فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

معنی مرگ از نظر اسلام:

روی اصل نامبرده، معنی مرگ از نظر اسلام نه اینست که انسان هیچ و نابود شود بلکه اینست که روان انسان که فناپذیر است علاقه و رابطه خود را از تن قطع کند و در نتیجه تن از بین برود و روان بدون تن بزندگی خود ادامه دهد.
خدای متعال می فرماید: و قالوا اذا اضللنا فی الارض أئنا لفی خلق جدید بل هم بلقاء ربهم کافرون قل یتوفیکم ملک الموت الذی و کل بکم سوره سجده آیه 11 خلاصه ترجمه: منکرین معاد می گویند: چگونه می شود که پس از اینکه میمیریم و بدنهای ما در زمین متلاشی شده گم می شود، دوباره با آفرینش تازه ای موجود شویم؟ در پاسخ آنان بگو: فرشته مرگ که بشما موکل است شما را از تن ها دریافت می دارد و متلاشی شدن تن ها شما را نابود نمی کند.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: شما نابود نمی گردید بلکه از خانه ای بخانه دیگر منتقل می شوید.
برزخ - اسلام معتقد است که انسان پس از مردن بطرز خاصی زنده می باشد اگر نیکوکار است از نعمت و سعادت برخوردار و اگر بدکار است معذب خواهد بود و هنگامی که قیامت برپا شود برای حساب عمومی حاضر می شوند؛ عالمی که انسان پس از مرگ تا روز قیامت در آن زندگی می کند برزخ نامیده می شود.
خدای متعال می فرماید: و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون سوره مؤمنون آیه 101 خلاصه ترجمه: بدنبال مردم پس از مرگ تا روز قیامت برزخ است.
و نیز می فرماید: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله اموتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون سوره آل عمران آیه 169 خلاصه ترجمه: چنین مپندار که کشتگان راه خدا مرده و نابود می شوند بلکه آنان زنده هستند و پیش خدای خود روزی می خورند.

رستاخیز حتمی است:

هر انسانی (بدون استثناء) با نهاد خدادادی خود فرق میان نیکوکاری و بدکاری را درک می کند، و نیکوکاری را (اگرچه دنبال نکند) خوب و لازم العمل می داند و بدکاری را (اگرچه هم گرفتارش باشد) بدو لازم الاجتناب می بیند، و تردیدی نیست که خوبی و بدی، نیکوکاری و بدکاری از جهت اثر و پاداشی است که این دو صفت دارند و نیز تردیدی نیست که در این جهان روزی وجود ندارد که پاداش کارهای نیک و بد نیکوکاران و بدکاران را بایشان برساند؛ زیرا ما عینا می بینیم که بسیاری از نیکوکاران؛ روزگار خود را در نهایت تلخی و تیره روزی می گذرانند، و بسیاری از بدکاران که سراپا جرم و جنایت هستند با رفتار پلید و کردار زشت و ننگین خود زندگی را با خوشی وکامروائی بسر می برند.
بنابراین اگر انسان در آینده خود و در جهانی جز این جهان روزی نداشته باشد که در آن روز بحساب نیک و بد اعمال وی رسیدگی شده پاداش مناسب داده شود، چنین فکری (نیکوکاری خوب و لازم التحصیل و بدکاری بدو لازم الاجتناب است) در نهاد انسان گذاشته نمی شد.
نباید تصور کرد: پاداش نیکوکاری که انسان آن را خوب می شمارد اینست که بواسطه آن؛ انتظامات در جامعه برقرار می شود و افراد بسعادت زندگی نائل می گردند و در نتیجه سهمی از منافع آن بخود نیکوکار می رسد؛ و همچنین بدکار با کردار و رفتار ناروای خود جامعه را مختل می سازد و اثر ناگوار آن بالاخره دامنگیر خودش نیز خواهد شد.
زیرا این تصور اگرچه در افراد بیدست و پا تا اندازه ای جاری است ولی افرادی که باوج قدرت رسیده اند و انتظام و اختلال جامعه در خوشبختی و کامیابی آنان تأثیری ندارد بلکه هر چه آشوب و فساد در جامعه بیشتر و روزگار مردم تیره تر باشد آنان خوشوقت تر و کامیاب تر می گردند؛ دلیل ندارد که نهاد این افراد نیکوکاری را خوب و بدکاری را بد بداند.
و همچنین نباید تصور کرد که اینان اگر چه در زندگی چند روزه خود کامروا می باشند بواسطه بدکاری، برای همیشه نامشان ننگین شده و نفرت عمومی همراهشان می باشد.
زیرا ننگین جلوه نمودن نام آنان و قضاوت ناگوار آیندگان در حقشان وقتی است که ایشان از میان رفته و هیچ شده اند و کمترین تأثیری در زندگی سرتاسر خوشی و لذت و کامیابی آنان ندارد.
در این صورت هیچ دلیلی نخواهد بود که انسان نیکوکاری را نیک بداند و تحصیل نماید و بدکاری را بد بیند و از آن بپرهیزد و به اعتقاد نامبرده بگراید. با اینکه اگر معادی در بین نباشد قطعا یک اعتقاد خرافی خواهد بود.
پس ما از این اعتقاد پاک تزلزل ناپذیر که دست آفرینش در نهاد ما گذاشته باید بفهمیم که معادی در کار است، و روزی برای انسان خواهد رسید که در پیشگاه آفریدگار حساب رفتار و کردار وی را بکشند؛ و پاداش کارهای نیک و سزای کارهای بد را بوی برسانند.

معاد از نظر دین:

هر یک از ادیان آسمانی پاره ای مقررات اعتقادی و عملی دارد که انسان را با پیروی آنها فرمانبردار خدا می داند و بپاداش نیک وعده می دهد، و با تخلف و سرکشی از آنها، بنافرمانی و سزای بد محکوم می سازد و مقتضای آن اینست که روز پاداشی وجود داشته باشد، و چون در این جهان چنین روزی نداریم ناچار در جهان دیگر و پس از مرگ خواهد بود.
از این است که اسلام این روز را که روز قیامت (روز رستاخیز) نامیده می شود با کمال صراحت اثبات کرده و شک نپذیر معرفی می کند و اعتقاد بآن را یکی از اصول سه گانه دین می شمارد و در قرآن کریم همین مطلب را از دعوت پیامبران گذشته نقل می فرماید.