فهرست کتاب


آموزش دین

علامه سید محمد حسین طباطبائی

3 - عمل

دین دستور می دهد که در زندگی بکارهائی که خیر و صلاح خود و جامعه ما در آن است دست بزنیم و از کارهائی که فساد و تباهی ببار می آورد دوری کنیم و نیز می گوید بعنوان عبادت و پرستش پروردگار اعمالی مانند نماز و نظائر آن که نشانه بندگی و فرمانبرداری است بجای آوریم.
اینهاست مقررات و دستورهائی که دین آورده و ما را بآن دعوت می نماید و چنانکه پیدا است برخی از آنها اعتقادی و پاره ئی اخلاقی و بعضی دیگر عملی است و بطوریکه گفته شد پذیرفتن و بکاربستن آنها تنها وسیله سعادت و خوشبختی انسان است زیرا می دانیم که انسان جز اینکه واقع بین باشد و با اخلاق و اعمال پسندیده زندگی کند سعادتی ندارد.

دین فطری است

آدمی بحکم طبیعت و سرشت خدادادی خود دین می خواهد، زیرا انسان در سیر زندگی پیوسته برای تأمین سعادت خود تکاپو و تلاش می کند و برای رفع نیازمندی های خود دست باسباب و وسائلی می زند که در مقاصد وی مؤثرند؛ و بدون تردید همیشه سببی را می خواهد که مؤثر بوده و هیچگاه مغلوب نشود و از طرف دیگر در جهان طبیعت سببی نداریم که تأثیرش دائمی بوده و هرگز مغلوب و مقهور موانع نگردد.
همین حقیقت که انسان بحشب فطرت برای سعادت خود سببی می خواهد که مغلوب نباشد و تکیه گاهی را طالب است که هرگز منهدم نشود تا زندگی خود را بوی ارتباط دهد و یک آرامش درونی واقعی پیدا کند خواسته دین است. زیرا تنها خدای متعال است که در اراده خود هرگز مغلوب و مقهور نمی شود و عذر و قصور را بر وی راهی نیست و روش زندگی که ارتباط بخدای متعال داشته باشد همان دین اسلام است و بس.
بنابراین می توان گفت خواست غریزی انسان یکی از بهترین دلائل است که اصول سه گانه دین (توحید - نبوت - معاد) را اثبات می کند، زیرا درک فطری که لازمه ساختمان ویژه انسان می باشد هرگز خطا نمی کند، چنانکه انسان مثلا دوستی را به معنی دشمنی اشتباه نمی کند و تشنگی را در احساس درونی خود بجای سیراب بودن نمی گیرد.
درست است که انسان آگاهی آرزو می کند که مانند مرغی بال و پر داشت و می پرید یا مثلا مانند ستاره ای بر فراز آسمان قرار داشت و طلوع و غروب می کرد، ولی حقیقت اینها پنداری بیش نیست و غیر از این است. که انسان از ته دل و جداً تکیه گاه واقعی برای سعادت خود یا راحتی و آسودگی مطلق یا یک زندگی بتمام معنی انسانی می خواهد و هرگز از این فکر روگردان نمی شود.
و چنانچه سبب غیر مغلوبی (خدا) در جهان هستی نبود انسان با نهاد بی آلایش خود بفکرش نمی افتاد و اگر راحتی و آرامش مطلق و غیر نسبی که راحت و آرامش عالم آخرت است) وجود نداشت انسان طبعاً جویای آن نبود و اگر روش دینی (که از راه نبوت بما رسیده) حق نبود خواست آن در درون انسان نقش نمی بست.
انسان یک سلسله نیازمندی های جسمی و روحی، مادی و معنوی دارد که باید با زندگی دسته جمعی رفع شود و هر یک از افراد جامعه بشری با وسائل عادی که بکار می اندازد بی آنکه مزاحم و مانعی داشته باشد زندگی چند روزه این جهان را با آسایش و آرامش بسر برد و برای زندگی جهان دیگر توشه بردارد پس باید در جامعه بشری قانونی اجرا شود که مطابق اراده خدای جهان باشد و با فطرت و آفرینش وفق دهد؛ و بموجب این قانون هر کس در جای خود بنشیند و باندازه ارزشی که در جامعه دارد بهره برد، و دست وی از تعدی بحقوق دیگران کوتاه شود و بالاخره همه تسلیم اراده حق گردند و همه با هم برادر و در مقابل حق و عدالت برابر باشند.

فوائد دین

از آنچه گفتیم معلوم شد که دین در اصلاح فرد و جامعه تأثیری عمیق دارد و بلکه تنها وسیله سعادت و نیکبختی است.
جامعه ئی که به دین پای بند نباشد واقع بینی و روشنفکری را از دست می دهد و عمر گرانمایه خود را در گمراهی و ظاهربینی می گذراند. عقل را زیر پا گذاشته چون حیوانات کوتاه نظر و بی خرد زندگی می کند؛ دچار زشتی اخلاق و پستی کردار می شود و بدین ترتیب از امتیازات انسانی محروم می گردد.
چنین جامعه ئی گذشته از اینکه بسعادت ابدی و کمال نهائی خود نمی رسد در زندگی کوتاه و زودگذر این جهان هم نتایج شوم و ناگوار انحرافات و کجرویهای خود را خواهد دید. و دیر یا زود چوب غفلت خود را خواهد خورد. و بروشنی خواهد فهمید که تنها راه سعادت همان دین بوده است و سرانجام از کردار خود پشیمان خواهد شد.
خدای متعال در کلام خود می فرماید:
قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها.
کسی که خود را از آلودگیها حفظ کند رستگار است و آنکس که بهر ناروائی نزدیک شود بهدف خود یعنی به خوشبختی و رستگاری نخواهد رسید(5).
البته باید دانست که آنچه سعادت انسان و نیکبختی فرد و جامعه وابسته بآن است بکار بستن دستورات دینی است. تنها نامگذاری فائده ندارد زیرا آنچه که ارزش دارد خود حقیقت است نه دعوی حقیقت؛ کسیکه خود را مسلمان می خواند و با درون تیره و اخلاق پست و کردار زشتی که دارد منتظر فرشته سعادت است مانند بیماری است که نسخه پزشک را در بغل گذاشته توقع بهبودی دارد و مسلماً با چنین فکری به سرمنزل مقصود نخواهد رسید.
خدای متعال در کلام خود می فرماید:
ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصاری و الصابئین من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربهم.
از میان کسانیکه مسلمان یا یهودی یا صائبی(6) یا نصرانی نامیده می شوند آنانکه براستی بخدا و روز قیامت ایمان آورده اند و کردار شایسته دارند پیش خدا دارای پاداش نیک خواهند بود(7).
ممکن است تصور شود که بنا بمضمون این آیه کسانیکه بخدا و روز قیامت ایمان آورده اند و دارای عمل صالح هستند اگرچه همه پیغمبران یا بعضی از آنان را قبول نداشته باشند رستگار خواهند بود ولی باید دانست که در سوره نساء آیه 150 و 151 خداوند عالم کسانی را که به پیغمبران یا به بعضی از آنان ایمان ندارند کافر دانسته است.
بنابراین کسی از ایمان خودش بهره مند خواهد بود که بهمه پیغمبران ایمان آورده و دارای عمل صالح باشد.