فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

مبارزه اسلام با اختلاف و دشمنی ها:

اختلافاتیکه در دیگر طبقات جامعه طبعاً بوجود می آید مثل طبقه رعیت و حاکم، خادم و مخدوم و کارگر و کارفرما از دو راه است:
1 - تعدی یکی بر حقوق دیگری مثل آنکه کارفرما مزد کارگر را ندهد یا مخدومی مقرری خادم و نوکر را بطور کامل نپردازد یا در حق او احجاف و بی انصافی نماید یا حاکم در حق یکی از رعایا حکمی ظالمانه اجراء نماید.
اسلام برای حل این مشکل، مقررات فراوانی وضع فرموده که با اجراء آنها حقوق حقه هر کس محفوظ می ماند؛ و هر فردی بحقوق از دست رفته خود می رسد.
برای اینکار بهر فردی از اجتماع اجازه داده است که هر که باو تعدی کرد (گرچه حاکم و فرماندار وقت باشد) بقاضی شکایت برده و دادخواهی نماید.
در ایام خلافت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) یکی از مسلمانان با آنحضرت اختلافاتی پیدا کرده نزد قاضی دادخواهی کرد آن حضرت مانند یکی از مردم عادی پیش قاضی (که خود نصب کرده بود) حاضر شده و محاکمه انجام گرفت، تعجب اینجاست که حضرت از قاضی خواست که بین او و خصمش در رفتار به هیچوجه فرقی نگذارد.
2 - گردنفرازی فردی نیرومند بر فردی ضعیف و زیردست مانند اینکه کارفرمائی کارگران خود را خوار شمارد یا مخدومی نوکرهای خود را پیش خود ایستاده نگهدارد. یا آنان در برابر خویش بکرنش و تعظیم وادارد؛ یا حاکم حق اعتراض و دادخواهی را از رعیت سلب نماید.
چون اینگونه رفتارها جنبه پرستش غیر خدا را دارد اسلام بشدت از آنها جلوگیری می کند و اکیداً نهی می نماید. در اسلام هیچ مافوقی حق ندارد از زیردستان خود بیش از انجام وظیفه توقعی داشته باشد یا بر آنان بزرگی و عظمت بفروشد.
در اسلام دستورهای اخلاقی فراوانی است که مردم را بدرستی و صفا و عدالت و حسن خلق دعوت می کند.
مراعات عهد و پیمان و تشویق نیکو کاران و خدمتگزاران و مجازات بد کاران و دوری از معاشرت با نااهلان و بدان را بسیار سفارش مینماید.
اینها یک رشته از اخلاق پسندیده است که اگر از جامعه ای رخت بر بندد آنجامعه راه بدبختی را پیش میگیرد و در دره هولناک انحطاط و بد بختی دو جهانی سقوط میکند.
بی اعتنائی و عمل نکردن کسی با این باین قوانین ممکن است بصورت ظاهر نفع نا چیزی برای او داشته باشد ولی از طرف دیگر محیطی نا پاک و هولناک بوجود میآورد که همین منافع نا چیز را از دستش گرفته و سودهای بسیار دیگری را نیز از وی سلب مینماید و این فرد مانند کسی است که آجرهای زیر بنا را یکی یکی بکند و بر فراز آن بنا ساختمانی تازه بسازد که با این کار خود در ویرانی بنا می کوشد.

یک وسیله عمومی برای رفع اختلافات

اسلام به پیروان خود دستور داده که بنفع اجتماع فکر کنند و از خودخواهی پرهیز کرده نفع خود را در نفع جامعه اسلامی می بینند و ضرر اجتماع را ضرر خود بدانند.
یکفرد مسلمان باید اول مسلمان واقعی باشد بعد یکفرد تاجر یا کشاورز یا صنعتگر یا کارگر، و نیز فردی که می خواهد تشکیل خانواده بدهد اول باید مسلمان باشد سپس تصمیم خود را عملی سازد خلاصه دست بهر کاری که می خواهد بزند؛ و هر مقام و منصبی که می خواهد اختیار نماید دین و ایمان صحیح لازم است.
چنین کسی در هر کار و برای هر تصمیمی نخست مصالح و منافع اسلام و مسلمین را در نظر می گیرد سپس مصلحت خویشتن را و هرگز بکاری که ضرر اسلام و مسلمانان در آنست اگرچه بنفع خودش هم باشد اقدام نمی نماید.
و البته معلوم است که اگر چنین فکری در جامعه شیوع پیدا کند هرگز بین افراد آن جامعه اختلافی پیدا نخواهد شد خداوند متعال می فرماید و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا سوره آل عمران آیه 103 و نیز می فرماید: و ان هذا صراطی مستقیماً فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله سوره انعام آیه 153 و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: مسلمانان باید برادر هم باشند و در برابر بیگانگان نیروی واحدی تشکیل دهند.

نماز و روزه حج یا وسیله رفع اختلافات

یکی از افتخارات اسلام مسأله عبادت است و آن اینست که مردم مذاهب دیگر مانند یهود و نصاری طبق دستور دینی خود در غیر معبدهای عمومی از عبادت محرومند و از نظر قانون مذهبی جز در کلیساها و معابد خود نمی توانند عبادتی انجام دهند و نماز بخوانند.
ولی در اسلام این محدودیت برداشته شده است و هر مسلمانی موظف است که وظیفه عبادی خود را در هر حال که باشد انجام دهد؛ در مسجد باشد یا نه؛ در جامعه مسلمانان باشد یا در بلاد کفر؛ در میان مردم باشد یا تنها؛ در حال تندرستی باشد یا در بستر بیماری.
بالجمله در هر حال باید عبادت خود را مناسب آنحال انجام دهد و این خود یکی از اسرار موفقیت اسلام است، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برای من همه روی زمین معبد و پرستشگاه است بهمین مناسبت شارع اسلام نماز و روزه و حج را در مرحله اول، فردی قرار داده باین معنی که از هر فرد انجام آنها را خواسته و موقوف بحضور جماعت ندانسته، ولی در مرحله دوم فوائد اجتماعی آن عبادات را هم از نظر دور نداشته و جنبه اجتماعی به آنها داده است.
مثلاً در نماز که انسان بوسیله آن بندگی و نیاز خود را در برابر پروردگار خویش مجسم می دارد حضور در جماعت بطور استحباب تشریع شده و سنت قرار گرفته است.
و نیز در روزه که برای ریاضت فرد تشریع شده و باید هر فرد مسلمان سالی یکماه روزها از خوردن و آشامیدن و آمیزش جنسی خودداری کند و باینوسیله روح پرهیزکاری و تقوی را در خود ایجاد نماید با اینکه وظیفه فردی است و هیچ گونه جنبه اجتماعی ندارد، ولی روز اول شوال را بشکرانه انجام وظیفه ماه مبارک رمضان عید گرفته مسلمانان وظیفه دارند که نماز فطر را با جماعت بخوانند.
همچنین در حج که بوسیله آن اجابت دعوت خدائی و ترک علائق مادی و توجه بساحت قدس ربوبی مجسم می شود. با اینکه عبادتی فردی است ولی چون محل پرستش نقطه معین است قهراً مسلمانان جهان در یک جا جمع شده از حال یکدیگر باخبر می شوند. علاوه بر این روز دهم ذی حجه که قسمتی از اعمال حج در آن روز انجام می شود عید اسلامی قرار داده شده که مسلمانان موظفند در یکجا جمع شده نماز عید را بجماعت بخوانند.
این اجتماعاتی که در اسلام مقرر شده بهترین وسیله برای رفع اختلافات طبقات است، زیرا مؤثرترین راه برای آنکه اختلافات طبقاتی را ریشه کن کند؛ از بین بردن بداندیشی بیکدیگر است؛ و این خاصیت در پرستش دسته جمعی حق بر وجه اکمل موجود است زیرا کسیکه عبادت خدا را با اخلاص انجام می دهد جز با خدا با کسی سر و کار ندارد، و درهای رحمت پروردگاری بروی همه باز است و خزانه بی پایان نعمت او تمام شدنی نیست، و ساحت قرب او بی آنکه مزاحمتی پدید آید همگی را بخود می پذیرد. و در نتیجه انس و الفت و مهر و محبتی که بواسطه اجتماع در هنگام عبادت در مردم پدید می آید برای رفع اختلاف و کدورت نیکوترین وسیله است.
همه می دانیم که معارف آئین پاک اسلام بر سه بخش کلی منقسم می گردد: اصول دین؛ اخلاق؛ فروع فقهیه.
و نیز روشن است که اصول دین یعنی ریشه و پایه های اصلی دین سه اصل است که انسان با نداشتن یکی از آنها از دین خارج می شود:
1 - توحید یعنی اعتقاد بیگانگی خدای جهان عزوجل.
2 - اعتقاد بنبوت پیامبران خدا که آخرشان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد.
3 - ایمان بمعاد یعنی اعتقاد باینکه خدای متعال همه را پس از مرگ زنده نموده بحساب اعمالشان رسیدگی فرموده نیکوکاران را پاداش نیک خواهد داد و بدکاران را بسزای کردار و رفتارشان خواهد رسانید.
دو اصل دیگر بسه اصل نام برده ملحق می باشد که از مسلمات مذهب شیعه است و انسان با نداشتن اعتقاد بآنها از مذهب شیعه خارج می شود اگرچه از اسلام بیرون نیست: 1 - امامت 2 - عدل.