامن پاک انسانیت را بخوی حیوانات لکه دار و آلوده کنند و مانند درندگان و چرندگان جز دریدن همدیگر و پر کردن شکم چیزی نشناسند خوی ویژه انسانی را گرفته در بازار زندگی سرمایه انسانیت را بکار اندازند و بسود انسانیت نقد سعادت را بدست آورند.
یعنی مردمی بودند که سعادت خود را نمی خواستند ولی در راه سعادت جامعه و برای جهان انسانیت وظیفه ای جز این تشخیص نمی دادند.
خیر و سعادت خود را (که انسان جز آن چیزی نمی خواهد) در این دیدند که خیرخواه همه باشند و می خواستند دیگران نیز این چنین باشند، هر کس آنچه را برای خود دوست دارد برای همه دوست داشته باشد و آنچه را برای خود نمی خواهد برای دیگران نیز نخواهد.
در اثر همین واقع بینی و پیروی حق است که این بزرگواران باهمیت این وظیفه عمومی انسان (خیرخواهی) و سایر وظائف جزئی که فروع آن است پی بردند و بصف فداکاری و از خود گذشتگی متصف گردیدند و از بذل جان و مال خود در راه حق کوتاهی ننمودند و ریشه هر صفتی را که با بدخواهی توام است زدند. بمال و جان خود بخل نمی ورزیدند؛ از خودپسندی و لئامت بیزار بودند، دروغ نمی گفتند، بکسی تهمت نمی زدند، و بعرض و جاه دیگران تعرض نمی کردند. توضیح این صفات و آثار آنها را درب بخش اخلاق باید جست.