آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

خدای متعال دارای همه صفات کمال است:

کمال چیست؟
یک باب خانه وقتی کامل است که همه نیازمندی های زندگی یک خانواده را در بر داشته باشد چنانکه اطاقهای کافی برای نشستن و پذیرائی مهمان و آشپزخانه برای طبخ غذا و نیز روشوئی و منبع آب و غیره را شامل باشد و هر اندازه که این لوازم را فاقد باشد بهمان مقدار ناقص است.
همچنین اگر یکفرد انسان آنچه را که در سازمان وجودی یک انسان طبیعی مورد نیاز است دارا باشد کامل خواهد بود و اگر از این جمله یکی را فاقد باشد مثلاً دست یا پا یا چشم نداشته باشد از همان جهت ناقص است.
بنابر آنچه دانسته شد صفت کمال چیزی است که نوعی از نیازمندی های هستی را رفع نماید و نقص را برطرف سازد مانند صفت علم که تاریکی جهل را رفع نموده معلوم را برای عالم روشن می سازد، و مانند قدرت که مقاصد و خواسته های شخصی را که دارای قدرت است و برای وی امکان پذیر می سازد و او را بآنها مسلط می نماید و مانند صفت حیات و احاطه و غیر آنها.
وجدان ما قضاوت می کند که آفریدگار جهان (یعنی کسیکه هستی جهان و جهانیان از وی سرچشمه می گیرد و هر نیازی را که فرض شود او رفع می نماید و هر نعمت و کمال را او ارزنی میدارد) همه صفات کمال را داراست زیرا از نظر واقع بینی هرگز نمی توان تصور کرد کسی بتواند نعمتی را که خود ندارد بدیگران ببخشد و نقصی را که خود گرفتار آنست از دیگران رفع نماید خدای متعال نیز در کلام خود خویش را بهمه صفات کمال می ستاید و از هر نقص خود را منزه و پاک معرفی می نماید:
هو و ربک الغنی ذوالرحمه.
تنها او است که دارا و بی نیاز مطلق است و نیاز هر نیازمندی را رفع می کند(15).
و باز می فرماید:
الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی.
نیکوترین و زیباترین صفات از خدائی است که غیر از او خدائی نیست(16).
(اوست که زنده و دانا و بینا و شنوا و توانا و آفریدگار و بی نیاز است) پس باید خدای متعال را دارای تمام صفات کمال؛ و ساحت مقدس او را از هر صفت نقص پاک و منزه دانست زیرا اگر نقص داشت از همان جهت نیازمند بود و خدائی بالاتر از او می بایست که نیازمندی او را رفع کند سبحانه و تعالی عما یشرکون.

توحید و یگانگی

لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا.
اگر جز خدای یگانه خدایان در آسمان و زمین (در جهان) وجود داشتند جهان خراب و تباه می شد(17).
توضیح: اگر خدایان چندی در جهان حکومت می کردند و چنانکه بت پرستان می گویند هر بخش جهان را خدای جداگانه اداره می کرد و زمین و آسمان و دریا و جنگل هر کدام برای خود خدائی داشت، بواسطه اختلاف خدایان در هر جای جهان نظم جداگانه ای برقرار می شد و درین صورت ناگزیر کار جهان بفساد و تباهی می کشید با اینکه می بینیم همه افراد جهان با هم بستگی و هم آهنگی کامل دارند و همگی یک دستگاه را تشکیل می دهند بنابراین باید گفت که پروردگار و آفریننده جهان یکی بیش نیست.
و نباید تصور کرد که چون خدایان مقروض عاقل می باشند و می دانند که اختلافشان جهان را بسوی تباهی و فساد می کشد هرگز با هم اختلاف نمی کنند. زیرا در اینصورت همه آنها در کار یکدیگر مؤثر خواهند بود و هر یک بواسطه اینکه محتاج موافقت و اذن دیگران است به تنهائی نمی تواند هیچ کاری را انجام دهد، با آنکه باید خدا منزه از احتیاج باشد.

وجود و قدرت و علم خدای متعال

مشاهده اجزاء بهم پیوسته این جهان پهناور و گردش عمومی حیرت انگیز آن و نظامهای جزئی خیره کننده و مرتبط بهم که در هر گوشه و کنار آن در جریان است و در نتیجه هر یک از انواع پدیده ها بسوی هدف خاص و مقصد ویژه خود با نهایت نظم و ترتیب در سیر و حرکت می باشد، برای هر انسان خردمند روشن می سازد که جهان هستی و هر چه در آنست در وجود و بقاء خود از یک وجود و مقام فناناپذیری سرچشمه می گیرد که با قدرت بیکران و علم بی پایان خود جهان و جهانیان را آفریده است و هر یک از آفریده های خود را مهد پرورش قرار داده با عنایت و خاص خود بسوی مقصد کمالیش سوق می دهد. اوست که هستی اش فناناپذیر است و بهر چیز توانا و دانا می باشد.
خدای متعال در کلام خود می فرماید:
له ملک السماوات و الارض یحیی و یمیت و هو علی کل شی ء قدیر هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شی ء علیم.
ملک و فرمانروائی مطلق آسمانها و زمین از آن خدا است و او زنده می کند و میمیراند، و اوست که بهر چیز توانا است اوست که بهر چیز از ناحیه اول و آخر و ظاهر و باطن (از هر ناحیه و جهت احاطه دارد و اوست که بهمه چیز داناست(18).