فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

5 - قرائت

وظیفه قرائت، بسیار و زیاده از حد احصاء است و احاطه به آن نمی کند قوت بشری، از جهت آنکه کلام خدای عزوجل مشتمل است بر اسالیب عجیبه و اوضاع غریبه و اسرار دقیقه و حکمتهای آنیقه. و نیست مراد از قرائت، مجرد حرکت لسان، بلکه مراد تدبر در معانی آن و استفاده حکمتهای آن است و وقوف بر اسرار آن از روی رغبت و رهبت و امر و نهی و وعد و وعید و ذکر نعمتها و احوال انبیاء و اوصیاء و عبرت گرفتن از عواقب جباران و عاقبت کار پرهیزکاران و غیر اینها از فوائد و منافع ظاهره و باطنه.
پس هرگاه گفتی: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده، دانسته باش که شیطان، دشمن بزرگ تو است و مترصد صرف قلب تو است از خدا، از راه حسدی که با تو دارد. چون می بیند تو راز می گوئی با خدا و سجده عبودیت می کنی پروردگار عالمیان را، و حال آنکه او به سبب ترک یک سجده، ملعون ازل و ابد شد. و بدان که معنای پناه بردن از شیطان به خدا، آن است که ترک کنی آن چیزهائی را که شیطان دوست می دارد، و تبدیل کنی آن امور را به چیزی چند که خداوند عالمیان دوست می دارد. نه آنکه به مجرد قبول اعوذ بالله بوده باشد. مانند کسی که بگوید (در حالتی که دشمنی یا سبعی قصد او کرده باشد) پناه می برم از شر آن دشمن و سبع به این حصن حصین قلعه محکم که در برابر من است، ولی عملا حرکت به طرف قلعه نکند و بر جای خود ایستاده باشد. به مجرد گفتن این قول، نفعی به او نمی رسد و فایده ای به حال او ندارد، مگر آن که برساند خود را به آن حصن محکم و قلعه نزدیک خود. پس همچنین هر که پیروی کند خواهشهای نفسانی را که خاطر خواه شیطان و مکروه رحمان است، هر آینه مستغنی نمی گرداند او را گفتن اعوذ بالله بلکه باید مقارن سازد قولش را با فعلش که آن تعویذ و پناه جوئی به حصن الهی می باشد از شر شیطان. و حصن الهی کلمه طیبه لااله الاالله است. زیرا که حق تعالی خبر داده است پیغمبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) که لااله الاالله حصنی کلمه طیبه لااله الاالله و اعتقاد داشتن به آن، قلعه امان من می باشد، و متحصن به این حصن، کسی است که به غیر از خدا معبودی نداشته باشد. ولیکن کسی که فراگیرد هوای نفس خود را (اله) خود، پس او در میدان شیطان خواهد بود نه در حصن حصین الهی.
و از کیدهای باریک او، یکی آن است که مشغول می گرداند تو را در وقت نماز، به فکر آخرت و کارهای خیر، تا مانع شود تو را از فهمیدن آنچه می خوانی. پس بدان که هر چیزی که مشغول گرداند تو را از فهمیدن معنای قرائت، آن وسوسه شیطان می باشد. چه آنکه مراد از قرائت، تنها حرکت زبان نمی باشد، بلکه مقصود فهمیدن معنای آن است، چنانچه قبلا گذشت.
و مردمان در قرائت به سه قسمند. بعضی از ایشان آنهایند که حرکت می دهند زبانشان را و در دل خود تدبر و تفکر معانی آن را نمی کنند و آن گروه زیانکارانند و داخلند در توبیخ و تهدید الهی، که فرموده است: افلا یتدبرون القران ام علی قلوب اقفالها سوره محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیه 24 آیا تدبر و تفکر نمی کنند ایشان در قرائت قرآن، بلکه بر دلهای اینان قفلهائی می باشد. و در حدیث حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) است: ویل لمن لاکها بین لحییه ثم لم یتدبرها وای بر کسی که برگرداند قرائت قرآن را میان دو فک خود و تدبر و تأمل نکند در اطراف معنای آن.
ولی بعضی از ایشانند که زبانشان حرکت می کند و دلشان نیز پیروی زبان می کند، پس گوش می کنند و تفهم معانی آن می نمایند به طوری که گویا می شنوند آن را از غیر خود (یعنی: از خدای تعالی) و این درجه اصحاب الیمین است.
و بعضی آنانند که سبقت می گیرد دلشان بر فهم معانی، پس از آن خدمت می کند زبان ایشان قلب را و ترجمه آن می کند و این درجه مقربان است. و فرق ظاهر است میان آنکه زبان ترجمان و پیرو قلب باشد و میانه آنکه زبان ترجمان باشد و قلب پیروی زبان کند.

ترجمه حمد

تفصیل ترجمه معانی سوره مبارکه فاتحه بر سبیل اختصار این است: بسم الله الرحمن الرحیم کمک می جویم به نام خداوند بخشنده مهربان، پس نیت تبرک و تیمن کن در ابتدای خواندن کلام الهی، و فهم نما معانی آن را، بدرستی که ازمه امور در ید قدرت الهی است. و مراد از اسم در اینجا، مسمی است. و هرگاه امور با خدا باشد، پس لاجرم می باشد همه حمد و سپاس مر خدای عالمیان را. لهذا می فرماید: الحمد لله رب العالمین الرحمن الرحیم هر سپاس، برای خداوندی است که آفریدگار جهانیان است و او بخشنده مهربان است؛ پس بگذران در دلت الطاف الهی را تا واضح شود بر تو رحمتهای او، پس برانگیخته شود به جناب اقدس الهی، امیدواری تو.
و از جا درآورد دل تو را تعظیم و خوف به گفتن مالک یوم الدین پادشاه روز پاداش. اما عظمت، به جهت آنکه نیست پادشاهی در آن روز بجز او. اما خوف، از جهت خوف روز جزا و حساب، که آن روز، مالک او است سبحانه.
پس تجدید اخلاص کن به گفتن ایاک نعبد و ایاک نستعین فقط تو را پرستش می کنم و فقط از تو یاری می جویم. و محقق بدان که میسر نمی شود عبادت و طاعت، مگر به اجابت الهی، و منت داشته باش خدای را که توفیق داده است تو را به اطاعت خود و امر به خدمت فرموده است تو را، و گردانیده است تو را از اهل مناجات خود، که اگر محروم می گردانید تو را، هر آینه بودی از رانده شدگان با شیطان رجیم. پس چون فارغ شدی از تفویض امر خود به گفتن: بسم الله و از تحمید او و از اظهار احتیاج به اعانت او، پس تعیین کن سؤالت را و مطلب چیزی، مگر حاجتی را که بیشتر به آن اهتمام داری و بگو: اهدنا الصراط المستقیم خدایا هدایت کن ما را به راه راستی که، بکشاند ما را به جوار رحمت تو و برساند ما را به رضا و خشنودی تو که همانا شاهراه ولایت مولی الکونین حضرت علی بن ابیطالب و دوستی اهل بیت (علیهم السلام) است صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین به راه کسانی که تو انعام فرمودی به آنها (آنهایی که عبادت و هر کاری را فقط برای رضای خدا انجام می دهند) نه راه غضب شدگان (آنهایی که عبادت را به خاطر دنیا انجام می دهند) و گمراهان (آنهایی که عبادت را به خاطر آخر انجام می دهند). و در دل بگذران آن کسانی را که خدا افاضه انعام نموده است به ایشان از نعمت هدایت، از پیغمبران و امامان و صدیقان و صالحان. غیر آن کسانی که غضب کرده است برایشان، و غیر آن از کسانی که میل کرده اند از حق به باطل.
پس هرگاه خواندی سوره فاتحه را، آن وقت شبیه شده ای به کسانی که خدا فرموده است در حق آنها به پیغمبر خود (صلی الله علیه و آله و سلم): قسمت الفاتحة بینی و بین عبدی نصفین، فنصفهالی و نصفها لعبدی قسمت کردم سوره حمد را به دو نصف، نصف اول را برای خودم قرار دادم و نصف دوم را برای بنده خود گذاردم.
در روایت است که هرگاه بنده ای می گوید: بسم الله الرحمن الرحیم خداوند می فرماید: ذکرنی عبدی بنده من مرا یاد کرد. وقتی می گوید: الحمدلله رب العالمین خداوند می فرماید: حمدنی عبدی بنده من مرا حمد و سپاس گفت. الرحمن الرحیم خداوند می فرماید: اثنی علی بنده من مرا ثنا گفت. و هرگاه بگوید: مالک یوم الدین خداوند می فرماید: مجدنی عبدی بنده من مرا به بزرگی و جلال یاد نمود و چون گوید: ایاک نعبد و ایاک نستعین خداوند می فرماید: این آیه میان من و بنده ام مشترک است، او عابد است و من معبود، هرچه بخواهد به او می دهم. و این است معنی: سمع الله لمن حمده خدای صدای کسی را که حمد می کند می شنود.
پس اگر فرضا نمی بود تو را اعمالت، سوای یاد خدای تعالی، همین غنیمت بس بود تو را، چه رسد که امیدوار هستی به فضل و رحمت او؛ و همچنین سزاوار آن است که بفهمی آنچه را می خوانی از سوره، پس غافل مباش از امر و نهی و وعد و وعید و موعظه و اخبار پیغمبران و ذکر انعام و احسان الهی، و هر یک از اینها را حقی است.
پس رجاء و امیدواری حق، وعد است و خوف حق، وعید است و عزم نمودن حق، امر و نهی است و پند گرفتن حق، موعظه است و شکر حق، ذکر نعمتهاست و عبرت گرفتن حق، اخبار انبیاء است، و تفصیل وظیفه قرائت، بسیار است و در اینجا زیاده بر این گنجایش ندارد.
و بالجمله فهمیدن معانی قرآن، مختلف است به حسب درجات فهم، و فهم ها مختلف است به حسب وفور علم و صفای قلب و حدت ذهن. و درجات آن را در نمی یابند مگر عالمان عامل، و نماز کلید در دلها است. پس به آن منکشف می شود اسرار کلمات الهی، این است حق قرائت و حق اذکار و تسبیحات. پس رعایت کن الفاظ قرآن را، با تدبر و تفکر زیاد بر معانی آن، لاجرم سنگین و با آرامش دل بخوان و سرعت مکن در خواندن قرآن، بدرستی که سنگین خواندن، آسان می گرداند تأمل در معانی را، و غرق شو در وعظهای الهی، در آیات رحمت و عذاب و وعد و وعید و تمجید و تعظیم.
و روایت شده است که به قاری قرآن گفته می شود در روز قیامت بخوان و بالا رو درجات بهشت را و ترتیل کن به قرائت، چنانچه در دنیا ترتیل می کردی.
و از وظائف قرائت، دیگر آن است که در خبر واقع شده از قول حضرت صادق (صلوات الله علیه): من قرأ القران ولم یخضع له، ولم یرق قلبه، ولم ینشا حزناً و وجلا فی سره، فقد استهان بعظم شأن الله و خسر خسراناً مبیناً هر کس قرآن بخواند و تواضع ننماید برای آن، و رقت قلب پیدا نکند و اندوه و بیم بهم نرساند در دل خود، همانا کوچک شمرده شأن خداوند متعال را و زیان برده است زیان آشکار فراوانی. پس قاری قرآن محتاج است به سه چیز: قلب خاشع، بدن فارغ و موضع خالی.
چون هرگاه خاشع شود قلبش از برای خدا می گریزد از او شیطان رجیم. کما قال الله تعالی: فاذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم هر وقت خواستی قرآن بخوانی، پناه ببر به خدای متعال از شر شیطان رانده شده و چون فارغ شود نفس از علائق و عوائق دنیوی، مجرد می شود قلب از برای قرائت. و عارض نمی شود آن را عارضی که منع کند او را از فوائد قرآن.
و هرگاه فرا گیرد جای خالی را و عزلت گزیند از خلق، بعد از آنکه آن دو خصلت را بهم رساند، انس می گیرد روح و باطنش به خدای متعال، و می یابد حلاوت مخاطبات الهی را که با بندگان شایسته خود دارد، و بزرگی لطف او را با ایشان و مقام اختصاص او، ایشان را به قبول کرامتهای الهی، و بدایع اشارتهای خدای تعالی.
پس هر که شربتی خورد از این مشربه، اختیار نمی کند بر این حال هیچ حالی را و نه بر این وقت هیچ وقتی را بلکه برمی گزیند او را به همه طاعتها و عبادتها، از جهت آنکه در قرآن، مناجات با پروردگار است بلا واسطه.
لاجرم ببین که چگونه می خوانی پروردگارت را و چگونه قبول می کنی بساط ولایت او را و اوامر و نواهی حضرت ربوبی را چگونه بجا می آوری. وانه کتاب عزیز لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولامن خلفه تنزیل من حکیم حمید سوره فصلت، آیه 42 پس همانا قرآن کتاب توانائی است که هیچ بیهودگی نه از جلو و نه از پشت سر، به او راه ندارد. چه آنکه آن کتابی است که از نزد خداوند دانای ستوده، فرستاده شده است. پس خواندن به تأنی و قرائت کن آن را با مدارا و ترتیل، و بایست نزد وعدهای خیر و وعیدهای بیم انگیزش، و تفکر نما در امثال موعظهای آن، و حذر کن از اینکه مبادا در اقامت تو حرفی از آن ضایع شود از حد خودش.

6 - رکوع

چون برسی به رکوع، تجدید کن در دلت ذکر کبریای الهی و عظمت او را و خساست کل ماسوی الله را و یاد کن از بین رفتن و فانی شدن آنها را، و بردار دستهایت را و بگو: الله اکبر در حالی که پناه برنده باشی به عفو الهی از عذاب خدا، و در حالی که متابعت کننده باشی از سنت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم). پس تجدید کن رقت و تواضع و فروتنی خود را به رکوعت، و جهد کن در رقت قلب و تجدید خشوع، و مستشعر شو به عزت و توانائی مولایت، و ببین پستی خود را در جنب برتری پروردگارت. پس استعانت بجوی بر تقریر و برجا داشتن اینها را در دلت، در همان حال که به زبان جاری می شود. پس مکرر کن ذکر رکوع را، و تسبیح نما پروردگارت را و تنزیه کن و شهادت ده برای او به عظمت و کبریا و به اینکه او سبحانه، عظیم تر است از عظیمی به گفتن سبحان ربی العظیم و بحمده منزه و پاک می دانم پروردگار بزرگوار خود را با یاد کردن من ستایش او را. و تکرار کن این کلمات مبارکه را به زبانت، تا مؤکد و برقرار شود این معنا در دلت، به سبب تکرار آن. و مقرر گردد در ذات تو، به سبب تذکار و یاد کردن آن، و هرچند بسیار بگوئی ذکر رکوع را زیاد می شود خشوع تو و رفعت تو در نزد مولای خود پس بردار سرت را از رکوع در حالی که امیدوار به رحمت او باشی و مؤکد و ثابت گردان امیدواری را در دلت به گفتن: سمع الله لمن حمده اجابت می کند خدا آن کسی را که حمد او کند و شکر او بگوید. پس بعد از گفتن این حمد، بگو شکری را که مقتضی زیادت نعمت است. یعنی بگو: الحمدلله رب العالمین و در این حالت، غایت خضوع و نهایت تذلل است، هرگاه رعایت کنی حق رعایتش را.
حضرت صادق (صلوات الله علیه) فرموده است: لایرکع عبد رکوعاً علی الحقیقة الا زینه الله بنور بهآئه، واظله فی ظلال کبریآئه، و کساه کسوة اصفیآئه هیچ بنده ای نیست که حقیقت رکوع را بجا بیاورد، مگر آنکه خدای تعالی زیور می دهد او را به نور تابنده خود و سایه می اندازد بر سر او، به سایه کبریاء خود و می پوشاند او را لباس برگزیدگان خود.
بدان که رکوع در مرتبه اول و سجود در مرتبه ثانی است. پس هر کس اتیان کند اولی را و کامل کند آن را، صلاحیت می رساند برای دومی. و در سجده، ادب است و کسی که ادب ندارد، صلاحیت قرب ندارد. پس رکوع کن مثل رکوع کسی که خاضع و متذلل باشد مر خدای را، و فرود آی در تحت سلطنت و پادشاهی او و محافظت کن جوارح اعضای خود را، مثل حفظ کردن ترسنده محزونی که فوت شده باشد از او فائده راکعین.
حکایت کرده اند از ربیع بن خثیم که تمام شب را در یک رکعت نماز به صبح می رسانید، چون صبح می شد، ناله می کرد و می گفت: آه که پیشی گرفتند مخلصان.
و تمام کن رکوع خود را به راست کردن پشت خود و خم کن در قیام خدمت، پشت خود را به عون الهی، و بگریزان دلت را از وساوس شیطان و خدعها و کیدهای او.
بدرستی که خدای تعالی بلند می گرداند مرتبه بندگان خود را، به قدر تواضع و فروتنی ایشان، نسبت به پروردگار خود را، به قدر تواضع و فروتنی ایشان، نسبت به پروردگار خود جل جلاله. و هدایت می کند ایشان را به اصول خضوع و خشوع، به قدر تابیدن نور عظمت الهی بر باطنشان.