فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

9 - نماز طواف

پس حاضر گردان در دلت جلالت صاحب خانه را، و بدان به درستی که تو ایستاده ای در این منزل، نزد حضرت ملک و حاکم بر حق، که بر جمیع احوال تو مطلع است و بر پنهانیهای تو محیط و به ظاهر و باطن تو عالم است. و در این موضع بیشتر مراقبت احوال خود کن و تمامتر و زیادت احتراز بنما از غفلت کردن. زیرا که اینجا اصعب و مشکل ترین جاهاست، و با خود بگو: کجائی ای تقصیر کننده؟ چرا غافلی از تعظیم الهی در پیش روی او؟ و چرا در برابر او می باشی و دوری از او؟ و اگر چنانچه می دانی که علم او سبحانه، شامل است به جمیع اشیاء و محیط است به کل مخلوقات پس باز گرد بر سر خشوع، و روی بیاور به او، و البته حذر کن به سبب این غفلت و اهمالت از روگردانیدن خدا از تو. و از این جهت است که گناهان در این بقعه های شریفه مضاعف و حسنات نیز مضاعف است. و فکر کن از آنهائی که گذشته اند از انبیاء و اولیاء و صلحاء، پس ببین آثار ایشان و قرب و منزلت آنان را، و آنچه میراث برده اند به عمل خود و دوست داشتن ایشان سعادت مخلده و نعمتهای مؤبده آخرت را. پس تأسی کن به ایشان در اعمال عامه و کمال توجه به خدا خاصه، و ترقی کن از این درجه ها به سوی غیر اینها، از معارج شریفه و مقامات عالیه.

10 - نماز جنازه

پس یاد کن نزد مشاهده جنازه و گذاشتن آن را در برابر خود، آنچه را که مردگان گذاشته اند از اهل و عیال و اولاد و ترکه و اموال خود، و رفته اند به نزد خدای تعالی با دست خالی از جمیع چیزها. و همراه نیاورده اند مگر اعمال صالحه و آنچه را که تجارت کرده اند از اعمال آخرت سود کننده. و فکر کن در بهجت و تازگی بدنشان که در حال حیات داشتند، والحال چگونه تغییر یافته است رنگ پوستشان و رنگ صورتشان وعنقریب محو می کند مرگ صورتشان را و زایل می گرداند زمین طراوتشان را و آنچه حاصل شده بوده از برای او. و به یاد بیاور با خود که همین است که یتیم شده اند اولادش و بیوه مانده اند زنانش و ضایع شده است اموالش و خالی مانده جایش و منقطع شده املش و کثرت حیله و مکرهایش، که از برای توافق اسباب دنیا می کرد، و غفلت داشت از داخل شدن در این خاک و رسیدن به آنچه نوشته شده است در کتاب. و به یاد آور میل او را به قوت و جوانی، و اشتغال او را از آنچه در برابر او بود از مرگ سریع، و چگونه بود که می رفت و تشییع جنازه اموات می کرد و حالا از کار افتاده است پاهایش و قوت گیرائی نمانده است در مفصلهایش، و فکر کن که چگونه قبلا حرف می زد و اکنون زبانش از کار افتاده و چگونه می خندید و فعلا متغیر شده دندانهایش و چگونه تدبیر می نمود در کارهای خود نسبت به چیزهائی که محتاج بود از قوت سالیانه یا زیادتر، در حالی که نمانده بود میانه او و مرگش مگر یک ماه یا کمتر، و غافل بود از آنچه از عالم غیب درباره او اراده داشتند، تا ناگهان مرگ دامن او را گرفت در وقتی که گمان نمی کرد و نمی دانست. ناگاه رسید به گوشش ندای ملک جبار، به جانب نعمت بهشت یا به جانب آتش و جهنم.
فکر کن تو نیز با خودت، که اکنون تو نیز مانند او هستی در غفلت و زود باشد که عاقبت تو مانند عاقبت او بگردد. لاجرم برخیز در این هنگام به سوی مهیا شدن مرگ و مشغول شو به بسیار کردن زاد و توشه آخرت خود، چه آنکه مسافت راه بسی دور است و عقبه بسی بلند می باشد و خطر آن بسیار و پشیمانی بعد از مرگ سودی ندارد. پس اینگونه فکرها، آرزوی تو را کوتاه و استعداد تو را به صوالح اعمال افزون می گرداند.
و آگاه باش که محل به فکر افتادن جهت اعمال خیر، خارج از نماز است. چنانچه تحقیق آن ذکر شد.

11 - نماز نذر و عهد و...

و اما نذر و عهد و مانند آن البته متذکر باش و اهتمام داشته باش قبول شدن آنها را و در نظر بگیر وفا کردن به عهد خدا و امتثال اوامر او را و مبادا واگذاری آنها را، به توهم آنکه اینها در ابتداء واجب نبوده و خودت برای خودت واجب کرده ای. زیرا نمازهای نذری و عهدی که ملحق گشته به نمازهای اصلی، همانا مانند خود نمازهای اصلی می باشد در وجوب و در اهمیت و عظمت و جلالت. و به خاطر خود درآور که اگر وعده و عهد کنی با پادشاهی از پادشاهان دنیا، جهت بجا آوردن کاری را از کارهای معین، که آن کار را در برابر آن پادشاه بجای بیاوری به طوری که خود پادشاه آن را ببیند و لفظ آن را بشنود. چگونه کسی که این عهد را با پادشاه کرده باشد، متوجه آن کار می شود وجد و جهد در آن عمل و اصلاح و محکمی آن می نماید و اوقات خود را صرف و سعی خود را تمام می کند در آنکه آن کار خوب بجا آورده شود چه آنکه پادشاه متوجه آن عمل می باشد از جهت وعده ای که شده است، خصوصا در موقعی که آن کار، مؤکد شده باشد به عهد. پس مبادا نظر خدای تعالی را کمتر از نظر یک بنده خدا بدانی، چرا که این فکر و این عمل منشأ نفاق و نمودار شرک می باشد.
باری، همچنین مراعات وظیفه بنما در هر نمازی به حسب آن نماز، و قیام کن در خور رتبه آن و ادب آن را اتیان کن. و البته اکتفامکن بر آنچه ما بیان کردیم از وظایف، بلکه تو خود ترقی کن به بالاتر از اینها بانظری که خداوند گشوده است بر روی دلت از ابواب معارف. چه آنکه درهای فیوضات الهی مفتوح و بی نهایت است و انوار جود او فائض و بیکران است. و دم به دم نفوس انسانی، از عالم غیب مدد می رسد به اندازه استعداد هر کسی.
وفقنا الله و ایاکم لتلقی الاسرار، و ادرجنا فی عداد عباده الاخیار الابرار، و اخذ بنواصینا الی رضاه و رحمته، و عاملنا بعفوه و کرمه و مغفرته و استعملنابما علمناه و اشرکنا فی ثواب من افدناه، فان ذلک منه و به وله، و هو حسبنا و نعم الوکیل، و هیهنا نقطع الکلام فی هذه الرسالة، حامدین لله تعالی علی کل حالة.
و فرغ منها مؤلفها، العبد المفتقر الی عفوالله تعالی و کرمه و رحمته، زین الدین بن علی بن احمد الشامی العاملی، عامله الله تعالی بفضله، یوم السبت تاسع شهر ذی الحجة الحرام، و هو الیوم المبارک، یوم عرفة، سنة احدی و خمسین و تسعمائة، حامدا مصلیاً مسلماً مستغفراً من ذنوبه خدا توفیق دهد ما و شمارا برای برخورداری اسرار و دقائق معنویه، و داخل فرماید ما را در عداد بندگان نیک خود، و بکشاند ما را به سوی خشنودی و رحمت و خود، معامله نماید با ما به کرم و آمرزش و احسانش، و وادار کند ما را به عمل نمودن بر آنچه به ما آموخته است (یا آن را یاد گرفته ایم، یا یاد داده ایم) و شریک بفرماید ما را با ثواب هر کسی که ما چیزی به او افاده داده ایم، چه آنکه این نعمت افاده از خود می باشد. و خدا ما را بس است و او نیکو وکیلی می باشد.
و اکنون کلام خود را در اینجا تمام کرده در حالی که سپاس می گویم خدای تعالی را بر هر حالتی از احوال.
مؤلف این رساله، بنده نیازمند به بخشش و کرم و رحمت خدا، زین الدین بن علی بن احمد شاملی عاملی که خدای تعالی به فضل خود با او معامله فرماید، در روز شنبه نهم ذی الحجة الحرام که روز مبارک عرفه می باشد، از سال نهصد و پنجاه و یکم هجرت صاحب شریعت غراء علیه و علی اله الاف التحیة و الثناء از تألیف آن فراغت یافت، در حالتی که خدای را حمد میکرد و رسول و آل او را درود می فرستاد و از گناهان خود طلب آمرزش از خدای تعالی می کرد.
پایان