آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

سایر صفات کمال

و ربک الغنی ذوالرحمه.
خدای تو دارا و بی نیاز مطلق است و بآفریده های خود مهربان می باشد.
توضیح: هر خوبی و زیبائی که در جهان هست و هر صفت کمال که تصور کنیم نعمتی است که خدای متعال بآفریدگان خود عطا فرموده و بآن وسیله یکی از نیازمندی های آفرینش را رفع کرده است، البته اگر خودش دارای آن کمال نبود از بخشیدن بدیگران عاجز بود و خود نیز در نیازمندیها با دیگران شریک بود پس خداوند همه صفات کمال را از خود دارا است و بی اینکه کمالی از کمالات را از دیگران دریافت دارد یا دست نیاز بسوی کسی دراز کند خود بهمه صفات کمال از قبیل حیات و علم و قدرت و غیر آنها متصف است. و هیچ گونه صفات نقص و موجبات نیازمندی و احتیاج مانند ناتوانی و نادانی و مرگ و گرفتاری و غیره، راهی بساحت پاکش ندارد.

عقائد : 2 - نبوت

احتیاج بشر به پیغمبر:

خدای متعال با قدرت کامل خود در حالیکه از هر جهت بی نیاز است جهان هستی و آفریده های گوناگون آنرا بوجود آورده و از نعمتهای بیرون از شمارش برخوردار کرده است.
انسان و هر آفریده دیگر؛ جاندار و غیر جاندار از نخستین روز پیدایش تا آخرین روز هستی در مهد پرورش وی قرار گرفته هر کدام با نظم و ترتیبی خاص بسوی هدفی معلوم و معین رهبری شده و پیش می رود در حالیکه در تمام لحظات مورد عنایت شایان او می باشد.
اگر تنها دورانهای زندگی خودمان را مورد توجه و تأمل قرار دهیم یعنی دوران شیرخوارگی و کودکی و جوانی و پیری را در نظر بیاوریم وجدان ما بعنایت کاملی که خدای متعال بما دارد گواهی خواهد داد و چنانچه در این مسأله روشن می شویم عقل ما بی تردید قضاوت خواهد کرد که آفریدگار جهان بهر یک از آفریده های خود از هر کس مهربان تر می باشد ر اثر همین مهربانی همیشه صلاح حال آنها را رعایت می کند و هرگز بدون حکمت و مصلحت، بفساد و تباهی کارشان رضایت نمی دهد. نوع انسان یکی از آفریدگان خدا است و می دانیم صلاح کار و خوشبختیش در اینست که واقع بین و نیکوکار یعنی دارای عقاید صحیح و اخلاق پسندیده و کردار نیک باشد.
ممکن است کسی بگوید که انسان با عقل خداداد می تواند نیک و بد را شناخته چاه را از راه تشخیص دهد.
ولی باید دانست که عقل به تنهائی نمی تواند این گره را بگشاید و انسان را بواقع بینی و نیکوکاری رهبری کند زیرااینهمه صفات ناپسند و کارهای ناروا که در جامعه انسانی مشاهده می شود همه از کسانی است که عقل و قوه تمیز دارند جز اینکه در اثر خود خواهی و سودپرستی و هوسرانی عقل آنان مغلوب عواطف و تابع هوی و هوس گردیده در نتیجه دچار گمراهی شده اند. پس خدای متعال باید از راه دیگر و یا وسیله ئی که هرگز محکوم هوی و هوس نمی شود و هیچگاه در رهبری خود خبط و اشتباه نمی کند ما را بسوی سعادت رهبری و دعوت نماید؛ این راه جز راه نبوت نیست.