فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

خلاصه و نتیجه:

از بیان گذشته بدست آمد که حکومتهای اسلامی معاصر اهل بیت (علیهم السلام) بحسب مصلحت وقت در احکام و قوانین اسلام تصرفاتی می کردند و در اثر شعاع همین تصرفات سیرتشان با سیرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کاملا مغایرت داشت، ولی اهل بیت (علیهم السلام) طبق دستور قرآنی احکام سیرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را برای همیشه لازم می دیدند.
باقتضای همین اختلاف و تضاد بود که حکومتهای نیرومند معاصر در خرد کردن اهل بیت (علیهم السلام) هیچگونه فروگذاری نمی کردند و برای خاموش کردن نورشان بهر وسیله ای که ممکن بوده دست می زدند.
اهل بیت (علیه السلام) نیز طبق مأموریت خدائی خود با اینکه پیوسته با مشکلات فراوانی روبرو و بدشمنان سرسخت و شومی گرفتار بودند بدعوت و تبلیغ حقایق دین می پرداختند و در تربیت و تعلیم افراد صالح از پا نمی نشستند.
از برای درک این مطلب کافی است که با تاریخ مراجعه نموده کثرت جمعیت شیعه را در پنجسال زمان خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) ملاحظه نمائیم؛ زیرا با کمی تأمل خواهیم فهمید که این جمعیت در همان بیست و پنجسال ایام گوشه گیری آن حضرت تهیه شده بودند؛ و همچنین سیل گروه شیعه که بدر خانه حضرت باقر (علیه السلام) سرازیر می شد تربیت یافتگان بی سر و صدای حضرت سجاد (علیه السلام) بودند، و همچنین صدها شیعه و دوستان اهلبیت که دلبسته حضرت رضا (علیه السلام) بودند خوشه چینان حقایقی بودند که حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) حتی در گوشه زندان های تاریک بنشر آنها می پرداخت.
و بالاخره در اثر تعلیم و تربیت مداوم اهل بیت (علیهم السلام) شیعه که روز رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عده ناچیزی بودند در اواخر عصر ائمه (علیه السلام) بیک شماره دهشت آوری بالغ شدند.

نکته استثنائی در روش اهلبیت:

اهلبیت پیغمبر چنانکه گفته شد دوران زندگی خود را با مظلومیت و محکومیت گذرانیدند و وظایف محوله خود را در محیط تقیه و در شرایطی بسیار سخت انجام دادند فقط در میانشان از چهار نفر در مدت بسیار کوتاهی رفتاری استثنائی یعنی آزادانه و بی تقیه مشاهده می شود و ما بهمین مناسبت باجمالی از تاریخ زندگانی و رفتار شخصیتهای نامبرده - عبارتند از علی و فاطمه و حسین (علیه السلام) اشاره می نمائیم:

فضائل اهل بیت:

عامه و خاصه از زبان پاک پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هزاران حدیث در مناقب آن حضرت و اهل بیت نقل نموده اند و ما بذکر سه منقبت از مناقب اهل بیت پیغمبر که آن حضرت پیشروایشان است می پردازیم.
1 - در سال ششم هجری نصارای شهر نجران عده ای از بزرگان و دانشمندان خود را انتخاب کرده بمدینه فرستادند.
هیئت فرستادگان نخست با پیغمبر اکرم بمناظره و محاجه پرداختند ولی محکوم و مغلوب شدند و از جانب خدای متعال آیه مباهله نازل شد:
فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابناءکم و نسائنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین سوره آل عمران آیه 61.
خلاصه ترجمه:
پس از این حجتهای روشن که در دست داری اگر باز کسی در این باره با تو محاجه کند بگو بیا خودمان و زنان و فرزندان خودمان را جمع کنیم و دروغگویان را نفرین کرده از خدای متعال برای آنان لعنت و عذاب بخواهیم.
بر طبق امر و دستور این آیه، پیغمبر اکرم به هیئت نجرانیان پیشنهاد مباهله فرمود بدین ترتیب که خود و زنان و فرزندانشان حاضر شده دروغگویان را نفرین کنند تا خدای متعال برای آنان عذاب فرستد.
هیئت نجرانیان پیشنهاد مباهله را پذیرفته فردای همان روز را موعد قرار دادند؛ فردا جمع کثیری از مسلمانان و همچنین هیئت نجرانیان منتظر بیرون آمدن پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند تا ببینند با چه تشریفاتی بیرون خواهد آمد و ژه کسانیرا با خود بمباهله خواهد آورد.
دیدند پیغمبر اکرم در حالیکه حسین (علیه السلام) را در بغل دارد و با دستی حسن (علیه السلام) را کرفته و بدنبال آنحضرت دخترش فاطمه علیها السلام و بدنبال وی علی (علیه السلام) می آید بیرون آمد؛ پیغمبر اکرم بهمراهان گرامی خود دستور می داد که وقتی من دعا کردم شما آمین بگوئید.
مشاهده این هیئت نورانی که از سر تا پای آن حقانیت و واقعیت هویدا بود و به هیچ پناهگاهی جز خدای متعال پناهنده نبودند پشت هیئت نجرانیان را بلرزه درآورد، رئیس ایشان بیاران خود گفت:
بخدا قسم صورتهائی می بینم که اگرچه متوجه درگاه خدا شوند همه نصارای روی زمین را هلاک می کنند، این بود که پیش پیغمبر اکرم آمدند و تقاضا کردند تا آنانرا از مباهله معذور دارد.
آن حضرت فرمود: پس اسلام بیاورید.
گفتند: از اسلام نیز معذوریم.
فرمود: پس با شما می جنگیم.
گفتند: توانائی جنگ با مسلمانان را نداریم ولی سالیانه مالیاتی می پردازیم و در پناه اسلام زندگی می کنیم.
بدین ترتیب اختلاف خاتمه یافت.
نتیجه داستان:
همراه آمدن حضرات علی و فاطمه حسنین (علیهم السلام) با پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در جریان مباهله روشن شد که مصداق ابنائنا و نسائنا و انفسنا در آیه کریمه جز پیغمبر و علی و فاطمه و حسن و حسین کسی دیگر نبوده است؛ بعبارت دیگر اینکه پیغمبر اکرم می فرمود: خودمان خودش و علی علیهما السلام منظور بوده است و اینکه می فرمود زنان ما فاطمه علیها السلام مقصود بوده و اینکه می فرمود: فرزندان ما حسنین را اراده کرده بود.
و از اینجا با کمال وضوح بدست می آید که علی بمنزله خود پیغمبر اکرم می باشد و نیز روشن می شود که اهلبیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) چهار تن بوده اند اهلبیت هر کس کسانی هستند که به تعبیر متعارف از ایشان با کلمه خودمان و زن و بچه مان تعبیر می شود و اگر جز ایشان کسی دیگر داخل اهلبیت بود پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آنها را نیز برای مباهله می آورد.
از همین جا باید بعصمت این چهار تن قضاوت کرد زیرا خدای متعال بطعارت و عصمت اهلبیت پیغمبر اکرم شهادت می دهد انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً سوره احزاب آیه 33.
خلاصه ترجمه: خداوند محققاً می خواهد از شما خاندان نبوت هر پلیدی را ببرد و شما را پاک و پاکیزه بدارد.
2 - بطوریکه عامه و خاصه نقل کرده اند پیغمبر فرموده است که مثل اهل بیتی کمثل سفینه نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق خلاصه ترجمه: مثل اهلبیت من مثل کشتی نوح است که هر کس سوارش شد نجات یافت و هر کس از آن تخلف کرد غرق شد.
3 - پیغمبر اکرم در روایت متواتر دیگری که عامه و خاصه روایت کرده اند می فرماید:
انی تارک فیکم الثقلین: کتاب الله و عترتی و اهل بیتی لن یفترقاً حتی یردا علی الحوض ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی.
خلاصه ترجمه: من در میان شما دو چیز گرانبها که هرگز از هم جدا نخواهند شد بیادگار می گذارم آن دو چیز کتاب خدا و اهل بیت من می باشند؛ تا زمانیکه باین دو یادگار مهم چنگ زده پناه ببرید گمراه نخواهید شد.