فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

حفظ منافع افراد و رفع اختلافات:

از بحثهای گذشته روشت شد که آئین مقدس اسلام یک روش کامل اجتماعی است . بدیهی است که سعادت کامل یک جامعه و بزرگترین آرزوی افراد اینست که منافع حیاتی آنان را تأمین گردد و از کشمکش ها و تجاوزهائی که زندگی و صفای آنرا تهدید می کند بقدر امکان جلوگیری شود تا با خیال آرام در شاهراه تکامل بسیر خویش ادامه دهند.
منتهای آرزوی غریزی یک فرد انسان اینست که در سایه واقع بینی در زندگی خود سلامت جسمی و روحی داشته باشد و در حدود امکان مناسبترین خوراک و پوشاک و مسکن را بدست آورد، و با تشکیل خانواده بآرزوهای جوانی و پیری خود نائل شود؛ و زندگی آرامی داشته پیوسته در ایمنی و سلامتی بسر برده، و بالاخره در شاهراه انسانیت بدون هیچ مزاحمی بسعی و کوشش خود ادامه داده و از تکامل برخوردار شود.
یک جامعه بشری نیز نسبت بافراد اجزاء خود آرزوئی بالاتر از این ندارد اسلام باین آرزوی فردی و اجتمائی جامه عمل پوشانیده زیرا روشی را بجامعه بشری عرضه داشته که بر اثر پذیرش آن در شعاع واقع بینی منافع حیاتی افراد محفوظ و اختلافاتشان رفع خواهد شد.

روش اسلام و پایه اساسی آن

اسلام نخستین توجه خود را بسوی واقع بینی انسان عطف نموده است زیرا این روش پاک، می خواهد انسان تربیت کند نه یک حیوان زبان بسته ای که آرزوئی جز شکم پروری و جفت گیری ندارد. انسان یک موجود زنده ای است که علاوه بر عواطف و احساسات با نیروی خرد واقع بین مبهز می باشد.
انسان بر طبق فطرت یعنی دستگاه واقع بینی دست نخورده خود درک می کند که وی جزئی از اجزاء جهان آفرینش است و مانند سایر اجزاء جهان آفرینش بماوراء طبیعت یعنی بیک حیات و قدرت و علم نامتناهی بستگی داشته خرد نیز آفریده و پرورده اوست. بهمین جهت اسلام روش خود را روی پایه توحید گذاشته است و کسی را که خدا پرست نیست انسان واقعی نمی شمارد.
مراد از توحید در اینجا اعتقاد بیگانگی خداوندی است که بوسیله دین خود انسان را بسوی سعادت دعوت می کند و روزی هم حساب کارهای او را رسیده پاداش مناسب خواهد داد.
خدای تعالی در کلام خود می فرماید: کسانیکه از، حید بی خبرند مانند چارپایان بلکه گمراه ترند از آنان می باشند. سوره فرقان آیه 44. توحید بمعنائی که گفته شد نخستین پایه و تکیه گاه اساسی اسلام است.
پایه دوم اسلام، اخلاق پسندیده است که بر توحید استوار گردیده است زیرا از یکطرف اگر انسان باخلاقی که مناسب با عقیده توحید است متصف نشود، ایمان پاکش محفوظ نخواهد ماند. و از طرف دیگر چنانکه گذشت قوانین و مقررات هر چند هم مترقی باشد هرگز قادر نیست جامعه ای را که انحطاط اخلاقی دارد اداره کند.
از اینروی در اسلام یک رشته اخلاقی که مناسب با عقیده توحید می باشد مانند انسان دوستی؛ نرم دلی، عفت و عدالت و نظایر اینها برای جامعه بشری تنظیم شده که ضامن اجراء عقیده توحید و هم پاسبان قوانین و مقررات جاریه هستند.
اخلاق از نظر تأثیری که در سعادت جامعه دارد در درجه دوم اهمیت قرار گرفته، چنانکه توحید در درجه اول اهمیت می باشد.
اسلام پس از استوار ساختن پایه توحید و اخلاق یک سلسله قوانین وضع نموده است که با اخلاق ارتباط دارند؛ یعنی مقررات نامبرده از اخلاق پسندیده سرچشمه می گیرد و اخلاق پسندیده نیز با این تقویت می شود و همین قوانین و مقررات است که منافع حیاتی جامعه را حفظ و اختلافات را از میان مردم بر می دارد.

اختلافات جامعه:

اختلافات بشری که رشته اتحاد و اتفاق را از هم می گسلد و نظام اجتماع را مختل می سازد و بر دو گونه است:
1 - اختلافاتی که اتفاقاً بر اثر تماس خصوصی دو فرد پیش می آید مانند نزاعی که میان دو نفر در سر موضوع معینی اتفاق می افتد و رفع آن بدست سازمان قضائی است.
2 - اختلافاتی که طبعاً جامعه را بدو دسته مختلف تقسیم می کند و کمترین مسامحه در بسط و گسترش عدالت اجتماعی؛ یکدسته را بر دسته دیگر مسلط می سازد و محصول سعی و کوشش دسته ناتوان را بتوانا اختصاص می دهد چنانکه طبقه حاکم و محکوم، و طبقه ثروتمند و فقیر و طبقه زن و مرد، و طبقه کارگر و کارفرما در جامعه های مترقی و غیر دینی بهمین شکل زندگی می کنند، و پیوسته نیرومندان یک طبقه؛ ناتوانان و زیردستان خود را استشمار می نمایند.