فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

تفاوت هدایت انسان با موجودات دیگر:

از بحثهائی که درباره توحید نمودیم روشن شد چنانکه آفرینش اشیاء از آن خدای متعال است پرورش آنها نیز وابسته باوست و بعبارت روشن تر هر یک از پدیده های جهان که از نخستین دم پیدایش برای بقاء و تکمیل نواقص خود شروع بفعالیت نموده نواقص و نیازمندیهای خود را یکی پس از دیگری مرتفع می سازد و در حدود امکان خود را کامل و بی نیاز می کند؛ سیر منظمی راکه در خط بقاء می نماید و بوجود خود ادامه می دهد تنظیم کننده سیر آن و رهبرش از هر منزل بمنزل دیگر خدای متعال است.
از این نظر یک نتیجه قطعی بدست می آید و آن اینکه هر نوع از انواع پدیده های جهان برنامه تکوینی خاصی در بقاء خود دارد که با فعالیت ویژه خود آنرا اجراء می نماید و بعبارت دیگر هر دسته معینی از پدیده های جهان در سیر بقاء خود یکرشته وظایف مشخص دارد که از ناحیه خدای متعال بسوی آنها هدایت می شود چنانکه قراان کریم باین حقیقت اشاره نموده می فرماید:
ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی.
خدای ما آنکسی است که بهر چیز آفرینش ویژه اش را عطا فرموده و پس از آن هدایتش کرده(23).
همه اجزاء آفرینش در این حکم کلی شریکند و هرگز استثنائی در کار نیست ستارگان آسمان و زمین که زیر پای ماست و عناصری که در آن موجودند و ترکیباتی که پدیده های ابتدائی را پدیدار می سازند و نبات و حیوان همه همین حال را دارند.
حال انسان نیز درین هدایت عمومی حال دیگران است جز اینکه میان او و دیگران یک فرق است.
توضیح فرق میان انسان و دیگران:
کره زمین میلیون ها سال پیش آفریده شده و مجموع نیروهای نهفته خود را بکار انداخته در محیط هستی خود تا حدودیکه عوامل مختلف اجازه می دهد بفعالیت می پردازد و در زمینه حرکت وضعی و انتقالی خود آثار وجودی خود را بروز می دهد و باین ترتیب بقاء خود را تأمین می کند و تا عامل مخالف قویتری جلوش را نگیرد بهمین فعالیت ادامه خواهد داد و از انجام دادن هیچ وظیفه ای از وظایف خود کوتاهی نخواهد کرد.
درخت بادام از هنگامیکه از میان هسته بیرون آمده تا روزیکه درختی کامل گردد در تغذیه و رشد و نمو و غیر آن (و بعبارت دیگر در خط سیر خود) وظائفی بعهده دارد که اگر عامل مختلف نیرومندتری راهش را سد نکند هرگز در انجام آنها فروگذاری نخواهد کرد و نمی تواند هم بکند، هر پدیده دیگری نیز حالش همین طور است ولی نوع انسان فعالیتهای اختصاصی خود را از راه اختیار انجام می دهد و کارهائیکه انجام می دهد از فکر و تصمیم وی سرچشمه می گیرد. انسان چه بسا از کردن کاری که صددرصد بنفع او است و عامل مخالفی نیز جلوش را نگرفته سر باز نمی زند و کاری را که صددرصد بضرر وی می باشد دانسته و فهمیده انتخاب می کند گاهی از خوردن نوشدارو خودداری می کند و گاهی کاسه زهر بسر می کشد و خود را می کشد.
البته روشن است موجودی که مختار آفریده شده هدایت عمومی خدائی در حق وی اجباری نخواهد بود یعنی پیغمبران راه خیر و شر و سعادت و شقاوت را از طرف خدای متعال بمردم ابلاغ می کنند و پیروان دین را مژده ثواب داده آنانرا برحمت پروردگار امیدوار می سازند و گردنکشان و یاغیان را از عذاب خدا می ترسانند و آنان در فرا گرفتن هر یک از آنها آزاد و مختار خواهند بود.
درست است که انسان خیر و شر و نفع و ضرر خود را اجمالا از راه عقل درک می کند ولی همان عقل غالباً خود را باخته از خواهشهای نفسانی پیروی می نماید و گاهی نیز راه خطا می رود؛ بنابراین قطعی است که هدایت خدائی باید از راه دیگری علاوه بر راه عقل انجام گیرد که آن راه بکلی از خطا و لغزش مصون باشد یا بعبارت دیگر خدای متعال دستورهای خود را که از راه عقل اجمالا بمردم می فهماند از یک راه دیگر تأیید می نماید.
این راه، همان راه نبوت است که خدای متعال دستورهای سعادت بخش خود را از راه وحی بیکی از بندگان خود بفهماند و بوی مأموریت دهد که آنها را بمردم برسانند و آنانرا از راه امید و بیم و تشویق و تهدید بمتابعت آن دستورات وادار نماید.
خدای متعال در کلام خود می فرماید:
انا اوحینا الیک کما اوحینا الی نوح و النبیین من بعده....... رسلاً مبشرین و منذرین لئلایکون للناس علی الله حجه بعد الرسل.
ما بتو وحی کردیم چنانکه بنوح و پیامبرانی که پس از وی بودند وحی کردیم... پیامبرانی بسوی مردم فرستادیم که به پیروان دین مژده ثواب می داده آنان را امیدوار می ساختند و متمردان را از عقاب خدا می ترسانیدند. تا آنکه پس از پیامبران، مردم بواسطه نداشتن این نوع هدایت بر خدا حجت نداشته باشند(24).

صفات نبی:

از بیان گذشته روشن شد که پیامبر باید:
1 - در انجام دادن مأموریت خود از خطا مصون و معصوم باشدو هیچگونه فراموشی و آفتهای دیگر ذهنی بوی راه نیابد تا آنکه بتواند آنچه را بوی وحی می شود درست دریافت نماید و آنچه را دریافت داشته است بدون لغزش و اشتباه به مردم برساند زیرا در غیر اینصورت هدایت الهی بهدف خود نمی رسد و قانون هدایت عمومی از کلیت خود افتاده در مورد انسان از تأثیر باز میماند.
2 - در کردار و گفتار خود از لغزش و معصیت مصون باشد چه با وجود معصیت اثری برای تبلیغ نمی ماند زیرا کسیکه کردارش با گفتارش مخالف است مردم ارزشی برای گفتارش قائل نیستند و حتی کردارش را دلیل بر دروغگوئی و شیادیش می گیرند که اگر راست می گفت بگفته خود عمل می کرد.
این دو امر را می توان در یک عبارت جمع کرد و گفت: برای اینکه تبلیغ صحیح و مؤثر باشد لازم است پیامبر از خطا و معصیت معصوم باشد خدای متعال در کلام خود نیز بهمین معنی اشاره نموده می فرماید:
عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الا من ارتضی من رسول فانه یسلک من بین یدیه و من خلقه رصداً لیعلم ان قد ابلغوا رسالات ربهم.
خدائی که علم غیب پیش او است بغیب خود کسی را مسلط نمی کند مگر کسیکه خدایش برای اینکار می پسندد (پیامبر پسندیده) و در اینصورت خدای متعال او را تحت مراقبت قرار می دهد تا پیامهای خدائی دست نخورده بمردم ابلاغ شود(25).
3 - فضائل اخلاقی را مانندعفت و شجاعت و عدالت و غیر آنها داشته باشد زیرا اینها همه از صفات پسندیده شمرده می شوند و کسیکه از هر گونه معصیت مصون است و از دین متابعت کامل می کند هرگز با رذائل اخلاقی لکه دار نمی شود.

پیامبران در میان بشر:

از راه تاریخ مسلم است که در میان بشر پیامبرانی بوده و بدعوت قیام نموده اند ولی با اینوصف تاریخ زندگیشان چندان روشن نیست تنها تاریخ زندگانی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است که خالی از ابهام می باشد و قرآن کریم که کتاب آسمانی آنحضرت و مقاصد عالیه دینی را شامل است موضوع دعوت پیامبران گذشته را نیز روشن ساخته مقصد و هدف آنان را هم بیان می کند.
قرآن کریم بیان می کند که پیامبران بسیاری از جانب خدای متعال بسوی مردم آمده اند و باتفاق کلمه بتوحید و دین حق دعوت کرده اند چنانکه می فرماید:
و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحی الیه انه لا اله الا انا فاعبدون.
(پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه بوی وحی می کردیم که جز من خدائی نیست، مرا بپرستید(26).