فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

6 - وقت

به یاد آور در حین دخول وقت، که این آن زمانی است که مقرر فرموده است حق تعالی که قیام نهائی در آن وقت به خدمت، و بالمشافهه (رو در رو) متکلم شوی با آن حضرت، و لیاقت راز گفتن را به هم رسانی، و امتثال فرمان نمائی، و به وفور طاعت او مستحضر شوی، و باید که ظاهر شود در حین دخول وقت، در روی تو، اثر خوشحالی و بهجت، از جهت آنکه وقت اذن دخول و سبب قرب و وسیله فوز تو رسیده. پس مهیا شو از برای طهارت و نظافت، و بپوش لباسی را که صلاحیت و لیاقت مناجات با قاضی الحاجات داشته باشد. یعنی: از ممر حلال بهم رسانیده باشی، و خالی باشد از نجاسات و کثافات و مهیای دخول به حضور شو، چنانکه مهیا می شوند غلامان و ملازمان پادشاهان دنیا و هرگاه طلب نماید پادشاه یکی از ایشان را، به جهت مکالمه و مخاطبه خود، او داخل می شود به حضرت پادشاه، در حالتی که متردد است میان خوف و رجاء، که آیا مکالمات او مستحسن پادشاه می افتد و درباره او احسان و انعامی مبذول می دارد یا آنکه سوء ادبی از او به عمل می آید که موجب حرمان خدمت یا مورد تنبیه و سیاست شود.
بدان که رحمت او عمیم و فضل او قدیم است و اخذ و استدراج و مهلت دادن او محقق و ثابت است، و راندن او از درگاه قرب خود در حین صدور ذنوب و تقصیرات، لازم می گردد. پس مستقیم باش در میان خوف و رجاء و لازم گردان بر خود خضوع و مذلت و انکسار را. از جهت آنکه حق تعالی با کسانی است که متصف باشند به این صفات.
و بگذران به خاطر خود که اگر پادشاهی از پادشاهان دنیا، خدمت خاصی به تو رجوع نماید که در حضور او، آن عمل را در وقت معینی بجا آوری، آیا چگونه به اشتیاق و خواهش تمام به آن خدمت قیام می نمائی، و از روی خوف و رجاء به حضور او می آئی، و به اخلاص تمام به آن خدمت مرجوعه، قیام می نمائی. با وجود آن که می دانی که حق تعالی در حین بجا آوردن نماز، به تو ناظر است، و به سرائر قلب تو اطلاع دارد، و اخلاص و خضوع و خشوع تو را می بیند.
هیچ پروا نمی کنی، و در میان نماز، مرغ خیالت به هر طرفی پرواز می کند؛ حتی آنکه نمی دانی که چند رکعت نماز بجا آورده ای. و حق تعالی می فرماید: فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون سوره ماعون، آیه 4 و 5 وای بر آن نمازگزارانی که از نماز خود غفلت و سهو می ورزند. و به این قاذورات و خبائث دنیا فریفته شده، و دست از نعمت باقی برمی دارند.
ای نفس! وای بر تو، مگر امید رجوع به حضرت عزت نداری، یا عذر مقبول داری، پس عجز و شکستگی پیشه کن تا رشته کار از دست بیرون نشده است، که او سبحانه و تعالی در نزد دلهای شکسته و سینه های خسته است. و حضرت حق سبحانه و تعالی: مبتدء بالنعمة قبل استحقاقها می باشد، یعنی: ابتدا کننده و پیش دستی کننده است به نعمت دادن، پیش از آنکه بنده مستحق آن بگردد. اولا خلعت خلقت بر تو پوشانیده بدون سابقه خدمتی. از برای مطیع و عاصی، روزی مقدر کرده است، و اعمال حسنه را به اضعاف آن، ثواب مقرر فرموده، و وعده نیکوئی داده، و حق تعالی صادق الوعد است. و در پنج وقت معین، خدمتی به تو مقرر فرموده است، که آن خدمت را به عمل آوری.
و پیغمبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث ساخته که احکام الهی را به خلق برساند و همه را به صراط مستقیم هدایت و به موعظه حسنه دلالت نماید. تو مجموع آنها را نسیاً منسیاً انگاشته، و تمام اوقات خود را صرف تحصیل دنیا و زخارف فانیه آن می نمائی، و از روزی که میزان عدل برپا می نمایند، و از پادشاه و گدا، مثقال حبه ای از خیر و شر را حساب می طلبند، غفلت می کنی. چنانچه حق سبحانه و تعالی می فرماید: ونضع الموازین القسط لیوم القیمة فلا تظلم نفس شیئاً و ان کان مثقال حبة من خردل اتینا بها و کفی بنا حاسبین سوره انبیاء، آیه 47 می گذاریم میزانهای عدالت را در روز قیامت، لاجرم هیچکس به چیزی ستم دیده نمی شود، و چنانچه یک عمل به سنگینی دانه خردل باشد، ما آن را حاضر می نمائیم و بسیم ما برای حساب کردن.
اگر تحصیل مال از وجه حلال کرده باشی، از تو حساب آن را می خواهند، و اگر از حرام بهم رسانیده ای، بر آن عقاب می نمایند، و همچنین اگر زیاده برقدر کفاف، از روی حرص و آرزوهای دیگر آن را جمع کرده باشی، و به قفل بخل و امساک، مضبوط نموده و بر سر آن بلرزی، و حق واجب الهی را به حیله، به تأخیر اندازی، و به مردمان به سود دهی، و گوئی که مال نزد من نیست، و حول بر آن نگذشته و زکوة بر آن واجب نیست.
حق تعالی می فرماید: و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین، سوره انفال، آیه 30، ایشان حیله می کنند، و خدا هم حیله می کند، و حیله خدا بالاتر از همه حیله کنندگان است.
حضرت جبار، قوم بنی اسرائیل را، که در گرفتن ماهی حیله می کردند، به صورت بوزینه و خوک، مسخ کرد، فاعتبروا یا اولی الابصار.
باری اگر اکتفاء نمایی به آن رزقی که از روز ازل، برای هر یک مخلوقات مقدر شده، چقدر بجا است. و آن به سعی سعی کنندگان زیاد نمی شود، و به کسالت کاهلان کم نمی گردد. پس صبر کن تا از حلال بهم رسد. زیرا چون شتاب کنی و از حرام تحصیل نمائی، از روزی حلال تو، تقاص آن را می نماید و تو، به عقاب آن حرام مبتلا می شوی. تو به همه آنچه می شنوی و می دانی اعتقاد داری، لیکن به فریب شیطان و نفش اماره، خلاف آنها را به عمل می آوری.
هر چند این فقیر (مترجم) نیز به این کردارها مبتلایم، لیکن چاره ای بجز گفتن ندارم، شاید یک نیک بختی و سعادتمندی را نظر التفات بر این گفتار بی کردار بیفتد و متعظ گردد، و حضرت اکرم الاکرمین و ارحم الراحمین این سیه کار تبه روزگار را به آن وسیله بیامرزد.
شنیدم که در روز امید و بیم - بدان را به نیکان ببخشد کریم
و باید دانست که کمانداران قضاء، تیرهای تقدیر در برابر هر نفسی کشیده و ایستاده اند و منتظر فرمانند، که چون در رسید، شست را گشاد دهند، و هرگز تیر ایشان خطا نمی شود، به هدف دیگر واقع نمی گردد، و لحظه ای در فرمان الهی تأخیر نمی نمایند. چنانچه می فرماید: لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون سوره تحریم، آیه 6 فرشتگان پروردگار، نافرمانی نمی کنند خدای متعال را نسبت به آنچه به ایشان دستور فرموده، بلکه همواره آنچه به ایشان دستور داده شود، بجا می آورند.
و بعداً گفتن: یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله سوره زمر، آیه 56 ای واحسرتا بر آنچه تقصیر کردم نسبت به فرمان خدا، فائده ای نمی بخشد. بلکه در جواب تو می گویند: لاتعتذروا الیوم عذر نیاورید در امروز.
مالی که آن قسمت دیگران است، به جد و جهد هرچه تمامتر در تحصیل آن سعی می کنی و مشقت بر خود قرار می دهی و بر عیال واجب النفقه، بلکه بر خود نیز تنگ می گیری. و حال آنکه کسانی را که آن مال قسمت آنها است، نمی دانی و نمی شناسی و علم نداری که آیا آن نصیب و ارثی که وارثان تو، از تو یا دیگران می گیرند، اصلا ایشان را نیز در آن بهره و نصیبی می باشد یا نه. پس خدمت بی مواجب و خزانه داری مفت می کنی، و اگر به نظر تحقیق نگاه کنی! نه خیر دنیا در آن منظور تو است و نه خیر آخرت، الا رضا جوئی شیطان لعین. و آن ملعون، مانند راکب بر تو سوار، و عنان نفس تو را بدست خود گرفته است و بر تو مستولی شده، و تو را زبون خود ساخته، به هر طرف که خواهد و اراده نماید، بدان طرف می شتابی، و اگر هزار پند و موعظه بگویند، می شنوی همه آنها را ولیکن یکی از آنها در دلت اثر نمی کند، و حال آنکه در روز قیامت، که از هول آن روز، ملائکه مقرب و انبیای مرسل بر خود می لرزند و متزلزل و مضطرب می شوند، می پرسند که این همه طغیان و عصیان که از شما صادر شد در مدت زندگانی شما، مگر در دنیا چه مقدار بودید؟ یعنی: آیا مدت مدیدی در دنیا بودید؟ برابر این مقدار عذاب و نکال برای شما باشد.
چنانچه حق تعالی خبر می دهد که فرشتگان از آن جماعت می پرسند: قال کم لبثتم فی الارض عدد سنین سوره مؤمنون، آیه 112 گویند: چقدر درنگ نمودید در روی زمین از روی حساب سال؟ ایشان از شدت عذاب که از خود خبر ندارند، می گویند: قالوا لبثنا یوماً او بعض یوم فاسئل العادین سوره مؤمنون، آیه 113 درنگ کردیم یک روز یا پاره ای از یک روز، پس بپرس از حساب دانندگان. یعنی: از کاتبان اعمال ما که شمارندگان اعمال ما بودند. زیرا ما از شدت عذاب از خود خبر نداریم.
چنانچه حق تعالی خبر می دهد از هول روز قیامت و شدت عذاب آن بر اهل معاصی و طغیان که: وتری الناس سکاری و ما هم بسکاری ولکن عذاب الله شدید سوره حج، آیه 2 می بینی مردم را در حالت مستی، در صورتی که واقعاً مست نیستند، بلکه شکنجه خدا بسیار سخت می باشد.
و این همه غفلت و طغیان به جهت دو روزه زندگی دنیا بوده که اگر به نظر عبرت در آن بینی، اولش به آخرش پیوسته، و ابتداء آن متصل است به انتهایش و آدمی را برای کاری به دنیا فرستاده اند؛ و بازگشت همه به سوی اوست سبحانه. و آفرینش انسانی و ارزانی داشتن نطق و عقل به او، از جهت عبث و بازیچه نیست، همچنان که حق تعالی می فرماید: افحسبتم انما خلقناکم عبثاً و انکم الینا لاترجعون سوره مؤمنون، آیه 115 آیا چنین می پندارید که ما شما را بیهود و بازیچه خلق نمودیم و تصور می کنید که شما به سوی ما بازگشت نخواهید کرد؟ پس، از جمله کسانی مباشید که حق تعالی خبر می دهد از احوال آن جماعت که: ان الذین لایرجون لقائنا و رضوا بالحیوة الدنیا و اطمانوا بها والذین هم عن ایاتنا غافلون اولئک ماویهم النار بما کانوا یکسبون سوره یونس، آیه 7 و 8 براستی آن کسانی که امیدوار نیستند ملاقات با ما را و بس خوشنودند به زندگانی ناچیز دنیا، و آرامش پیدا کرده اند به آن؛ همچنین کسانی که از آیات ما غافلند و اعراض می کنند، همانا جایگاه ایشان در دوزخ می باشد، به واسطه کارهائی که ایشان می کردند.
لاجرم بکوشید تا آنکه از نظر الهی بازنمانده، و داخل راندگان و فراموش شدگان نشوید، همچنان که می فرماید: فنذر الذین لایرجون لقائنا فی طغیانهم یعمهون سوره یونس، آیه 11 بخود وامی گذاریم کسانی را که در دنیا امیدوار نبودند ملاقات با ما را، بطوری که ایشان در سرکشی خود حیران بمانند. حق، سبحانه و تعالی همه شیعیان و محبان حضرت امیرالمؤمنین و اولاد امجاد آن حضرت (صلوات الله علیه و علیهم) را، از شر شیطان های جن و انس، در حفظ و امان خود نگاهدارد، و به صراط مستقیم هدایت و به طریق انیق عبودیت و عبادت، راهنمائی نماید انه جواد کریم و فضله علی البریا شامل عمیم
مصنف می فرماید که: در حین دخول وقت، مهیا گردان خود را از جهت مخاطبه و مکالمه با آن حضرت، و مستعد خطاب معظم باش که آن وقت اذن به دخول، و هنگام فوز به درجات علیه است، و امر شده به نمازی که آن ستون دین، و بهترین اعمال اهل یقین است. و همچنین امر شده است به سجود، که آن بهترین و نزدیک ترین عبادات است به خدا. چنانچه حق تعالی می فرماید: و اسجد واقترب سجده کن و نزدیکی جوی به من. که خلعت دائمی و ثابت و باقی است و از عیوب خالی است و اندراس و زوال به آن راه نمی یابد.
پادشاهان دنیا عاجزند از نفع رسانیدن به تو، بدون خواست خدا، و بر تقدیر نوید وقوع وثوق و اعتماد به وفاء و دوام او نیست. و روایت شده که چون نزدیک می شد وقت نماز، سخت می شد شوق حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و اضطراب بهم می رسانید، و می فرمود به بلال مؤذن خود: الرحنا یا بلال راحت گردان ما را ای بلال.
پس در دل خود درآور بهجت و سرور، به جهت رخصت دخول در حرم کبریاء و حضور، بعد از آن مستشعر شو به خوف و خشیت الهی بعد از این سرور. یعنی: در حین ایستادن در پیش روی آن حضرت. زیرا تو آلوده ای به کدورتهای نفسانی و علایق دنیوی و عوارض بدنی، بدرستی که به خاطر آوردن خوف الهی، شعار کاملان و دثار مخلصان است. همچنان که غفلت علامت مردودی و محجوبی است، چنانکه دانستی از اخبار گذشته. و به خاطر بیاور عظمت و جلال جناب الهی و نقصان و حقارت قدر خود را. و به تحقیق که روایت کرده اند از بعضی زوجات مطهرات آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) که آن حضرت با ماها در مکالمه و مخاطبه بود و ما نیز با آن حضرت در گفتگو بودیم، چون داخل می شد وقت نماز، گویا که نمی شناخت آن حضرت ما را و نمی شناختیم ما او را، از راه مشغول شدن او به نماز و ذکر الهی و ترک همه چیزها.
همچنین وقتی که داخل می شد وقت نماز، متزلزل و مضطرب می شد احوال حضرت امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)، پس مردم سؤال می کردند که آیا چه می شود شما را؟ آن حضرت می فرمود که: آمد وقت اداء امانتی که حق تعالی عرض کرد آن را به آسمانها و زمینها، پس ایشان ابا کردند و ترسیدند از حمل آن.
و چون حضرت علی بن الحسین (صلوات الله علیهما)، می خواست وضو بسازد، زرد می شد رنگ مبارکش. پس می پرسیدند از آن حضرت که چه می شود شما را در وقت وضو ساختن؟ می فرمود که: چه می دانید شما که من در پیش روی چه کسی باید بایستم و در چه حضرتی در مقام عرض نیاز درمی آیم. و هریک از این اخبار، دلالت دارد بر آنکه حاضر گردانی در دل خود، عظمت الهی و التفات به جانب اقدس او را در حال عبادت و انقطاع از ماسوای الله. و چون بشنوی آواز مؤذن را بخاطر بیاور ندای روز قیامت را، و مسارعت کن به ظاهر و باطن خود در اجابت آن، بدرستی که کسانی که مسارعت می نمایند بر اجابت این ندا، ایشان را ندا می کنند در روز عرض اکبر با لطف و خوشی. پس عرض کن این ندا را بر دلت اگر چنانچه بیابی دل خود را پر از فرح و بشارت و مستعد رغبت و شتافتن به سوی نماز، آن وقت بدان که می رسد تو را ندای بشارت و رستگاری در روزی که حق تعالی حکم به حق می فرماید در میان بندگان خود.
و ملاحظه کن فصول اذان را که چگونه ابتداء کرده شده در آن (به اسم خدا) و باز به او ختم می شود. و بدان که حق تعالی اول و آخر و ظاهر و باطن است. و عادت فرما دل خود را به تعظیم و تمجید الهی نزد شنیدن تکبیر، و حقیر و خوار بشمار دنیا را و آنچه در آن است، تا کاذب نباشی در تکبیر گفتن. و دور گردان از خاطر خود هر معبودی را که غیر او است. به شنیدن تهلیل، و حاضر گردان در دلت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را، و با ادب بایست نزد ذکر آن حضرت و گواهی ده برای او به رسالت از روی اخلاص، و صلوات بفرست بر او و بر آل او، و سعی نما به دل و بدن خود، به سوی نماز و به سوی آنچه رستگاری تو در آن است و به آنچه بهترین و افضل اعمال تو است، و تجدید کن بعد از آن عهد خود را به تکبیر و تعظیم الهی، و ختم کن به ذکر خدا، چنانچه افتتاح کردی به اسم خدا و بدان که مبدأ تو از او است و رجوع تو به سوی او است، و اعتماد کن به حول و قوه الهی، و بری شو از حول و قوه خود و دیگران، بدرستی که نیست حولی و قوه ای مگر به خدای علی عظیم لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

7 - قبله

منحرف کردن ظاهر و جهت است از باقی جهات، به جهت خانه خدا، پس بدان که مراد از توجه به قبله، گردانیدن روی دل است از همه امورات به جانب امر خدا، و نیست مطلب و مقصدی سوای او و بدان که امور ظاهره، همگی محو کند امور باطنه را، پس به سبب امور ظاهره، ترقی می کند به سوی امور باطنی، و مراد از استقبال، ضبط جوارح و اعضاء و تسکین دادن آنها است در یک جهت، تا آنکه جبر و جور ننمایند ایشان بر دل. و بدرستی که جوارح، هرگاه جور نمایند در حرکات و التفات خود به جهات مختلفه، تابع خود می نمایند دل را، و به می گردانند آن را از جانب خدا. پس باید که روی دل تو با روی بدن تو، متوجه خدا باشند. و از اینجا است که فرمود: پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم): اما یخاف الذی یحول وجهه فی الصلوة ان یحول الله وجهه وجه حمار آیا نمی ترسد کسی که می گرداند صورت خود را در نماز، از اینکه بگرداند خدا صورت او را مانند صورت حمار، به طوری که درک معنویات نتواند کرد. و این نهی است از التفات به جانب غیر خدا.
پس ملاحظه عظمت و بزرگواری او کن در حالت نماز، بدرستی که هر کس ملتفت شود به جانب راست و چپ خود در نماز، برگشته است از جانب خدای تعالی و غافل شده از مطالعه انوار کبریای او و کسی که چنین باشد، زود محکم و دایم شود غفلت او. پس برمی گردد روی دل او همچون دل حمار، در کم عقلی و قلت مطالعه در امور علویه، و عدم تدبر و تذکر در علوم عقلیه و نقلیه، و قرب به جانب اقدس الهی.
و بدان همچنان که متوجه نمی تواند شد روی ظاهر به جانب خانه خدا، مگر به گردانیدن روی از جوانب دیگر به سوی کعبه، همین طور برنمی گردد روی دل به جانب خدای تعالی، مگر به خالی گردانیدن او از ماسوی الله تعالی و به تحقیق فرموده است پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): اذا قام العبد الی صلاته و کان هواه و قلبه الی الله، انصرف کیوم ولدته امه هرگاه بنده خدا بایستد به نماز و دل و قلب او به سوی خدا باشد، فارغ می گردد از نماز، مانند روزی که از مادر زائیده شده. یعنی: دیگر گناهی برای او نخواهد ماند حضرت صادق (علیه السلام) فرموده: اذا استقبلت القبلة فایس من الدنیا و ما فیها والخلق و ما هم فیه، واستفرغ قلبک عن کل شاغل یشغلک عن الله تعالی، واذکر وقوفک بین یدیه یوم تبلو کل نفس ما اسلفت، و ردوا الی الله مولاهم الحق، وقف علی قدم الخوف والرجآء.
هر وقت متوجه قبله شدی، ناامید و مأیوس باش از دنیا و آنچه در دنیا است، و از خلق و آنچه خلق در آنند، و خالی کن دل خود را از هر چیزی که مشغول گرداند تو را از یاد خدا، و به یاد آور ایستادن خود را در برابر خدا، در روزی که هر کسی آزموده شود به هرچه پیش فرستاده است، و مردم برمی گردند به سوی آقای حقیقی خود، لاجرم بایست بر قدم بیم و امید.
آن وقت متوجه شو به تکبیرات سته، و بخاطر بیاور عظمت و بزرگواری حق، (سبحانه تعالی) را، و کوچک و فقیر بشمار نفس خود و عبادت خود را، در جنب عظمت او و پستی همت خود، و تقصیر از قیام به وظایف عبادت و خدمت او سبحانه.
و تفکر کن در نزد گفتن: اللهم انت الملک الحق المبین، لا اله الا انت خداوندا توئی پادشاه بر حق و آشکار کننده حق و باطل، نیست معبودی سزاوار پرستش بجز تو. و بگذران به خاطر خود، نزد خواندن این دعا که خداوند سبحان خوانده است تو را به این خدمت، و برپا بایست پیش وی، بدرستی که او نزدیک است به تو؛ و اجابت می کند دعای دعاکنندگان را هرگاه بخوانند او را، می شنود آواز ایشان را و در دست او است خیر دنیا و آخرت، نه در دست دیگران. و در نزد گفتن این کلمات: لبیک وسعدیک، والخیر فی یدیک، والشر لیس الیک بلی، بلی، خدایا همراهی و اجابت می کنم تو را، همه نیکیها در دست تو است، و هیچ بدی نزد تو نیست. منزه دان او را از اعمال نکوهیده، و در دل خود ثابت دار محض هدایت و ارشاد را هنگام گفتن: والمهدی من هدیت هدایت شده و راه یافته آن کسی است که تو او را هدایت و راهنمائی کرده باشی. و اعتراف کن به بندگی او سبحانه، و به اینکه قوام وجود تو و ابتداء و انتهای تو، از جانب خدا است. نزد گفتن تو: عبدک و ابن عبدیک، منک وبک، ولک والیک بنده توام و فرزند دو بنده توام، از توام و با توام و برای توام و به سوی تو خواهم رجوع کرد.
کنایه از آنکه از تو است وجود بنده و به تو است قوام او، و از برای تو است ملک و بندگی او، و به سوی تو است بازگشت او و هو الذی یبدء الخلق ثم یعیده، و هو اهون علیه، وله المثل الاعلی فی السموات و الارض و هو العزیز الحکیم سوره روم، آیه 27 و او است خدائی که ایجاد نموده خلق را، پس از این هم، باز خواهد گرداند خلق را، و این امر برای او آسانتر می باشد، و برای خدا است در خلقت مثل هرچه بهتر در آفرینش آسمانها و زمین، و اوست گرانمایه بزرگوار درستکار.
پس بگذران در ذهن خود این امور حقه را، و ترقی کن از اینجا بجائی که گشوده شود بر روی دلت، اسرار الهی و دقایق حکمی و ملاقات کن فیوضات عالم بالا را، بدرستی که درهای فیض و رحمت او، بسته نیست بر روی هیچکس از آفریدگان، و ناامید نیست از رحمت او هیچ امیدواری. اللهم اهلنا لطوالع اسرارک، و کملنا بالوصول الی الوامع انوارک، واجعلنا من الواقفین علی کراسی ارادتک، العاکفین علی بساط کرامتک، وتممنا من هذا النقصان، واهدنا الی طریق الرضوان، وجد علینا بلطیف الاحسان، واعذنا من صفقة الخسران، و اتنا من لدنک رحمة، و هی ء لنا من امرنا رشداً خدایا ما را شایسته برخورداری از اسرار خود بفرما، و کامل کن ما را برای تابشهای نور خود، و قرار ده ما را از کسانی که می نشینند بر تخت فرمان تو، و درنگ می کنند پیوسته بر دستگاه کرامت تو، و تمام بفرما ما را از این ناتمامی، و هدایت کن ما را به راه خشنودی خودت، و ببخش بر ما از احسان لطیف خود، و نجات و پناه ده ما را از سودای زیان، و بده به ما از نزد خود رحمت، و مهیا کن برای ما از کار ما، راه نیک و صلاح را.

مقارنات نماز