فهرست کتاب


بررسی تطبیقی مهدویت در روایات شیعه و اهل سنت

دکتر مهدی اکبر نژاد

جایگاه فرود آمدن عیسی (علیه السلام)

در بیشتر روایت هایی که در کتابهای معتبر شیعه ذکر شده، تنها به بیان نزول عیسی (علیه السلام) هنگام ظهور امام مهدی (علیه السلام) بسنده شده، اما این که در کجا و چگونه چنین اتفاقی رخ خواهد داد؟ مورد توجه قرار نگرفته است ولی در شماری از حدیثهای اهل سنت افزون بر بیان اصل مسئله، جایگاه نزول عیسای مسیح و محل این رخداد نیز مشخص شده، ابن ماجه، بدون یادکرد صریحی از امام مهدی (علیه السلام) ماجرای آمدن عیسی را چنین روایت کرده است:
پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:
هم (العرب) یومئذ قلیل و جلهم ببیت المقدس و امامهم رجل صالح، فبینما امامهم قد تقدم یصلی بهم الصبح؛ اذ نزل علیهم عیسی بن مریم الصبح. فرجع ذلک الامام ینکص یمشی القهقهری لیتقدم عیسی یصلی بالناس، فیضع عیسی یده بین کتفیه، ثم یقول له: تقدم فصل...؛(666)
... عرب ها در آن روزگاران اندکند و غالب آنان در بیت المقدس هستند که پیشوای آنان مردی صالح می باشد، در آن هنگام که برای برپایی نماز صبح می ایستد، عیسی فرود می آید و آن امام به عقب بر می گردد تا عیسی جلو رفته و نماز را به جای آورد که وی دستش را بر شانه آن امام گذاشته و می گوید: جلو بایست و نماز را به جای آور... .
در حدیثی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز چنین آمده است:
همیشه گروهی از امت من برای حق می جنگند تا آن هنگام که عیسی بن مریم وقت طلوع فجر در بیت المقدس فرود آید و بر مهدی وارد شود، به عیسی گفته می شود: جلو بایست و نماز را بر پای دار که او در پاسخ می گوید: برخی از این امت امام برای برخی دیگر قرار گرفته است.(667)
بخش ششم: فراگیر شدن اسلام و حاکمیت امام مهدی (علیه السلام) بر جهان
در دولت امام مهدی (علیه السلام) آیا حاکمیت اسلام، بر تمام پهنه زمین است به گونه ای که همه جوامع بشری در مناطق مختلف جغرافیایی در زیر لوای دین توحیدی پیامبر صلی الله علیه و آله در خواهند آمد یا این که گستره آن، در محدوده ای خاص و بخشی از جهان می باشد؟
در پاسخ به این پرسش، مراجعه به تفسیر آیه 33 سوره توبه و بررسی روایات و اقوالی که در این باره آمده راه گشاست.
هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون؛(668)
او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.
درباره تفسیر و تاویل این آیه شریف و این که مراد از غلبه چه نوعی از آن است؟ آیا غلبه با استدلال و برهان منظور است یا پیروزی ظاهری و یا نوع دیگری که شامل هر دو بشود؟ میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد؛ ولی تفسیری که روایات زیادی هم آن را تایید می کند، این آیه را بر دوره ظهور امام مهدی (علیه السلام) منطبق دانسته است.
فخر الدین رازی در مورد این آیه، پنج تفسیر را یادآور شده که دومین تفسیر از آنها همین مفهوم را بیان داشته است. وی از ابو هریره نقل کرده که این آیه، وعده ای الهی است بر این که خدای متعال، اسلام را بر همه آیین ها پیروز خواهد کرد و این اتفاق، به هنگام نزول عیسی (علیه السلام) تحقق می یابد، و سدی نیز گفته است: چنین پیروزی، در عصر ظهور امام مهدی (علیه السلام) خواهد بود.(669)
قرطبی نیز در تفسیرش همین را ذکر کرده است.(670)
امین الاسلام طبرسی نیز همین قول را نقل کرده و در ادامه، برای تایید آن، روایتی این چنین از رسول خدا صلی الله علیه و آله آورده است:
بر روی زمین هیچ خانه سنگی و گلی و نیز هیچ خیمه کرکی یافت نخواهد شد جز این که خداوند، اسلام را در آن خانه وارد می کند.(671)
در تفسیر این آیه، عیاشی از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل کرده است.
اذا خرج القائم لم یبق مشرک بالله العظیم، و لا کافر الا کره خروجه؛(672)
به هنگام خروج قائم (علیه السلام) هیچ کافر و مشرکی یافت نمی شود جز این که از آمدن او ناخرسند می باشد.
روشن است این ناخرسندی، بیشتر برای آن است که آمدن امام مهدی (علیه السلام) را پایان بخش عقاید شرک آلود خود می دانند، وگرنه چندان دلیل منطقی برای این نارضایتی نمی توان یافت.
قندوزی نیز در تفسیر آیه یاد شده از امام صادق (علیه السلام) روایت می کند:
والله! ما یجی تأویلها حتی یخرج المهدی؛(673)
به خدا قسم، تا زمان خروج مهدی (علیه السلام)، تاویل این آیه فرا نمی رسد.
افزون بر آن چه در تفسیر آیه 33 سوره توبه ذکر شد، شمار زیادی از حدیثهای اسلامی بر فراگیری حکومت امام مهدی (علیه السلام) تاکید ورزیده اند؛ در این باره حدیث معروفی در برخی از کتابهای اهل سنت از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است:
... لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه ولدی المهدی... فیبلغ سلطانه المشرق و المغرب؛(674)
... اگر بیش از یک روز از عمر دنیا باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را به اندازه ای طولانی می کند تا فرزندم مهدی (علیه السلام) در آن ظهور کند... و فرمان روایی اش شرق و غرب عالم را در بر گیرد.
در حدیث دیگر چنین آمده است:
عن حذیفة الیمان، عن النبی صلی الله علیه و آله قال:... یبایع له الناس بین الرکن و المقام، یرد الله به الدین، و یفتح له فتوحا، فلا یبقی علی وجه الأرض الا من یقول: الا اله الا الله؛(675)
مردم در میان رکن و مقام با امام مهدی (علیه السلام) بیعت می کنند و خداوند به واسطه او، دین را (به جایگاه خودش) بر می گرداند و پیروزی هایی برای او به وجود می آورد تا بدان جا که هیچ کس بر زمین نماند جز آن که بگوید: لا اله الا الله.
مقدسی شافعی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است:
لن تذهب الدنیا حتی یملک الدنیا رجل من أهل بیتی...؛(676)
دنیا به پایان نخواهد آمد مگر این که یکی از اهل بیت من بر دنیا حاکمیت پیدا کند... .
و نیز در حدیثی مشابه حدیث بالا از آن حضرت چنین روایت شده است:
لا تقوم الساعة حتی یلی الأرض رجل من أهل بیتی اسمه کاسمی؛(677)
رستاخیز برپا نخواهد شد تا این که یکی از فرزندان من بر زمین حاکمیت یابد.
ابو هریره از رسول خدا صلی الله علیه و آله این چنین نقل می کند:
ان روح الله عیسی ابن مریم نازل فیکم... فیدق الصلیب... و یدعو الناس الی الاسلام... و تقع الأمنة علی أهل الأرض...؛(678)
عیسی بن مریم به میان شما خواهد آمد و صلیب را می شکند... مردم را به اسلام دعوت می کند... و امنیت بر ساکنان زمین گسترده می شود... .
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
اذا قام القائم (علیه السلام) لا تبقی أرض الا نودی فیها شهادة أن لا اله الا الله، و أن محمدا رسول الله؛(679)
زمان قیام مهدی (علیه السلام) در تمامی نواحی زمین ندای لا اله الا الله و محمد رسول الله به گوش می رسد.
به جز این احادیث، حدیث معروف و مشهوری که در صدها مورد ذکر شده با این عبارت که: یملأ الأرض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا به خوبی گویای این است که حاکمیت امام مهدی (علیه السلام) بر تمام عالم، فراگیر خواهد بود، زیرا مقدمه ایجاد چنین عدالت فراگیری، وجود حاکمیتی همه جانبه است وگرنه بسط عدل و داد، در جایی که تسلط وجود نداشته باشد ناممکن خواهد بود و چون بر اساس وعده حتمی که داده شده، موعود عالم، جهان را پر از عدل خواهد کرد، پس لازمه این امر، حاکمیتی جهان شمول است و باید چنین حکومتی از پیش تحقق یافته باشد تا چنان عدالتی گسترش یابد.

فتوحات امام مهدی (علیه السلام)

پس از اعلام ظهور و ملحق شدن یاران و فراگیر شدن دعوت آن حضرت، مخالفان سرسختی که مسیر هدایت بندگان خداوند را مسدود می کنند باید از میان برداشته شوند. حاکمان ستمگر و سرکشی که حاضر به کنار گذاشتن خوی زشت خود نیستند از سر راه برداشته می شوند و به جای آنها حکومتی عدالت محور و دادخواه مظلومان می آید. و بدین سان حضرت با حاکمان سرزمین جور و ستم به عرصه کارزار آمده و آنان را از زمین محو خواهد کرد و این سیره در اقصی نقاط کره زمین جاری خواهد شد، از روم و شام تا چین و خاور دور.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:
لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لبعث الله فیه رجلا اسمه اسمی... یرد الله به الدین، و یفتح له فتوح...؛(680)
اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خدای متعال شخصی که هم نام من است بر می انگیزد... و دین را به جایگاه خود برگرداند و فتوحاتی برای وی حاصل می شود.
ابن ماجه از رسول خدا در حدیثی مشابه حدیث بالا چنین آورده است:
لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطوله الله عزوجل حتی یملک رجل من أهل بیتی یملک جبل الدیلم و القسطنطنیة؛(681)(682)
اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند متعال آن را به اندازه ای طولانی می کند تا یکی از اهل بیت من به حاکمیت رسیده و بر کوه های دیلم و قسطنطنیه حکمرانی کند.
حضرت شهرهای شرک و کفر را می گشاید و فتح می کند تا راه هدایت بر بندگان خدا باز شود و سدهای جلو روی آنها برداشته شود. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در وصف امام مهدی (علیه السلام) می فرماید:
... من ولد ابن أربعین سنة... یستخرج الکنور و یفتح مدائن الشرک؛(683)
وی (در هنگام ظهور) در سن چهل سالگی است، گنج های زمین را بیرون آورده و شهرهای شرک را می گشاید.
در برخی دیگر از روایات شیعه و سنی از فتح چین و هند سخن به میان آمده،(684) در حدیثی که ابن شهر آشوب آورده تعبیر فتح مشارق و مغرب زمین آمده است.(685) نعمانی در حدیثی نام های بیشتری از شهرها و مناطق فتح شده به دست امام را ذکر کرده است.
ابو حمزه ثمالی به نقل از امام محمد باقر (علیه السلام) می گوید:
لو قد خرج قائم آل محمد صلی الله علیه و آله لنصره الله بالملائکة... یفتح الله له الروم، والدیلم، و السند، و الهند، و کابل شاه، و الخزر...؛(686)
هنگامی که قائم ما ظهور کند خداوند به وسیله فرشتگان او را یاری می کند... و روم، دیلم،(687) سند، کابل شاه و خزر را فتح خواهد کرد... .
شیخ طوسی در روایتی مشابه حدیث بالا نقل می کند:
و فی خبر آخر: یفتح قسطنطنیة، و الرومیة، و بلاد الصین.(688)
در خبر دیگر آمده که مهدی (علیه السلام) قسطنطنیه، روم و دریای چین را فتح خواهد کرد.
از آن چه تا کنون ذکر شد لحن روایات و سخنانی که از معصومان علیهم السلام درباره فتوحات امام بر جای مانده، متفاوت، ولی گویای هدفی واحد بوده و می توان در یک تقسیم بندی آنها را به دو دسته تقسیم کرد: یک دسته روایاتی که از گشودن شرق و غرب، و همه جهان سخن به میان می آورد و برخی دیگر، به گشودن سرزمین های معینی از جهان اشاره می کند.
تردیدی نیست که حضرت بر همه جهان سیطره پیدا خواهد کرد و بر همه دنیا حکومت می کند، ولی این که چرا از بعضی شهرها نام برده شده است، شاید به لحاظ اهمیتی باشد که آن شهرها در آن روزگار پیدا خواهند کرد. این اهمیت برای این است که آنها از قدرت های آن روزگار به حساب می آیند و سرزمین هایی از جهان را تحت نفوذ خود دارند یا آن سرزمین منطقه پهناوری است که بخش بزرگی از جمعیت را در خود جای داده است و یا این که قبله آمال پیروان یکی از ادیان و مذاهب می باشند به طوری که اگر آن شهر سقوط کند، همه پیروان آن آیین تسلیم می شوند و یا به سبب اهمیت نظامی و استراتژیکی آن است به گونه ای که با سقوط آن، عملیات دشمن مختل شده، زمینه برای تهاجم نیروهای حضرت فراهم می گردد.
برگزیدن شهر مکه به عنوان نقطه آغازین قیام، سپس برگزیدن عراق و کوفه به عنوان مرکزیت سیاسی - نظامی حکومت و حرکت به سوی شام و گشودن بیت المقدس، شاید تاییدی بر این سخن باشد، زیرا امروزه، اهمیت سیاسی، مذهبی و نظامی این سه سرزمین بر کسی پوشیده نیست.(689)
فصل سوم: موارد اختلافی مهدویت میان شیعه و اهل سنت
مقدمه
با وجود دیدگاه های مشترک میان شیعه و اهل سنت در مسئله مهدویت، که پیش تر به آن پرداخته شد، باید گفت: این دو فرقه در برخی موارد، آرای متفاوتی نیز دارند و خوب است این موارد نیز مانند موارد مشترک، شناخته شوند.
نکته مورد توجه این که، در این مواضع اختلافی، میان دانشمندان اهل سنت نیز، وحدت نظر وجود ندارد و گاه دیده می شود، در مسئله ای که بیشتر آنها دیدگاه متفاوتی با شیعه دارند، در عین حال، دیدگاه برخی از علمای اهل سنت به دیدگاه عالمان شیعه نزدیک است.
البته ملاک معرفی و بررسی این گونه موارد اختلافی، همان قضاوت و تشخیص اکثریت اهل سنت است، هر چند تعدادی از آنها مخالف باشند.
الف - ولادت امام مهدی (علیه السلام)
در جامعه شیعه دوازده امامی، هم در میان عالمان و صاحب نظران و هم میان مردم عادی، تولد امام مهدی (علیه السلام) مورد اجماع بوده و بالاتر از آن، از ضروریات مذهب شیعه به شمار می آید و هیچ یک از آنان کم ترین تردیدی در این باره ندارد و این باور در جای جای آثار شیعه از کهن ترین آنها تا دوره های کنونی انعکاس یافته است. کلینی با صراحت می نویسد:
ولد للنصف من شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین؛(690)
مهدی (علیه السلام) در نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمد.
مسعودی،(691) صدوق،(692) شیخ مفید،(693) سید مرتضی،(694) شیخ طوسی(695) و... بر این مسئله تاکید ورزیده اند.
علامه طباطبائی می نویسد:
حضرت مهدی موعود (علیه السلام) فرزند امام یازدهم که اسمش مطابق اسم پیامبر صلی الله علیه و آله بوده، در سال 256 یا 255 در سامراء متولد شدند.(696)
مرحوم مظفر به هنگام معرفی عقاید شیعه، یکی از آن باورها را، ولادت امام مهدی (علیه السلام) معرفی می کند(697) و می توان گفت: اعتقاد به متولد شدن امام مهدی (علیه السلام) یکی از مشخصات شیعه نزد سنیان است.
ابن قیم جوزیه می نویسد:
و أما... الامامیة فلهم قول رابع و هو أن المهدی هو محمد بن الحسن العسکری من ولد الحسین بن علی؛(698)
اما امامیه، (درباره امام مهدی علیه السلام) قول چهارمی دارند، که مهدی (علیه السلام) را محمد بن حسن عسکری (علیه السلام) و از نسل امام حسین (علیه السلام) می دانند.
از سوی دیگر، برعکس شیعه، بیشتر اهل سنت به دنیا آمدن آن حضرت را نپذیرفته اند و بر این باورند که مهدی موعودی که در احادیث اسلامی به آن نوید داده شده، هنوز متولد نشده و وی در آخر الزمان به دنیا خواهد آمد.
محسن العباد استاد دانشگاه مدینه در این باره می نویسد:
احادیث فراوان درباره مهدی... بدون شک بر یک حقیقت ثابت دلالت دارند و آن این که مضمون این احادیث در آخر الزمان تحقق می یابند و این فکر، هیچ ارتباطی با عقیده شیعه درباره مهدی منتظر که او را محمد بن الحسن می نامند، ندارد... .(699)
وی در جای دیگر، با اشاره به این مطلب می نویسد:
در دیدگاه اهل سنت، مهدی،... در آخر الزمان به دنیا خواهد آمد و حاکمیت اسلامی را به دست خواهد گرفت.(700)

عالمان اهل سنت و اعتراف به ولادت حجة بن الحسن العسکری (علیه السلام)

با این که بیشتر اهل سنت اعتقادی به تولد مهدی موعود (علیه السلام) ندارند، ولی برخی از آنان به دنیا آمدن فرزند امام عسکری (علیه السلام) را پذیرفته، و یا آن را به شکل گزارش تاریخی نقل کرده اند.
یکی از نویسندگان معاصر در این باره از 66 نفر از عالمان اهل سنت یاد کرده(701) یکی دیگر از 68 نفر(702) و دیگری این رقم را به 128 رسانده(703) و بالاخره، برخی دیگر از 135 نفر نام برده اند.(704)
در این قسمت به گفته های برجسته ترین افرادی که برای اهل سنت شناخته شده اند پرداخته می شود:
1. ابن اثیر جزری (م 630 ه ق)
وی می نویسد:
و فیها (سال 260 ه ق) توفی الحسن بن علی بن محمد و هو والد محمد الذی تعتقدونه المنتظر؛(705)
در این سال (260 ه ق) حسن بن علی، پدر محمد، که شیعیان وی را منتظر می دانند، رحلت کرده است.
2. محمد بن طلحه شافعی (م 652 ه ق)
أبوالقاسم محمد بن الحسن.. هو المهدی الحجة الخلف الصالح...؛(706)
ابوالقاسم، محمد بن حسن همان مهدی (علیه السلام) و حجت و جانشین به حق است... .
3. سبط جوزی (م 654 ه ق)
فی ذکر الحجة المهدی، هو محمد بن الحسن... و هو الخلف الحجة صاحب الزمان، القائم المنتظر و التالی، و هو آخر الأئمة...؛(707)
درباره مهدی (علیه السلام) که همان محمد بن حسن است... وی، جانشین صالح، حجت و صاحب الزمان و قائم منتظر است که آخرین امام می باشد... .
4. کنجی شافعی (م قرن هفتم ه ق)
وی دلیل های گوناگونی برای امکان زنده بودن امام مهدی (علیه السلام) و ادامه حیات او، بیان داشته، می گوید:
همان گونه که عیسی، خضر و الیاس علیهم السلام صدها سال است که زنده اند؛ بنابراین، امکان زنده بودن امام مهدی (علیه السلام) نیز وجود دارد.(708)
5. ابن خلکان (م 681 ه ق)
أبوالقاسم محمد بن الحسن العسکری... ثانی عشر الأئمة الاثنی عشر علی اعتقاد الامامیة المعروف بالحجة... کانت ولادته یوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین...؛(709)
ابوالقاسم، محمد بن حسن عسکری... در باور شیعیان، وی دوازدهمین امام است که معروف به حجت می باشد... ولادت او نیمه شعبان سال 255 بوده است... .
6. علی بن محمد بن صباغ المالکی (ه ق)
وی دلیل هایی را در اثبات حیات و زنده بودن امام مهدی (علیه السلام) ذکر کرده است.(710)
7. شمس الدین ذهبی (م 748 ه ق)
وی در جاهای متعددی، به دنیا آمدن محمد بن الحسن العسکری (علیه السلام) را بیان داشته است:
الحسن بن علی الجواد... أحد الأئمة الاثنی عشر، الذین تعتقد الرافضة فیهم العصمة و هو والد المنتظر...؛(711)
حسن بن علی الجواد... یکی از امامان دوازده گانه است که شیعیان به عصمت آنان معتقدند... وی (امام عسکری علیه السلام) پدر منتظر می باشد...
أبو محمد... أحد أئمة الشیعة... و أما ابنه محمد بن الحسن... فولد سنة مائتین و ثمان و خمسین...؛(712)
ابو محمد (امام عسکری علیه السلام) یکی از امامان شیعه است... فرزندش محمد بن حسن... در سال 258 به دنیا آمده است...
المنتظر الشریف، أبوالقاسم، محمد بن حسن عسکری...(713)
منتظر شریف، ابوالقاسم، محمد بن حسن عسکری...
و مات الحسن بن علی بن جواد... أحد الأئمة الاثنی عشر... و هو والد منتظرهم محمد بن الحسن؛(714)
حسن بن علی بن جواد... که یکی از امامان دوازده گانه (شیعه) است از دنیا رفته... و او پدر منتظر شیعیان می باشد.
8. عبدالوهاب شعرانی (م 973 ه ق)
وی می نویسد:
... و هو (المهدی علیه السلام) من أولاد الامام الحسن العسکری، و مولده (علیه السلام) لیلة النصف من شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین، و هو باق الی أن یجتمع بعیسی بن مریم علیها السلام...؛(715)
... وی (امام مهدی علیه السلام) یکی از فرزندان امام حسن عسکری (علیه السلام) است و در شب نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمد و تا زمان همراه شدن با عیسی (علیه السلام) زنده خواهد بود... .
9. ابن حجر هیتمی (م 974 ه ق)
وی می نویسد:
أبوالقاسم محمد الحجة، و عمره عند وفاة أبیه خمس خمس سنین، لکن آتاه الله الحکمة، و یسمی القائم المنتظر...؛(716)
ابوالقاسم، محمد الحجه، هنگام رحلت پدر، پنج ساله بوده، ولی خداوند به وی حکومت عطا کرده است؛ و قائم منتظر نامیده شده است... .
10. سید مومن شبلنجی (م 1290 ه ق)
وی می نویسد:
فصل فی ذکر مناقب محمد بن الحسن... أمه أم ولد... و کنیته أبوالقاسم...؛(717)
این فصل در بیان مناقب محمد بن الحسن است... مادرش کنیز بوده... و کنیه اش ابوالقاسم...
11. سلیمان بن ابراهیم القندوزی (م 1294 ه ق)
... ان ولادة القائم (علیه السلام) کانت لیلة القامس عشر من شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین فی بلدة سامرا...؛(718)
ولادت قائم (علیه السلام) شب پانزدهم شعبان سال 255 در شهر سامرا بوده است.
12. خیر الدین زرکلی (م 1396 ه ق)
محمد بن الحسن العسکری... آخر الأئمة الاثنی عشر عند الامامیة، و هو المعروف عندهم بالمهدی، و صاحب الزمان،... ولد فی سامراء، و مات أبوه و له من العمر نحو خمس سنین...؛(719)
محمد بن الحسن عسکری... آخرین امام شیعیان و نزد آنان معروف به مهدی و صاحب الزمان است... در شهر سامرا به دنیا آمده و در زمان رحلت پدر، حدود پنج سال داشته است...