فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

نامهای امامان

1 - حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
2 - حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
3 - حضرت امام حسین سید الشهداء (علیه السلام)
4 - حضرت امام سجاد (علیه السلام)
5 - حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)
6 - حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)
7 - حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام)
8 - حضرت امام رضا (علیه السلام)
9 - حضرت امام محمد تقی (علیه السلام)
10 - حضرت امام علی النقی (علیه السلام)
11 - حضرت امام حسن عسگری (علیه السلام)
12 - حضرت امام عصر (حجه بن الحسن) (علیه السلام)

سیرت عمومی امامان

دوازده امام پس از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دویست و پنجاه سال در میان مردم بودند، ولی از روز نخستین که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رحلت فرمود مخالفانی برای ایشان پیدا شد که بهر وسیله بود کرسی خلافت را غصب نموده مسیر طبیعی دین را منحرف ساختند. گذشته از این دسته مخالف نامبرده پیوسته برای تحکیم موقعیت؛ حفظ حکومت خویش از هر خطر احتمالی؛ در خاموش کردن نور اهلبیت پیغمبر از هر وسیله استفاده می نمودند و بهر بهانه ای بود در فشار و شکنجه و آزار و بالاخره از بین بردن آنان می کوشیدند. بدین ترتیب ائمه هدی هرگز نمی توانستند با صلاحات عمومی؛ پردازند، یا معارف و قوانین اسلام و سیرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را در جامعه اسلامی بطور همگانی گسترش دهند.
حتی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در خلافت ظاهری پنج ساله خود بواسطه اختلافات داخلی و مدعیان مانند طله و زبیر و عایشه و معاویه و متنفذین دیگر از صحابه رسول خدا که اخلالگری نموده از هر سو جنگهای خونین راه می انداختند، نتوانست هدفهای عالی خود را دنبال نموده بطوری که دلش می خواست اصلاحاتی کند.
این است که ائمه هدی بحسب مسئولیتی که در پیشگاه خدای متعال داشتند و وظیفه ای که بعهده شان بود از تعلیم و تربیت هنگانی در جامعه؛ به آموزش و پرورش افراد خصوصی و از اصلاحات عمومی به امر معروف و نهی از منکر (در حدود امکان) تنزل کرده قناعت ورزیدند. یعنی بجای اینکه در معارف و قوانین دینی سخن حق را علناً در جامعه منتشر سازند و زمام امور را بدست گرفته چرخ زندگی جامعه را روی مصالح دینی بگردش درآورند، چون تمکن نداشتند ناگزیر بتعلیم و تربیت افراد مستعد و صلاحیتدار پرداختند، و نسبت بمردم و حکومتهای وقت امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند تا بدینوسیله دین را از فنا و اضمحلال کلی نگهدارند و آئین روشن خدائی تدریجاً بنورافشانی بی سر و صدای خود ادامه دهد و روزی باز بحالت اولی خود برگشته و جهان را روشن گرداند.
این حقیقت با بررسی روشی که هر یک از ائمه هدی در زمام امامت و در محیط زندگی خود پیش گرفته کاملاً روشن است؛

اهلبیت پیغمبر اکرم:

در عرف و لغت اهل بیت و خانواده مرد بکسانی گفته میشود که اعضاء جامعه کوچک منزل وی می باشند مانند زن پسر و دختر و خدمتکار که جمعاً در شعاع زندگی مرد صاحبخانه زندگی می کنند.
و گاهی در کعنی اهل بیت تعمیم داده این کلمه را در خویشاوندان نزدیک مانند پدر و مادر و برادر و خواهر و فرزند و عمو و عمه و دائی و خاله و فرزندان آنها استعمال می کنند.
ولی مراد از اهل بیت پیغمبر در کتاب سنت هیچ یک از این دو معنی عرفی نیست؛ زیرا طبق روایات متواتره که از طرق عامه و خاصه وارد شده اهل بیت نامی است موهبتی که بحضرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرات علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام)، اختصاص دارد و بنابراین اهل خانه و خویشاوندان دیگر پیغمبر اکرم (با اینکه بحسب عرف و لغت اهل بیت شمرده می شوند) اهل بیت باین معنی نیستند حتی خدیجه کبری که گرامی ترین زنان پیغمبر اکرم و مادر فاطمه علیها السلام است و همچنین ابراهیم که پسر صلبی آن حضرت می باشد و بزرگترین افتخار را دارد داخل اهل بیت نیستند.
آری بموجب همین روایات و روایات دیگری نه امام از دوازده امام که فرزندان امام حسین (علیه السلام) و از نسل او هستند از اهل بیت می باشند بنابراین اهل بیت همان چهارده معصوم هستند و معمولا اهل بیت پیغمبر بسیزده تن که بعد از پیغمبر اکرم و عترت آن حضرتند گفته می شود.
هل بیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در اسلام فضائل و مناقب زیاد و مقامات غیر قابل معارضه و رقابت دارند که مهمترین آنها دو مقام است:
1 - بموجب آیه شریفه: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً سوره احزاب آیه 33. مقام عصمت و طهارت را دارند و بمقتضای این مقام هرگز گناه از ایشان سر نمی زند.
2 - بموجب حدیث نبوی متواتر تقلین که سابقاً نیز اشاره شد، عترت همیشه با قرآن هستند و هرگز جدائی میانشان و میان کتاب خدا نمی افتد و در نتیجه در فهم معانی قرآن کریم و مقاصد دین مبین دچار خطا و لغزش نمی شوند.
و لازم این دو مقام آنست که قول و فعل اهل بیت (علیهم السلام) در اسلام حجت باشد (چنانکه عقیده شیعه همین است).