فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

قرآن مشرکان را بمعارضه می طلبد:

کفار و مشرکان که آئین بت پرستی در زمین دلهاشان ریشه دوانیده بود هرگز آماده نبودند که دعوت اسلامی را بپذیرند و در برابر حق و حقیقت سر تعظیم فرود آورند از این روی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را تکذیب کرده می گفتند: دروغگو است و قرآنی را که بخدا نسبت می دهد سخن خودش می باشد.
برای رفع این تهمت قرآن کریم در مقام تحدی برآمده جمعیتی را که پیشروان و یکه تازان میدان فصاحت و بلاغت بودند بمبارزه دعوت کرد و از ایشان خواست که اگر در تکذیب پیغمبر راست می گویند گفتاری همانند این گفتار بیاورند و از این راه بی اساس بودن دعوت اسلامی را ثابت کنند.
چنانکه خدای متعال می فرماید:
ام یقولون تقوله بل لا یؤمنون فلیأتوا بحدیث مثله ان کانوا صادقین.
سوره طور آیه 34 خلاصه ترجمه:
بلکه می گویند قرآن را خودش ساخته است. اگر راست می گویند آنان نیز کلامی مانند آن بیاورند.
و باز می فرماید:
ام یقولون افترایه قل فأتوا بسوره مثله و ادعوا من استطعتم من دون الله ان کنتم صادقین.
سوره یونس آیه 38 خلاصه ترجمه:
می گویند قرآن دروغی است که بخدا بسته شده (کلام محمد است نه کلام خدا) بگو اگر راست می گوئید شما نیز سوره ای مانند یکی از سوره های قرآن بیاورید و در این باره از خدایان خود (بتها) و از هر کس که می توانید استمداد بجوئید.
کفار و مشرکین عرب که استادان سخن و فرمانروایان ملک فصاحت و بلاغت بودند با آنهمه کفر و نخوت و غرور که در سخنوری داشتند از اجابت این تکلیف سر باز زدند و از مسابقه چشم پوشیدند و ناگزیر معارضه گفتاری را تبدیل بمبارزه خونین نمودند، یعنی کشته شدن برایشان آسانتر از رسوائی معارضه بود.
سخنوران عرب از معارضه با قرآن عاجز شدند نه تنها آنان که در عصر نزول قرآن زندگی می کردند کسانی هم که پس از عصر نزول قرآن بوجود آمدند نتوانستند کاری انجام دهند و پس از زورآزمائی عقب نشینی نمودند.
زیرا طبیعت بشر پیوسته متمایل به آن است که هر شاهکار و یا هنری از دیگری ظاهر شود و توجه مردم را بخود جلب نماید اگرچه مانند مشت زنی و ریسمان بازی کمترین تأثیر مستقیمی در زندگی جامعه نداشته باشد گروهی از مردم به صدد آوردن مثل آن یا بهتر از آن درآمده بفکر مسابقه می افتند و از اینجا معلوم است پیوسته گروهی در کمین قرآن هستند و اگر راهی برای معارضه با این کتاب آسمانی بیابند از سلوک آن لحظه ای از ننشینند.
اینان از معارضه عاجز شدند و نتوانستند نام سحر و جادو را بهانه قرار داده بگویند قرآن سحر است زیرا سحر عملی است که بحسب خاصیت حق را باطل و یا باطل را حق جلوه می دهد، دروغ را راست و راست را دروغ می نماید و اگر قرآن با لهجه زیبا و نظم شیوای خود بشکار دلها می پردازد خاصیت زیبائی طبیعی او است و دخلی بعالم سحر ندارد و اگر از راه لفظ بسوی یک سلسله مقاصد دعوت می نماید و معارفی را بمردم یادآوری می کند که با شعور انسانی و نهاد خدادادی خود واقعیت و حقانیت آنها را می فهمند و مردم را بیک رشته رفتار و کردار مانند. حق شناسی و خیرخواهی و دادگری و انسان دوستی وا می دارد که عقل سلیم گزیری از پذیرفتن و ستودن آنها ندارد.
جز بیان حقیقت چیزی نیست اینان عاجز شدند و نتوانستند بگویند قرآن کلامی است که در اوج کلام بشر قرار گرفته و از این روی در زیبائی و دلربائی و بلاغت و دلنشینی رقیب ندارد و این دلیل نمی شود که کلام خدا است.
بعبارت دیگر هر صفتی یا صنعتی مانند جرأت و شهامت و خواندن و نوشتن و نظائر آنها که قابل پیشرفت است قهراً در تاریخ بشر یک نابغه ای که بمنزله اول برنده مسابقه باشد خواهد داشت و چه مانع دارد که پیغمبر اکرم در تکلم عربی با نظم مخصوص و در درجه اول بلاغت باشد و در این صورت کلام او با اینکه کلام بشری است معاوضه نشدنی خواهد بود.
سخنوران معاصر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این سخن را نگفتند از مدعیان قرآن نیز کسی نتوانسته بگوید یا به ثبوت رساند زیرا هر صفت و صنعتی که بدست یکی از نوابغ باوج ترقی برسد هر چه باشد بالاخره امری است که از قابلیت و استعداد انسانی سرچشمه گرفته مولود طبیعت بشری است و از این رو برای دیگران نیز ممکن است راهی را که بوسیله آن نابغه باز شده پیش گیرند و در اثر تلاش و کوشش لازم کاری همانند کارهای همان نابغه و از نوع آن با همان اسلوب بلکه بهتر از آن را اگرچه از هر جهت باو نرسد انجام دهند.
با این حال برای نابغه نامبرده که نخستین باز کننده راه است تنها سمت پیشوائی و پیشقدمی می ماند.
مثلا نمی توان در سخاوت بالا دست حاتم طائی نشست ولی می توان کاری همانند کارهای او کرد؛ نمی توان گوی سبقت را در خوش نویسی از دست میر و در نقاشی از دست مانی نقاش گرفت ولی در اثر تلاش و کوشش شایان می توان کلمه ای بشیوه میر نوشت یا تابلوی کوچکی را باسلوب مانی نقاشی کرد.
بنا به همین قانون عمومی اگر قرآن کریم بلیغترین کلام بشری بود (نه کلام خدا) برای دیگران و خاصه سخنوران نامی جهان امکان داشت که در اثر ورزیدگی در همین اسلوب کتابی و دست کم سوره ای شبیه و مانند یکی از سوره های قرآن بسازند.
قرآن کریم در مقام معارضه؛ کلامی همانند کلام خود از مردم خواسته نه بهتر از خود فلیأتوا بحدیث مثله؛ فاتوا سوره مثله فأتوا بعشر سور مثله مفتریات لا یأتون بمثله ولو کان بعضهم لبعض ظهیراً.

تعلیمات قرآن:

قرآن کریم در مدت بیست و سه سال زمان دعوت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تدریجاً نازل شده و نیازمندی های جامعه بشری را پاسخ گفته است.
قرآن کتابی است که در بیانات خود هدفی جز راهنمائی مردم بسوی سعادت ندارد. اعتقاد درست و خلق پسندیده و عمل شایسته را که پایه های سعادت فرد و جامعه انسانی است با کلامی رسا تعلیم می کند:
و نزلنا الیک الکتاب تبیاناً لکل شی ء سوره نحل آیه 89. کتابی که هر چیز را روشن می کند بسوی تو فرستادیم. قرآن معارف اسلامی را باختصار بیان فرموده برای تفضیلات آن معارف مخصوصاً برای توضیحات مسائل فقهی مردم را بدر خانه نبوت هدایت می کند چنانکه می فرماید: و انزلنا الیک الذکر لتبین ما نزل الیهم سوره نحل آیه 44 خلاصه ترجمه: قرآن را فرستادیم تا آنچه را که از جانب خدا برای مردم فرستاده شده است برای آنان روشن سازی.
و ما انزلنا علیک الکتاب الا لتبین لهم الذی اختلفوا فیه سوره نحل آیه 64 خلاصه ترجمه: این کتاب را بدین منظور بسوی تو فرستادیم که اختلاف مردم را حل کرده حق را برای آنان روشن سازی.
و باید دانست که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در تفسیر کتاب خدا و توضیح معارف دین، گفتار اهل بیت خود را مانند سخن خود دانسته و فرموده است که:
قرآن و اهل بیت من تا دامنه قیامت از یکدیگر جدا نمی شوند و هر کس بخواهد از قرآن استفاده کند باید دست بدامن اهل بیت من بزند.

دانش و نادانی از نظر قرآن:

ستایشی که در قرآن کریم از علم و دانش شده و تشویقی که نسبت به تفکر و تعقل بعمل آمده در هیچ یک از کتب آسمانی دیگر یافت نمی شود و همچنین نکوهشی که از جهل و نادانی گردیده از مختصات قرآن است بطوریکه علم و دانش را زندگی و حیات و نادانی را مرگ نامیده و برای معرفی کامل محیط پر از فساد قبل از اسلام آن را محیط جاهلیت خوانده است.
در سوره زمر آیه 9 می فرماید هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون آیا مردم دانا با مردم نادان برابرند؟ در سوره انعام آیه 122 می فرماید: أومن کان میتاً فأحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها آیا کسی که روان مرده ئی داشت و ما او را زنده کردیم و برایش چراغی از معرفت و دانش ساختیم که با روشنائی آن میان مردم زندگی می کند مانند کسی است که با روانی مرده برای همیشه در تاریکی جهل و نادانی فرو رفته است؟
انها لا تعمی الابصار ولکن تعمی القلوب التی فی الصدور سوره حج آیه 46 خلاصه ترجمه: در حقیقت کور کسی است که از علم و فهم بی بهره است و نه آنکس که چشمش نمی بیند.
لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها سوره اعراف آیه 179. آنانکه از روی جهل و نادانی سخت حق را نمی پذیرند دلهایشان آنچه را باید نمی فهمد، چشمهایشان دیدنیها را نمی بیند و گوشهایشان در برابر سخنان درست کر است؛ آنان مانند ستوران و چهارپایان بلکه گمراه تر از آنهایند (زیرا چهارپایان از وسائل فهم بهره برداری می کنند ولی اینان از وسائل ادراک خود استفاده نمی نمایند) آنان هستند که زندگی خود را با غفلت و بی خبری می گذرانند.
و ما یستوی الاعمی و البصیر و لا الظلمات و النور و لا الظل و الا الحرور و ما یستوی الاحیاء و لا الاموات سوره فاطر آیه 19 - 22 خلاصه ترجمه: نابینا و بینا، تاریکی و روشنی؛ سایه خنک و باد گرم و سوزان، زندگان و مردگان یکسان نیستند.
خدای متعال در آیات بسیاری از کلام خود بشر را بتفکر و تدبر ترغیب و تشویق می فرماید و بندگان خود را دستور می دهد که در آفرینش آسمانها و زمین و پدیدهای گوناگونی که در آنها است بیندیشید و مخصوصاً در خلقت انسان تفکر کنند؛ و نیز توصیه می کند که در تاریخ ملتها و امتهای گذاشته و آثار و رسوم و عادات و اطوارایشان که در واقع علوم و فنون متفرقه انسانی است مطالعه کنند و از نتایج این مطالعات برای سعادت حقیقی خود استفاده نمایند و باید دانست که زیر و رو کردن نظرات فنی و مسائل علمی برای بهبود و ترقی زندگی چند روزه و محدود این جهان نیست بلکه باید بر اساس مطالعات علمی سعادت و آسایش حیات جاودانی بعدی را تأمین کرده.