آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

دین فطری است

آدمی بحکم طبیعت و سرشت خدادادی خود دین می خواهد، زیرا انسان در سیر زندگی پیوسته برای تأمین سعادت خود تکاپو و تلاش می کند و برای رفع نیازمندی های خود دست باسباب و وسائلی می زند که در مقاصد وی مؤثرند؛ و بدون تردید همیشه سببی را می خواهد که مؤثر بوده و هیچگاه مغلوب نشود و از طرف دیگر در جهان طبیعت سببی نداریم که تأثیرش دائمی بوده و هرگز مغلوب و مقهور موانع نگردد.
همین حقیقت که انسان بحشب فطرت برای سعادت خود سببی می خواهد که مغلوب نباشد و تکیه گاهی را طالب است که هرگز منهدم نشود تا زندگی خود را بوی ارتباط دهد و یک آرامش درونی واقعی پیدا کند خواسته دین است. زیرا تنها خدای متعال است که در اراده خود هرگز مغلوب و مقهور نمی شود و عذر و قصور را بر وی راهی نیست و روش زندگی که ارتباط بخدای متعال داشته باشد همان دین اسلام است و بس.
بنابراین می توان گفت خواست غریزی انسان یکی از بهترین دلائل است که اصول سه گانه دین (توحید - نبوت - معاد) را اثبات می کند، زیرا درک فطری که لازمه ساختمان ویژه انسان می باشد هرگز خطا نمی کند، چنانکه انسان مثلا دوستی را به معنی دشمنی اشتباه نمی کند و تشنگی را در احساس درونی خود بجای سیراب بودن نمی گیرد.
درست است که انسان آگاهی آرزو می کند که مانند مرغی بال و پر داشت و می پرید یا مثلا مانند ستاره ای بر فراز آسمان قرار داشت و طلوع و غروب می کرد، ولی حقیقت اینها پنداری بیش نیست و غیر از این است. که انسان از ته دل و جداً تکیه گاه واقعی برای سعادت خود یا راحتی و آسودگی مطلق یا یک زندگی بتمام معنی انسانی می خواهد و هرگز از این فکر روگردان نمی شود.
و چنانچه سبب غیر مغلوبی (خدا) در جهان هستی نبود انسان با نهاد بی آلایش خود بفکرش نمی افتاد و اگر راحتی و آرامش مطلق و غیر نسبی که راحت و آرامش عالم آخرت است) وجود نداشت انسان طبعاً جویای آن نبود و اگر روش دینی (که از راه نبوت بما رسیده) حق نبود خواست آن در درون انسان نقش نمی بست.
انسان یک سلسله نیازمندی های جسمی و روحی، مادی و معنوی دارد که باید با زندگی دسته جمعی رفع شود و هر یک از افراد جامعه بشری با وسائل عادی که بکار می اندازد بی آنکه مزاحم و مانعی داشته باشد زندگی چند روزه این جهان را با آسایش و آرامش بسر برد و برای زندگی جهان دیگر توشه بردارد پس باید در جامعه بشری قانونی اجرا شود که مطابق اراده خدای جهان باشد و با فطرت و آفرینش وفق دهد؛ و بموجب این قانون هر کس در جای خود بنشیند و باندازه ارزشی که در جامعه دارد بهره برد، و دست وی از تعدی بحقوق دیگران کوتاه شود و بالاخره همه تسلیم اراده حق گردند و همه با هم برادر و در مقابل حق و عدالت برابر باشند.

فوائد دین

از آنچه گفتیم معلوم شد که دین در اصلاح فرد و جامعه تأثیری عمیق دارد و بلکه تنها وسیله سعادت و نیکبختی است.
جامعه ئی که به دین پای بند نباشد واقع بینی و روشنفکری را از دست می دهد و عمر گرانمایه خود را در گمراهی و ظاهربینی می گذراند. عقل را زیر پا گذاشته چون حیوانات کوتاه نظر و بی خرد زندگی می کند؛ دچار زشتی اخلاق و پستی کردار می شود و بدین ترتیب از امتیازات انسانی محروم می گردد.
چنین جامعه ئی گذشته از اینکه بسعادت ابدی و کمال نهائی خود نمی رسد در زندگی کوتاه و زودگذر این جهان هم نتایج شوم و ناگوار انحرافات و کجرویهای خود را خواهد دید. و دیر یا زود چوب غفلت خود را خواهد خورد. و بروشنی خواهد فهمید که تنها راه سعادت همان دین بوده است و سرانجام از کردار خود پشیمان خواهد شد.
خدای متعال در کلام خود می فرماید:
قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها.
کسی که خود را از آلودگیها حفظ کند رستگار است و آنکس که بهر ناروائی نزدیک شود بهدف خود یعنی به خوشبختی و رستگاری نخواهد رسید(5).
البته باید دانست که آنچه سعادت انسان و نیکبختی فرد و جامعه وابسته بآن است بکار بستن دستورات دینی است. تنها نامگذاری فائده ندارد زیرا آنچه که ارزش دارد خود حقیقت است نه دعوی حقیقت؛ کسیکه خود را مسلمان می خواند و با درون تیره و اخلاق پست و کردار زشتی که دارد منتظر فرشته سعادت است مانند بیماری است که نسخه پزشک را در بغل گذاشته توقع بهبودی دارد و مسلماً با چنین فکری به سرمنزل مقصود نخواهد رسید.
خدای متعال در کلام خود می فرماید:
ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصاری و الصابئین من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربهم.
از میان کسانیکه مسلمان یا یهودی یا صائبی(6) یا نصرانی نامیده می شوند آنانکه براستی بخدا و روز قیامت ایمان آورده اند و کردار شایسته دارند پیش خدا دارای پاداش نیک خواهند بود(7).
ممکن است تصور شود که بنا بمضمون این آیه کسانیکه بخدا و روز قیامت ایمان آورده اند و دارای عمل صالح هستند اگرچه همه پیغمبران یا بعضی از آنان را قبول نداشته باشند رستگار خواهند بود ولی باید دانست که در سوره نساء آیه 150 و 151 خداوند عالم کسانی را که به پیغمبران یا به بعضی از آنان ایمان ندارند کافر دانسته است.
بنابراین کسی از ایمان خودش بهره مند خواهد بود که بهمه پیغمبران ایمان آورده و دارای عمل صالح باشد.

اجمالی از تاریخ ادیان

مطمئن ترین راه در تحقیق اجمالی پیدایش ادیان که از نظر دینی می توان اعتماد نمود همان است که قرآن کریم اجمالاً بیان آن می پردازد زیرا از هر گونه خطا و اشتباه و اعمال تعصب و غرض رانی منزه و مبراست.
دین خدا که همان دین اسلام است ان الدین عند الله السلام از نخستین روز پیدایش بشر همراه وی بوده است؛ زیرا چنانکه در قرآن کریم تصریح شده نسل کنونی بشر بدو نفر مرد و زن منتهی است که در قرآن کریم بنام آدم و زوجه اش حوا نامیده شده اند؛ و آدم پیغمبر بوده و وحی های آسمانی به وی نازل می شده است دین آدم بسیار ساده و مشتمل بر کلیاتی چند بوده مانند اینکه مردم باید در یادخدا باشند و بهمدیگر خاصه بوالدین احسان و نیکی کنند و از فساد و قتل و کارهای زشت دوری نمایند.
پس از آدم و زوجه اش، فرزندانشان روزگاری با نهایت سادگی بدون اختلاف می گذرانیدند چون روزبروز شماره افراد افزوده می شد کم کم دور یکدیگر جمع شده زندگی دستجمعی را تشکیل دادند.
در این حال شیوه زندگی را بتدریج می آموختند و خود را بمدنیت نزدیکتر می ساختند، چون شماره مردم رو بفزونی گذاشت بقبائل مختلف تقسیم شدند و در هر قبیله نیز بزرگانی یافت می شدند که افراد قبیله به آنان احترام می گذاشتند و حتی پس از مرگ نیز مجسمه های ایشان را می ساختند و مورد ستایش قرار می دادند؛ و از همین روزگار بت پرستی در میان مردم رواج گرفت؛ چنان که در اخبار امامان وارد شده که پیدایش بت پرستی از این راه بوده است و تاریخ بت پرستی نیز همین معنی را تأیید می نماید کم کم در اثر اجحافاتی که اقویا بضعفا می نمودند اختلافاتی بین مردم پیدا شد. این اختلافات و اختلافهای اتفاقی علت کشمکشهای گوناگون زندگانی گردید.
پیدایش این اختلافات که بشر را از راه سعادت منحرف ساخته بسوی بدبختی و هلاکت می کشانید، سبب شد که خدای مهربان پیغمبرانی را برانگیخت و با ایشان کتاب آسمانی را که اختلافات بشر را حل و فصل می نمود فرستاد چنانکه خدای متعال در کلام خود می فرماید:
کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه(8).