فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

آیاروش امام حسن و امام حسین مختلف بود؟

اگرچه روش این دو پیشوای معظم که بنص پیغمبر اکرم امام بحق هستند بظاهر مختلف بنظر می رسد حتی بعضی گفته اند: اختلاف نظر این دو برادر باندازه ای شدید بود که یکی با داشتن چهل هزار مرد جنگی تن در صلح داد و دیگری با چهل نفر از یاران و اصحاب (غیر از خویشان) بجنگ برخاست و تا بچه شیرخوار خود را در این راه داد.
ولی بررسی دقیق خلاف این نظر را بثبوت می رساند زیرا ما می بینم چنانکه امام حسن (علیه السلام) تقریباً نه سال و نیم در سلطنت معاویه بسر برد و دم از مخالفت علنی نزد امام حسین (علیه السلام) نیز پس از شهادت برادر تقریباً نه سال و نیم در سلطنت معاویه زندگی نمود و یادی از نهضت نکرده قد بمخالفت علم نفرمود.
پس ریشه حقیقتی این اختلاف روش ظاهری را از اختلاف روش معاویه و یزید باید جستجو کرد، نه از اختلاف نظر این دو پیشوای معظم.
روش معاویه روشی نبود که روی اساس بی بند و باری استوار شده باشد و با مخالفت علنی خود احکام دین را بسخریه بگیرد.
معاویه خود را یک مرد صحابی و کاتب وحی معرفی می کرد و بواسطه خواهر خود (که زوجه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ام المومنین بود) خال المؤمنین نامیده میشد؛ و مورد توجه و عنایت شدید خلیفه دوم بود و عامه مردم اعتماد کامل و ارادت خاصی نسبت به خلیفه داشتند.
علاوه بر این غالب صحابه پیغمبر را که مورد احترام و تعظیم مردم بودند (مانند ابوهریره، عمروعاص، سمره؛ بسر؛ مغیره بن شعبه و غیر آنها) بحکومت ولایات و سایر کارهای حساس کشوری گماشته بود که حسن ظن مردم را نسبت بوی جلب می کردند و روایات زیادی میان مردم در فضائل آنان و مصونیت دینی صحابه و اینکه هر کاری کنند معذورند نقل میشد. و در نتیجه معاویه هر کاریکه می کرد اگر قابل تصحیح و توجیه می شد، و اگرنه با بذل و بخششهای سنگین؛ دهان معترض را می بست و در جائیکه این وسایل کارگر نبود بدست همین همدستان و هواخواهان؛ مخالف را از میان می برد چنانکه بدست همین هواخواهان صحابی وی، دهها هزار بیگناه از شیعیان علی (علیه السلام) و از سایر مسلمانان و حتی جمعی از صحابه پیغمبر کشته شدند.
معاویه در همه کارها قیافه حق بجانبی خود می گرفت و با بردباری و شکیبائی مخصوص پیش می رفت؛ و با ملاطفت خاصی محبت و طاعت مردم را بخود جلب می کرد و حتی گاهی دشنام می شنید و ستیزه می دید ولی با خوشروئی و بخشش پاسخ می داد و در چنین زمینه ای سیاست خود را اجراء می کرد.
از امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) احترام ظاهری بعمل می آورد.
و از سوی دیگر اعلان عمومی می کرد که هر کس حدیثی در مناقب اهل بیت (علیهم السلام) نقل کند هیچگونه مصونیت مالی و عرضی و جانی ندارد و هر که حدیثی در مناقب صحابه نقل کند جایزه دریافت خواهد داشت:
و دستور می داد که خطیبان در منابر مسلمانان، علی (علیه السلام) را (بطور الزام) دشنام دهند و به امروی هواخواهان آنحضرت را هر جا می جستند می کشتند و در اینکار باندازه ای زیاده روی کردند که جمع کثیری را که از دشمنان آنحضرت بودند بتهمت دوستی از میان بردند.
از این بیان بدست می آید که قیام امام حسن (علیه السلام) جز بضرر اسلام تمام نمی شد و جز اینکه خون وی و یاران وی بهدر رود اثر نمی بخشید، و حتی دور نبود که در اینصورت معاویه بدست کسان آنحضرت وی را بکشد و پس از آن برای تسکین افکار عمومی در عزای وی گریبان چاک زند و بقمام خونخواهی درآمده قصاص انتقام وی را از شیعیان بکشد چنانکه نظیر همین معامله را با عثمان نمود(48).
ولی روش سیاسی یزید هیچگونه شباهتی با روش پدرش نداشت وی جوانی بود خودپسند و بی بند و بار، منطقی جز زور نداشت؛ و بافکار عمومی کمترین اهمیتی نمی داد.
یزید لطمه هائی که پس پرده باسلام وارد میشد در حکومت کوتاه خود یکباره آشکار کرد و پرده را درید.
در سال اول حکومت خود خاندان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را از دم شمشیر گذرانید.
و در سال دوم شهر مدینه را خراب کرد و سه روز عرض و جان و مال مردم را بلشکریان خود مباح نمود.
و در سال سوم کعبه را خراب کرد.
و از همین جهت نهضت حسینی در افکار مردم جای گرفت و روز بروز اثرش عمیق تر و بارزتر گردید و در ابتداء امر بشکل انقلابات خونین ظهور نمود و بالاخره جمعیت عظیمی را از مسلمانان بعنوان هواخواهان حق و خقیقت و دوستان اهلبیت بوجود آورد.
و از همین نظر بود که معاویه در ضمن وصیتهای خود به یزید سفارش اکید نمود که کاری بکار حسین (علیه السلام) نداشته متعرض حالش نشود؛ ولی آیا سرمستی و خودپسندی بیزید اجازه میداد که نفع خود را از ضرر تمیز دهد.

حضرت امام سجاد (علیه السلام) چهارمین پیشوا

روش امام سجاد (علیه السلام) در مدت امامت خود بدو بخش جداگانه تقسیم می شود که جمعاً بروش عمومی امامان منطبق می گردد، زیرا آن حضرت در واقعه جانگدار کربلا همراه پدر بزرگوار خود بود و در نهضت حسینی شرکت داشت و پس از شهادت پدر که باسارت درآمد و از کربلا به کوفه و از کوفه بشام برده شد در طول مدت اسیری هرگز تقیه نداشت و بی محابا حق و حقیقت را اظهار می کرد و در مواقع مقتضی بوسیله سخنرانیها و بیاناتی که ایراد می نمود حقانیت خاندان رسالت و مفاخر آنان را گوشزد خاص و عام می فرمود، و مظلومیت پدر بزرگوار خود، و فجایع و ستم کارانه و بیرحمانه بنی امیه را آفتابی کرده و طوفانی از احساسات و عواطف مردم برپا می ساخت.
ولی پس از آنکه از اسیری رهائی یافته بمدینه برگشت و محیط جانبازی بمحیط آرامش تبدیل یافت؛ گوشه خانه را گرفته در بروی بیگانگان بست و به عبادت حق مشغول گشت و بی سر و صدا به ترتیب افرادی که پیروان حق و حقیقت بودند پرداخت.
آنحضرت در ظرف سی و پنج سال مدت امت خود بطور مستقیم و غیر مستقیم گروه بیشماری را پرورش داده معارف اسلامی را در قلوبشان جای داد.
تنها دعاهائی که آنحضرت در محراب عبادت با لهجه آسمانی خود انشاء کرده و بوسیله آنها با خدای کارساز بمقام راز و نیاز برآمده است مشتمل بر یک دوره کامل از معارف عالیه اسلامی می باشد. و این دعاها جمع آوری و بنام صحیفه سجادیه معروف شده است.

حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) پنجمین پیشوا

در زمان امامت امام محمد باقر (علیه السلام) زمینه برای نشر علوم دینی تا اندازه ای فراهم شد زیرا در اثر فشار بنی امیه احادیث فقه اهل بیت از دست رفته بود و با اینکه برای احکام، هزارها حدیث لازم است حتی از اخباریکه از پیغمبر اکرم بوسیله صحابه نقل شده بیش از پانصد حدیث باقی نمانده بود.
خلاصه اینکه در آن ایام در نتیجه واقعه جانگداز کربلا و در اثر مساعی سی و پنجساله امام سجاد (علیه السلام) گروه انبوهی از شیعه بوجود آمده ولی از فقه اسلامی تهیدست بودند.
و چون سلطنت بنی امیه در اثر اختلافات داخلی و تن پروری و بی کفایتی رجال دولت رو بضعف نهاده روزبروز آثار سستی در پیکر آن ظاهر میشد؛ امام پنجم از فرصت استفاده فرموده بنشر علوم اهل بیت و فقه اسلامی پرداخت و دانشمندان زیادی از مکتب خویش تحویل جامعه داد.