فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

چند نکته از سیرت پیغمبر اکرم:

پیغمبر اکرم در اخلاق کریمه خود انگشت نمای دوست و دشمن بود. در حسن معاشرت آنهمه آزار و شکنجه و بدرفتاری که از دشمنان ستمکار و دوستان نادان خود دمیدید هرگز خم بابرو نمی آورد و اظهار دلتنگی نمی کرد، بزنان و کودکان و زیردستان در سلام پیشی می گرفت. از هنگامی که از جانب خدا مأموریت تبلیغ دین و هدایت و رهبری مردم را پیدا کرد لحظه ای در انجام وظیفه غفلت نکرد و در کوشش خستگی ناپذیر خود از پای ننشست. سیزده سال پیش از هجرت که در مکه بود با گرفتاری طاقت فرسا که از ناحیه مشرکین عرب داشت پیوسته بعبادت و تبلیغ دین خدا اشتغال داشت. و در ده سال بعد از هجرت با گرفتاری های روز افزون که از ناحیه دشمنان دین داشت و کارشکنی هائی که یهود و منافقان مسلمان نما می کردند، معارف دین و قوانین اسلام را با وسعت حیرت انگیزی که دارد بمردم رسانید و بیش از 80 جنگ با دشمنان اسلام نمود.
علاوه بر آنکه اداره امور جامعه اسلامی را که در آنموقع شامل همه شبه جزیره می گردید بعهده داشت، حتی بشکایتها و نیازمندی های جزئی مردم؛ بی حاجب و دربان شخصاً رسیدگی می کرد.
در شهامت و شجاعت پیغمبر اکرم این اندازه بس که یکه و تنها در برابر جهان آنروز که چیزی جز زورگوئی و حق کشی حکومت نمی کرد با دعوت حقه قد علم کرد و آنهمه شکنجه و عذاب که از ستمکاران وقت دید، هرگز در وی سستی و دلسردی ایجاد نکرد و در هیچ جنگی پای بعقب نگذاشت.
پیغمبر اکرم عفت نفس جالبی داشت. در زندگی خود زی فقرا را داشت و ساده زندگی می کرد، و میان او و خادمان و غلامان او فرقی بنظر نمی رسید و آنهمه اموال خطیر که بدستش می رسید بفقراء مسلمانان بذل می کرد و توشه کمی نیز برای زندگی خود و اهل خانه خود بر می داشت. حتی گاهی روزها می گذشت و از خانه وی دود بلند نمی شد و غذای پخته ای تهیه نمی گردید؛ در زندگی بنظافت و مخصوصاً بعطر خیلی علاقه زیادی داشت. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هرگز تغییر حال نداد و با همان تواضع و فروتنی که در اوایل داشت در اوخر زندگی نیز زندگی می کرد و با آن موقعیت باارزشی که داشت هرگز امتیازی که ارزش اجتماعی او را نشان دهد برای خود قائل نشد. روی تخت ننشست و صدر مجلس را به خود اختصاص نداد و هنگام راه رفتن جلو مردم نیفتاد و هرگز قیافه فرمانروائی و حکمرانی بخود نگرفت. گاهی که در مجلس عمومی در میان یاران خود بود اشخاص ناشناس برای ملاقات او می آمدند آن حضرت را نمی شناختند و اهل مجلس را مخاطب ساخته می گفتند: کدامتان پیغمبر خدا هستید؟ آنگاه مردم پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را نشان می دادند.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در عمر خود هرگز بکسی دشنام نداد و سخن بیهوده نگفت و با قهقهه نخندید و عملی سبک و بی ارج انجام نداد. بتفکر و تأمل علاقه داشت و بسخن هر دردمندی و باعتراض هر متعرضی گوش می داد آنگاه بپاسخش می پرداخت و هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد؛ فکر آزاد را نمی کشت؛ ولی اشتباه هر مشتبه را روشن ساخته روی زخم درونی وی مرحم می گذاشت.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مهربان و بسیار رقیق القلب بود و از رنج بردن هر گرفتاری متأثر می شد؛ ولی هرگز در مجازات بزه کاران و بدکرداران خود را نمی باخت و در اجراء میان دور و نزدیک و آشنا و بیگانه فرق نمی گذاشت.
در سرقتی که از خانه یکی از انصار شده بود یک یهودی و یک مسلمان متهم بودند جمع کثیری ازانصار پیش آن حضرت آمده فشار آوردند که برای حفظ آبروی مسلمانان و بالخصوص انصار، و نظر بدشمنیهای علنی یهود؛ مرد یهودی مجازات شود ولی آنحضرت چون حق را بخلاف آنچه می خواستند تشخیص داد، آشکارا از یهود طرفداری کرده و مرد مسلمان را محکوم نمود.
درگیر و دار جنگ بدر که آنحضرت بتسویه صفوف لشکر اسلام می پرداخت به یکی از جنگجویان رسید که قدری جلوتر از دیگران ایستاده بود آنحضرت باعصائی که در دست داشت بشکم آن مرد فشار داد که عقبتر ایستاده صف را راست نماید. مرد جنگجو گفت یا رسول الله بخدا قسم شکم بدرد آمد باید قصاص بکشم. حضرت عصا را بدست وی داد لباس را از شکم خود کنار زد و فرمود قصاص خود را بکش مرد جنگجو دویده شکم آنحضرت را بوسید و گفت: من می دانم که امروز کشته می شوم می خواستم بدین وسیله ببن مقدست تماس حاصل کنم پس از آن بدشمن حمله کرد شمشیر زد تا شهید شد.

وصیت پیغمبر اکرم به مسلمانان:

جهان بشریت مانند سایر اجزاء جهان هستی که مشهود ما است محکوم ناموس تغیر و تبدل می باشد و همچنین اختلاف شدیدی که در ساختمان افراد مشهور است سلیقه ای مختلف بوجود آورده که در اثر آن نفوس مردم در تندی و کندی فهم و ادراک و نگهداری و فراموشی افکار مختلف است.
از این رو عقائد و همچنین رسوم و مقرراتی که در میان جمعیتی حکومت می کند اگر ریشه ثابت و نگهبانان با ایمان و قابل اعتمادی نداشته باشد در کمترین وقتی در معرض تغییر و تحریف قرار گرفته از میان خواهد رفت. مشاهده و تجربه، این مسئله راه بروشنترین وجهی برای ما اثبات می کند.
در راه پیشگیری از این خطر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای دین جهانی و دائمی خود مدرکی پای برجا و نگهبانان صلاحیت داری معرفی فرمود و کتاب خدا و اهل بیت کرام خود را بمردم توصیه نمود.
چنانکه عامه و خاصه بنحو تواتر نقل کرده اند که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها فرموده: من پس از خود کتاب خدا و اهلبیت خود را در میان شما می گذارم. اینها هرگز از هم جدا نمی شوند و شما مادامیکه باینها تمسک کنید گمراه نخواهید شد.

رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و مسئله جانشینی:

آخرین شهری که فتح آن موجب استیلای نام اسلام بر شبه جزیره عربستان شد شهر مکه بود که حرم خدا و جایگاه کعبه است، این شهر در سال هشتم هجری بدست لشکریان اسلام افتاد و پس از آن بفاصله کمی شهر طائف نیز فتح شد.
سال دهم هجرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای انجام مراسم حج بمکه رفت و پس از برگزاری حج و تعلیمات لازمه بمردم راه مدینه را یش گرفت در میان راه در محلی بنام غدیر خم دستور داد تا قافله را از حرکت باز داشتند و در میان صد و بیست هزار نفر حاجی که از نواحی متفرقه گرد آمده بودند دست علی (علیه السلام) را گرفته بلند نموده و ولایت و جانشینی آنحضرت را بهمه اعلام داشت.
با این اقدام مسئله والی در جامعه اسلامی که ولایت امور مسلمین را داشته باشد و از کتاب و سنت نگهبانی و از معارف و قوانین دینی نگهداری کند حل شد و حکم آیه شریفه:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته(41). اجرا گردید. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بمدینه برگشت و پس از هفتاد روز تقریباً در بیست و هشتم ماه صفر سال یازدهم هجرت رحلت فرمود.