فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

6 - رکوع

چون برسی به رکوع، تجدید کن در دلت ذکر کبریای الهی و عظمت او را و خساست کل ماسوی الله را و یاد کن از بین رفتن و فانی شدن آنها را، و بردار دستهایت را و بگو: الله اکبر در حالی که پناه برنده باشی به عفو الهی از عذاب خدا، و در حالی که متابعت کننده باشی از سنت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم). پس تجدید کن رقت و تواضع و فروتنی خود را به رکوعت، و جهد کن در رقت قلب و تجدید خشوع، و مستشعر شو به عزت و توانائی مولایت، و ببین پستی خود را در جنب برتری پروردگارت. پس استعانت بجوی بر تقریر و برجا داشتن اینها را در دلت، در همان حال که به زبان جاری می شود. پس مکرر کن ذکر رکوع را، و تسبیح نما پروردگارت را و تنزیه کن و شهادت ده برای او به عظمت و کبریا و به اینکه او سبحانه، عظیم تر است از عظیمی به گفتن سبحان ربی العظیم و بحمده منزه و پاک می دانم پروردگار بزرگوار خود را با یاد کردن من ستایش او را. و تکرار کن این کلمات مبارکه را به زبانت، تا مؤکد و برقرار شود این معنا در دلت، به سبب تکرار آن. و مقرر گردد در ذات تو، به سبب تذکار و یاد کردن آن، و هرچند بسیار بگوئی ذکر رکوع را زیاد می شود خشوع تو و رفعت تو در نزد مولای خود پس بردار سرت را از رکوع در حالی که امیدوار به رحمت او باشی و مؤکد و ثابت گردان امیدواری را در دلت به گفتن: سمع الله لمن حمده اجابت می کند خدا آن کسی را که حمد او کند و شکر او بگوید. پس بعد از گفتن این حمد، بگو شکری را که مقتضی زیادت نعمت است. یعنی بگو: الحمدلله رب العالمین و در این حالت، غایت خضوع و نهایت تذلل است، هرگاه رعایت کنی حق رعایتش را.
حضرت صادق (صلوات الله علیه) فرموده است: لایرکع عبد رکوعاً علی الحقیقة الا زینه الله بنور بهآئه، واظله فی ظلال کبریآئه، و کساه کسوة اصفیآئه هیچ بنده ای نیست که حقیقت رکوع را بجا بیاورد، مگر آنکه خدای تعالی زیور می دهد او را به نور تابنده خود و سایه می اندازد بر سر او، به سایه کبریاء خود و می پوشاند او را لباس برگزیدگان خود.
بدان که رکوع در مرتبه اول و سجود در مرتبه ثانی است. پس هر کس اتیان کند اولی را و کامل کند آن را، صلاحیت می رساند برای دومی. و در سجده، ادب است و کسی که ادب ندارد، صلاحیت قرب ندارد. پس رکوع کن مثل رکوع کسی که خاضع و متذلل باشد مر خدای را، و فرود آی در تحت سلطنت و پادشاهی او و محافظت کن جوارح اعضای خود را، مثل حفظ کردن ترسنده محزونی که فوت شده باشد از او فائده راکعین.
حکایت کرده اند از ربیع بن خثیم که تمام شب را در یک رکعت نماز به صبح می رسانید، چون صبح می شد، ناله می کرد و می گفت: آه که پیشی گرفتند مخلصان.
و تمام کن رکوع خود را به راست کردن پشت خود و خم کن در قیام خدمت، پشت خود را به عون الهی، و بگریزان دلت را از وساوس شیطان و خدعها و کیدهای او.
بدرستی که خدای تعالی بلند می گرداند مرتبه بندگان خود را، به قدر تواضع و فروتنی ایشان، نسبت به پروردگار خود را، به قدر تواضع و فروتنی ایشان، نسبت به پروردگار خود جل جلاله. و هدایت می کند ایشان را به اصول خضوع و خشوع، به قدر تابیدن نور عظمت الهی بر باطنشان.

7 - سجود

سجده بزرگترین مراتب خضوع و نیکوترین درجات خشوع است، و اعلا مواقع تضرع و زاری و سزاوارترین مراتب طلب اجابت و مستوجب شدن نیل به قرب الهی، و تلقی نمودن به انواع رحمت و معاطفت کرم او سبحانه می باشد. چنانچه آگاهانیده است خدا بر این معنی در کتاب کریم، پیغمبر خود را (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرموده: واسجد واقترب امر فرموده به سجده کردن، و وعده داده بر این سجده کردن، درک مقام قرب را.
چون اراده سجده کردی، در دل خود درآور عظمت خدای را زیاده بر آنچه در رکوع درآوردی. و تکبیر بگو در حالتی که بلند کرده باشی دستهایت را در حال ایستادن و بیفت به سجده، و بگذار عزیزترین اعضایت را که آن صورت است، بر ذلیل ترین چیزی که آن خاک است. اگر ممکن باشد چنان کن که حایلی نباشد میانه خاک و صورت تو، پس سجده کن بر زمین، بدرستی که این نزدیکتر است به خشوع، و دلالت کننده تر است بر مذلت و خضوع، و این است سر آنچه وارد شده است در شریعت، از منع سجده به مأکول و ملبوس. از جهت آنکه اینها متاع زندگانی دنیای فانی می باشند، و کسانی که مغرور شده اند به دنیای فانی و اعتماد کرده اند به طلا و سایر زینتهای آن، و آرام دل خود ساخته اند آنها را، لاجرم می سپارد غرور و فریب دنیا، ایشان را به محلهای هلاک. همانطور که سیدالساجدین در مناجات خمسة عشر در مناجات زاهدین، دنیا را اینچنین تعریف فرموده اند: المهلکة طلابها دنیا هلاک کننده جوینده خود است. پس چون پست کردی نفس خود را در آن موضع و گردانیدی فرع را به سوی اصل خویش، چه آنکه اصل تو از خاک بوده و به سوی آن نیز بازگشت خواهی کرد و دیگر بار از آن بیرون می آئی. بیاور بخاطر خود، روز پاداش و حشر و نشر را، این است علت تکرار سجده، چنانچه ناطق است قول الهی بر آن: و منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تارة اخری سوره طه، آیه 55 ما شما را در بدو امر، از خاک آفریدیم و به خاک نیز شما را خواهیم برگردانید و از خاک دیگر بار شما را بیرون می آوریم.
در حالت سجده تجدید کن عظمت و جلالت خداوند متعال را و بگو: سبحان ربی الاعلی و بحمده تنزیه و مبرا می کنم پروردگار بزرگوار خود را با اظهار سپاس او. و مؤکد گردان آن را به تکرار، به جهت آنکه یکبار گفتن اثرش در دل ضعیف است، پس وقتی که مکرر گردانی باعث زیادتی ثبوت ذکر می شود در قلب. چون اثر رقت قلب ظاهر شد، تصدیق کن در دلت به رحمت پروردگار خود، بدرستی که رحمت او هر آینه بر اذلاء و ضعفا است، نه بر متکبران و خودخواهان و خودپسندان. پس بردار سرت را در حالتی مرتکب تکبیر گفتن باشی، و سؤال کننده باشی از پروردگار خود حاجت خود را، و طلب مغفرت کننده از گناهانت. بعد از آن مؤکد گردان فروتنی را به تکرار سجده، و اعاده کن آن را به سجده ثانیه، و به زیاد کردن ذکر آن. زیرا که تکرار آن موجب زیادتی قرب است، و به تکرار آن مؤکد می گردد سوانح الهیه، و ظاهر می شود لوامع غیبیه او، هرگاه بیندازی خود را با صورت خود به خاک، در کمال لذت و فروتنی.
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: ما خسروا الله من اتی بحقیقة السجود، و لو کان فی العمر مرة واحدة، و ما افلح من خلا بربه فی ذلک الحال شبیها بمخادع نفسه، غافلا لاهیا عما اعدالله للساجدین من انس العاجل، و راحة الاجل، ولا بعد عن الله ابدا من احسن تقربه فی السجود، ولاقرب الیه ابدا من اسآء ادبه، وضیع حرمته بتعلق قلبه بسواه فی حال سجوده زیان نبرده است به خدا قسم، کسی که از روی حقیقت سجده بیاورد، اگر چه در عمر خود یک مرتبه باشد، و رستگار نخواهد شد کسی که خلوت کند با خدای خود در آن حال، مثل کسی که بخواهد خود را فریب دهد. به طوری که غافل و بی خبر باشد از آنچه خداوند متعال برای سجده کنندگان مهیا فرموده، از قبیل انس در آن حال و راحتی هنگام مردن و در دار آخرت. و دور نخواهد بود از خدا هرگز آن کسی که نیکو کند تقرب خود را به خدای خود در حال سجده، و نزدیک نخواهد شد به خدا هرگز آن کسی که زشت کند ادب خود را در حال سجده و ضایع کند حرمت آن را، به طوری که مشغول سازد دل خود را به کار دیگر در حالت سجده خود.
پس سجده کن از روی تواضع و ذلت برای خدای تعالی، مثل سجده کسی که می داند که خلق کرده شده است از خاکی که پا می گذارند خلق بر آن، و آفریده شده است از نطفه ای که استکراه می نماید از آن همه کس. پس کسی که نزدیک شد به خدا، دور می شود از غیر خدا. آیا نمی بینی در ظاهر که درست و بجا آورده نمی شود سجود، مگر به پنهان شدن از همه چیزها و پوشیده شدن از هرچه چشم ببیند آن را. پس همچنین است امر باطنی سجود، پس کسی که متعلق باشد دلش در نماز به چیزی غیر از خدا، او نزدیک خواهد بود به آن چیز، و دور خواهد بود از حقیقت آنچه اراده کرده است خدا از او در نمازش. چون فرموده است خدای تعالی: ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه سوره احزاب، آیه 4 خدا در درون و باطن یک نفر، دو دل قرار نداده است.
و فرمود رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): قال الله تعالی: لا اطلع علی قلب عند فاعلم فیه حب الاخلاص لطاعتی لوجهی، و ابتغآء مرضاتی، الا تولیت تقویمه و سیاسته، و من اشتغل بغیری فهو من المستهزئین بنفسه، و مکتوب فی دیوان الخاسرین فرموده است خدای تعالی: مطلع نمی شوم بر دل بنده ای آنگاه که بدانم در دلش دوستی اخلاص برای فرمان من باشد و بخواهد خشنودی مرا بدست بیاورد، مگر آنکه کارش را راست می آورم و سیاست و حفظ امور او را متصدی می شوم. و کسی که مشغول باشد به غیر من، همانا او خودش را مسخره و استهزاء کرده و نوشته شود نام او در دیوان زیانکاران.

8 - تشهد

هرگاه بنشینی به تشهد خواندن بعد از این افعال دقیقه و اسرار عمیقه که مشتمل بود بر خطرهای عظیمه و هولهای بسیار بزرگ، پس در دل خود درآور نهایت خوف و ترس و حیا و بیمناکی را، از آنکه مبادا جمیع افعال گذشته تو، بر وجه غیر صواب صادر شده باشد، و آنچه وظیفه و آداب هر کدام است بجا نیاورده باشی. و بترس از آنکه مبادا ننوشته باشند نمازت را در دیوان مقبولان درگاه، به طوری که برگردانند دستت را خالی از فوائد نماز، مگر آنکه تدارک فرماید حق تعالی به رحمت خود و قبول کند عمل ناقص تو را.
باری رجوع کن به اصل دین و ابتدای کار و تمسک بجوی به کلمه توحید و درآی در حصن حصین الهی که آن کلمه توحید است. چه آنکه هرکس داخل شود در آن، از جمله با ایمانان است، اگر چه حاصل نشود در دست به غیر از این کلمه. پس شهادت ده به وحدانیت الهی، و حاضر گردان در دلت رسول کریم و نبی عظیم او را، و شهادت ده از برای او به بندگی و رسالت، و صلوات بفرست بر آن حضرت و بر آل او، و تجدید عهد کن با خدا به اعاده کلمه شهادتین و بگو شهادتین را دوباره به جهت تأکید مراتب سعادت، به درستی که شهادتین، اول وسیله و اساس فضایل است و جامع فواضل. در حالی که مترصد و مترقب باشی اجابت آن حضرت، صلوات تو را به ده صلوات، به شرطی که قیام نموده باشی به حق صلوات بر آن حضرت، که اگر فرضا برسد به تو یکی از صلواتهای آن حضرت، فلاح ابدی خواهد یافت. چون فرموده است رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) من صلی علی مرة صلیت علیه عشراً، و من صلی علی عشراً صلیت علیه مأة و من صلی علی مأة صلیت علیه الفاً هرکس، یک مرتبه بر من صلوات بفرستد، من در برابر، ده مرتبه بر او صلوات می فرستم، و کسی که ده مرتبه بر من صلوات بفرستد من در برابر، صد مرتبه بر او صلوات می فرستم، و اگر کسی صد مرتبه بر من صلوات بفرستد، من در برابر آن هزار مرتبه بر او صلوات خواهم فرستاد. باری اگر تو قیام نمائی و اداء کنی حق صلوات او را، پس اگر برسد به تو یکی از صلواتهای آن حضرت، فیروزی و سعادت همیشگی خواهی یافت.
و فرموده است حضرت صادق (علیه السلام) التشهد ثنآء علی الله تعالی، فکن عبدالله فی السر، خاضعا له فی الفعل، کما انک عبد له بالقول والدعوی تشهد نمودن، تمجیدی است برای خداوند متعال، لاجرم بوده باشد بنده و در پنهانی و خضوع کن برای او در عمل، همچنان که تو بنده او هستی در گفتار و ادعاء خود. و متصل نما گفتار خود را به صفای دلت، بدرستی که خدای تعالی خلق کرده است تو را و امر نموده است که عبادت کنی او را به دل و زبان و جوارحت، و چون محقق و ثابت شد بندگی تو او را و پروردگاری او تو را و دانستی که موی پیشانی همه خلق بدست قدرت اوست و نیست ایشان را قدرت یک نفس کشیدن و نه یارای یک چشم ملاحظه کردن، الا به مشیت او، و ایشان عاجزند از ارتکاب کمتر چیزی در مملکت او، مگر به اذن و اراده او. قال الله تعالی: و ربک یخلق ما یشآء و یختار، ما کان لهم الخیرة، سبحان الله عما یشرکون سوره قصص، آیه 68، پروردگار تو می آفریند آنچه را که بخواهد، و او نیز اختیار می نماید، نمی باشد برای آنها اختیاری در کار خدا، منزه است خداوند از آنچه شریک می آورند.
پس باش بنده ذاکر به گفتار و کردار، و برسان صدق زبانت را به صفای دلت، بدرستی که او سبحانه تو را خلق کرده است، و عزیز و جلیل تر است او سبحانه، از آنکه بوده باشد اراده و مشیت کسی سابق بر اراده و مشیت الهی. و به کار دار بندگی را در رضا دادن به حکمت و قضای او، و ادای اوامر و نواهی او، به تحقیق که امر کرده است تو را به صلوات بر پیغبمر خود محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، پس وصل کن صلوات بر پیغمبر را به ذکر الله تعالی، و طاعت او را به طاعت خدا و شهادت او را به شهادت خدا. و مواظب باش که فوت نکنی برکتهای شناختن حرمت او را از خود، تا محروم نشوی از فائده صلوات بر او و از مأمور بودن او از جانب خدا به استغفار برای تو، و از شفاعت آن حضرت تو را. به شرطی که بجای آوری نماز واجب را با شرائط آن و بجای آوری اوامر و نواهی و سنن و آداب آن را، و بدانی مرتبه بزرگواری او را نزد خدای عزوجل.