فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

قرآن سند نبوت

بزرگترین پشتوانه ای که پیغمبر اکرم آنرا سند نبوت معرفی کرد و برای اصول و فروع معارف اسلامی مصدر و مدرک و بعبارت دیگر تکیه گاه قرار داد؛ کتاب آسمانی آنحضرت است که قرآن نامیده می شود.
قرآن کریم کلام خدای متعال؛ و خطاباتی است که از مصدر عزت و مقام و کبریا و عظمت بپیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گشته و بوسیله آن راه سعادت نشان داده شده است.
قرآن کریم یک سلسله مواد علمی و عملی بجهان انسانی نشان می دهد که آدمی با بکار بستن آنها بسعادت این جهان و آن جهان نائل خواهد شد.
قرآن کریم معجزه نبوت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یک حجت و مدرکی است که خصم را از هر جهت عاجز و زبون می کند و راه هر عذر و اعتراض و مناقشه و معارضه را بر وی می بندد و مقاصد خود را بروشنترین وجهی اثبات می کند.
قرآن کریم در میان مقاصد خود بی آنکه مردم را بتقلید کورکورانه دعوت نماید با ایشان با زبان عادی و منطق خدادادی خودشان سخن می گوید. و یکرشته معلومات را که انسان خواه ناخواه با فطرت خود درک می کند یادآور شده تذکر می دهد که هرگز انسان نمی تواند از پذیرفتن آنها شانه خالی نماید و از اعتراف با آنها سر باز زند.
خدای متعال می فرماید:
انه لقول فصل و ما هو بالهزل.
سوره طارق آیه 14 خلاصه ترجمه:
قرآن کریم سخنی است که جدا کننده حق از باطل است؛ کلامی نیست که بیهوده و سرسری گفته شده باشد.
مطلبی را که بیان می کند تا آنجا که شعاع دلالتش پیش می رود برای همیشه نسبت بهمه کس زنده و پاینده است؛ نه مانند سخنان معمولی مردم که از جهانی چند که فهم و تفکر می تواند احاطه کند سنجیده شود و از بقیه جهات عفلت و اهمال در آن راه داشته باشد، بلکه کلام خدائی است که بهر پیا و نهان محیط و از هر مصلحت و مفسده باخبر می باشد.
از اینرو بر هر فرد مسلمان لازم است که چشم واقع بینی خود را بگشاید و پیوسته متذکر این دو آیه شریفه بوده کلام خدا را زنده و پاینده تلقی نماید، و بآنچه دیگران فهمیده و گفته اند قناعت نورزد، و در تفکر آزاد را که یگانه سرمایه اختصاصی انسانیت است، و قرآن کریم آنهمه تاکید در بکار انداختن آن می نماید بروی خود نبندد، زیرا کتاب خدا برای همیشه و نسبت بهمه کس قول فصل و حجتی زنده است و چنین کتابی بفهم دسته معینی منحصر نخواهد شد.
خداوند متعال می فرماید:
و لا یکونوا کالذین اوتوا الکتاب من قبل فطال علیهم الامد فقست قلوبهم.
مسلمانان مانند اهل کتاب نباشند که به آنان کتاب داده شد و در اثر طول مدت دلهایشان سخت شده معارف الهی را نپذیرفتند(42).
قرآن کریم از مردم می خواهد که بفطرت خود مراجعه کرده حق را بپذیرند یعنی اولا خود را برای قبول بی قید و شرط حق آماده سازند و آنچه را که دیدند حق است و خیر و نفع دنیا و آخرتشان در آن است بی اینکه بوسوسه های شیطان و ندای هوی و هوس گوش دهند قبول نمایند.
پس از آن معارف اسلامی را بشعور زنده خود عرضه دارند؛ اگر دیدند حق است و مصلحت و آسودگی واقعی آنان در پذیرفتن و بکار بستن آنها است تسلیم آنها شوند؛ و البته در این صورت روش زندگی انسان و آئینی که در جامعه بشری معمول می شود مقررات و دستورهائی خواهد بود که انسان با خواست غریزی و تمایل فطری خود آنها را می خواهد.
و بالاخره روش یکنواختی خواهد بود که همه اجزاء و مواد آن با ساختمان ویژه انسانی توافق کامل داشته باشد و از تضاد و تناقض بکلی دور ماند؛ نه روش متضادی که در جائی از معنویات سرچشمه گیرد، و درجائی از مادیات و در موردی موافق با عقل سلیم، و در موردی تابع هوی و هوس.
خدای متعال در وصف قرآن کریم می فرماید:
یهدی الی الحق و الی طریق مستقیم.
قرآن کریم راهنمائی می کند بسوی مطلق حق، و راهنمائی می کند بسوی یک راه و روشی که یکنواخت و از هر گونه تضاد و تناقض دور باشد(43).
و باز می فرماید:
ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم.
بدرستی این قرآن بسوی دین و آئینی رهنمائی می کند که در اداره و رهبری زندگی انسان از سایر روشها و آئینها تواناتر است و ایستادگی بیشتری دارد(44).
در آیه دیگر سبب این توانائی اسلام را همان مطابقت اسلام با آفرینش انسان معرفی می کند، زیرا پر روشن است که روش و راهی که خواسته های فطری و نیازمندی های واقعی انسان را پاسخ می دهد ببهترین وجهی انسان را کامیاب و خوشبخت خواهد ساخت:
فأقم وجهک للدین حنیفاً فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم.
برای پذیرفتن دین استوار باش با رعایت میانه روی. دینی که با آفرینش مخصوص انسانی که هرگز قابل تغییر و تبدیل نیست توافق کامل دارد، چنین دینی استکه می تواند جامعه انسانی را اداره نماید و بسر منزل سعادت برساند(45).
و باز می فرماید:
کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور.
کتابی است که بتو نازل کردیم که مردم رااز تاریکیها بسوی روشنائی بیرون آوری(46).
قرآن کریم مردم را براه روشنی دعوت می کند که روشن باشد و سر منزل مقصود را بروشنی نشان دهد، این راه ناگزیر راهی خواهد بود که بخواست های فطری انسان همان نیازمندی های واقعی او است پاسخ درست بدهد و با نظری که عقل سلیم می دهد توافق داشته باشد؛ و آن همان دین فطری است که اسلام نامیده می شود.
اما روشی که بر اساس هوی و هوس و ارضاء شهوت و غضب جامعه یا افراد با نفوذ جامعه گذاشته شده؛ و همچنین راه و روشی که با تقلید کورکورانه از پدران و نیاکان اتخاذ گردیده، و همچنین راه و روشی که یک ملت عقب مانده و ناتوان از یک ملت توانا و نیرومند گرفته باشد و بی اینکه بررسی کرده با منطق عقل سلیم تطبیق نمایند هر چه پیش آنان یافتند بی چون و چرا پذیرفته خود را بایشان تشبیه کنند، اینگونه روشها جز فرو رفتن در تاریکی نیست و در حقیقت پیمودن راهی است که به هیچ وجه رسیدن به مقصد را تضمین نمی کند چنانکه خدای متعال می فرماید: اومن کان میتافأ حییناه و جعلناه له نوراً یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج مثلها. سوره انعام آیه 122.
خلاصه معنی: آیا کسیکه مرده بود و ما او را (بوسیله هدایت بسوی دین) زنده کردیم و بوی روشنائی دادیم که با راهنمائی آن در میان مردم راه زندگی را می پیماید مانند کسی است که در تاریکیهای گوناگون فرو رفته و از آنها بیرون نخواهد آمد؟

اهمیت قرآن مجید:

قرآن کریم کتابی است آسمانی که پشتوانه آئین جهانی و همیشگی اسلام است و کلیات معاف اسلام در آن با بیانی جذاب ذکر شده است و از این نظر ارزش آن مساوی با ارزش دین خدا است، و دین که سعادت واقعی و نیکبختی حقیقی بشر بسته بآن است از هر چیز پرارزشتر و مهمتر و بالاتر است بلکه هیچ چیز که در ارزش قابل سنجش با آن نیست. گذشته از این قرآن کریم سخن خدا و معجزه باقیه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد.

اعجاز قرآن:

مسلم است که لغت عربی زبانی است نیرومند و پهناور که می تواند مقاصد درونی انسان را بروشنترین و دقیق ترین وجهی اداء کند و در این خصوص کاملترین زبانها است.
از راه تاریخ ثابت شده است که اعراب جاهلیت (پیش از اسلام) که اغلب چادرنشین و از رسوم مدنیت بی بهره و از بیشتر مزایای زندگی کاملا محروم بوده اند در قدرت بیان و بلاغت کلام، موقع و مقام بزرگی داشته اند چنانکه در صفات تاریخ هرگز نمی توان برای آنان رقیبی پیدا کرد.
در بازار ادبیات عرب؛ سخن شیوا بالاترین ارزش را داشت و سخنان زیبا ادیبانه را بسیار احترام می گذاشتند. و همانطور که بتها و خدایان خویش را در خانه کعبه نصب می کردند اشعار دلربا و دلنشین سخنوران و شعرای درجه یک را بدیوار کعبه می آویختند. و با آنکه زبانی بآن پهناوری و با آن همه علائم و دستورهای دقیق را بدون کمترین غلط و کوچکترین اشتباهی بکار می بردند و در آرایش و پیرایش کلام بیداد می کردند، در روزهای نخستین که آیاتی از قرآن کریم به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گردید و برای مردم تلاوت شد غلغله ای در میان اعراب و سخنوران آن قوم انداخت و بیان جذاب و پر معنی قرآن چنان در قلبها جای کرده و صاحبدلان را شیفته خود ساخت که هر سخن شیوائی را فراموش کرده و شعرهای آبداری که از استادان سخن بنام (معلقات) بکعبه آویخته شده بود پائین آوردند.
این سخنان خدائی با زیبائی و دلربائی بی پایان خود هر دلی را مجذوب می ساخت و با نظم شیرین خود مهر خاموشی بدهان شیرین زبانها می زد.
ولی از سوی دیگر برای اقوام مشرک و بت پرست بسیار تلخ و ناگوار بود زیرا با بیان رسا و حجت قاطع خود آئین توحید را مبرهن و مدلل می ساخت و روش شرک و بت پرستی را نکوهش می کرد و بتهائی را که مردم، خدایان می نامیدند و دست نیاز بسوی آنها دراز می کردند و در پیشگاه آنها قربانیها می نمودند و بالاخره آنها را می پرستیدند بدگوئی کرده و آنها را مجسمه ی سنگی و چوبی بیجان و بدون اثر و ثمر معرفی می نمود اعراب وحشی را که کبر و نخوت سراپای آنان را فرا گرفته و زندگانی خود را بر اساس خونخواری و راهزنی بنا نهاده بودند بآئین حق پرستی و احترام عدالت و انسانیت دعوت می کرد این بود که اعراب از راه ستیزه و مبارزه پیش آمدند و برای خاموش کردن این مشعل هدایت بهر وسیله ای دست می زدند ولی هرگز از کوشش نابکارانه خود جز نومیدی سودی نمی بردند. در اوائل بعثت، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را پیش یکی از فصحا بنام ولید که از سخن شناسان معروف بود بردند آن حضرت آیاتی چند از اول سوره حم سجده تلاوت نمود. ولید با کبر و نخوتی که داشت با دقت گوش می داد تا آن حضرت بآیه شریفه فان اعرضوا فقل انذرتکم صاعقه مثل صاعقه عادو ثمود رسید همینکه این آیه را تلاوت فرمود حال ولید دگرگون گردیده لرزه بر اندامش افتاد چنانکه از خود بیخود گردید و مجلس بهم خورده جماعت متفرق شدند.
بعد از آن عده ای پیش ولید آمده گله آغاز کردند که ما را پیش محمد سرافکنده و رسوا کردی گفت: نه بخدا قسم شما می دانید که من از کسی نمی ترسم و طمعی نیز ندارم و می دانید که سخن شناسم، سخنانی که از محمد شنیدم شباهتی بسخنان مردم ندارد سخنانی است جذاب و دلفریب، نه شعرش می تواند نامید نه نثر، پرمغز و ریشه دار است و اگر من ناگزیرم که در این باره قضاوتی کرده سخنی بگویم سه روز مهلتم دهید تا فکری بنمایم پس از سه روز که نزد وی آمدند ولید گفت: سخنان محمد سحد و جادو است که دلها را فریفته خود می سازد.
مشرکان براهنمائی ولید قرآن را سحر و جادو نامیده از شنیدن آن پرهیز می کردند و مردم را نیز از گوش دادن به آن منع می نمودند. و گاهی که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مسجدالحرام به تلاوت قرآن می پرداخت آوازها بلند کرده کف می زدند تا دیگران صدای آن حضرت را نشوند.
با این همه چون در برابر بیان شیوا و دلربای قرآن دلداده بودند بیشتر اوقات آرام نمی گرفتند و از تاریکی شب استفاده کرده پشت دیوار خانه آن حضرت جمع شده به تلاوت قرآن گوش می دادند آنگاه آهسته بیکدیگر می گفتند این سخن را سخن مخلوق نمی توان گفت. خدای متعال باین معنی اشاره نموده می فرماید:
نحن اعلم بما یستمعون به اذ یستمعون الیک و اذ هم نجوی اذ یقول الظالمون ان تتبعون الا رجلاً مسحوراً سوره اسری آیه 47 خلاصه ترجمه: ما بهتر می دانیم که آنان وقتیکه بتلاوت تو گوش می دهند قرآن را با چه گوشی می شنوند و بهتر می دانیم که این ستمکاران می گویند این مرد جادوزده است آنوقت برگشته آسته به گوش همدیگر چه می گویند.
گاهیکه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نزد کعبه بتلاوت قرآن و دعوت مردم می پرداخت سخنوران عرب که می خواستند از جلو آن حضرت بگذرند خم می شدند که دیده و شناخته نشوند چنانکه خدای متعال می فرماید:
الا انهم یثنون صدورهم لیستخفوا منه سوره هود آیه 5 خلاصه ترجمه: آنان خم می شدند که خود را از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پنهان کنند.