فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

عقائد : 5 - امامت و پیشوائی امت

سرپرستی امور دین و دنیای جامعه اسلامی را امامت می نامیم، امامت یکی از اصول مسلمه آئین مقدس اسلام می باشد و در آیاتی که خدای متعال سازمان دین خود را معرفی می نماید باین مطلب تصریح کرده است.
مراد از امامت پیشوائی دین در دنیای مردم است و شخص پیشوا امام نامیده می شود. شیعه معتقد است که پس از درگذشت پیامبر از جانب خدای متعال امامی برای مردم تعیین شود که حافظ و نگهبان معارف و احکام دین باشد و مردم را براه حق هدایت کند.
یک سازمان دولتی که در کشوری تشکیل می شود و کارهای عمومی مردم را اداره می کند خود کار نیست و تا جمعی از افراد شایسته و کاردان در نگهداری و اداره آن کوشش نکنند قابل بقا نخواهد بود و مردم را از فوائد خود بهرمند نخواهد ساخت.
هر سازمان دیگری نیز که در جامعه های بشری بوجود می آید مانند سازمانهای فرهنگی و سازمانهای مختلف اقتصادی همین حکم را دارد و هرگز از گردانندگان شایسته و درستکار بی نیاز نیست وگرنه در اندک زمانی از بین رفته بانحلال خواهد گرائید. این حقیقت روشنی است که هر نظر ساده ئی آن را درک می کند و تجربه و آزمایشهای بسیار نیز بدرستی آن گواهی می دهد.
شک نیست که سازمان دین اسلام نیز که بجرأت می توان آنرا وسیعترین سازمانهای جهانی نامید همین حکم را دارد و در بقا جریان خود بنگهبان و گرداننده نیازمند است و پیوسته افراد شایسته ئی می خواهد که معارف و قوانین آنرا بمردم برسانند و مقررات دقیق آنرا در جامعه اسلامی اجراء کنند و کمترین غفلت و مسامحه در رعایت و نگهداری آن روا ندارند.
دلیل دیگر از راه عقل - و از طرف دیگر چنانکه در دلیل نبوت گفتیم یکی از مقاصد آفرینش هدایت مردم براه راست می باشد چون همانطور که خدای مهربان احتیاجات همه آفریده های خود را رفع کرده وسایل پیشرفت آنها را در اختیارشان گذاشته باید نیازی را که انسان باعتقاد صحیح و اخلاق پسندیده و کارهای نیکو دارد با فرستادن پیغمبران و رسانیدن پیغامهای خود برطرف نماید.
بهمین دلیل خدای مهربان پس از رحلت پیغمبر برای نگهبانی دین و هدایت مردم باید امام و پیشوائی تعیین نماید و مردم را بعقل خودشان که بیشتر اوقات مغلوب هوی و هوس می شود وانگذارد و همان طور که پیغمبر را بهمه نیازمندی ها و درمان تمام دردهای فردی و اجتماعی بشر آگاه نموده و او را از هر گونه اشتباه و خطا مصون و محفوظ داشته لازم است که امام و پیشوای دینی را نیز علم و عصمت مرحمت فرماید.
با این دلیل عقلی روشن می شود که برای هدایت مردم و حفظ و حراست دین و اجراء مقررات آن پس از رحلت پیغمبر باید امامی از جانب خدای متعال تعیین شود.
دلیل دیگر از راه نقل:
از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بطرق مختلف روایت شده است که امت اسلام پس از آن حضرت امامان و پیشوایانی دارد که جانشینان وی می باشند.
در روایت معروفی که شیعه و سنی نقل کرده اند آن حضرت می فرماید:
امامان دوازده نفر می باشند و همه از قریشند و در روایت مشهور به جابر انصاری فرموده: که امامان دوازده نفرند سپس نامهای ایشان را یکی یکی شمرده بجابر فرمود که تو پنجمین امام را درک خواهی کرد سلام مرا باو برسان.
گذشته از اینها پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جانشین خود را که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد (بخصوص) تعیین فرموده است آنحضرت نیز امام پس از خود را معرفی کرده و همچنین هر امامی امام بعد از خود را معین نموده است.
تردید نیست از روزیکه تاریخ بشریت شروع شده است و اجتماع در خانواده انسانیت ریشه دوانیده و در گوشه و کنار جهان جامعه های کوچک یا بزرگ، مترقی یا غیر مترقی تشکیل یافته هرگز جامعه ای بدون زمامدار و سرپرست نتوانسته است کمترین زمانی بزندگی خود ادامه دهد هر جا جامعه متشکلی بوده زمامدار و سرپرستی از راه قهر و غلبه یا انتخاب داشته است حتی در اجتماعات خانوادگی کوچک که بیش از چند عضو ندارد همین روش عملی است اینجا است که انسان با فطرت خدادادی خود بدون تردید ادراک می کند که هر جامعه نیارمند بسرپرست و زمامدار می باشد.
خدای متعال در آیه شریفه: فاقم وجهک للدین حنیفاً فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم سوره روم آیه 30 دین خود را دین فطری معرفی می نماید و بیان می کند که دستورات این آئین پاک با چیزهائی که انسان با نهاد بی آلایش خود درک می کند توافق کامل دارد.
خدای متعال در این آیه شریفه همه ادراکات فطری انسان و قضاوتهای نهاد بی آلایش وی را (که یکی از روشنترین آنها مسئله لزوم زمامدار و سرپرست در جامعه می باشد) اعتبار می دهد و امضاء می فرماید.

بیان پیغمبر اکرم درباره ولایت:

خدای متعال در صفت پیغمبر گرامی خود می فرماید: لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم سوره برائت آیه 128 خلاصه ترجمه:
پیامبری بسوی شما آمده که از خودتان می باشد، گرفتاری و بسختی افتادن شما برای وی ناگوار است او بهمه شما علاقمند است و بایمان آورندگان دلسوز و مهربان می باشد.
هرگز نمی توان باور کرد پیغمبر گرامی که بنص کتاب خدا نسبت بامت خود از همه دلسوزتر و مهربانتر بود در حکمی از احکام الهی که برای جامعه اسلامی بی تردید در درجه اول اهمیت کی باشد و عقل و فطرت سلیم بر وجوب آن حکم می کند در همه مدت عمر خاموش نشیند و از بیانش صرف نظر کند.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از همه بهتر می دانست که این سازمان متشکل و پهناور اسلام (که پهناورترین سازمان جهانی است) تنها سازمان ده بیست ساله نیست که خودش سرپرستی آنرا بعهده کیرد بلکه سازمانی است همگانی و همیگشی که باید تا ابد جهان بشریت را اداره کند.
از اینروی بود که اوضاع هزارها سال پس از خود را پیش بینی کرده دستورهای لازم راجع بآنها صادر می کرد پیغمبر اکرم می دانست که دین سازمانی است اجتماعی و هیچ سازمان اجتماعی نمی تواند بی سرپرست و بدون زمامدار حتی یکساعت سرپای بایستد و بزندگی خود ادامه دهد.
بنابراین سرپرستی لازم است که از معارف و قوانین دین نگهداری نماید و چرخ جامعه را بگردش درآورد و مردم را بسوی سعادت دنیا و آخرت راهنمائی و رهبری کند.
بنابراین چگونه متصور است که فردای روز رحلت خود را فراموش کند یا نسبت به آن علاقه نشان ندهد؟
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) همینکه چند روز برای جنگ یا حج از مدینه غیبت می فرمود برای اداره امور مردم کسی را بجای خود می گماشت و همچنین برای شهرهائی که بدست مسلمانان می افتاد فرماندار نصب می کرد، و برای هر لشکر و دسته ای که به جنگی اعزام می داشت امیر و فرمانروائی تعیین می نمود و حتی گاهی می فرمود:
امیر شما فلان است و اگر کشته شود فلان و اگر وی نیز کشته شد فلان می باشد با این روش که آنحضرت داشت چگونه می توان باور کرد که هنگام سفر آخرت کسی را بجای خود معرفی نکرده باشد؟
خلاصه کسیکه با نظر عمیق بمقاصد عالیه اسلام و هدف پاک آورنده عظیم الشأن آن نگاه کند بدون تردید تصدیق خواهد کرد که امر امامت و ولایت بر امور مسلمین حل شده و روشن گردیده است.

تعیین جانشین از طرف پیغمبر:

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خصوص مسئله ولایت و سرپرستی امور مسلمانان پس از خود تنها به بیانات سربسته اکتفا نفرمود بلکه از اولین روز دعوت، مسأله ولایت را همراه توحید و نبوت صریحاً بیان فرموده و سرپرستی و ولایت علی (علیه السلام) را بر امور دین و دنیا و جانشینی ویرا در همه امور مسلمین اعلام فرمود.
و چنانکه گذشت بموجب روایتی که عامه و خاصه نقل کرده اند در نخستین روزی که آنحضرت مأمور بدعوت علنی شد خویشاوندان خود را دعوت نموده آنانرا در مجلسی جمع ساخت و در آن مجلس وزارت و وصایت و خلافت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را آشکارا اثبات و مستقر ساخت نیز در آخرین روزهای زندگی در غدیرخم میان صد و بیست هزار جمعیت دست علی (علیه السلام) را گرفته بلند کرد و فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه بهر کس من ولایت و سمت سرپرستی دارم علی نیز ولایت و سمت سرپرستی دارد.