فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

وصیت پیغمبر اکرم به مسلمانان:

جهان بشریت مانند سایر اجزاء جهان هستی که مشهود ما است محکوم ناموس تغیر و تبدل می باشد و همچنین اختلاف شدیدی که در ساختمان افراد مشهور است سلیقه ای مختلف بوجود آورده که در اثر آن نفوس مردم در تندی و کندی فهم و ادراک و نگهداری و فراموشی افکار مختلف است.
از این رو عقائد و همچنین رسوم و مقرراتی که در میان جمعیتی حکومت می کند اگر ریشه ثابت و نگهبانان با ایمان و قابل اعتمادی نداشته باشد در کمترین وقتی در معرض تغییر و تحریف قرار گرفته از میان خواهد رفت. مشاهده و تجربه، این مسئله راه بروشنترین وجهی برای ما اثبات می کند.
در راه پیشگیری از این خطر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای دین جهانی و دائمی خود مدرکی پای برجا و نگهبانان صلاحیت داری معرفی فرمود و کتاب خدا و اهل بیت کرام خود را بمردم توصیه نمود.
چنانکه عامه و خاصه بنحو تواتر نقل کرده اند که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها فرموده: من پس از خود کتاب خدا و اهلبیت خود را در میان شما می گذارم. اینها هرگز از هم جدا نمی شوند و شما مادامیکه باینها تمسک کنید گمراه نخواهید شد.

رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و مسئله جانشینی:

آخرین شهری که فتح آن موجب استیلای نام اسلام بر شبه جزیره عربستان شد شهر مکه بود که حرم خدا و جایگاه کعبه است، این شهر در سال هشتم هجری بدست لشکریان اسلام افتاد و پس از آن بفاصله کمی شهر طائف نیز فتح شد.
سال دهم هجرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای انجام مراسم حج بمکه رفت و پس از برگزاری حج و تعلیمات لازمه بمردم راه مدینه را یش گرفت در میان راه در محلی بنام غدیر خم دستور داد تا قافله را از حرکت باز داشتند و در میان صد و بیست هزار نفر حاجی که از نواحی متفرقه گرد آمده بودند دست علی (علیه السلام) را گرفته بلند نموده و ولایت و جانشینی آنحضرت را بهمه اعلام داشت.
با این اقدام مسئله والی در جامعه اسلامی که ولایت امور مسلمین را داشته باشد و از کتاب و سنت نگهبانی و از معارف و قوانین دینی نگهداری کند حل شد و حکم آیه شریفه:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته(41). اجرا گردید. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بمدینه برگشت و پس از هفتاد روز تقریباً در بیست و هشتم ماه صفر سال یازدهم هجرت رحلت فرمود.

قرآن سند نبوت

بزرگترین پشتوانه ای که پیغمبر اکرم آنرا سند نبوت معرفی کرد و برای اصول و فروع معارف اسلامی مصدر و مدرک و بعبارت دیگر تکیه گاه قرار داد؛ کتاب آسمانی آنحضرت است که قرآن نامیده می شود.
قرآن کریم کلام خدای متعال؛ و خطاباتی است که از مصدر عزت و مقام و کبریا و عظمت بپیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گشته و بوسیله آن راه سعادت نشان داده شده است.
قرآن کریم یک سلسله مواد علمی و عملی بجهان انسانی نشان می دهد که آدمی با بکار بستن آنها بسعادت این جهان و آن جهان نائل خواهد شد.
قرآن کریم معجزه نبوت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یک حجت و مدرکی است که خصم را از هر جهت عاجز و زبون می کند و راه هر عذر و اعتراض و مناقشه و معارضه را بر وی می بندد و مقاصد خود را بروشنترین وجهی اثبات می کند.
قرآن کریم در میان مقاصد خود بی آنکه مردم را بتقلید کورکورانه دعوت نماید با ایشان با زبان عادی و منطق خدادادی خودشان سخن می گوید. و یکرشته معلومات را که انسان خواه ناخواه با فطرت خود درک می کند یادآور شده تذکر می دهد که هرگز انسان نمی تواند از پذیرفتن آنها شانه خالی نماید و از اعتراف با آنها سر باز زند.
خدای متعال می فرماید:
انه لقول فصل و ما هو بالهزل.
سوره طارق آیه 14 خلاصه ترجمه:
قرآن کریم سخنی است که جدا کننده حق از باطل است؛ کلامی نیست که بیهوده و سرسری گفته شده باشد.
مطلبی را که بیان می کند تا آنجا که شعاع دلالتش پیش می رود برای همیشه نسبت بهمه کس زنده و پاینده است؛ نه مانند سخنان معمولی مردم که از جهانی چند که فهم و تفکر می تواند احاطه کند سنجیده شود و از بقیه جهات عفلت و اهمال در آن راه داشته باشد، بلکه کلام خدائی است که بهر پیا و نهان محیط و از هر مصلحت و مفسده باخبر می باشد.
از اینرو بر هر فرد مسلمان لازم است که چشم واقع بینی خود را بگشاید و پیوسته متذکر این دو آیه شریفه بوده کلام خدا را زنده و پاینده تلقی نماید، و بآنچه دیگران فهمیده و گفته اند قناعت نورزد، و در تفکر آزاد را که یگانه سرمایه اختصاصی انسانیت است، و قرآن کریم آنهمه تاکید در بکار انداختن آن می نماید بروی خود نبندد، زیرا کتاب خدا برای همیشه و نسبت بهمه کس قول فصل و حجتی زنده است و چنین کتابی بفهم دسته معینی منحصر نخواهد شد.
خداوند متعال می فرماید:
و لا یکونوا کالذین اوتوا الکتاب من قبل فطال علیهم الامد فقست قلوبهم.
مسلمانان مانند اهل کتاب نباشند که به آنان کتاب داده شد و در اثر طول مدت دلهایشان سخت شده معارف الهی را نپذیرفتند(42).
قرآن کریم از مردم می خواهد که بفطرت خود مراجعه کرده حق را بپذیرند یعنی اولا خود را برای قبول بی قید و شرط حق آماده سازند و آنچه را که دیدند حق است و خیر و نفع دنیا و آخرتشان در آن است بی اینکه بوسوسه های شیطان و ندای هوی و هوس گوش دهند قبول نمایند.
پس از آن معارف اسلامی را بشعور زنده خود عرضه دارند؛ اگر دیدند حق است و مصلحت و آسودگی واقعی آنان در پذیرفتن و بکار بستن آنها است تسلیم آنها شوند؛ و البته در این صورت روش زندگی انسان و آئینی که در جامعه بشری معمول می شود مقررات و دستورهائی خواهد بود که انسان با خواست غریزی و تمایل فطری خود آنها را می خواهد.
و بالاخره روش یکنواختی خواهد بود که همه اجزاء و مواد آن با ساختمان ویژه انسانی توافق کامل داشته باشد و از تضاد و تناقض بکلی دور ماند؛ نه روش متضادی که در جائی از معنویات سرچشمه گیرد، و درجائی از مادیات و در موردی موافق با عقل سلیم، و در موردی تابع هوی و هوس.
خدای متعال در وصف قرآن کریم می فرماید:
یهدی الی الحق و الی طریق مستقیم.
قرآن کریم راهنمائی می کند بسوی مطلق حق، و راهنمائی می کند بسوی یک راه و روشی که یکنواخت و از هر گونه تضاد و تناقض دور باشد(43).
و باز می فرماید:
ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم.
بدرستی این قرآن بسوی دین و آئینی رهنمائی می کند که در اداره و رهبری زندگی انسان از سایر روشها و آئینها تواناتر است و ایستادگی بیشتری دارد(44).
در آیه دیگر سبب این توانائی اسلام را همان مطابقت اسلام با آفرینش انسان معرفی می کند، زیرا پر روشن است که روش و راهی که خواسته های فطری و نیازمندی های واقعی انسان را پاسخ می دهد ببهترین وجهی انسان را کامیاب و خوشبخت خواهد ساخت:
فأقم وجهک للدین حنیفاً فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم.
برای پذیرفتن دین استوار باش با رعایت میانه روی. دینی که با آفرینش مخصوص انسانی که هرگز قابل تغییر و تبدیل نیست توافق کامل دارد، چنین دینی استکه می تواند جامعه انسانی را اداره نماید و بسر منزل سعادت برساند(45).
و باز می فرماید:
کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور.
کتابی است که بتو نازل کردیم که مردم رااز تاریکیها بسوی روشنائی بیرون آوری(46).
قرآن کریم مردم را براه روشنی دعوت می کند که روشن باشد و سر منزل مقصود را بروشنی نشان دهد، این راه ناگزیر راهی خواهد بود که بخواست های فطری انسان همان نیازمندی های واقعی او است پاسخ درست بدهد و با نظری که عقل سلیم می دهد توافق داشته باشد؛ و آن همان دین فطری است که اسلام نامیده می شود.
اما روشی که بر اساس هوی و هوس و ارضاء شهوت و غضب جامعه یا افراد با نفوذ جامعه گذاشته شده؛ و همچنین راه و روشی که با تقلید کورکورانه از پدران و نیاکان اتخاذ گردیده، و همچنین راه و روشی که یک ملت عقب مانده و ناتوان از یک ملت توانا و نیرومند گرفته باشد و بی اینکه بررسی کرده با منطق عقل سلیم تطبیق نمایند هر چه پیش آنان یافتند بی چون و چرا پذیرفته خود را بایشان تشبیه کنند، اینگونه روشها جز فرو رفتن در تاریکی نیست و در حقیقت پیمودن راهی است که به هیچ وجه رسیدن به مقصد را تضمین نمی کند چنانکه خدای متعال می فرماید: اومن کان میتافأ حییناه و جعلناه له نوراً یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج مثلها. سوره انعام آیه 122.
خلاصه معنی: آیا کسیکه مرده بود و ما او را (بوسیله هدایت بسوی دین) زنده کردیم و بوی روشنائی دادیم که با راهنمائی آن در میان مردم راه زندگی را می پیماید مانند کسی است که در تاریکیهای گوناگون فرو رفته و از آنها بیرون نخواهد آمد؟