فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

تعیین امامان:

امامت علی (علیه السلام) چنانکه معلوم شد از جانب خدای متعال و بنص پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و همچنین در خصوص امامان دیگر که پس از آن حضرت بودند هر امامی امام بعد از خود را بامر خدا بمردم معرفی نمود چنانکه امیرالمؤمنین که امام اول و پیشوای نخستین مسلمانان بود هنگام درگذشت؛ امامت فرزندش امام حسن (علیه السلام) را تصریح فرمود و امام حسن (علیه السلام) نیز هنگام وفات، امامت برادرش امام حسین را و بهمین ترتیب قرار تا امام دوازدهم.
گذشته از نص هر امام بر امام دیگر، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز (بموجب روایات زیادی که از عامه و خاصه رسیده است) بدوازده نفر بودن امامان و حتی در برخی از این روایات بنامهای امامان تصریح فرموده است.

سیری کوتاه در زندگی امامان

حضرت علی (علیه السلام) (اولین پیشوا)

حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) اولین نمونه کاملی است از تعلیم و تربیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم).
علی (علیه السلام) از اوان کودکی در دامن پیغمبر اکرم پرورش یافته بود، و پس از آن تا آخرین لحظات زندگی آنحضرت مانند سایه بدنبال وی بود و پروانه وار پیوسته بدور شمع وجودش می گشت و آخرین لحظه های که آن حضرت مفارقت کرد لحظه ای بود که جسد پاک او را در بغل گرفته بخاک سپرد.
علی (علیه السلام) شخصیت جهانی دارد و بجرات می توان گفت که بحث و گفتگویی که در مورد این شخصیت بزرکگ شده، در مورد هیچیک از شخصیت های بزرگ جهان نشده است، دانشمندان و نویسندگان شیعه و سنی و مسلمان و غیر مسلمان بیش از هزار کتاب در اطراف شخصیت وی نوشته اند.
با اینهمه بحث و کنجکاوی بیرون از شمار که دوست و دشمن در خصوص آن حضرت کرده اند؛ کسی نتوانسته است نقطه ضعفی در ایمان آنحضرت پیدا کند یا در شجاعت و عفت و معرفت و عدالت و سایر اخلاق پسندیده وی خرده ای گیرد زیرا وی شخصی بود که جز فضیلت و کمال چیزی نمی شناخت و هم جز فضیلت و کمال چیزی در بر نداشت.
علی (علیه السلام) بشهادت تاریخ در میان همه زمامداران که از روز رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تاکنون بمسند حکمرانی مسلمانان تکیه زده اند تنها کسی است که در مدت زمامداری خود در جامعه اسلامی با سیرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتار نمود و سر موئی از روش آن حضرت منحرف نشد و قوانین و شرایع اسلام بهمان شکل که در حیات پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اجرا میشد بدون کمترین دخل و تصرف اجرا نمود.
در قضیه شورای شش نفری برای تعیین خلیفه که پس از در گذشت خلیفه دوم طبق دستور وی منعقد شده بود بعد از گفتگوی زیاد امر خلافت میان علی (علیه السلام) و عثمان مردد شد خلافت را بعلی (علیه السلام) عرضه داشتند باین شرط که میان مردم با سیرت خلیفه اول و دوم رفتار کند آنحضرت نپذیرفته فرمود من از علم خود قدم فراتر نمی گذارم.
پس بعثمان بهمان شرط عرضه داشتند وی پذیرفت و خلافت را برد اگرچه پس از خلافت سیرت دیگری اتخاذ کرد.
علی (علیه السلام) در جانبازیها و فداکاریها و از خود گذشتگی هائی که در راه حق نموده در میان یاران پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رقیب ندارد. هرگز نمی توان انکار کرد که اگر این پیشتاز از خود گذشته اسلام نبود کفار و مشرکین در شب هجرت و پس از آن در هر یک از جنگهای بدر و احد و خندق و خیبر و حنین نور نبوت را به آسانی خاموش کرده و پرچم حق را سرنگون ساخته بودند.
علی (علیه السلام) در نخستین روزیکه پای درمحیط اجتماع گذاشت زندگی بسیار ساده ای داشت و در زمان حیات پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و پس از رحلت و حتی در ایام خلافت پر عظمت خود در زی فقرا و با افتاده ترین وضعی زندگی میکرد در خوراک و پوشاک و مسکن از بی بضاعت ترین افراد امتیازی نداشت و می فرمود:
زمامدار یک جامعه باید طوری زندگی کند که مایه تسلی افراد نیازمند و پریشانحال باشد نه موجب حسرت و دلشکستگی آنان.
علی (علیه السلام) برای رفع نیازمندی های زندگی کار می کرد و بویژه به فلاحت علاقه داشت و بدرختکاری و استخراج قنوات می پرداخت ولی هر چه از این راه بدست می آورد یا از غنائم فراوان جنگی عایدش می شد میان فقرا قسمت می کرد و املاکی را که آباد می کرد وقف می نمود یا فروخته پول آنرا به نیازمندان می رسانید، در ایام خلافت خود یکسال دستور داد که عوائد اوقات وی را اول پیش خودش بیاورند بعد بمصرف برسانند وقتیکه عوائد نامبرده جمع شد بیست و چهار هزار دینار طلا بود.
علی (علیه السلام) در آنهمه جنگها که شرکت نمود با حریفی دست بگریبان نشد مگر اینکه او را از پای درآورد و هرگز بدشمنی پشت نکرد و می فرمود: اگر همه عرب بمخالفت و جنگ من برخیزند خود را نبازم و باکی ندارم.
علی (علیه السلام) با چنین شجاعت و دلاوری که تاریخ شجاعان جهان رقیب و قرینی برای آن یاد نکرده است بی اندازه مهربان و با عطوفت و جوانمرد و با فتوت بود، در جنگها زنان و کودکان و ناتوانان را نمی کشت، و اسیر نمی گرفت، و فراریان را تعقیب نمی کرد.
در جنگ صفین لشکریان معاویه سبقت گرفته شریعه فرات را اشغال کردند و آب را بروی لشکریان آنحضرت بستند آنحضرت با جنگ خونینی شریعه را گرفت پس از آن امر کرد که راه آب را بروی دشمن باز گزارند.
در زمان خلافت، بی حاجب و دربان همه کس را بحضور می پذیرفت و تنها و پیاده راه می رفت و در کوچه و بازار می گشت و مردم را بملازمت تقوی امر و از تعدی بهمدیگر باز می داشت و با مهربانی و فروتنی بدرماندگان و بیوه زنان کمک می نمود و یتیمان بی پناه را در منزل خود نگهداشته شخصاً بحوائج زندگی آنان قیام می کرد و به تربیتشان می پرداخت.
علی (علیه السلام) بعلم و دانش ارزش زیاد می داد و بنشر معارف عنایت مخصوصی داشت و می فرمود:
هیچ دردی مانند نادانی نیست.
در جنگ خونین جمل مشغول آراستن صفهای لشکر خود بود که عربی پیش آمده معنای توحید را پرسید مردم از هر یو بمرد عرب تاخته پرخاش کردند که این چنین ساعتی نه وقت اینگونه سؤال و بحث است؛ آن حضرت مردم را از اعرابی دور کرد و فرمود:
ما با مردم برای زنده کردن همین حقایق می جنگیم.
آنگاه اعرابی را پیش طلبیده در حالیکه به آراستن صفها می پرداخت با بیانی جذاب مسئله را برای وی تشریح نمود.
نظیر این قصه را که حکایت از یک انضباط دینی و نیروی خدائی شگفت آور آنحضرت می کند در جنگ صفین نیز نقل کرده اند در حالی که دو لشکر مانند دو دریای خروشان بهم ریخته و سیل خون از هر سو جاری بود بیکی از سربازان خود رسیده آبی برای نوشیدن خواست.
سرباز نامبرده کاسه ای چوبین درآورد و پر از آب کرده تقدیم داشت، آن حضرت در کاسه ترکی مشاهده نمود فرمود:
نوشیدن آب در چنین ظرفی در اسلام مکروه است:
سرباز عرض کرد:
در چنین حالی که در زیر باران تیر و برق هزاران شمشیر ایستاده ایم مجالی برای این دقت نیست.
پاسخی که شنید خلاصه اش این بود که ما برای اجرای همین مقررات دینی می جنگیم؛ و مقررات بزرگ و کوچک ندارد.
آنگاه دو دست خود را پیش آورده جمع کرد و فرمود تا کاسه آب را بدستش خالی کرد و نوشید.
علی (علیه السلام) نخستین کسی است که پس از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حقایق علمی بطرز تفکر فلسفی یعنی استدلال آزاد سخن گفت و اصطلاحات علمی زیادی وضع کرد و برای حفظ قرآن کریم از غلط و تحریف قواعد دستور زبان عربی (علم نحو) را وضع و تنظیم نمود.
دقایق علمی و معارف الهی و مسائل اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و حتی ریاضی که در سخنرانیها و نامه و سایر بیانات شیوای آنحضرت بدست ما رسیده موجود است حیرت آور می باشد.