آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

سیرت عمومی امامان

دوازده امام پس از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دویست و پنجاه سال در میان مردم بودند، ولی از روز نخستین که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رحلت فرمود مخالفانی برای ایشان پیدا شد که بهر وسیله بود کرسی خلافت را غصب نموده مسیر طبیعی دین را منحرف ساختند. گذشته از این دسته مخالف نامبرده پیوسته برای تحکیم موقعیت؛ حفظ حکومت خویش از هر خطر احتمالی؛ در خاموش کردن نور اهلبیت پیغمبر از هر وسیله استفاده می نمودند و بهر بهانه ای بود در فشار و شکنجه و آزار و بالاخره از بین بردن آنان می کوشیدند. بدین ترتیب ائمه هدی هرگز نمی توانستند با صلاحات عمومی؛ پردازند، یا معارف و قوانین اسلام و سیرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را در جامعه اسلامی بطور همگانی گسترش دهند.
حتی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در خلافت ظاهری پنج ساله خود بواسطه اختلافات داخلی و مدعیان مانند طله و زبیر و عایشه و معاویه و متنفذین دیگر از صحابه رسول خدا که اخلالگری نموده از هر سو جنگهای خونین راه می انداختند، نتوانست هدفهای عالی خود را دنبال نموده بطوری که دلش می خواست اصلاحاتی کند.
این است که ائمه هدی بحسب مسئولیتی که در پیشگاه خدای متعال داشتند و وظیفه ای که بعهده شان بود از تعلیم و تربیت هنگانی در جامعه؛ به آموزش و پرورش افراد خصوصی و از اصلاحات عمومی به امر معروف و نهی از منکر (در حدود امکان) تنزل کرده قناعت ورزیدند. یعنی بجای اینکه در معارف و قوانین دینی سخن حق را علناً در جامعه منتشر سازند و زمام امور را بدست گرفته چرخ زندگی جامعه را روی مصالح دینی بگردش درآورند، چون تمکن نداشتند ناگزیر بتعلیم و تربیت افراد مستعد و صلاحیتدار پرداختند، و نسبت بمردم و حکومتهای وقت امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند تا بدینوسیله دین را از فنا و اضمحلال کلی نگهدارند و آئین روشن خدائی تدریجاً بنورافشانی بی سر و صدای خود ادامه دهد و روزی باز بحالت اولی خود برگشته و جهان را روشن گرداند.
این حقیقت با بررسی روشی که هر یک از ائمه هدی در زمام امامت و در محیط زندگی خود پیش گرفته کاملاً روشن است؛

اهلبیت پیغمبر اکرم:

در عرف و لغت اهل بیت و خانواده مرد بکسانی گفته میشود که اعضاء جامعه کوچک منزل وی می باشند مانند زن پسر و دختر و خدمتکار که جمعاً در شعاع زندگی مرد صاحبخانه زندگی می کنند.
و گاهی در کعنی اهل بیت تعمیم داده این کلمه را در خویشاوندان نزدیک مانند پدر و مادر و برادر و خواهر و فرزند و عمو و عمه و دائی و خاله و فرزندان آنها استعمال می کنند.
ولی مراد از اهل بیت پیغمبر در کتاب سنت هیچ یک از این دو معنی عرفی نیست؛ زیرا طبق روایات متواتره که از طرق عامه و خاصه وارد شده اهل بیت نامی است موهبتی که بحضرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرات علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام)، اختصاص دارد و بنابراین اهل خانه و خویشاوندان دیگر پیغمبر اکرم (با اینکه بحسب عرف و لغت اهل بیت شمرده می شوند) اهل بیت باین معنی نیستند حتی خدیجه کبری که گرامی ترین زنان پیغمبر اکرم و مادر فاطمه علیها السلام است و همچنین ابراهیم که پسر صلبی آن حضرت می باشد و بزرگترین افتخار را دارد داخل اهل بیت نیستند.
آری بموجب همین روایات و روایات دیگری نه امام از دوازده امام که فرزندان امام حسین (علیه السلام) و از نسل او هستند از اهل بیت می باشند بنابراین اهل بیت همان چهارده معصوم هستند و معمولا اهل بیت پیغمبر بسیزده تن که بعد از پیغمبر اکرم و عترت آن حضرتند گفته می شود.
هل بیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در اسلام فضائل و مناقب زیاد و مقامات غیر قابل معارضه و رقابت دارند که مهمترین آنها دو مقام است:
1 - بموجب آیه شریفه: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً سوره احزاب آیه 33. مقام عصمت و طهارت را دارند و بمقتضای این مقام هرگز گناه از ایشان سر نمی زند.
2 - بموجب حدیث نبوی متواتر تقلین که سابقاً نیز اشاره شد، عترت همیشه با قرآن هستند و هرگز جدائی میانشان و میان کتاب خدا نمی افتد و در نتیجه در فهم معانی قرآن کریم و مقاصد دین مبین دچار خطا و لغزش نمی شوند.
و لازم این دو مقام آنست که قول و فعل اهل بیت (علیهم السلام) در اسلام حجت باشد (چنانکه عقیده شیعه همین است).

سیرت عمومی اهل بیت (علیهم السلام):

اهل بیت (علیهم السلام) نمونه های کامل تعلیم و تربیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشند و سیرت ایشان همان سیرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
البته در مدت دویست و پنجاه سال (از سال یازدهم هجری که سال رحلت پیغمبر اکرم است تا سال دویست و شصت هجری سال غیبت حضرت حجت) که ائمه هدی (علیهم السلام) با مردم محشور بودند محیطهای مختلفی از زندگی پیش آمده است که طرز زندگی حضرات ائمه را در شکلهای مختلف نمودار ساخته ولی هدف اصلی از روش پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که عبارت بود از حفظ اصول و فروع دین از تغییر و تبدل، و تعلیم و تربیت مردم تا حد امکان هرگز رها نکردند.
پیغمبر اکرم در مدت بیست و سه سال دعوت خود سه مرحله از زندگی را طی فرمود زیرا سه سال از اول بعثت را دعوت پنهانی می کرد، و ده سال بعد از آن را دعوت علنی داشت ولی خودش و پیروانش در زیر سخت ترین شکنجه و آزار جامعه زندگی می کردند و هیچگونه آزادی عمل که در اصلاح جامعه اثر روشنی بخشد نداشتند، و ده سال دیگر که پس از هجرت می باشد آنحضرت در محیطی بود که هدف آن زنده کردن حق و حقیقت بود و اسلام پاک روز بروز به پیشرفت فاتحانه خود ادامه می داد و هر لحظه در تازه ای از دانش و کمال بروی مردم باز می شد.
البته روشن است که این سه محیط مختلف اقتضاهای مختلف خواهد داشت و سیرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که هدفی جز زنده کردن حق و حقیقت نداشت بشکلهای گوناگون جلوه خواهد داد.
محیطهای گوناگون که با زمان ائمه هدی مصادف بودند روی هم رفته بی شباهت بزمان دعوت پیش از هجرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نبود؛ گاهی مانند سه سال اول بعثت به هیچوجه تظاهر بحق امکان پذیر نبود و امام با نهایت احتیاط بوظیفه خود رفتار می کرد چنانکه زمان امام چهارم و آخر زمان امام ششم علیهما السلام همین اقتضا را داشت و گاهی مانند ده سال قبل از هجرت که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مکه بدعوت علنی می پرداخت و از هر جهت خودش و پیروانش در زیر فشار کفار نمی توانستند قد علم کنند، اما نیز بتعلیم معارف دین و نشر احکام می پرداخت، ولی متنفذان وقت تا می توانستند از شکنجه و آزار فروگذار نمی کردند و هر روز مشکل تازه ای بوجود می آوردند.
آری محیطی که تا اندازه ای شباهت بمحیط بعد از هجرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داشته باشد همان محیط پنجساله خلافت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و کمی از محیط زندگی حضرت فاطمه و امام حسن (علیه السلام) و محیط کوچک و چند روزه امام حسین و یاران وی بود که حق و حقیقت بی پرده جلوه می کرد و مانند آئینه پاکی وضع عمومی زمان پیغمبر اکرم را نشان می داد.
بطور خلاصه می توان گفت که ائمه هدی جز آنکه اشاره رفت هرگز قدرت نداشتند با حکمرانان و فرمانروایان وقت مخالفت اساسی و علنی کنند و از اینروی ناگزیر بودند که در گفتار و رفتار خود طریقه تقیه پیش گیرند و بهانه ای بدست حکومتهای وقت ندهند؛ با اینهمه دشمنانشان از هر جا می شد بهانه هائی تراشیده در خاموش کردن انوار و از میان بردن آثارشان می کوشیدند.