فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

1 - حضرت نوح (علیه السلام):

نخستین پیامبری که خدای مهربان او را برانگیخت و با شریعت و کتاب آسمانی بسوی جهان بشریت فرستاد نوح (علیه السلام) بود.
نوح (علیه السلام) بشر آنروزی را بسوی توحید و یگانه پرستی و اجتناب از شرک و بت پرستی دعوت می کرد. چنانکه از قصص وی در قرآن کریم پیداست برای رفع اختلافات طبقاتی و ریشه کن ساختن ستم و بیدادگری مبارزه سخت می نمود و از راه استدلال که برای بشر آنروزی تازگی داشت تعلیمات خود را گوشزد می کرد.
پس از روزگار درازی که با مردمان نادان و لجوج و سرکش دست بگریبان بود جماعت کمی را هدایت فرموده و خدای متعال بواسطه طوفانی که فرستاد کفار را هلاک و زمین را از لوث وجودشان پاک نمود، و نوح (علیه السلام) که با عده ای از پیروان خویش نجات یافته بودند، شالوده یک جامعه دینی را از نو در جهان ریختند.
این پیغمبر گرامی پایه گذار شریعت توحید و نخستین مأمور خدائی است که با ستم و بیداد و طغیان مبارزه کرده است. در سایه همین خدمت گرانبها که بدین حق و حقیقت نموده از خدای متعال به درود و سلامی اختصاصی یافته که تا جهان بشریت برپا است زنده و پایبند خواهد بود:
سلام علی نوح فی العالمین.

2 - حضرت ابراهیم (علیه السلام):

روزگاران درازی که از زمان نوح گذشت با اینکه پیامبران بسیاری مانند هود و صالح و دیگران نیز مردم را بسوی خدا و درستی رهبری می فرمودند روزبروز بازار شرک و بت پرستی رونق می گرفت تا اینکه بالاخره جهانگیر شد. و خدای متعال با حکمت بالغه خود حضرت ابراهیم (علیه السلام) را برانگیخت.
ابرهیم (علیه السلام) نمونه کامل یک انسان فطری بود که با نهاد پاک و بی آلایش خود از حقیقت جستجو کرد و یگانگی خدای آفرینش را دریافت و تا زنده بود با شرک و ظلم مبارزه نمود.
ابراهیم چنانکه از قرآن کریم پیدا است و اخبار ائمه اهل بیت نیر آنرا تأکید می کند دوران کودکی خود را در غاری دور از هیاهوی مردم و زندگی پرغوغای شهر می گذرانید، تنها مادر خود را گاهگاهی برای وی غذا و آب می آورد می دید.
روزی بدنبال مادر خود بیرون آمده متوجه شهر شد و پیش آزر نام که عمویش بود آمد ولی هر چه می دید برای وی تازگی داشت و بسیار شگفت آور بود.
نهاد پاکش در میان هزاران حیرت و تعجب با نهایت بیتابی و آرامی متوجه آفرینش اشیائی بود که مشاهده می کرد و در جستجوی پیدا کردن راز پیدایش و علت آفرینش آنها بود.
بتهائی دید که آزر و دیگران آنها را می تراشیدند و می پرستیدند.
ژاز هویت آنها سؤال نمود ولی توضیحی که درباره ربوبیت آنها بوی دادند او را قانع نکرد.
گروهی از مردم را دید که ستاره زهره و گروهی ماه و گروهی خورشید را می پرستیدند و چون هر یک از آنها پس از ساعتی چند غروب می کردند ابراهیم را نسبت بربوبیت آنها بی اعتقاد کرد.
ابراهیم (علیه السلام) پس از این مراحل پرستش خود را نسبت بخدای یگانه و بیزاری خوسیش را از شرک بی محابا بمردم اعلام کرد و دیگر فکری جز مبارزه با بت پرستی و شرک نداشت؛ و بی آنکه کمترین سستی و خستگی بخود راه دهد با بت پرستان مبارزه می کرد و ایشان را بسوی توحید دعوت می فرمود.
بالاخره راهی به بتخانه پیدا کرده بتها را شکست و در سر همین قضیه که پیش مردم بزرگترین جنایت شمرده می شد محاکمه اش کردند و پس از محاکمه بسوزاندن در آتش محکوم کردند. و بعد از انجام تشریفات به آتش انداختند ولی خدای متعال ویرا نگهداری فرموده سالم از آتش بیرون آمد.
ابراهیم پس از چندی از کشور بابل که زادگاه اصلیش بود بسوی سوریه و فلسطین مهاجرت فرمود و در آن سامان بدعوت خود ادامه داد.
در اواخر عمر خود دارای دو فرزند شد که یکی اسحاق پدر اسرائیل می باشد و دیگری اسماعیل پدر عرب مصر.
اسماعیل را در همان هنگام شیرخوارگی بامر خدا با مادرش بحجاز برده در میان کوههای تهامه در زمینی بی آب و علف و خالی از سکنه جای داد؛ و بدینوسیله عربهای بادیه نشین را به توحید دعوت کرد. و بعد خانه کعبه را بنا نهاده عمل حج را تشریع فرمود که تا ظهور اسلام و دعوت پیغمبر اکرم در میان عربها رائج بود.
ابراهیم صاحب دین فطرت است؛ و بنص قرآن کتاب آسمانی داشت و اولین کسی است کهدین خدا را بنام اسلام و پیروان آنرا بنام مسلمین خواند و ادیان توحید که یهودیت و نصرانیت و اسلام باشد در جهان به آن حضرت منتهی می شود. زیرا حضرت کلیم و حضرت مسیح و حضرت محمد علیهم السلام که پیشوایان سه دین نامبرده می باشند همه در خط دعوت وی بوده اند.

3 - حضرت موسی، کلیم (علیه السلام):

موسی بن عمران (علیه السلام) سومین پیغمبر از پیغمبران اولوالعزم و صاحب کتاب و شریعت اسلامی است و از اولاد اسرائیل (یعقوب) می باشد.
موسی (علیه السلام) زندگانی پرغوغائی دارد. آنحضرت وقتی متولد شد که بنی اسرائیل در مصر میان قبطیها در حال ذلت و اسارت می زیستند و بامر فرعون(30) کودکانشان را سر می بریدند.
مادر موسی طبق اانچه در خواب بوی دستور داده شده بود موسی را در صندوقی چوبین گذاشته و در رود نیل رها کرد؛ آب صندوق را حرکت داده یکسره بقصر فرعون آورد. بامر فرعون صندوق را گرفتند وقتیکه باز کردند بچه ای را در میان صندوق یافتند.
فرعون در اثر اصرار ملکه از کشتن بچه صرفنظر کرد و چون فرزند نداشتند او را بفرزندی قبول کردند و بدایه (که اتفاقاً همان مادرش بود) سپردند.
موسی (علیه السلام) تا اوایل سن جوانی در دربار فرعون بود. پس از آن در اثر حادثه قتلی از ترس فرعون از مصر فرار کرده بمدین رفت و در آنجا بشعیب پیغمبر (علیه السلام) برخورد و با یکی از دختران شعیب (علیه السلام) ازدواج کرد.
چندین سال گوسفندان او را می چرانید پس از چند سال بفکر زادگاه خویش افتاده عائله خود را برداشته با حشمی که تهیه کرده بود متوجه مصر شد و در اثناء راه وقتیکه شبانه بطور سینا رسید از جانب خدای تعالی برای رسالت برگزیده شد و مأموریت یافت که فرعون را بدیت توحید دعوت کند. و بنی اسرائیل را از دست قبطیان نجات بخشد و برادر خود هارون را وزیر خود قرار دهد.
ولی پس از ابلاغ مأموریت و رساندن پیغام الهی؛ فرعون که بت پرست و ضمناً خود را یکی از خدایان معرفی می کرد رسالت آنحضرت را نپذیرفت و آزادی بنی اسرائیل را تأمین نکرد.
و با اینکه موسی (علیه السلام) سالها مردم را بتوحید دعوت کرد و معجزات بسیاری نشان داد فرعون و قوم او عکس العملی جز سرسختی و درشت خوئی نشان ندادند بالاخره موسی (علیه السلام) بامر خدا بنی اسرائیل را کوچ داده شبانه از مصر رو ببیابان سینا فرار کرد وقتیکه بدریای سرخ رسیدند فرعون نیز از جریان اطلاع یافته با لشکریان خود ایشان را تعقیب کرد.
موسی (علیه السلام) از راه اعجاز دریا را شکافت و با قوم خود از آب گذشت ولی فرعون و لشکریان غرق شدند. بعد از این واقعه؛ خدا تورات را بموسی (علیه السلام) نازل فرمود و شریعت کلیمی را در میان بنی اسرائیل مستقر ساخت.