فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

8 - تشهد

هرگاه بنشینی به تشهد خواندن بعد از این افعال دقیقه و اسرار عمیقه که مشتمل بود بر خطرهای عظیمه و هولهای بسیار بزرگ، پس در دل خود درآور نهایت خوف و ترس و حیا و بیمناکی را، از آنکه مبادا جمیع افعال گذشته تو، بر وجه غیر صواب صادر شده باشد، و آنچه وظیفه و آداب هر کدام است بجا نیاورده باشی. و بترس از آنکه مبادا ننوشته باشند نمازت را در دیوان مقبولان درگاه، به طوری که برگردانند دستت را خالی از فوائد نماز، مگر آنکه تدارک فرماید حق تعالی به رحمت خود و قبول کند عمل ناقص تو را.
باری رجوع کن به اصل دین و ابتدای کار و تمسک بجوی به کلمه توحید و درآی در حصن حصین الهی که آن کلمه توحید است. چه آنکه هرکس داخل شود در آن، از جمله با ایمانان است، اگر چه حاصل نشود در دست به غیر از این کلمه. پس شهادت ده به وحدانیت الهی، و حاضر گردان در دلت رسول کریم و نبی عظیم او را، و شهادت ده از برای او به بندگی و رسالت، و صلوات بفرست بر آن حضرت و بر آل او، و تجدید عهد کن با خدا به اعاده کلمه شهادتین و بگو شهادتین را دوباره به جهت تأکید مراتب سعادت، به درستی که شهادتین، اول وسیله و اساس فضایل است و جامع فواضل. در حالی که مترصد و مترقب باشی اجابت آن حضرت، صلوات تو را به ده صلوات، به شرطی که قیام نموده باشی به حق صلوات بر آن حضرت، که اگر فرضا برسد به تو یکی از صلواتهای آن حضرت، فلاح ابدی خواهد یافت. چون فرموده است رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) من صلی علی مرة صلیت علیه عشراً، و من صلی علی عشراً صلیت علیه مأة و من صلی علی مأة صلیت علیه الفاً هرکس، یک مرتبه بر من صلوات بفرستد، من در برابر، ده مرتبه بر او صلوات می فرستم، و کسی که ده مرتبه بر من صلوات بفرستد من در برابر، صد مرتبه بر او صلوات می فرستم، و اگر کسی صد مرتبه بر من صلوات بفرستد، من در برابر آن هزار مرتبه بر او صلوات خواهم فرستاد. باری اگر تو قیام نمائی و اداء کنی حق صلوات او را، پس اگر برسد به تو یکی از صلواتهای آن حضرت، فیروزی و سعادت همیشگی خواهی یافت.
و فرموده است حضرت صادق (علیه السلام) التشهد ثنآء علی الله تعالی، فکن عبدالله فی السر، خاضعا له فی الفعل، کما انک عبد له بالقول والدعوی تشهد نمودن، تمجیدی است برای خداوند متعال، لاجرم بوده باشد بنده و در پنهانی و خضوع کن برای او در عمل، همچنان که تو بنده او هستی در گفتار و ادعاء خود. و متصل نما گفتار خود را به صفای دلت، بدرستی که خدای تعالی خلق کرده است تو را و امر نموده است که عبادت کنی او را به دل و زبان و جوارحت، و چون محقق و ثابت شد بندگی تو او را و پروردگاری او تو را و دانستی که موی پیشانی همه خلق بدست قدرت اوست و نیست ایشان را قدرت یک نفس کشیدن و نه یارای یک چشم ملاحظه کردن، الا به مشیت او، و ایشان عاجزند از ارتکاب کمتر چیزی در مملکت او، مگر به اذن و اراده او. قال الله تعالی: و ربک یخلق ما یشآء و یختار، ما کان لهم الخیرة، سبحان الله عما یشرکون سوره قصص، آیه 68، پروردگار تو می آفریند آنچه را که بخواهد، و او نیز اختیار می نماید، نمی باشد برای آنها اختیاری در کار خدا، منزه است خداوند از آنچه شریک می آورند.
پس باش بنده ذاکر به گفتار و کردار، و برسان صدق زبانت را به صفای دلت، بدرستی که او سبحانه تو را خلق کرده است، و عزیز و جلیل تر است او سبحانه، از آنکه بوده باشد اراده و مشیت کسی سابق بر اراده و مشیت الهی. و به کار دار بندگی را در رضا دادن به حکمت و قضای او، و ادای اوامر و نواهی او، به تحقیق که امر کرده است تو را به صلوات بر پیغبمر خود محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، پس وصل کن صلوات بر پیغمبر را به ذکر الله تعالی، و طاعت او را به طاعت خدا و شهادت او را به شهادت خدا. و مواظب باش که فوت نکنی برکتهای شناختن حرمت او را از خود، تا محروم نشوی از فائده صلوات بر او و از مأمور بودن او از جانب خدا به استغفار برای تو، و از شفاعت آن حضرت تو را. به شرطی که بجای آوری نماز واجب را با شرائط آن و بجای آوری اوامر و نواهی و سنن و آداب آن را، و بدانی مرتبه بزرگواری او را نزد خدای عزوجل.

9 - سلام

هرگاه فارغ شدی از تشهد، بگذران در دلت حضور سید المرسلین و ملائکه مقربین را، که نگهدارندگان اعمال تواند و محبت اهل بیت نبوت و ولایت مولای متقیان را، که بدون محبت اهل بیت نبوت و ولایت مولای متقیان، هیچ عملی مورد قبول نیست. چون: علی حبه حبة قسیم النار والجنة محبت مولای متقیان فقط باعث رهائی از آتش جهنم است، در روز قیامت تقسیم کننده و جدا کننده اهل جهنم و اهل بهشت مولای متقیان امیر مؤمنان علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و بس. و بگو: السلام علیک ایها النبی و رحمةالله و برکاته، السلام علی علی امیرالمؤمنین، السلام علی ائمة المعصومین، السلام علی جمیع انبیآء الله والمرسلین، السلام علی جمیع ملائکة الله والمقربین، السلام جمیع اهل الطاعة فی السموات والارضین درود بر تو ای پیامبر خدا و رحمت خدا و برکتهای او بر تو باد. پس حاضر گردان در دلت حضرت امیر (علیه السلام) و ائمه معصومین (علیهم السلام) و باقی پیغمبران و بندگان صالح را، و فرشتگان خدا، مخصوصاً فرشتگان مقرب را در سلام دادن، و جاری بگردان زبانت را به صیغه خطاب به گفتن: السلام علینا و علی عبادالله الصالحین سلام و درود بر ما و بندگان شایسته خدا، و در پایان، مجدداً و به طور جمع سلام کن به همه آنها و بگو: اسلام علیکم و رحمةالله و برکاته سلام و درود بر همگی شماها و رحمت خدا و برکتهای او بر شما باد.
در هنگام سلام، قصد کن حضور مخاطب را در ذهنت تا نباشی از عبث کاران و لغو گویان، و چگونه می توانی بشنوانی خطاب خود را به کسی که حاضر نگردانده ای آن را در ذهنت. اگر فضل و رحمت خدا شامل حالت نمی بود در کافی بودن آن نماز از اصل واجب، با آنکه بدون قصد و شعور از تو صادر می شود، چه چاره ای می کردی؟ اگر چه اکنون هم دور است این نماز که بدون قصد و شعور از تو صادر شده از درجات قبول و فرو افتاده است از قرب وصول.
و اگر پیش نماز بوده باشی قومی را، قصد کن به سلام خود ایشان را، و ایشان نیز قصد کنند رد سلام را بر تو، پس اگر به این نحو که مذکور شد سلام نمودی، به تحقیق ادا کرده ای وظیفه سلام را و استحقاق بهم رسانیده ای از خدای تعالی زیادتی سلام را، و اصل سلام مشترک است میانه تحیت خاصه، و میانه اسم مقدس از اسماء خدای تعالی، و در اینجا سلام به معنای اول که تحیت باشد ظاهر است، و به معنای ثانی مستعار است در میان خلق به دستور خدای تعالی، به واسطه تفأل به سلامتی و امان از عذاب، جهت کسانی که اقامت به حدود الهی نموده اند.
حضرت صادق (صلوات الله علیه) فرموده است السلام فی دبر کل صلاة، الامان سلام در آخر هر نمازی باعث امان است. یعنی: هر کس ادا کند اوامر خدای تعالی و سنت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را، امان خواهد بود از بلاهای دنیا برای او، و برائت است از عذاب آخرت. و سلام اسمی است از اسماء الهی که به امانت داده است آن را خدای تعالی به خلق، تا استعمال کنند معنای آن را در معاملات و امانات و انصافات خود و تا تصدیق کننده باشد مصاحبتشان و صحت معاشرتشان را. و اگر خواهی که بگذری سلام را در موضع خود و بجای آوری معنای آن را، پس بپرهیز از خدا و سالم دار دینت را، و پاک دار دلت را و عقلت را و آلوده مساز آنها را به تیرگی عصیان، و باید که سالم بداری حفظه اعمال خود را از اینکه مبادا با ایشان ابرام کنی و ملال رسانی به ایشان، یا به وحشت اندازی ایشان را از بد معاملگی خود، بعد از آن باید سالم بداری دوستان خود را، و بعد از آن سالم بدار دشمن را.
پس هرگاه سالم نمانند حفظه اعمال تو که ایشان نزدیکترند به تو و معاند نیستند. دورتران که دوست و دشمن تواند به طریق اولی سالم نخواهند ماند، و کسی که وضع نکند سلام را به این وجه که ذکر شد در محل خود، هیچکس از دست او سالم نخواهد بود و می باشد او کاذب در سلام خود، هر چند افشاء کند سلام را در میان خلق.
تتمه
وقتی که نماز کردی به وصفی که مذکور شد پس ختم کن آن را به خضوع و خشوع و ترس از بازگرداندن و رد شدن آن و ناامیدی و حرمان از رحمت خدا، و شکر کن خدای را بر توفیق دادن او به اتمام طاعت، و گمان کن که گویا این نماز، نماز وداع تو است و بسا باشد که دیگر به اندازه فرصت نماز، از عمرت باقی نمانده باشد.
چنانکه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: صل صلاة مودع نماز بخوان مثل نماز شخصی که بخواهد وداع کند. یعنی: مثل نماز کسی که این را آخرین نماز خود بداند. پس درآور در دلت حیاء را از جهت تقصیر در نماز و خوف را از جهت آنکه مبادا بپیچند نماز را و بزنند آن را به صورت تو. پس وقتی که چنین کردی، امیدوار می شوی که بوده باشی از خاشعان که محافظان اوقات نماز خودند، و از آن هائی که دائما در نمازند و عرضه بدار و بجای آور نمازت را بر این وصف.
و به قدر آنچه میسر شده تو را از چنین نمازی، سزاوار است که شاد شوی و امیدوار باشی، و بر آنچه فوت شده از آداب نماز، حسرت بری. و جهد کن در مداوای دل خود، بدرستی که نماز غافلان، چراگاه ابلیس لعین است.
نسئل الله تعالی ان یغمرنا برحمته، و یتغمدنا بمغفرته، اذلا وسیلة لنا الا الاعتراف بالعجز عن القیام بوظآئف طاعته ما سؤال می کنیم از خدای تعالی که فراگیرد ما را به رحمت خود، و بپوشاند ما را به آمرزش خود، زیرا ما وسیله ای نداریم مگر تصدیق و اعتراف کردن به عجز و قصور خود نسبت به وظائف طاعت و فرمان حضرت او جل جلاله.
پس بعد از اتمام نماز، خود را به تعقیب نماز مشغول دار، از قبیل مبالغه در ذکر مخصوصاً تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها، و از اخلاص و انقطاع از خلق، و زاری به خدای تعالی، در خواستن آمرزش گناهان و قبولی نمازت، تا آنکه بردارد طاعت تو را بدست رحمت خود، بدرستی که فضل او عمیم و کرم او جسیم و رحمت او واسع وجود او فایض است. و دانسته باش که این محل قبولی است. یعنی: این وقت اجابت دعا می باشد.
خلاصه وظائف نماز و غیر نماز آن است که حضرت صادق (صلوات الله علیه) فرموده: احفظ ادب الدعآء فانظر من تدعو، و کیف تدعو، ولماتدعو نگهدار ادب دعا خواندن را، پس ببین چه کسی را می خوانی و چگونه می خوانی. و برای چه می خوانی، و محقق و ثابت گردان نزد خود، عظمت و کبریای پروردگارت را و به معاینه ببین به چشم دلت، عالم بودن او را به ما فی الضمیر تو و به آنچه مکنون است در دل تو از حق و باطل و بشناس راه هلاک و نجات خود را، تا مبادا دعا کنی و بطلبی از خدا چیزی را که هلاک تو در آن است، در حالی که تو گمان می بری که نجات تو در آن می باشد.
قال الله تعالی: و یدعو الانسان بالشر دعآئه بالخیر، و کان الانسان عجولا سوره اسراء، آیه 11 می خواند و طلب می کند انسان چیز بد را، مثل آنکه چیز نیک را طلب می کند و می باشد انسان در کار خود شتابان.
باری، فکر کن که چه چیز می خواهی و چه سؤال می کنی و ضمنا بدان که حقیقت دعا، استجابت و اطاعت نمودن همه اعضاء و جوارح است از برای حق، و به مشقت انداختن نفس است در مشاهده پروردگار و ترک اختیار خود است جمیعاً، و تسلیم همگی امور است ظاهرا و باطنا به سوی خدا تعالی. پس اگر بجا نیاوری دعاء را به شروط خود، منتظر اجابت مباش، بدرستی که خدا عالم السر و الخفیات است. بسا باشد که دعا کنی به چیزی و می داند خدای تعالی که نیت تو غیر آن است. گفتند: بعضی از صحابه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، بعضی دیگر را که شما انتظار باران می کشید به دعای خود، ولی من انتظار سنگ می کشم که ببارد.
و بدان که اگر بدون فرموده و دستور الهی، ما دعا کنیم از روی اخلاص، خدای تعالی مستجاب می گرداند به تفضل خود دعای ما را، پس چگونه مستجاب نمی گرداند دعای ما را و حال آنکه البته ضامن شده است استجابت کسی را که بجا آورد شرائط آن را. و سؤال کردند از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) از اسم اعظم خدا، فرمود که: هر اسمی از اسماء خدا اعظم است، تو خالی کن دلت را از ماسوی الله و بخوان خدای را به هر اسمی که خواسته باشی، و در حقیقت نیست خدای تعالی را اسمی پست تر از اسم دیگر، بلکه او خدای یگانه قهار است. و فرموده پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): ان الله لایستجیب الدعآء من قلبه لاه خدا مستجاب نمی کند دعائی را که از دل بازی کن بیرون آید.
و از جمله شرائط دعا آن است که: خالص گردانی باطنت را لوجه الله (فقط برای خدا) پس آن وقت، بشارت باد تو را به یکی از سه چیز، یا آنکه تعجیل می کند برای تو آنچه را سئوال کرده ای، یا آنکه ذخیره می فرماید آن را به بزرگتر از آن و یا آنکه برمی گرداند از تو بلاهای گوناگون را به سبب دعای تو، که اگر بفرستد آن بلاها را به تو، هر آینه هلاک می شوی.
و فرموده رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که حق تعالی فرموده است: من شغله ذکری عن مسئلتی، اعطیه افضل ما اعطی السآئلین کسی که مشغول بگرداند او را ذکر من، به طوری که حاجت خود را فراموش کند، من در عوض می دهم به او بهتر از آن را که به حاجت طلب کنندگان می دهم. یعنی: اگر بنده عوض آنکه از خدا حاجت بخواهد ذکر و تمجید خدای را بگوید و مشغول گردد به ذکر خدا، بهتر از آنچه طلب می کرد به او خواهد داد.
حضرت صادق (صلوات الله علیه) فرموده: لقد دعوت الله مرة فاستجاب لی و نسیت الجاجة، لان استجابته باقباله علی عبده عنده دعوته اعظم و اجل مما یرید منه العبد، ولو کانت الجنة و نعیمها الابد، ولکن لایعقل ذلک الا العاملون العارفون الفآئزون صفوة الله و خوآصه یک روز حاجتی داشتم و خدا را یاد کردم و ذکر او را گفتم ولی نام حاجت خود را نبردم، با این وجود، خدا حاجت مرا برآورد، به واسطه آنکه استجابت و روی کردن خدا به بنده خود هنگام دعاء خواندن، بهتر و برتر است از حاجتی که بنده در دل خود دارد، (یعنی: حالت شوق و جذبه خداوند که هنگام دعا، شامل حال دعا کنندگان مخلص می شود و لذت این جذبه چنان دلپذیر است که همه چیز را از ذهن انسان خارج می کند، حتی حاجت خود را هم فراموش می کند.) اگر چه آن حاجت بهشت و همه نعمتهای دائمی آن باشد، ولی این معنا را نمی یابند مگر کسانی که در این راه کار کرده باشند و دوستدار و شناسا و بهره مند و برگزیده خدا و از بندگان خاص او باشند. و همین قدر کافی است در وظیفه دعا.
و اگر در بعد از دعا بخوانی چیزی از قرآن را، سزاوار آن است که تدبر کنی بعضی از وظایف قرائت را، تا آنکه قیام کرده باشی به شروط آن و امتثال رسوم و حدود آن را نموده باشی چنانچه سزاوار است. و آنچه وارد شده است در ثواب قرائت قرآن و ترغیب بر آن، ما ذکر می کنیم ملخص وظائف آن را و آن امری چند است.

وظایف قرائت قرآن