آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

چرا انسان گاهی زیر بار این حقیقت نمی رود؟

این حقیقت با کمترین توجهی برای انسان روشن است و هیچگونه ابهامی در آن نیست؛ جز اینکه انسان گاهی چنان گرفتار کشمکش های زندگی می شود که تمام نیروی شعور خود را در راه مبارزه های حیاتی بکار می اندازد و تمام وقت خود را صرف تکاپوی زندگی می نماید دیگر کمترین مجالی برای رسیدگی باین گونه افکار پیدا نمی کند و در نتیجه از این حقیقت غفلت می ورزد یا اینکه مجذوب ظواهر دلفریب طبیعت شده سرگرم هوسرانی و خوشگذرانی می گردد، و چون پای بندی باین حقایق از بسیاری از بی بند و باریهای مادیت جلوگیری می نماید طبعاً از پی جوئی و بررسی این حقیقت و نظائر آن سر باز می زند و زیر بارش نمی رود.
از اینجاست که در قرآن کریم از راههای گوناگون درباره آفرینش مخلوقات و نظامی که در میان آنها جاری و حکمفرماست عنایت بیشتری بذل گردیده و اقامه برهان شده است چه بیشتر مردم بویژه آنان که شیفته ظواهر دلفریب طبیعتند و نیکبختی را در کامرانی و خوشگذرانیهای زندگی می بینند بواسطه انس بمادیات و محسوسات، توانائی تفکر فلسفی و بررسی نظریات دقیق عقلی را ندارند.
ولی انسان در هر حال جزئی است از جهان آفرینش و از اجزاء دیگر جهان و از نظامهای جزئی و کلی که در آن حکومت می کند لحظه ای بی نیاز نیست و هر لحظه می تواند ذهن خود را متوجه جهان آفرینش، و نظامی که در آن جاری است نماید و بوجود آفریدگار و پروردگار جهان پی ببرد.
خدای متعال در کلام خود می فرماید:
ان فی السموات و الارض لایات للمؤمنین و فی خلقکم و ما یبث من دابه آیات لقوم یوقنون و اختلاف اللیل و النهار ما انزل الله من السماء من رزق فاحیا به الارض بعد موتها و تصریف الریاح آیات لقوم یعقلون.
در آفرینش آسمانها و زمین از برای اهل ایمان آیه ها و نشانه هائی است که آنانرا بسوی توحید رهبری می نماید، و در آفرینش خودتان و اینهمه جنبندگان که در زمین پراکنده می باشند علائم و آثاری است که ارباب یقین را بیگانگی حق می رساند، و در اختلافاتی که شب و روز پیدا می کنند و در نتیجه گاهی با هم برابر و گاهی از همدیگر درازتر و کوتاهتر و گرمتر و سردتر می شوند، و همچنین در بارانی که خدای متعال از آسمان نازل کرده بواسطه آن زمین مرده را زنده می سازد، و همچنین در متوجه ساختن و گردانیدن بادها از سوئی بسوی دیگر، دلائل و شواهد زیادی است که صاحبان عقل و فهم را بدین حق معترف می نماید(11).
توضیح و مثال:
در قرآن کریم آیات بسیاری است که انسان را بتفکر در آفرینش آسمان و خورشید و ماه و ستارگان و زمین و کوهها و دریاها و نبات و حیوان و انسان دعوت می کند و نظام شگفت آوری را که در هر یک از این انواع، حکومت می کتند گوشزد می فرماید.
براستی نیز دستگاه آفرینش و نظامی که فعالیت های گوناگون جهان را به سوی هدفهای آفرینش و آرمانهای هستی پیش میراند بسیار شگفت آور و حیرت بخش است.
دانه گندم یا هسته بادامی که از زمین روئیده بوته ای دارای سنبل یا درختی میوه دار می شود. و از آندم که در شکم خاک قرار می گیرد و پس از آن شکافته شده نوک سبزی بیرون می دهد و ریشه سفید خود را بدل خاک می فرستد تا وقتیکه بسر منزل مقصود برسد سازمانهائی بس بزرگ و پهناور بکار می افتد که عقل از مشاهده عظمت و وسعت آن متحیر می شود.
ستارگان آسمان و خورشید درخشان و ماه تابان و زمین هر کدام با حرکت های وضعی و انتقالی و قوای نهفته خود و همچنین نیروهای اسرارآمیزی که در آن دانه یا هسته ودیعه گذارده شده است و فصول سال و اوضاع جوی و ابر و باران و باد و روزها و شبها در پیدایش یک بوته گندم مثلا کار می کنند و این پدیده تازه را که در مهد پرورش خود خوابانیده اند مانند دایه ها و پرستارها دست بدست می گردانند تا به آخرین مرحله رشد و نمو خود برسد.
و همچنین پیدایش یک نوزاد انسانی که بسی پیچیده تر از یک نوزاد نباتی یا پدیده دیگری است محصول ملیون ها بلکه ملیاردها سال فعالیت پیچیده و منظم دستگاه آفرینش می باشد.
گردش زندگی روزمره یک انسان گذشته از ارتباطاتی که در خارج از وجود خود با جهان آفرینش دارد از یک نظام شگفت آوری در داخل وجودش سرچشمه می گیرد که قرنهای متمادی است افمار تیزبین دانشمندان جهان سرگرم تماشای ظواهر آن می باشد و هر روز پرده ای تازه از روی اسرار آن برداشته می شود و هنوز هم معلوماتشان در برابر مجهولات بسی ناچیز است.

راه خداشناسی از نظر قرآن:

کودک شیرخواری که در دست به پستان مادر زده آنرا برای نوشیدن شیر میمکد راستی شیر را می خواهد و نیز اگر چیزی را با دست خود برداشته برای خوردن آنرا بسوی دهان خود می برد هدف اصلی او خوردنی است و چنانچه دید اشتباه کرده و چیزی که برداشته خوردنی نیست بدور می افکند.
بهمین ترتیب انسان هر مقصدی را که تعقیب می کند واقع امر را می خواهد و هرگاه برای وی روشن شود که اشتباه کرده و راه خطا پیموده از اشتباه و خطای خود دلتنگ می شود و بر رنج بیهوده ای که در راه مقصد، اشتباه کشیده تأسف می خورد و بالاخره انسان پیوسته از اشتباه و خطا می پرهیزد و تا می تواند برای رسیدن بواقع کوشش می نماید.
از اینجا برای ما روشن می شود که انسان بحسب فطرت و غریزه، واقع بین است یعنی خواه ناخواه همیشه در جستجوی واقع و پیرو حق می باشد و این خوی غریزی را از کسی یاد نگرفته و از جائی نیاموخته است.
انسان اگر گاهی سرسختی نشان داده زیربار حق نمی رود، از این راه است که گرفتار خطا و اشتباه گردیده و حق و صواب برای وی روشن نشده است و اگر روشن می شد راه خطا نمی پیمود.
و گاهی نیز انسان در اثر هوی پرستی و هوسرانی گرفتار یکنوع بیماری روانی می شود که مزه شیرین حق در کامش تلخ می نماید آنوقت با اینکه حق را می شناسد پیروی نمی کند و با اینکه بحقانیت حق و اینکه باید از آن پیروی کرد اعتراف دارد از متابعت آن سر باز می زند.
چنانکه بسیار اتفاق می افتد که انسان در اثر اعتیاد بچیزهای مضر و زیان بخش غریزه انسانی خود را (که دفع خطر و فرار از ضرر است) پایمال می کند و بکاریکه می داند زیان بخش است اقدام می نماید (مثل معتادین بدخانیات و الکل و مخدرات).
قرآن کریم انسان را بواقع بینی و پیروی حق دعوت می کند و در این باره اصرار و پافشاری زیاد می نماید و با بیانهای گوناگون از مردم درخواست می کند که غریزه واقع بینی و پیروی حق را در خود زنده نگهدارند.
خدای متعال می فرماید:
فماذا بعد الحق الا الضلال.
پس از حق جز گمراهی چیزی نیست(12).
و می فرماید:
والعصر ان الانسان لفی الخسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
غیر از مردمان با ایمان که دارای عمل صالح هستند و از حق پیروی کرده و یکدیگر را بپافشاری در حق سفارش می کنند همه مردم زیانکارند(13).
و روشن است که اینهمه سفارش خدائی برای اینست که انسان اگر غریزه واقع بینی خود را زنده نگه ندارد و در پیروی حق و حقیقت نکوشد پایبند سعادت و کامیابی خود نخواهد بود و هر گفتار و کردار هوس آمیز و خوش آیند را دنبال خواهد کرد و گرفتار پندارهای پوچ و افکار خرافی خواهد شد و آنوقت است که مانند یک حیوان چهارپا از راه خود (که سرمایه انسانی است) بدور افتاده قربانی هوی و هوس و بی بند باری و نادانی خود خواهد گردید.
خدای متعال می فرماید:
أرأیت من اتخذ الهه هویه أفانت تکون علیه وکیلاً ام تحسب ان اکثرهم یسمعون او یعقلون ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلاً.
درباره کسانیکه هوای نفس خود را پرستش می کنند چگونه فکر می کنی؟ آیا فکر می کنی می توانی آنها را اصلاح و تربیت نمائی؟ آیا گمان می بری که بیشتر آنان می شنوند یا می فهمند؟ نه، آنان مانند چهارپایان هستند که نه سخن حق را می شنوند و نه می فهمند بلکه از چهارپایان نیز گمراه ترند(14).
البته وقتیکه غریزه واقع بینی انسان زنده شد و خوی پیروی حق در وی شروع بفعالیت نمود حقائق یکی پس از دیگری برای وی جلوه خواهد کرد و هر حق و حقیقتی را که یافت با آغوش باز خواهد پذیرفت و هر روز یک قدم تازه ای در راه سعادت و نیکبختی برخواهد داشت.

خدای متعال دارای همه صفات کمال است:

کمال چیست؟
یک باب خانه وقتی کامل است که همه نیازمندی های زندگی یک خانواده را در بر داشته باشد چنانکه اطاقهای کافی برای نشستن و پذیرائی مهمان و آشپزخانه برای طبخ غذا و نیز روشوئی و منبع آب و غیره را شامل باشد و هر اندازه که این لوازم را فاقد باشد بهمان مقدار ناقص است.
همچنین اگر یکفرد انسان آنچه را که در سازمان وجودی یک انسان طبیعی مورد نیاز است دارا باشد کامل خواهد بود و اگر از این جمله یکی را فاقد باشد مثلاً دست یا پا یا چشم نداشته باشد از همان جهت ناقص است.
بنابر آنچه دانسته شد صفت کمال چیزی است که نوعی از نیازمندی های هستی را رفع نماید و نقص را برطرف سازد مانند صفت علم که تاریکی جهل را رفع نموده معلوم را برای عالم روشن می سازد، و مانند قدرت که مقاصد و خواسته های شخصی را که دارای قدرت است و برای وی امکان پذیر می سازد و او را بآنها مسلط می نماید و مانند صفت حیات و احاطه و غیر آنها.
وجدان ما قضاوت می کند که آفریدگار جهان (یعنی کسیکه هستی جهان و جهانیان از وی سرچشمه می گیرد و هر نیازی را که فرض شود او رفع می نماید و هر نعمت و کمال را او ارزنی میدارد) همه صفات کمال را داراست زیرا از نظر واقع بینی هرگز نمی توان تصور کرد کسی بتواند نعمتی را که خود ندارد بدیگران ببخشد و نقصی را که خود گرفتار آنست از دیگران رفع نماید خدای متعال نیز در کلام خود خویش را بهمه صفات کمال می ستاید و از هر نقص خود را منزه و پاک معرفی می نماید:
هو و ربک الغنی ذوالرحمه.
تنها او است که دارا و بی نیاز مطلق است و نیاز هر نیازمندی را رفع می کند(15).
و باز می فرماید:
الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی.
نیکوترین و زیباترین صفات از خدائی است که غیر از او خدائی نیست(16).
(اوست که زنده و دانا و بینا و شنوا و توانا و آفریدگار و بی نیاز است) پس باید خدای متعال را دارای تمام صفات کمال؛ و ساحت مقدس او را از هر صفت نقص پاک و منزه دانست زیرا اگر نقص داشت از همان جهت نیازمند بود و خدائی بالاتر از او می بایست که نیازمندی او را رفع کند سبحانه و تعالی عما یشرکون.