فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

رستاخیز حتمی است:

هر انسانی (بدون استثناء) با نهاد خدادادی خود فرق میان نیکوکاری و بدکاری را درک می کند، و نیکوکاری را (اگرچه دنبال نکند) خوب و لازم العمل می داند و بدکاری را (اگرچه هم گرفتارش باشد) بدو لازم الاجتناب می بیند، و تردیدی نیست که خوبی و بدی، نیکوکاری و بدکاری از جهت اثر و پاداشی است که این دو صفت دارند و نیز تردیدی نیست که در این جهان روزی وجود ندارد که پاداش کارهای نیک و بد نیکوکاران و بدکاران را بایشان برساند؛ زیرا ما عینا می بینیم که بسیاری از نیکوکاران؛ روزگار خود را در نهایت تلخی و تیره روزی می گذرانند، و بسیاری از بدکاران که سراپا جرم و جنایت هستند با رفتار پلید و کردار زشت و ننگین خود زندگی را با خوشی وکامروائی بسر می برند.
بنابراین اگر انسان در آینده خود و در جهانی جز این جهان روزی نداشته باشد که در آن روز بحساب نیک و بد اعمال وی رسیدگی شده پاداش مناسب داده شود، چنین فکری (نیکوکاری خوب و لازم التحصیل و بدکاری بدو لازم الاجتناب است) در نهاد انسان گذاشته نمی شد.
نباید تصور کرد: پاداش نیکوکاری که انسان آن را خوب می شمارد اینست که بواسطه آن؛ انتظامات در جامعه برقرار می شود و افراد بسعادت زندگی نائل می گردند و در نتیجه سهمی از منافع آن بخود نیکوکار می رسد؛ و همچنین بدکار با کردار و رفتار ناروای خود جامعه را مختل می سازد و اثر ناگوار آن بالاخره دامنگیر خودش نیز خواهد شد.
زیرا این تصور اگرچه در افراد بیدست و پا تا اندازه ای جاری است ولی افرادی که باوج قدرت رسیده اند و انتظام و اختلال جامعه در خوشبختی و کامیابی آنان تأثیری ندارد بلکه هر چه آشوب و فساد در جامعه بیشتر و روزگار مردم تیره تر باشد آنان خوشوقت تر و کامیاب تر می گردند؛ دلیل ندارد که نهاد این افراد نیکوکاری را خوب و بدکاری را بد بداند.
و همچنین نباید تصور کرد که اینان اگر چه در زندگی چند روزه خود کامروا می باشند بواسطه بدکاری، برای همیشه نامشان ننگین شده و نفرت عمومی همراهشان می باشد.
زیرا ننگین جلوه نمودن نام آنان و قضاوت ناگوار آیندگان در حقشان وقتی است که ایشان از میان رفته و هیچ شده اند و کمترین تأثیری در زندگی سرتاسر خوشی و لذت و کامیابی آنان ندارد.
در این صورت هیچ دلیلی نخواهد بود که انسان نیکوکاری را نیک بداند و تحصیل نماید و بدکاری را بد بیند و از آن بپرهیزد و به اعتقاد نامبرده بگراید. با اینکه اگر معادی در بین نباشد قطعا یک اعتقاد خرافی خواهد بود.
پس ما از این اعتقاد پاک تزلزل ناپذیر که دست آفرینش در نهاد ما گذاشته باید بفهمیم که معادی در کار است، و روزی برای انسان خواهد رسید که در پیشگاه آفریدگار حساب رفتار و کردار وی را بکشند؛ و پاداش کارهای نیک و سزای کارهای بد را بوی برسانند.

معاد از نظر دین:

هر یک از ادیان آسمانی پاره ای مقررات اعتقادی و عملی دارد که انسان را با پیروی آنها فرمانبردار خدا می داند و بپاداش نیک وعده می دهد، و با تخلف و سرکشی از آنها، بنافرمانی و سزای بد محکوم می سازد و مقتضای آن اینست که روز پاداشی وجود داشته باشد، و چون در این جهان چنین روزی نداریم ناچار در جهان دیگر و پس از مرگ خواهد بود.
از این است که اسلام این روز را که روز قیامت (روز رستاخیز) نامیده می شود با کمال صراحت اثبات کرده و شک نپذیر معرفی می کند و اعتقاد بآن را یکی از اصول سه گانه دین می شمارد و در قرآن کریم همین مطلب را از دعوت پیامبران گذشته نقل می فرماید.

عقائد : 4 - عدل

خدای تعالی عادل و دادگر است زیرا عدل یکی از صفات کمال است. و خداوند عالم همه صفات کمال را دارا می باشد. و نیز کراراً در کلام خود عدل را ستوده وظلم و ستم را نکوهش می کند و مردم را بعدالت امر نموده و از ظلم نهی می فرماید و چگونه ممکن است که چیزی را زشت شمارد و خود بآن متصف شود یا چیزی را خوب و زیبا شمارد و خود دارای آن چیز نباشد.
در سوره نساء آیه 40 می فرماید: ان الله یظلم مثقال ذره خلاصه ترجمه: خدا به اندازه ذره ئی بکسی ظلم نمی کند.
و نیز در سوره کهف آیه 49 می فرماید: و لا یظلم ربک احداً خداوند بهیچ موجودی ستم نمی کند.
و همچنین در سوره نساء آیه 79می فرماید: ما أصابک من حسنه فمن الله ما اصابک من سیئه فمن نفسک خلاصه ترجمه: آنچه نیکی بتو می رسد از خدا و آنچه بدی بتو می رسد از خود تو است.
و نیز در سوره سجده آیه 7 می فرماید: الذی احسن کل شی ء خلقه خلاصه ترجمه: آن خدائی است که هر چه را آفریده نیکو آفریده است.
بنابراین هر پدیده ئی در پیش خود در نهایت خوبی ساخته شده است، زشتی و ناروائی یا عیب و نقصی که در بعضی از موجودات دیده می شود از راه مقایسه و نسبت پیش می آید؛ مثلا مار و کژدم وجودشان نسبت بد و ناروا است، و خار چون به گل قیاس شود زیبا نیست اما در جای خود آفریده ای شگفت انگیز و سرتاپا زیبائی هستند.
به عبارت دیگر:
هر نیاز و نقصی که اشیاء در وجود و بقاء وجود خود دارند خودشان نمی توانند آنرا رفع کنند و از راه انفاق و تصادف نیز رفع نمی شود بلکه از یک مقامی که مافوق جهان مشهود است تأمین می گردد.
اوست که هر نیاز و نقصی را رفع می کند و البته خودش از هر نیاز و نقصی منزه است وگرنه مبدء دیگری لازم است که نیاز و نقص او را رفع کند و در اینصورت خودش نیز یکی از اجزاء نیازمند جهان خواهد بود.
اوست که با قدرت و علم نامتناهی خود هر پدیده از پدیده های جهان را هستی می بخشد و جهان و جهانیان را در شاهراه تکامل انداخته با قوانینی استثناناپذیر بسوی هدف وجود و سر منزل کمال رهبری می کند.
از این بیان نتیجه گرفته می شود که:
1 - خدای متعال در جهان هستی سلطنت مطلقه دارد و هر موجودی که بوجود می آید و هر حادثه ای که تحقق می پذیرد از حکم و فرمان او سرچشمه می گیرد چنانکه می فرماید:
له الملک و له الحمد سوره تغابن آیه 1؛ سلطنت و پادشاهی مطلق مخصوص اوست و هر ستایشی در حقیقت در خور و سزاوار اوست (زیرا نیکی و خوبی از آفرینش او برخاسته است) و نیز می فرماید: ان الحکم الا الله سوره یوسف آیه 40 بحقیقت هر حکم از آن خدای متعال می باشد.
2 - خدای متعال عادل است زیرا عدالت در حکم یا در اجراء آن اینست که استثنا و تبعیض برندارد و مواردیکه مشمول حکمند بطور یکنواخت ثابت شود و در مواردیکه قابل اجراء است بطور یکنواخت اجراء شود، و چنانکه معلوم شد جهان هستی و اجزاء آن در شعاع یک سلسله قوانین استثناناپذیر که جامع آنها قانون علیت و معلولیت است اداره می شود مثلا آتش با شرائط خاصی جسمی را که قابل احتراق است خواهد سوزانید ذغال سیاه باشد یا الماس؛ هیزم خشک باشد یا جامه نیازمندی بینوا.
گذشته از آن کسیکه عدالت را ترک گفته بظلم و ستم می پردازد برای رفع یک نوع نیازمندی دست باین کار شوم می زند خواه نیاز مادی داشته باشد مانند کسیکه مال دیگران را می رباید و باندوخته خود می افزاید یا نیازمندی معنوی مانند کسیکه از تعدی بحقوق دیگران یا از اظهار قدرت و نفوذ و سلطه لذت می برد.
و چنانکه معلوم شد هیچگونه نیازمندی را بساحت مقدس آفریدگار جهان راه نیست و هر حکمی که از مصدر جلال صادر می شود اگرحکمی است تکوینی برای تأمین مصالح عامه است که در محیط آفرینش مراعات آن لازم می باشد و اگر حکمی است تشریعی برای سعادت و نیکبختی بندگان است و منافعش بخودشان برمی گردد.
خدای متعال در کلام خود می فرماید: ان الله لا یظلم مثقال ذره سوره نساء آیه 40 خدای متعال باندازه سنگینی یک ذره ظلم نمی کند.
و نیز می فرماید: و ما الله یرید ظلما للعباد سوره مؤمن آیه 31 خدای متعال نمی خواهد ببندگان خود ظلم کند.