فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

عقائد : 4 - عدل

خدای تعالی عادل و دادگر است زیرا عدل یکی از صفات کمال است. و خداوند عالم همه صفات کمال را دارا می باشد. و نیز کراراً در کلام خود عدل را ستوده وظلم و ستم را نکوهش می کند و مردم را بعدالت امر نموده و از ظلم نهی می فرماید و چگونه ممکن است که چیزی را زشت شمارد و خود بآن متصف شود یا چیزی را خوب و زیبا شمارد و خود دارای آن چیز نباشد.
در سوره نساء آیه 40 می فرماید: ان الله یظلم مثقال ذره خلاصه ترجمه: خدا به اندازه ذره ئی بکسی ظلم نمی کند.
و نیز در سوره کهف آیه 49 می فرماید: و لا یظلم ربک احداً خداوند بهیچ موجودی ستم نمی کند.
و همچنین در سوره نساء آیه 79می فرماید: ما أصابک من حسنه فمن الله ما اصابک من سیئه فمن نفسک خلاصه ترجمه: آنچه نیکی بتو می رسد از خدا و آنچه بدی بتو می رسد از خود تو است.
و نیز در سوره سجده آیه 7 می فرماید: الذی احسن کل شی ء خلقه خلاصه ترجمه: آن خدائی است که هر چه را آفریده نیکو آفریده است.
بنابراین هر پدیده ئی در پیش خود در نهایت خوبی ساخته شده است، زشتی و ناروائی یا عیب و نقصی که در بعضی از موجودات دیده می شود از راه مقایسه و نسبت پیش می آید؛ مثلا مار و کژدم وجودشان نسبت بد و ناروا است، و خار چون به گل قیاس شود زیبا نیست اما در جای خود آفریده ای شگفت انگیز و سرتاپا زیبائی هستند.
به عبارت دیگر:
هر نیاز و نقصی که اشیاء در وجود و بقاء وجود خود دارند خودشان نمی توانند آنرا رفع کنند و از راه انفاق و تصادف نیز رفع نمی شود بلکه از یک مقامی که مافوق جهان مشهود است تأمین می گردد.
اوست که هر نیاز و نقصی را رفع می کند و البته خودش از هر نیاز و نقصی منزه است وگرنه مبدء دیگری لازم است که نیاز و نقص او را رفع کند و در اینصورت خودش نیز یکی از اجزاء نیازمند جهان خواهد بود.
اوست که با قدرت و علم نامتناهی خود هر پدیده از پدیده های جهان را هستی می بخشد و جهان و جهانیان را در شاهراه تکامل انداخته با قوانینی استثناناپذیر بسوی هدف وجود و سر منزل کمال رهبری می کند.
از این بیان نتیجه گرفته می شود که:
1 - خدای متعال در جهان هستی سلطنت مطلقه دارد و هر موجودی که بوجود می آید و هر حادثه ای که تحقق می پذیرد از حکم و فرمان او سرچشمه می گیرد چنانکه می فرماید:
له الملک و له الحمد سوره تغابن آیه 1؛ سلطنت و پادشاهی مطلق مخصوص اوست و هر ستایشی در حقیقت در خور و سزاوار اوست (زیرا نیکی و خوبی از آفرینش او برخاسته است) و نیز می فرماید: ان الحکم الا الله سوره یوسف آیه 40 بحقیقت هر حکم از آن خدای متعال می باشد.
2 - خدای متعال عادل است زیرا عدالت در حکم یا در اجراء آن اینست که استثنا و تبعیض برندارد و مواردیکه مشمول حکمند بطور یکنواخت ثابت شود و در مواردیکه قابل اجراء است بطور یکنواخت اجراء شود، و چنانکه معلوم شد جهان هستی و اجزاء آن در شعاع یک سلسله قوانین استثناناپذیر که جامع آنها قانون علیت و معلولیت است اداره می شود مثلا آتش با شرائط خاصی جسمی را که قابل احتراق است خواهد سوزانید ذغال سیاه باشد یا الماس؛ هیزم خشک باشد یا جامه نیازمندی بینوا.
گذشته از آن کسیکه عدالت را ترک گفته بظلم و ستم می پردازد برای رفع یک نوع نیازمندی دست باین کار شوم می زند خواه نیاز مادی داشته باشد مانند کسیکه مال دیگران را می رباید و باندوخته خود می افزاید یا نیازمندی معنوی مانند کسیکه از تعدی بحقوق دیگران یا از اظهار قدرت و نفوذ و سلطه لذت می برد.
و چنانکه معلوم شد هیچگونه نیازمندی را بساحت مقدس آفریدگار جهان راه نیست و هر حکمی که از مصدر جلال صادر می شود اگرحکمی است تکوینی برای تأمین مصالح عامه است که در محیط آفرینش مراعات آن لازم می باشد و اگر حکمی است تشریعی برای سعادت و نیکبختی بندگان است و منافعش بخودشان برمی گردد.
خدای متعال در کلام خود می فرماید: ان الله لا یظلم مثقال ذره سوره نساء آیه 40 خدای متعال باندازه سنگینی یک ذره ظلم نمی کند.
و نیز می فرماید: و ما الله یرید ظلما للعباد سوره مؤمن آیه 31 خدای متعال نمی خواهد ببندگان خود ظلم کند.

عقائد : 5 - امامت و پیشوائی امت

سرپرستی امور دین و دنیای جامعه اسلامی را امامت می نامیم، امامت یکی از اصول مسلمه آئین مقدس اسلام می باشد و در آیاتی که خدای متعال سازمان دین خود را معرفی می نماید باین مطلب تصریح کرده است.
مراد از امامت پیشوائی دین در دنیای مردم است و شخص پیشوا امام نامیده می شود. شیعه معتقد است که پس از درگذشت پیامبر از جانب خدای متعال امامی برای مردم تعیین شود که حافظ و نگهبان معارف و احکام دین باشد و مردم را براه حق هدایت کند.
یک سازمان دولتی که در کشوری تشکیل می شود و کارهای عمومی مردم را اداره می کند خود کار نیست و تا جمعی از افراد شایسته و کاردان در نگهداری و اداره آن کوشش نکنند قابل بقا نخواهد بود و مردم را از فوائد خود بهرمند نخواهد ساخت.
هر سازمان دیگری نیز که در جامعه های بشری بوجود می آید مانند سازمانهای فرهنگی و سازمانهای مختلف اقتصادی همین حکم را دارد و هرگز از گردانندگان شایسته و درستکار بی نیاز نیست وگرنه در اندک زمانی از بین رفته بانحلال خواهد گرائید. این حقیقت روشنی است که هر نظر ساده ئی آن را درک می کند و تجربه و آزمایشهای بسیار نیز بدرستی آن گواهی می دهد.
شک نیست که سازمان دین اسلام نیز که بجرأت می توان آنرا وسیعترین سازمانهای جهانی نامید همین حکم را دارد و در بقا جریان خود بنگهبان و گرداننده نیازمند است و پیوسته افراد شایسته ئی می خواهد که معارف و قوانین آنرا بمردم برسانند و مقررات دقیق آنرا در جامعه اسلامی اجراء کنند و کمترین غفلت و مسامحه در رعایت و نگهداری آن روا ندارند.
دلیل دیگر از راه عقل - و از طرف دیگر چنانکه در دلیل نبوت گفتیم یکی از مقاصد آفرینش هدایت مردم براه راست می باشد چون همانطور که خدای مهربان احتیاجات همه آفریده های خود را رفع کرده وسایل پیشرفت آنها را در اختیارشان گذاشته باید نیازی را که انسان باعتقاد صحیح و اخلاق پسندیده و کارهای نیکو دارد با فرستادن پیغمبران و رسانیدن پیغامهای خود برطرف نماید.
بهمین دلیل خدای مهربان پس از رحلت پیغمبر برای نگهبانی دین و هدایت مردم باید امام و پیشوائی تعیین نماید و مردم را بعقل خودشان که بیشتر اوقات مغلوب هوی و هوس می شود وانگذارد و همان طور که پیغمبر را بهمه نیازمندی ها و درمان تمام دردهای فردی و اجتماعی بشر آگاه نموده و او را از هر گونه اشتباه و خطا مصون و محفوظ داشته لازم است که امام و پیشوای دینی را نیز علم و عصمت مرحمت فرماید.
با این دلیل عقلی روشن می شود که برای هدایت مردم و حفظ و حراست دین و اجراء مقررات آن پس از رحلت پیغمبر باید امامی از جانب خدای متعال تعیین شود.
دلیل دیگر از راه نقل:
از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بطرق مختلف روایت شده است که امت اسلام پس از آن حضرت امامان و پیشوایانی دارد که جانشینان وی می باشند.
در روایت معروفی که شیعه و سنی نقل کرده اند آن حضرت می فرماید:
امامان دوازده نفر می باشند و همه از قریشند و در روایت مشهور به جابر انصاری فرموده: که امامان دوازده نفرند سپس نامهای ایشان را یکی یکی شمرده بجابر فرمود که تو پنجمین امام را درک خواهی کرد سلام مرا باو برسان.
گذشته از اینها پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جانشین خود را که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد (بخصوص) تعیین فرموده است آنحضرت نیز امام پس از خود را معرفی کرده و همچنین هر امامی امام بعد از خود را معین نموده است.
تردید نیست از روزیکه تاریخ بشریت شروع شده است و اجتماع در خانواده انسانیت ریشه دوانیده و در گوشه و کنار جهان جامعه های کوچک یا بزرگ، مترقی یا غیر مترقی تشکیل یافته هرگز جامعه ای بدون زمامدار و سرپرست نتوانسته است کمترین زمانی بزندگی خود ادامه دهد هر جا جامعه متشکلی بوده زمامدار و سرپرستی از راه قهر و غلبه یا انتخاب داشته است حتی در اجتماعات خانوادگی کوچک که بیش از چند عضو ندارد همین روش عملی است اینجا است که انسان با فطرت خدادادی خود بدون تردید ادراک می کند که هر جامعه نیارمند بسرپرست و زمامدار می باشد.
خدای متعال در آیه شریفه: فاقم وجهک للدین حنیفاً فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم سوره روم آیه 30 دین خود را دین فطری معرفی می نماید و بیان می کند که دستورات این آئین پاک با چیزهائی که انسان با نهاد بی آلایش خود درک می کند توافق کامل دارد.
خدای متعال در این آیه شریفه همه ادراکات فطری انسان و قضاوتهای نهاد بی آلایش وی را (که یکی از روشنترین آنها مسئله لزوم زمامدار و سرپرست در جامعه می باشد) اعتبار می دهد و امضاء می فرماید.

بیان پیغمبر اکرم درباره ولایت:

خدای متعال در صفت پیغمبر گرامی خود می فرماید: لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم سوره برائت آیه 128 خلاصه ترجمه:
پیامبری بسوی شما آمده که از خودتان می باشد، گرفتاری و بسختی افتادن شما برای وی ناگوار است او بهمه شما علاقمند است و بایمان آورندگان دلسوز و مهربان می باشد.
هرگز نمی توان باور کرد پیغمبر گرامی که بنص کتاب خدا نسبت بامت خود از همه دلسوزتر و مهربانتر بود در حکمی از احکام الهی که برای جامعه اسلامی بی تردید در درجه اول اهمیت کی باشد و عقل و فطرت سلیم بر وجوب آن حکم می کند در همه مدت عمر خاموش نشیند و از بیانش صرف نظر کند.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از همه بهتر می دانست که این سازمان متشکل و پهناور اسلام (که پهناورترین سازمان جهانی است) تنها سازمان ده بیست ساله نیست که خودش سرپرستی آنرا بعهده کیرد بلکه سازمانی است همگانی و همیگشی که باید تا ابد جهان بشریت را اداره کند.
از اینروی بود که اوضاع هزارها سال پس از خود را پیش بینی کرده دستورهای لازم راجع بآنها صادر می کرد پیغمبر اکرم می دانست که دین سازمانی است اجتماعی و هیچ سازمان اجتماعی نمی تواند بی سرپرست و بدون زمامدار حتی یکساعت سرپای بایستد و بزندگی خود ادامه دهد.
بنابراین سرپرستی لازم است که از معارف و قوانین دین نگهداری نماید و چرخ جامعه را بگردش درآورد و مردم را بسوی سعادت دنیا و آخرت راهنمائی و رهبری کند.
بنابراین چگونه متصور است که فردای روز رحلت خود را فراموش کند یا نسبت به آن علاقه نشان ندهد؟
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) همینکه چند روز برای جنگ یا حج از مدینه غیبت می فرمود برای اداره امور مردم کسی را بجای خود می گماشت و همچنین برای شهرهائی که بدست مسلمانان می افتاد فرماندار نصب می کرد، و برای هر لشکر و دسته ای که به جنگی اعزام می داشت امیر و فرمانروائی تعیین می نمود و حتی گاهی می فرمود:
امیر شما فلان است و اگر کشته شود فلان و اگر وی نیز کشته شد فلان می باشد با این روش که آنحضرت داشت چگونه می توان باور کرد که هنگام سفر آخرت کسی را بجای خود معرفی نکرده باشد؟
خلاصه کسیکه با نظر عمیق بمقاصد عالیه اسلام و هدف پاک آورنده عظیم الشأن آن نگاه کند بدون تردید تصدیق خواهد کرد که امر امامت و ولایت بر امور مسلمین حل شده و روشن گردیده است.