فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

مقایسه اسلام با روشهای دیگر اجتماعی:

چنانچه بروشهای جوامع مترقی جهان با دقت نظر کنیم بخوبی متوجه می شویم که پیشرفت علمی و صنعتی این جوامع اگرچه چشم خرد را خیره ساخته و قدرت و نیروی آنها به ماه و مریخ دست انداخته و تشکیلات کشوری آنها انسانرا غرق حیرت نموده است؛ ولی همین روشهای مترقی با پیشرفت قابل ستایش خود درهای تیره بختی را بروی جهان بشریت گشوده و در مدتی کمتر از ربع قرن دو بار جهان را به خاک و خون کشانیده و میلیون ها بیگناه را بباد فنا داده است؛ و اکنون نیز با جنگ جهانی سوم که فرمان نابودی بشر را بدست دارد جهانیان را تهدید می کند.
همین روشها است که از نخستین روز پیدایش خود بنام بشر دوستی و آزادی بخشی، نشان بردکی بر پیشانی بقیه ملل جهان زده و چهار قاره بزرگ دنیا را بزنجیر استعمار بسته تسلیم بی قید و شرط قاره اروپا نموده و یک گروه ناچیز را بر مال و جان و عرض صدها میلیون بیگناه حکومت مطلقه داده است.
البته قابل انکار نیست که ملتهای مترقی در محیط خود از نعمتها و لذائذ مادی برخوردارند و به بسیاری از آرزوهای انسانی چون عدالت اجتماعی و پیشرفت های فرهنگی و صنعتی و غیره رسیده اند؛ اما بدبختیها و تیره روزی های بیشمار دامنگیرشان شده که مهمترین آنها عبارت است از کشمکش های بین المللی و خونریزی های همگانی و هر لحظه هم آینده جهان را در معرض حوادثی شومتر و تلختر از گذشته قرار می دهند.
بدیهی است که اینهمه میوه های تلخ و شیرین محصول درخت مدنیت و نتیجه مستقیم روش زندگی این ملتهاو جامعه ها است که بظاهر راه ترقی می پیمایند.
لکن باید دانست که میوه های شیرین آن که بشر از آن بهره مند شده و جامعه را سعادتمند ساخته است از یک رشته اخلاق پسندیده مانند راستگوئی و درستکاری و وظیفه شناسی و خیرخواهی و فداکاری این ملتها سرچشمه گرفته است نه تنها از قانون، زیرا همان قوانین میان ملتهای عقب افتاده آسیا و آفریقا نیز وجود دارد در حالیکه روزبروز بر پستی و بدبختی آنها افزوده می شود.
و اما میوه های تلخ این درخت که کام بشر را تلخ و ناگوار ساخته و تیره روزی و بدبختی ببار آورده و خود این ملتهای مترقی را نیز مانند دیگران بسوی نابودی می کشاند از یک رشته اخلاق ناپسند مانند حرص و طمع و بی انصافی و بی رحمی و نخوت و غرور و گردن کشی سرچشمه می گیرد.
اگر در دستورهای دین مقدس اسلام بدقت نظر کنیم متوجه می شویم که اسلام به بخش اول از این صفات امر می کند و از قسم دوم نهی می فرماید و بطور کلی بسوی هر کار حق و صوابی که صلاح انسانیست در آن است دعوت کرده و آنرا پایه تربیت خود قرار می دهد؛ و از هر کار ناحق و ناصوابیکه زندگی آرام بشر را مختل می سازد (اگر چه صلاح قوم و ملت خاصی را در برداشته باشد) برحذر می دارد.
نتیجه
از بیانات گذشته چند مطلب زیر نتیجه گیری می شود:
1 - روش اسلام از هر روش اجتماعی دیگر پسندیده تر و بحال بشریت سودمندتر است ذلک الدین القیم ولکن اکثر الناس لا یعلمون سوره روم آیه 3.
2 - نقطه های روشن و میوه های شیرین مدنیت امروزی جهان همه و همه از برکات آیین مقدس اسلام و آثار زنده موادیست که از این دین پاک بدست غریبها افتاده است؛ زیرا اسلام قرنها پیش از آنکه آثار تمدن غرب ظاهر و نمایان شود مردم را بسوی همانمواد اخلاقی دعوت می کرده است که غربیها در عمل کردن بآنها از ما پیشی گرفته اند.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در بستر مرگ به مردم می فرمود مبادا طوری رفتار کنید که دیگران در عمل به قرآن بر شما پیشی گیرند.
3 - طبق دستور اسلام باید هدف اصلی را در اخلاق قرار داد و قوانین را بر اساس آن بنا نهاد، زیرا فراموش کردن اخلاق پسندیده و وضع قوانین تنها بمنظور منافع مادی، جامعه مردم را بتدریج بمادیت متوجه ساخته معنویت را که تنها وجه برتری انسان بر دیگر حیوانات است از دستشان می گیرد و بجای آن خوی درندگی چون گرگ و پلنگ و چرندگی چون گاو گوسفند را جانشین می سازد؛ و از همین جهت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود بعث لاتمم مکارم الاخلاق یعنی هدف اصلی من تربیت اخلاقی مردم می باشد.

اسلام در پیشرفت خود بوسائل غیرطبیعی دست نمی زند

وسائل غیرطبیعی که ریشه ثابتی در طبیعت ندارد محکوم بشکست است و دیر یا زود از میان می رود. دست زدن باین وسائل غیرطبیعی در آیینی مانند اسلام که می خواهد برای همیشه در میان بشر حکومت نماید درست نیست.
بهمین سبب دین اسلام در پیشرفت خود هرگز بزور متوسل نشده است، و اینکه بعضی گفته اند: دین اسلام دین شمشیر است در حقیقت ظاهر جنگهای صدر اسلام بغلط افتاده و کورکورانه باین قضاوت گرفتار شده اند؛ زیرا دینی که بر اساس علم و ایمان پایه گذاری شده از آن برتر است که برای پیشرفت مقاصد عالی خود و ایجاد ایمان در دلهای مردم بشمشیر متوسل شود (به فلسفه وجهاد در اسلام مراجعه شود) و نیز به همین سبب اسلام برای پیشرفت خواسته های خود راه نیرنگ و دروغ پردازی و شعبده بازی های سیاسی را نپیموده است.
زیرا اسلام هدفی جز زنده شدن حق و مردن باطل ندارد. و پیمودن راه باطل برای رسیدن به حق، خود سبب از بین رفتن حق است.
خدای متعال در کلام خود می فرماید خدا ستمکاران و بدکاران و کسانیکه حق را می پوشانند و مخفی می کنند بمقاصد خود نمی رساند.

تبلیغ و دعوت

اسلام برای هدایت مردم و گسترش حق راهی را انتخاب کرده که با فطرت و آفرینش انسان موافق و سازگار است و آن؛ راه تبلیغ و دعوت است که با روشن نمودن حقایق؛ غریزه واقع بینی و سعادت خواهی بشر را بیدار نموده او را بآسانی بدست حق می سپارد.
این روش یعنی تبلیغ و دعوت شویه ای است که همه پیامبران الهی آن را بکار برده اند در اسلام که خاتم ادیان و مجهزتر از همه می باشد حد اعلای آن بکار رفته است و بر همه مسلمانان واجب کرده که این راه را عملی ساخته در نشر و توسعه دین کوتاهی نکنند.
خدای متعال پیامبر خود را مخاطب ساخته می فرماید: بگو راه من و پیروان من این است که با بصیرت کامل مردم را بسوی خدا دعوت کنیم. سوره یوسف آیه 108.
روش تبلیغ - از آیه گذشته برمی آید که: باید عوت و تبلیغ با بینائی کامل انجام گیرد، در نتیجه باید اولا مبلغ مسائل دینی مورد تبلیغ را بداند و ثانیاً بروش تبلیغ و شرائط و آداب آن کاملا آشنا باشد. البته شرائط و آداب تبلیغ بسیار است مانند خوش خلقی و خوشروئی و وقار و سنگینی و بردباری و احترام بحق و انصاف؛ ولی مهمترین آنها دو چیز است: علم و عمل، زیرا آنکه بدون علم تبلیغ می کند چون حقیقت امر را نمی داند مانند تبلیغ کنندگان باطل از پایمال شدن حق و گمراهی مردم باک ندارد، و کسیکه بعلم خود عمل نمی کند در حقیقت آنچه را که با گفته خود امر می کند با عمل خود تکذیب می نماید و آنچه را با گفته های خود می ستاید با کردار خود از آن بیزاری می جوید. کسیکه دیگران را بچیزی دعوت می کند و خود نمی کند؛ مانند کسی است که چیزی را با یکدست پیش می کشد و با دست دیگر پس می زند.
خداوند در کلام خویش می فرماید: آیا مردم را بنیکی امر و خود را فراموش می کنید؟ سوره بقره، آیه 44.
امام هشتم (علیه السلام) فرموده است که مردم را با گفتار و کردار دعوت کنید با گفتار تنها.