فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

ترجمه حمد

تفصیل ترجمه معانی سوره مبارکه فاتحه بر سبیل اختصار این است: بسم الله الرحمن الرحیم کمک می جویم به نام خداوند بخشنده مهربان، پس نیت تبرک و تیمن کن در ابتدای خواندن کلام الهی، و فهم نما معانی آن را، بدرستی که ازمه امور در ید قدرت الهی است. و مراد از اسم در اینجا، مسمی است. و هرگاه امور با خدا باشد، پس لاجرم می باشد همه حمد و سپاس مر خدای عالمیان را. لهذا می فرماید: الحمد لله رب العالمین الرحمن الرحیم هر سپاس، برای خداوندی است که آفریدگار جهانیان است و او بخشنده مهربان است؛ پس بگذران در دلت الطاف الهی را تا واضح شود بر تو رحمتهای او، پس برانگیخته شود به جناب اقدس الهی، امیدواری تو.
و از جا درآورد دل تو را تعظیم و خوف به گفتن مالک یوم الدین پادشاه روز پاداش. اما عظمت، به جهت آنکه نیست پادشاهی در آن روز بجز او. اما خوف، از جهت خوف روز جزا و حساب، که آن روز، مالک او است سبحانه.
پس تجدید اخلاص کن به گفتن ایاک نعبد و ایاک نستعین فقط تو را پرستش می کنم و فقط از تو یاری می جویم. و محقق بدان که میسر نمی شود عبادت و طاعت، مگر به اجابت الهی، و منت داشته باش خدای را که توفیق داده است تو را به اطاعت خود و امر به خدمت فرموده است تو را، و گردانیده است تو را از اهل مناجات خود، که اگر محروم می گردانید تو را، هر آینه بودی از رانده شدگان با شیطان رجیم. پس چون فارغ شدی از تفویض امر خود به گفتن: بسم الله و از تحمید او و از اظهار احتیاج به اعانت او، پس تعیین کن سؤالت را و مطلب چیزی، مگر حاجتی را که بیشتر به آن اهتمام داری و بگو: اهدنا الصراط المستقیم خدایا هدایت کن ما را به راه راستی که، بکشاند ما را به جوار رحمت تو و برساند ما را به رضا و خشنودی تو که همانا شاهراه ولایت مولی الکونین حضرت علی بن ابیطالب و دوستی اهل بیت (علیهم السلام) است صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین به راه کسانی که تو انعام فرمودی به آنها (آنهایی که عبادت و هر کاری را فقط برای رضای خدا انجام می دهند) نه راه غضب شدگان (آنهایی که عبادت را به خاطر دنیا انجام می دهند) و گمراهان (آنهایی که عبادت را به خاطر آخر انجام می دهند). و در دل بگذران آن کسانی را که خدا افاضه انعام نموده است به ایشان از نعمت هدایت، از پیغمبران و امامان و صدیقان و صالحان. غیر آن کسانی که غضب کرده است برایشان، و غیر آن از کسانی که میل کرده اند از حق به باطل.
پس هرگاه خواندی سوره فاتحه را، آن وقت شبیه شده ای به کسانی که خدا فرموده است در حق آنها به پیغمبر خود (صلی الله علیه و آله و سلم): قسمت الفاتحة بینی و بین عبدی نصفین، فنصفهالی و نصفها لعبدی قسمت کردم سوره حمد را به دو نصف، نصف اول را برای خودم قرار دادم و نصف دوم را برای بنده خود گذاردم.
در روایت است که هرگاه بنده ای می گوید: بسم الله الرحمن الرحیم خداوند می فرماید: ذکرنی عبدی بنده من مرا یاد کرد. وقتی می گوید: الحمدلله رب العالمین خداوند می فرماید: حمدنی عبدی بنده من مرا حمد و سپاس گفت. الرحمن الرحیم خداوند می فرماید: اثنی علی بنده من مرا ثنا گفت. و هرگاه بگوید: مالک یوم الدین خداوند می فرماید: مجدنی عبدی بنده من مرا به بزرگی و جلال یاد نمود و چون گوید: ایاک نعبد و ایاک نستعین خداوند می فرماید: این آیه میان من و بنده ام مشترک است، او عابد است و من معبود، هرچه بخواهد به او می دهم. و این است معنی: سمع الله لمن حمده خدای صدای کسی را که حمد می کند می شنود.
پس اگر فرضا نمی بود تو را اعمالت، سوای یاد خدای تعالی، همین غنیمت بس بود تو را، چه رسد که امیدوار هستی به فضل و رحمت او؛ و همچنین سزاوار آن است که بفهمی آنچه را می خوانی از سوره، پس غافل مباش از امر و نهی و وعد و وعید و موعظه و اخبار پیغمبران و ذکر انعام و احسان الهی، و هر یک از اینها را حقی است.
پس رجاء و امیدواری حق، وعد است و خوف حق، وعید است و عزم نمودن حق، امر و نهی است و پند گرفتن حق، موعظه است و شکر حق، ذکر نعمتهاست و عبرت گرفتن حق، اخبار انبیاء است، و تفصیل وظیفه قرائت، بسیار است و در اینجا زیاده بر این گنجایش ندارد.
و بالجمله فهمیدن معانی قرآن، مختلف است به حسب درجات فهم، و فهم ها مختلف است به حسب وفور علم و صفای قلب و حدت ذهن. و درجات آن را در نمی یابند مگر عالمان عامل، و نماز کلید در دلها است. پس به آن منکشف می شود اسرار کلمات الهی، این است حق قرائت و حق اذکار و تسبیحات. پس رعایت کن الفاظ قرآن را، با تدبر و تفکر زیاد بر معانی آن، لاجرم سنگین و با آرامش دل بخوان و سرعت مکن در خواندن قرآن، بدرستی که سنگین خواندن، آسان می گرداند تأمل در معانی را، و غرق شو در وعظهای الهی، در آیات رحمت و عذاب و وعد و وعید و تمجید و تعظیم.
و روایت شده است که به قاری قرآن گفته می شود در روز قیامت بخوان و بالا رو درجات بهشت را و ترتیل کن به قرائت، چنانچه در دنیا ترتیل می کردی.
و از وظائف قرائت، دیگر آن است که در خبر واقع شده از قول حضرت صادق (صلوات الله علیه): من قرأ القران ولم یخضع له، ولم یرق قلبه، ولم ینشا حزناً و وجلا فی سره، فقد استهان بعظم شأن الله و خسر خسراناً مبیناً هر کس قرآن بخواند و تواضع ننماید برای آن، و رقت قلب پیدا نکند و اندوه و بیم بهم نرساند در دل خود، همانا کوچک شمرده شأن خداوند متعال را و زیان برده است زیان آشکار فراوانی. پس قاری قرآن محتاج است به سه چیز: قلب خاشع، بدن فارغ و موضع خالی.
چون هرگاه خاشع شود قلبش از برای خدا می گریزد از او شیطان رجیم. کما قال الله تعالی: فاذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم هر وقت خواستی قرآن بخوانی، پناه ببر به خدای متعال از شر شیطان رانده شده و چون فارغ شود نفس از علائق و عوائق دنیوی، مجرد می شود قلب از برای قرائت. و عارض نمی شود آن را عارضی که منع کند او را از فوائد قرآن.
و هرگاه فرا گیرد جای خالی را و عزلت گزیند از خلق، بعد از آنکه آن دو خصلت را بهم رساند، انس می گیرد روح و باطنش به خدای متعال، و می یابد حلاوت مخاطبات الهی را که با بندگان شایسته خود دارد، و بزرگی لطف او را با ایشان و مقام اختصاص او، ایشان را به قبول کرامتهای الهی، و بدایع اشارتهای خدای تعالی.
پس هر که شربتی خورد از این مشربه، اختیار نمی کند بر این حال هیچ حالی را و نه بر این وقت هیچ وقتی را بلکه برمی گزیند او را به همه طاعتها و عبادتها، از جهت آنکه در قرآن، مناجات با پروردگار است بلا واسطه.
لاجرم ببین که چگونه می خوانی پروردگارت را و چگونه قبول می کنی بساط ولایت او را و اوامر و نواهی حضرت ربوبی را چگونه بجا می آوری. وانه کتاب عزیز لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولامن خلفه تنزیل من حکیم حمید سوره فصلت، آیه 42 پس همانا قرآن کتاب توانائی است که هیچ بیهودگی نه از جلو و نه از پشت سر، به او راه ندارد. چه آنکه آن کتابی است که از نزد خداوند دانای ستوده، فرستاده شده است. پس خواندن به تأنی و قرائت کن آن را با مدارا و ترتیل، و بایست نزد وعدهای خیر و وعیدهای بیم انگیزش، و تفکر نما در امثال موعظهای آن، و حذر کن از اینکه مبادا در اقامت تو حرفی از آن ضایع شود از حد خودش.

6 - رکوع

چون برسی به رکوع، تجدید کن در دلت ذکر کبریای الهی و عظمت او را و خساست کل ماسوی الله را و یاد کن از بین رفتن و فانی شدن آنها را، و بردار دستهایت را و بگو: الله اکبر در حالی که پناه برنده باشی به عفو الهی از عذاب خدا، و در حالی که متابعت کننده باشی از سنت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم). پس تجدید کن رقت و تواضع و فروتنی خود را به رکوعت، و جهد کن در رقت قلب و تجدید خشوع، و مستشعر شو به عزت و توانائی مولایت، و ببین پستی خود را در جنب برتری پروردگارت. پس استعانت بجوی بر تقریر و برجا داشتن اینها را در دلت، در همان حال که به زبان جاری می شود. پس مکرر کن ذکر رکوع را، و تسبیح نما پروردگارت را و تنزیه کن و شهادت ده برای او به عظمت و کبریا و به اینکه او سبحانه، عظیم تر است از عظیمی به گفتن سبحان ربی العظیم و بحمده منزه و پاک می دانم پروردگار بزرگوار خود را با یاد کردن من ستایش او را. و تکرار کن این کلمات مبارکه را به زبانت، تا مؤکد و برقرار شود این معنا در دلت، به سبب تکرار آن. و مقرر گردد در ذات تو، به سبب تذکار و یاد کردن آن، و هرچند بسیار بگوئی ذکر رکوع را زیاد می شود خشوع تو و رفعت تو در نزد مولای خود پس بردار سرت را از رکوع در حالی که امیدوار به رحمت او باشی و مؤکد و ثابت گردان امیدواری را در دلت به گفتن: سمع الله لمن حمده اجابت می کند خدا آن کسی را که حمد او کند و شکر او بگوید. پس بعد از گفتن این حمد، بگو شکری را که مقتضی زیادت نعمت است. یعنی بگو: الحمدلله رب العالمین و در این حالت، غایت خضوع و نهایت تذلل است، هرگاه رعایت کنی حق رعایتش را.
حضرت صادق (صلوات الله علیه) فرموده است: لایرکع عبد رکوعاً علی الحقیقة الا زینه الله بنور بهآئه، واظله فی ظلال کبریآئه، و کساه کسوة اصفیآئه هیچ بنده ای نیست که حقیقت رکوع را بجا بیاورد، مگر آنکه خدای تعالی زیور می دهد او را به نور تابنده خود و سایه می اندازد بر سر او، به سایه کبریاء خود و می پوشاند او را لباس برگزیدگان خود.
بدان که رکوع در مرتبه اول و سجود در مرتبه ثانی است. پس هر کس اتیان کند اولی را و کامل کند آن را، صلاحیت می رساند برای دومی. و در سجده، ادب است و کسی که ادب ندارد، صلاحیت قرب ندارد. پس رکوع کن مثل رکوع کسی که خاضع و متذلل باشد مر خدای را، و فرود آی در تحت سلطنت و پادشاهی او و محافظت کن جوارح اعضای خود را، مثل حفظ کردن ترسنده محزونی که فوت شده باشد از او فائده راکعین.
حکایت کرده اند از ربیع بن خثیم که تمام شب را در یک رکعت نماز به صبح می رسانید، چون صبح می شد، ناله می کرد و می گفت: آه که پیشی گرفتند مخلصان.
و تمام کن رکوع خود را به راست کردن پشت خود و خم کن در قیام خدمت، پشت خود را به عون الهی، و بگریزان دلت را از وساوس شیطان و خدعها و کیدهای او.
بدرستی که خدای تعالی بلند می گرداند مرتبه بندگان خود را، به قدر تواضع و فروتنی ایشان، نسبت به پروردگار خود را، به قدر تواضع و فروتنی ایشان، نسبت به پروردگار خود جل جلاله. و هدایت می کند ایشان را به اصول خضوع و خشوع، به قدر تابیدن نور عظمت الهی بر باطنشان.

7 - سجود

سجده بزرگترین مراتب خضوع و نیکوترین درجات خشوع است، و اعلا مواقع تضرع و زاری و سزاوارترین مراتب طلب اجابت و مستوجب شدن نیل به قرب الهی، و تلقی نمودن به انواع رحمت و معاطفت کرم او سبحانه می باشد. چنانچه آگاهانیده است خدا بر این معنی در کتاب کریم، پیغمبر خود را (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرموده: واسجد واقترب امر فرموده به سجده کردن، و وعده داده بر این سجده کردن، درک مقام قرب را.
چون اراده سجده کردی، در دل خود درآور عظمت خدای را زیاده بر آنچه در رکوع درآوردی. و تکبیر بگو در حالتی که بلند کرده باشی دستهایت را در حال ایستادن و بیفت به سجده، و بگذار عزیزترین اعضایت را که آن صورت است، بر ذلیل ترین چیزی که آن خاک است. اگر ممکن باشد چنان کن که حایلی نباشد میانه خاک و صورت تو، پس سجده کن بر زمین، بدرستی که این نزدیکتر است به خشوع، و دلالت کننده تر است بر مذلت و خضوع، و این است سر آنچه وارد شده است در شریعت، از منع سجده به مأکول و ملبوس. از جهت آنکه اینها متاع زندگانی دنیای فانی می باشند، و کسانی که مغرور شده اند به دنیای فانی و اعتماد کرده اند به طلا و سایر زینتهای آن، و آرام دل خود ساخته اند آنها را، لاجرم می سپارد غرور و فریب دنیا، ایشان را به محلهای هلاک. همانطور که سیدالساجدین در مناجات خمسة عشر در مناجات زاهدین، دنیا را اینچنین تعریف فرموده اند: المهلکة طلابها دنیا هلاک کننده جوینده خود است. پس چون پست کردی نفس خود را در آن موضع و گردانیدی فرع را به سوی اصل خویش، چه آنکه اصل تو از خاک بوده و به سوی آن نیز بازگشت خواهی کرد و دیگر بار از آن بیرون می آئی. بیاور بخاطر خود، روز پاداش و حشر و نشر را، این است علت تکرار سجده، چنانچه ناطق است قول الهی بر آن: و منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تارة اخری سوره طه، آیه 55 ما شما را در بدو امر، از خاک آفریدیم و به خاک نیز شما را خواهیم برگردانید و از خاک دیگر بار شما را بیرون می آوریم.
در حالت سجده تجدید کن عظمت و جلالت خداوند متعال را و بگو: سبحان ربی الاعلی و بحمده تنزیه و مبرا می کنم پروردگار بزرگوار خود را با اظهار سپاس او. و مؤکد گردان آن را به تکرار، به جهت آنکه یکبار گفتن اثرش در دل ضعیف است، پس وقتی که مکرر گردانی باعث زیادتی ثبوت ذکر می شود در قلب. چون اثر رقت قلب ظاهر شد، تصدیق کن در دلت به رحمت پروردگار خود، بدرستی که رحمت او هر آینه بر اذلاء و ضعفا است، نه بر متکبران و خودخواهان و خودپسندان. پس بردار سرت را در حالتی مرتکب تکبیر گفتن باشی، و سؤال کننده باشی از پروردگار خود حاجت خود را، و طلب مغفرت کننده از گناهانت. بعد از آن مؤکد گردان فروتنی را به تکرار سجده، و اعاده کن آن را به سجده ثانیه، و به زیاد کردن ذکر آن. زیرا که تکرار آن موجب زیادتی قرب است، و به تکرار آن مؤکد می گردد سوانح الهیه، و ظاهر می شود لوامع غیبیه او، هرگاه بیندازی خود را با صورت خود به خاک، در کمال لذت و فروتنی.
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: ما خسروا الله من اتی بحقیقة السجود، و لو کان فی العمر مرة واحدة، و ما افلح من خلا بربه فی ذلک الحال شبیها بمخادع نفسه، غافلا لاهیا عما اعدالله للساجدین من انس العاجل، و راحة الاجل، ولا بعد عن الله ابدا من احسن تقربه فی السجود، ولاقرب الیه ابدا من اسآء ادبه، وضیع حرمته بتعلق قلبه بسواه فی حال سجوده زیان نبرده است به خدا قسم، کسی که از روی حقیقت سجده بیاورد، اگر چه در عمر خود یک مرتبه باشد، و رستگار نخواهد شد کسی که خلوت کند با خدای خود در آن حال، مثل کسی که بخواهد خود را فریب دهد. به طوری که غافل و بی خبر باشد از آنچه خداوند متعال برای سجده کنندگان مهیا فرموده، از قبیل انس در آن حال و راحتی هنگام مردن و در دار آخرت. و دور نخواهد بود از خدا هرگز آن کسی که نیکو کند تقرب خود را به خدای خود در حال سجده، و نزدیک نخواهد شد به خدا هرگز آن کسی که زشت کند ادب خود را در حال سجده و ضایع کند حرمت آن را، به طوری که مشغول سازد دل خود را به کار دیگر در حالت سجده خود.
پس سجده کن از روی تواضع و ذلت برای خدای تعالی، مثل سجده کسی که می داند که خلق کرده شده است از خاکی که پا می گذارند خلق بر آن، و آفریده شده است از نطفه ای که استکراه می نماید از آن همه کس. پس کسی که نزدیک شد به خدا، دور می شود از غیر خدا. آیا نمی بینی در ظاهر که درست و بجا آورده نمی شود سجود، مگر به پنهان شدن از همه چیزها و پوشیده شدن از هرچه چشم ببیند آن را. پس همچنین است امر باطنی سجود، پس کسی که متعلق باشد دلش در نماز به چیزی غیر از خدا، او نزدیک خواهد بود به آن چیز، و دور خواهد بود از حقیقت آنچه اراده کرده است خدا از او در نمازش. چون فرموده است خدای تعالی: ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه سوره احزاب، آیه 4 خدا در درون و باطن یک نفر، دو دل قرار نداده است.
و فرمود رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): قال الله تعالی: لا اطلع علی قلب عند فاعلم فیه حب الاخلاص لطاعتی لوجهی، و ابتغآء مرضاتی، الا تولیت تقویمه و سیاسته، و من اشتغل بغیری فهو من المستهزئین بنفسه، و مکتوب فی دیوان الخاسرین فرموده است خدای تعالی: مطلع نمی شوم بر دل بنده ای آنگاه که بدانم در دلش دوستی اخلاص برای فرمان من باشد و بخواهد خشنودی مرا بدست بیاورد، مگر آنکه کارش را راست می آورم و سیاست و حفظ امور او را متصدی می شوم. و کسی که مشغول باشد به غیر من، همانا او خودش را مسخره و استهزاء کرده و نوشته شود نام او در دیوان زیانکاران.