آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

دین از نظر قرآن

1 - ان الذین عند الله الاسلام و ما اختلف الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاء هو العلم بغیاً بینهم و من یکفر بآیات الله فان الله سریع الحساب.
سوره آل عمران آیه 17.
دینی که همه پیغمبران مردم را به سوی آن دعوت کرده اند عبارت از خداپرستی و تسلیم در برابر دستورات او است. و علماء ادیان با آنکه راه حق را از باطل تشخیص می دادند بواسطه تعصب و دشمنی زیر بار حق نرفته هر یک راهی را پیش گرفتند؛ و در نتیجه ادیان مختلف در روی زمین پیدا شده در حقیقت این دسته از مردم به آیات خدا کافر شدند و خداوند بزودی سزای اعمال آنان را خواهد داد.
2 - و من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الخاسرین.
سوره آل عمران آیه 79 ترجمه: هر که جز دین اسلام دین دیگری را طلب کند و پیرو آن گردد هرگز از وی پذیرفته نشده و در آخرت اهل نجات نخواهد بود.
3 - یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافه و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین.
سوره بقره آیه 204.
ای مسلمانان در امور دینی همگی تسلیم خدا شوید و چون شیطان دشمن آشکار شما است از او پیروی مکنید و چیزی در دین کم و زیاد ننمائید.
4 - و اوفوا بعهدالله اذاعاهدتم و لا تنقضوا الایمان بعد توکیدها و قد جعلتم الله علیکم کفیلاً ان الله یعلم ما تفعلون.
سوره نحل آیه 93.
خلاصه ترجمه: ای مسلمانان اگر عهدی بستید بعهد و پیمان خود وفا کنید و بعد از آنکه سوگندهای خود را محکم کردید و خدا را در کار خود شاهد گرفتید چون خدا به کارهای شما دانا است، سوگند خودتان را نشکنید. مقصود از آیه اینست که مسلمان هر پیمانی را با خدا یا مردم ببندد باید به آن عمل کند و نقض ننماید.
5 - ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین.
سوره نحل آیه 126.
خلاصه ترجمه: از راه بیان حقیقت و بیان صلاح و فساد کارها و با پند و اندرز نیکو مردم را براه خدا دعوت کن؛ و با بهترین وجهی که ممکن است در راه اثبات حق با بیگانگان مجادله نما چون خدا به گمراهان و کسانیکه راه یافته اند داناتر است.
مقصود: مسلمان برای پیشرفت دین با هر کس مطابق فهمش و بطوریکه برای او مفید باشد باید گفتگو کند؛ و اگر بوسیله برهان و پند و اندرز نتوانست کسیرا راهنمائی کند با جدل که یکی از راههای اثبات مطلب است باید او را بسوی حق دعوت نماید.
6 - و اذا قری القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلکم ترحمون.
سوره اعراف، آیه 203.
خلاصه ترجمه: در موقع خواندن قرآن صحبت نکنید و با گوش دل معنی آنرا فرا گیرید، شاید رحمت خدا شامل حال شما گردد.
7 - یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شی ء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیر و احسن تاویلاً.
سوره نساء آیه 62.
خلاصه ترجمه: ای مردم باایمان بدستور خدا و پیغمبر و امامانی که خدا و پیغمبر اطاعت آنان را بشما واجب نموده اند؛ عمل کنید و اگر بخدا و روز قیامت عقیده دارید اختلافات خود را از روی قرآن و فرموده پیغمبر حل کنید چون این روش برای شما بهتر و عاقبتش نیکوتر می باشد.
مقصود: در جامعه اسلامی وسیله رفع اختلاف غیر از قرآن و کلمات پیغمبر چیز دیگری نیست، و هر اختلافی را با این دو دلیل باید حل کرد و اگر یکنفر مسلمان با منطق عقل رفع اختلاف کند آنهم برای اینست که قرآن دستور عقل را پذیرفته است.
8 - فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فضا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین.
سوره آل عمران، آیه 153.
خلاصه ترجمه: پس بواسطه رحمت و بخشایشی که از خدای متعال بتو رسیده است این چنین نرم دل و خوشخو گشتی؛ و چنانچه بدزبان و سنگدل بودی از دور تو پراکنده می شدند، بنابراین از لغزشهای مردم درگذر و برای آنان از خدا آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن. و چون خدا کسانیرا که باو توکل می کنند دوست دارد و از آنان پشتیبانی می کند هر وقت در کاری تصمیم گرفتی بخدا توکل کن.
چون خوشرفتاری و خیرخواهی و مشورت کردن در امور؛ وسیله انس و محبت است و باید افراد جمعیت بسرپرست خودشان علاقه مند باشند تا او بتواند در آنان نفوذ کند؛ خداوند بسرپرست گرامی مسلمانان دستور خوشروئی و مشاوره را می دهد. ولی برای اینکه ممکن است مردم در فکر خودشان اشتباه کنند دستور می دهد که بعد از مشورت در تصمیم خود مستقل باش، و بواسطه آنکه با اراده خدا کسی نمی تواند مخالفت کند در کارها دل بخدا بند و کار خود را باو واگذار کن.

نقش دین در اجتماع

دین بهترین و عالیترین روشی است که می تواند اجتماع بشر را منظم ساخته و بیش از هر روش دیگر مردم را برعایت قوانین اجتماعی وادار نماید. و اگر در اسباب و عواملی که در دورانهای گذشته اجتماعات بشری را بوجود آورده مطالعه کنیم ین حقیقت کاملاً روشن خواهد شد.
انسان هرگز جز سعادت و کامرانی خویش را در زندگی نمی خواهد و نمی جوید و البته این سعادت جز در سایه تأمین کامل همه وسائل زندگی ممکن نیست، و از طرف دیگر بشر با فهم خدادادی خویش درک می کند که هرگز نمی تواند همه این نیازمندی ها را بتنهائی بدست آورد و آماده سازد و باین وسیله سعادت دلخواه خویش را تأمین نماید زیرا بدیهی است که تحصیل همه احتیاجات زندگی از توانائی یک فرد هر چه هم نیرومند باشد بیرون است، از این رو ناچار برای رفع نیازمندی های خویش با افراد همنوع خود همکاری کرده بصورت دستجمعی بتحصیل وسائل حیاتی خود می پردازد. باین معنی که هر کس تأمین مقداری از این وسائل را بعهده گرفته آنرا آماده می سازد سپس همه افراد نتیجه فعالیتهای خود را رویهم ریخته هر فری بقدر فعالیت و موقعیت اجتماعی خویش سهمی برمی دارد و از آن استفاده می کند و زندگی خویش را اداره می نماید.
از اینرو و برای تأمین سعادت خویش دست بدست همنوعان خود داده بکمک دیگران کار می کند؛ یعنی در حقیقت همه برای یکدیگر فعالیت کرده محصول فعالیتها را بمیان ریخته هر یک از اعضاء اجتماع بحسب موقعیت و اندازه فعالیت خود از آن سهمی برداشته استفاده می نماید.

نیازمندی اجتماع بمقررات

چون محصول فعالیتهای افراد بهم آمیخته است و همه می خواهند از آنها استفاده کنند: جامعه نیازمند بیک سلسله مقررات است که رعایت آنها از آشوب و هرج و مرج جلوگیری کند. بدیهی است که اگر مقررات و قوانینی برای اداره کردن اجتماع نباشد هرج و مرجی پیش می آید که جامعه بشری حتی یکروز هم نتواند بزندگی خود ادامه دهد.
البته این قوانین بر حسب تفاوت مدنیت و توحش اقوام و ملل و اختلاف سطح فکر اجتماعات و سازمان حکومتی آنها فرق می کند ولی در هر حال هیچجامعه ای از یک رشته رسوم و مقرراتی که لااقل مورد احترام بیشتر افراد آن باشد بی نیاز نیست. و هرگز در تاریخ بشریت جامعه ای که هیچگونه آداب و رسوم و مقررات مشترکه نداشته باشد بوجود نیامده است.