فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

7 - ترقی

هفتم: ترقی است و آن توجه قلب و عقل است به سوی قبله حقیقی و شنیدن سخن خدای تعالی است از خود حضرت عزت، نه از خود.
و قرائت کننده قرآن را سه درجه می باشد، کمتر درجه اش آن است که تقدیر و فرض کند که گویا آن را بر خدای تعالی می خواند، و ایستاده است در برابرش و او نگاه می کند به سوی او و گوش می نماید به او، پس می باشد حال او نزد این تقدیر، حال سئوال و تضرع و ابتهال.
درجه دوم آنکه شهادت دهد به دلش که گویا حضرت حق تعالی خطاب می فرماید با او به لطف، و راز می گوید به او به انعام و احسان خود، و این بنده در مقام حیاء و تعظیم است نسبت به احسان او و در مقام گوش دادن است به گفتار او و در مقام فهمیدن راز او است.
درجه سوم آن است که ببیند در کلام، متکلم را و در کلمات، صفات الهی را ملاحظه کند و نظر کند به دلش و به قرائتش و نه به سوی تعلق انعام، از آن حیثیت که او منعم است بر او، بلکه همت خود را مقصور گرداند به متکلم و باز دارد فکرش را بر او و مستغرق شود در مشاهده آن، و این درجه مقربان است. و از این مرتبه خبر داده است حضرت صادق (صلوات الله علیه) به قول خود: لقد تجلی الله لخلقه فی کلامه، ولکنهم لایبصرون همانا به راستی که خداوند متعال، بروز کرده است برای مخلوق خود، در سخن خود، ولیکن مردم درک نمی کنند. و چون سئوال کردند از آن حضرت نسبت به حالتی که در نماز هنگام تکرار ایاک نعبد و ایاک نستعین لاحق احوال آن حضرت می شد به طوری که می افتاد و غش می کرد. پس چون افاقت حاصل شد، از آن حضرت سئوال کردند نسبت به آن حال فرمودند که: پیوسته مکرر می خواندم آیه را بر دل خود، تا آنکه شنیدم آن را از متکلم اصلی آن، پس برپا نماندم از قدرت او.

8 - تبری

هشتم: تبری است و مراد به این، آن است که بری شود شخص از حول و قوه خود و نگاه نکند به خود و به چشم رضا و پاک بودن از گناه. پس چون آیات وعد را بخواند و مدح صالحان را، ساقط گرداند نفس خود را از درجه اعتبار و به معاینه مشاهده و ملاحظه نماید صاحبان یقین و صدیقان را و اظهار شوق ملاقات ایشان کند در نفس خود و استدعا کند که حق سبحانه و تعالی ملحق گرداند او را به ایشان.
و چون بخواند آیات غضب و ذم مقصرین را، شهادت دهد به نفس خود که او از ایشان است، و چنان داند که او است مخاطب از راه خوف و ترس. و به این مرتبه اشاره فرموده است حضرت امیرالمؤمنین و سید ال
وصیین (صلوات الله علیه) در خطبه ای که در آن وصف متقیان فرموده است به قول خود که: اذا مروا بایة فیها تخویف، اصغوا الیها مسامع قلوبهم، وظنوا ان زفیر جهنم وشهیقها فی اصول اذانهم پرهیزکاران چنانند که هرگاه بگذرند به آیه ای که در آن ذکر بیم باشد، فرا می دهند به آن با گوشهای دل خود و چنان می پندارند که آواز جهنم و صدای زبانه آن در بیخ گوشهای ایشان است. و هرکس ببیند نفس خود را در صورت مقصران هنگام خواندن قرآن، همان سبب قرب او به درگاه الهی می باشد، و هر که مشاهده کند نفس خود را به چشم رضا، پس آن کس محجوب خواهد بود از قرب درگاه الهی. و این قلیل و اندکی بوده از وظایف قرائت و اسرار آن. وفقنا الله لتلقی الاسرار، والحقنا بعباده الابرار خدا توفیق دهد ما را برای برخورداری به اسرار قرائت قرآن و ملحق سازد ما را به بندگان نیک خود.
باری، چون برسی به این مقام، پس سجده شکر الهی بجا بیاور به جهت زیاد گردیدن انعام و احسان او، چنانکه خدای تعالی در کلام مجید خود فرموده: و اذ تاذن ربکم لئن شکرتم لازیدنکم ولان کفرتم ان عذابی لشدید سوره ابراهیم، آیه 7 آنگاه که اعلام کرد پروردگارتان البته چنان است که اگر شما شکرانه کنید، من لاجرم افزونی می دهم شما را و هرگاه ناسپاسی کردید، البته عذاب من سخت دردناک است. و حاضر گردان در دلت انعامات الهی را که در نزد تو است و نعمت هائی را که ثابت می باشد در پیش تو، و در همه احوال بگو شکرا شکرا و تا ممکن است زیاد کن آن را، بدرستی که تو هر چقدر شکر کنی، باز مقصر می باشی از آنچه واجب است بر تو از شکر و حمد الهی. و نهایت آنچه واجب است، آن است که اعتراف کنی به عجز و تقصیر خود نسبت به ادای حقوق شکرگزاری، و استغفار کن از قلیل و کثیر گناهانت.
اللهم ارزقنا العمل بما کشفت لنا من الاسرار والایات، و زدنا فیضا و عرفانا یکون لنا سلما الی نیل تلک الدرجات، و اوقفنا، علی درک الحق بالتوفیق، و ثبت اقدامنا علی مقامات الصدق وحقایق التحقیق، بفضلک وجودک العمیم، انک انت الوهاب الکریم با پروردگارا، روزی کن ما را که عمل کنیم به آنچه آموخته و مهیا نموده ای برای ما از اسرار و آیتهای خود، و بیفزای بر ما را از فیض و شناسائی خود، تا بوده باشد برای ما نردبان ترقی به سوی درجه های عالیه، و مطلع و آگاه فرمای ما را به دریافت حقیقت حق، به توفیق خود و پابرجا دار قدمهای ما را بر روشهای درستی و راستی، به فضل وجود و بخشش بی پایان خود، همانا توئی بخشنده بزرگوار.

فصل سوم: منافیات نماز