فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

پیغمبران اواوالعزم و سایر پیغمبران:

پیغمبرانی که دارای کتاب آسمانی و قانون مستقل بوده اند پنج نفرند که در این آیه:
شرع لکم من الدین ما وصی به نوحاً والذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الدین و لا تتفرقوا فیه.
به آنان اشاره شده:
نوح؛ ابراهیم؛ موسی، عیسی و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) این پنج تن را که صاحب کتاب و شریعتند پیغمبران اولوالعزم می گویند.
ولی فرستادگان خدا منحصر باین پنج تن نبوده اند بلکه هر امتی فرستاده ای داشته و پیغمبران بسیار از جانب خدا بسوی بشر فرستاده شده اند که در قرآن کریم نام بیشتر از بیست نفر آنان برده نشده است.
چنانکه خدای متعال می فرماید:
منهم من قصصنا علیک و منهم من لم نقصص علیک.
و می فرماید:
و لکل امه رسول(28) ومی فرماید: و لکل قوم هاد(29).
آری پیغمبرانی که بعد از هر یک از پیغمبران اولوالعزم آمده اند بشر را بسوی شریعت همان پیغمبران دعوت کرده اند و بهمین ترتیب بعثت و دعوت ادامه داشت تا اینکه خداوند پیغمبر اکرم محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) را برای ختم پیغمبران قبل و ابلاغ آخرین دستورها و کاملترین مقررات مذهبی برانگیخت و کتاب آسمانی او آخرین کتاب آسمانی گردید و در نتیجه دین آنحضرت تا قیامت مستمر و شریعت و برای همیشه زنده می باشد.

1 - حضرت نوح (علیه السلام):

نخستین پیامبری که خدای مهربان او را برانگیخت و با شریعت و کتاب آسمانی بسوی جهان بشریت فرستاد نوح (علیه السلام) بود.
نوح (علیه السلام) بشر آنروزی را بسوی توحید و یگانه پرستی و اجتناب از شرک و بت پرستی دعوت می کرد. چنانکه از قصص وی در قرآن کریم پیداست برای رفع اختلافات طبقاتی و ریشه کن ساختن ستم و بیدادگری مبارزه سخت می نمود و از راه استدلال که برای بشر آنروزی تازگی داشت تعلیمات خود را گوشزد می کرد.
پس از روزگار درازی که با مردمان نادان و لجوج و سرکش دست بگریبان بود جماعت کمی را هدایت فرموده و خدای متعال بواسطه طوفانی که فرستاد کفار را هلاک و زمین را از لوث وجودشان پاک نمود، و نوح (علیه السلام) که با عده ای از پیروان خویش نجات یافته بودند، شالوده یک جامعه دینی را از نو در جهان ریختند.
این پیغمبر گرامی پایه گذار شریعت توحید و نخستین مأمور خدائی است که با ستم و بیداد و طغیان مبارزه کرده است. در سایه همین خدمت گرانبها که بدین حق و حقیقت نموده از خدای متعال به درود و سلامی اختصاصی یافته که تا جهان بشریت برپا است زنده و پایبند خواهد بود:
سلام علی نوح فی العالمین.

2 - حضرت ابراهیم (علیه السلام):

روزگاران درازی که از زمان نوح گذشت با اینکه پیامبران بسیاری مانند هود و صالح و دیگران نیز مردم را بسوی خدا و درستی رهبری می فرمودند روزبروز بازار شرک و بت پرستی رونق می گرفت تا اینکه بالاخره جهانگیر شد. و خدای متعال با حکمت بالغه خود حضرت ابراهیم (علیه السلام) را برانگیخت.
ابرهیم (علیه السلام) نمونه کامل یک انسان فطری بود که با نهاد پاک و بی آلایش خود از حقیقت جستجو کرد و یگانگی خدای آفرینش را دریافت و تا زنده بود با شرک و ظلم مبارزه نمود.
ابراهیم چنانکه از قرآن کریم پیدا است و اخبار ائمه اهل بیت نیر آنرا تأکید می کند دوران کودکی خود را در غاری دور از هیاهوی مردم و زندگی پرغوغای شهر می گذرانید، تنها مادر خود را گاهگاهی برای وی غذا و آب می آورد می دید.
روزی بدنبال مادر خود بیرون آمده متوجه شهر شد و پیش آزر نام که عمویش بود آمد ولی هر چه می دید برای وی تازگی داشت و بسیار شگفت آور بود.
نهاد پاکش در میان هزاران حیرت و تعجب با نهایت بیتابی و آرامی متوجه آفرینش اشیائی بود که مشاهده می کرد و در جستجوی پیدا کردن راز پیدایش و علت آفرینش آنها بود.
بتهائی دید که آزر و دیگران آنها را می تراشیدند و می پرستیدند.
ژاز هویت آنها سؤال نمود ولی توضیحی که درباره ربوبیت آنها بوی دادند او را قانع نکرد.
گروهی از مردم را دید که ستاره زهره و گروهی ماه و گروهی خورشید را می پرستیدند و چون هر یک از آنها پس از ساعتی چند غروب می کردند ابراهیم را نسبت بربوبیت آنها بی اعتقاد کرد.
ابراهیم (علیه السلام) پس از این مراحل پرستش خود را نسبت بخدای یگانه و بیزاری خوسیش را از شرک بی محابا بمردم اعلام کرد و دیگر فکری جز مبارزه با بت پرستی و شرک نداشت؛ و بی آنکه کمترین سستی و خستگی بخود راه دهد با بت پرستان مبارزه می کرد و ایشان را بسوی توحید دعوت می فرمود.
بالاخره راهی به بتخانه پیدا کرده بتها را شکست و در سر همین قضیه که پیش مردم بزرگترین جنایت شمرده می شد محاکمه اش کردند و پس از محاکمه بسوزاندن در آتش محکوم کردند. و بعد از انجام تشریفات به آتش انداختند ولی خدای متعال ویرا نگهداری فرموده سالم از آتش بیرون آمد.
ابراهیم پس از چندی از کشور بابل که زادگاه اصلیش بود بسوی سوریه و فلسطین مهاجرت فرمود و در آن سامان بدعوت خود ادامه داد.
در اواخر عمر خود دارای دو فرزند شد که یکی اسحاق پدر اسرائیل می باشد و دیگری اسماعیل پدر عرب مصر.
اسماعیل را در همان هنگام شیرخوارگی بامر خدا با مادرش بحجاز برده در میان کوههای تهامه در زمینی بی آب و علف و خالی از سکنه جای داد؛ و بدینوسیله عربهای بادیه نشین را به توحید دعوت کرد. و بعد خانه کعبه را بنا نهاده عمل حج را تشریع فرمود که تا ظهور اسلام و دعوت پیغمبر اکرم در میان عربها رائج بود.
ابراهیم صاحب دین فطرت است؛ و بنص قرآن کتاب آسمانی داشت و اولین کسی است کهدین خدا را بنام اسلام و پیروان آنرا بنام مسلمین خواند و ادیان توحید که یهودیت و نصرانیت و اسلام باشد در جهان به آن حضرت منتهی می شود. زیرا حضرت کلیم و حضرت مسیح و حضرت محمد علیهم السلام که پیشوایان سه دین نامبرده می باشند همه در خط دعوت وی بوده اند.