فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

بحث از مبدء آفرینش فطری است:

انسان با غریزه خدادادی خود هر پدیده و حادثه ای را که مشاهده می کند از علت و سبب پیدایش آن جستجو می نماید، و هرگز احتمال نمی دهد که خودبخود و بدون سبب (اتفاقا) بوجود آمده باشد. راننده ای که ماشین وی از حرکت باز نماید پائین آمده از جائیکه گمان خرابی می برد بازدید می کند تا سبب توقف را پیدا کند و هرگز باور ندارد که ماشین با وجود آمادگی کامل که برای حرکت دارد بی جهت توقف کند و زمانیکه می خواهد ماشین را بحرکت در آورد از وسائلی که در ماشین برای حرکت تعبیه شده استفاده مینماید و هرگز بامید اتفاق نمی نشیند.
انسان اگر گرسنه شود بفکر نان میافتد و وقتیکه تشنه میشود پی آب میرود و اگر احساس سرما کرد رفع نیازمندی خود را در لباس یا مثلاً آتش میداند و هیچگاه بدلگرمی اتفاق آرامش نمی یابد.
کسیکه میخواهد ساختمانی بنا کند طبعاً به تهیه لوازم ساختمان و بنا و عمله میپردازد و کمترین امیدی ندارد که خواسته وی خود بخود بوجود آید.
تا بشر بوده کوهها، جنگلها و دریاهای پهناورهم در روی زمین باوی بوده اند. همیشه خورشید و ماه و ستارگان فروزان را با حرکت منظم و دائمی آنها درآسمان دیده است.
با اینهمه دانشمندان جهان با تکاپوی خستگی ناپذیر علمی خود پیوسته از علل و اسباب پیدایش این موجودات و پدیدهای شگفت انگیز بحث می نمایند و هرگز نمی گویند تا ما بوده ایم آنها را بهمان حال دیده ایم؛ پس خودبخود بوجود آمده اند.
همین غریزه کنجکاوی و بحث از علل و اسباب انسان را وادار می کند که از پیدایش جهان آفرینش و نظام شگفت انگیز آن کنجکاوی نماید و اینکه آیا این جهان پهناور که همه اجزاء آن بهمدبگر مربوط و پیوسته است و در حقیقت یک پدیده بزرگی است، خودبخود بوجود آمده یا از جای دیگری مایه و هستی می گیرد؟
و آیا این نظام حیرت انگیزی که طبق قوانین ثابت و استثناناپذیر در مجموع جهان و در هر گوشه کنار آن جاری است و هر چیز را بسوی هدف و مقصد ویژه خودش رهبری می کند از ناحیه قدرت و علم بی پایانی اجراء و اداره می شود یا از روی تصادف و اتفاق پیدا شده است؟

خداشناسی و ملل:

چنانکه می دانیم در عصر حاضر اکثریت روی زمین دیندارند و به خدائی که جهان را آفریده معتقدند و آن را پرستش می کنند.
بشر دیروزی نیز حال بشر امروزی را داشته؛ و تا جائیکه تاریخ نشان می دهد اکثریت افراد بشر دیندار بوده و خدائی برای جهان آفرینش اثبات می کرده اند. اگرچه در میان جامعه های خداشناس و متدین اختلاف نظر نیز وجود داشته است و هر قومی مبدء آفرینش را با اوصاف مخصوصی توصیف نموده اند ولیکن در اصل مطلب، اتفاق کلمه داشته اند حتی در باستانی ترین آثار که از بشر اولی کشف شده نشانه هائی از وجود دین و خداشناسی یافت می شود و علایمی در دست است که آنان بماوراء طبیعت اعتقاد و ایمان داشته اند.
و حتی در قاره های تازه مانند آمریکا و استرالیا و جزایر دوردست قاره قدیم که در قرنهای اخیر کشف شده اهالی بومی خداشناس بوده و بااختلاف سلیقه ها مبدئی برای جهان آفرینش اثبات می کرده اند با اینکه تاریخ ارتباط آنان با دنیای قدیم هرگز بدست نیامده است.
تأمل در این مطلب که اعتقاد به خدا همیشه در میان بشر بوده روشن می کند که خداشناسی فطری انسان است و بشر با فطرت خدادادی خود خدائی برای آفرینش جهان اثبات می کند. قرآن کریم باین خاصیت فطری انسان اشاره کرده می فرماید:
و لئن سألتهم من خلقهم لیقولن الله.
اگر از آنان بپرسی چه کسی آنان را آفریده است؟ البته خواهند گفت: خدا(9).
و نیز می فرماید:
و لئن سألتهم من خلق السموات و الارض لیقولن الله.
و اگر از آنها بپرسی آفریدگار آسمانها و زمین کیست؟ البته خواهند گفت: خدا(10).

اثر این کنجکاوی در زندگی انسان

اگر انسان باین پرسشها که در خصوص آفریدگار جهان و پدید آورنده نظام واحد آن که باقتضاء غریزه برای وی جلوه گر می شود پاسخ مثبت داده مبدء فناناپذیری برای پیدایش جهان و گردش نظام شگفت آور آن اثبات کرده همه چیز را باراده شکست ناپذیر وی که متکی به قدرت و علم بی پایان اوست ارتباط داده است.
در نتیجه یکنوع دلگرمی و امیدواری سراسر وجودش را خواهد گرفت و در سختیها و دشواریهائی که در مسیر زندگی با آنها برخورد می کند و در مشکلاتی که راه هر گونه چاره جوئی را بروی وی می بندد هیچگاه دچار نومیدی مطلق نخواهد شد زیرا می داند که زمام هر علت و سببی هر چه نیرومند هم باشد بدست توانای خدای بزرگ است و همه چیز زیر فرمان اوست.
چنین کسی هرگز باسباب و علل؛ تسلیم مطلق نمی شود و گاهیکه اوضاع جهان بکام وی پیش می رود مغرور نگشته و باد در دماغ نمی اندازد و موقعیت حقیقی خود و جهان را فراموش نمی کند زیرا می داند که اسباب و علل ظاهری سر خود نیستند و طبق فرمانی که از پیشگاه خدای متعال دریافت می کنند پیش می روند و بالاخره چنین انسانی درک می کند که در جهان هستی جز خدای بزرگ بچیز دیگری نباید سر تعظیم فرود آورد و نسبت بهیچ فرمانی جز فرمان وی نباید تسلیم مطلق شد.
ولی کسیکه بپرسشهای نامبرده پاسخ منفی داد از آن امیدواری و واقع بینی و بالاخره از این بلند طبعی و شجاعت فطری برخوردار نیست.
از اینجا است که می بینم در ملتهائی که روح مادیت غلبه دارد روزبروز انتحار و خودکشی زیادتر می شود و کسانیکه همه دلبستگی شان باسباب و علل حسی است با کوچکترین اوضاع نامساعد از سعادت خود نومید شده بزندگی خود خاتمه می دهند ولی کسانیکه از نعمت خداشناسی برخوردار هستند هنگامیکه خود را در کام مرگ هم مشاهده می کنند نومیدی بخود راه نمی دهند و باینکه خدای توانا و بینائی دارند دلگرم و امیدوار می باشند.
حضرت امام حسین (علیه السلام) در آخرین ساعات زندگی خود که از هر سو هدف تیر و شمشیر دشمن بود می فرمود:
تنها چیزی که این مصیبت ناگوار را بر من آسان می سازد آنست که خدا را پیوسته ناظر اعمال خویش می بینم.