فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

4 - لباس ظاهر

لباس ظاهر نعمتی است از خدای تعالی که پوشیده می شود به سبب آن عورت بنی آدم، و این کرامتی است از جانب خدا بر بندگان، از ذریه آدم، که هیچیک از مخلوقات این اکرام در حق ایشان نشده است و بهترین لباس تو آن است که مشغول نگرداند تو را از بندگی خدای تعالی، نه آنکه تمام اوقات خود را صرف تحصیل زینتها نمائی، و به سبب آن از ذکر الهی غافل شوی، و به جهت همچشمی با امثال و اقران خود، خود را به حرام و شبهه اندازی، تا آنکه تفوق به هم رسانی به امثال به دیگران؛ بلکه بهترین لباسها آن است که نزدیک گرداند تو را به جانب اقدس الهی به سبب شکر آن نعمت؛ و باعث نشود خوبی لباس، تو را به عجب و ریاء و فخر نمودن و تکبر کردن.
پس به درستی که اینها همه از آفتهای دین است و مورث قساوت قلب است. هرگاه بپوشی جامه خود را به خاطر آور پوشانیدن حق تعالی گناهان تو را از نظر خلق به رحمت خود؛ و بپوشان باطن خود را به جامه صدق، همچنان که پوشانیده ای ظاهر خود را به لباس، و باید که باطن خود را به جامه خوف الهی و ظاهر خود را به طاعت خدا مزین گردانی؛ و نظر کن به تفضل الهی که چگونه خلق کرده است وسائل لباس را از برای پوشانیدن عیبهای ظاهری و گشوده است از برای تو درهای توبه و انابت را؛ تا آنکه پوشیده شود به سبب توبه، عیبهای باطنی تو، از گناهان و افعال ذمیمه و اخلاق سیئه.
و هرگز سعی مکن در رسوائی مردمان، هرگاه به عیب ایشان اطلاع بهم رسانی؛ به جهت آنکه حق تعالی پوشیده داشته است عیبهای مردمان را از یکدیگر، و تفتیش و اصلاح کن عیبهای نفس خود را؛ و بگذر از آنچه فایده نمی بخشد به تو از بدی مردمان، و حذر کن از آنکه صرف و فانی شود عمر تو، در سر و کار دیگران؛ و تجارت کن به سرمایه عمر و زندگانی، الحال در دست تو است، پیش از آنکه از دستت بیرون رود، نعیم آخرت را؛ به درستی که فراموش کردن گناهان از اعظم عقوبتهای الهی است در دنیا؛ و کاملترین اسباب عقوبت است در آخرت. و مادامی که انسان مشغول است به طاعت خدا و شناختن عیوب نفس خود و ترک کردن چیزهائی که عیب است در دین و شرع؛ پس او دور است از آفتها و فرو رفته است در دریای رحمت الهی؛ و هر دم می رسد به دلش نور حکمت و معرفت الهی.
و هرگاه فراموش کند گناهان را و زینت دهد شیطان، کردارهای بد او را در نظرش؛ و اعتماد کند در اصلاح امور به عقل و کاردانی خود، نه به حول و قوه الهی؛ رستگار نمی شود هرگز، و راه فوز و فلاح در پیش نمی گیرد.

5 - مکان

پس به خاطر بگذران در آن مکان که ایستاده ای، در پیش پادشاه پادشاهانی، و اراده داری که مناجات کنی با او و تضرع نمائی در حضرت او، و خواهش داری که تحصیل خوشنودی الهی نمائی، تا نظر کند به جانب تو، به عین رحمت خود. پس متوجه شو به مکانی که صلاحیت این کار را داشته باشد؛ مثل مساجد شریفه و اماکن مطهره اگر ممکن باشد، والا در هر مکانی که باشی به طاعت و عبادت الهی قیام نما که فاینما تولوا فثم وجه الله سوره بقره، آیه 115 هرطرف برگردید، همان طرف، وجه و روی خدا می باشد.
چون خدای تعالی گردانیده است این مواضع شریفه را، مکان اجابت دعا؛ و محل وصول به رحمت خود و معدن رضا و مغفرت؛ مثل در خانه پادشاهان که وسیله می گردانند آن را از برای دخول و قضای حوائج خود؛ پس داخل شو به حضرت ملک الملوک با سکینه و وقار؛ در حالتی که مراقبت و رعایت کننده باشی خشوع و انکسار را؛ و مسئلت نمائی از پروردگار خود که بگرداند تو را از جمله بندگان خالص خود؛ و ملحق سازد تو را به گذشتگان از صلحاء و عباد و مخلصان خود؛ و ملاحظه کن با خود که گویا الحال در حضور خدای عزوجل بر صراط می گذری؛ و باش متردد مابین خوف و رجاء و رد و قبول؛ و خاشع دار دلت را؛ و خاضع گردان جسمت را؛ تا لیاقت و اهلیت فیضان انوار رحمت الهی را به هم رسانی و فراگیرد تو را به دست عاطفت، و رعایت نماید تو را به عین عنایت.
چنانچه از حضرت صادق صلوات الله علیه منقول است: اذا بلغت باب المسجد، فاعلم انک قصدت ملکا عظیماً، لایطا بساطه الا المطهرون، ولایؤذن لمجالسته الا الصدیقون، وهب القدوم الی بساط خدمته هیبة الملک، فانک علی خطر عظیم ان غفلت هر وقت رسیدی به در مسجد، بدان که به پیشگاه پادشاه بزرگی می خواهی مشرف شوی؛ پادشاهی که قدم در دستگاه او نمی گذارند مگر پاک دلان، و رخصت مجالست نمی دهد مگر به صدیقان، و بترس از قدم گذاردن در دستگاه او، مثل ترسیدن از قدم گذاردن در دستگاه پادشاه، چه آنکه اگر غفلت کنی بر خطر بزرگی خواهی بود.
و بدان که خدای تعالی قادر است بر آنکه اگر خواهد، به عدل با تو سلوک کند، و اگر خواهد به فضل و کرم؛ پس اگر خواهد شفقت فرماید با تو، به فضل و رحمت خود؛ قبول می کند اندکی از طاعت تو را؛ و عطا می فرماید آن قلیل را ثواب کثیر؛ و اگر مطالبه نماید از تو و به استحقاق جزا دهد و صدق و اخلاص در عمل تو نبیند؛ عدل فرموده با تو، پس منع می نماید تو را از درگاه رحمت خود؛ و رد می کند طاعت تو را، اگر چه بسیار باشد. و او فعال لما یرید است. هر کاری را بخواهد می کند.
پس اعتراف کن به عجز و قصور خود، و اظهار کن فقر و احتیاج خود را در حضرت او، بدرستی که تو، متوجه شده ای به عبادت و مؤآنست با او سبحانه، و خالی گردان دلت را از هرچه مشغول و محجوب کند تو را از پروردگار تو، از جهت آنکه آن حضرت قبول نمی فرماید از اعمال تو، مگر آنچه را خالصتر و پاکیزه تر باشد. پس اگر بچشی حلاوت مناجات الهی را، و دریابی لذت راز گفتن با آن حضرت را، سیراب می گرداند تو را از کأس رحمت و کرامتش. و این معنی از حسن اقبال و اجابت دعای تو خواهد بود، و اگر چنین حالی دست بدهد، بدان که صلاحیت خدمت بهم رسانده ای، پس داخل شو در آن حضرت به امیدواری تمام، که اذن داده اند تو را به دخول در مأمن امن و امان، پس توقف کن مثل توقف مضطر و درمانده ای که بریده شده باشد راههای حیله او، و کوتاه شده باشد آرزوهای او، و رسیده باشد اجل او. و چون ملاحظه فرماید از دل تو، صدق التجاء به جانب اقدس خود را، هر آینه رو می فرماید به جانب تو، به عین عطوفت و رحمت خود. وفقک الله تعالی و ایانا لما یحب و یرضی، فانه کریم یحب الکرامة لعبادة المضطرین الیه. قال الله تعالی: امن یجیب المضطر اذا دعاء سوره نمل، آیه 62.

6 - وقت

به یاد آور در حین دخول وقت، که این آن زمانی است که مقرر فرموده است حق تعالی که قیام نهائی در آن وقت به خدمت، و بالمشافهه (رو در رو) متکلم شوی با آن حضرت، و لیاقت راز گفتن را به هم رسانی، و امتثال فرمان نمائی، و به وفور طاعت او مستحضر شوی، و باید که ظاهر شود در حین دخول وقت، در روی تو، اثر خوشحالی و بهجت، از جهت آنکه وقت اذن دخول و سبب قرب و وسیله فوز تو رسیده. پس مهیا شو از برای طهارت و نظافت، و بپوش لباسی را که صلاحیت و لیاقت مناجات با قاضی الحاجات داشته باشد. یعنی: از ممر حلال بهم رسانیده باشی، و خالی باشد از نجاسات و کثافات و مهیای دخول به حضور شو، چنانکه مهیا می شوند غلامان و ملازمان پادشاهان دنیا و هرگاه طلب نماید پادشاه یکی از ایشان را، به جهت مکالمه و مخاطبه خود، او داخل می شود به حضرت پادشاه، در حالتی که متردد است میان خوف و رجاء، که آیا مکالمات او مستحسن پادشاه می افتد و درباره او احسان و انعامی مبذول می دارد یا آنکه سوء ادبی از او به عمل می آید که موجب حرمان خدمت یا مورد تنبیه و سیاست شود.
بدان که رحمت او عمیم و فضل او قدیم است و اخذ و استدراج و مهلت دادن او محقق و ثابت است، و راندن او از درگاه قرب خود در حین صدور ذنوب و تقصیرات، لازم می گردد. پس مستقیم باش در میان خوف و رجاء و لازم گردان بر خود خضوع و مذلت و انکسار را. از جهت آنکه حق تعالی با کسانی است که متصف باشند به این صفات.
و بگذران به خاطر خود که اگر پادشاهی از پادشاهان دنیا، خدمت خاصی به تو رجوع نماید که در حضور او، آن عمل را در وقت معینی بجا آوری، آیا چگونه به اشتیاق و خواهش تمام به آن خدمت قیام می نمائی، و از روی خوف و رجاء به حضور او می آئی، و به اخلاص تمام به آن خدمت مرجوعه، قیام می نمائی. با وجود آن که می دانی که حق تعالی در حین بجا آوردن نماز، به تو ناظر است، و به سرائر قلب تو اطلاع دارد، و اخلاص و خضوع و خشوع تو را می بیند.
هیچ پروا نمی کنی، و در میان نماز، مرغ خیالت به هر طرفی پرواز می کند؛ حتی آنکه نمی دانی که چند رکعت نماز بجا آورده ای. و حق تعالی می فرماید: فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون سوره ماعون، آیه 4 و 5 وای بر آن نمازگزارانی که از نماز خود غفلت و سهو می ورزند. و به این قاذورات و خبائث دنیا فریفته شده، و دست از نعمت باقی برمی دارند.
ای نفس! وای بر تو، مگر امید رجوع به حضرت عزت نداری، یا عذر مقبول داری، پس عجز و شکستگی پیشه کن تا رشته کار از دست بیرون نشده است، که او سبحانه و تعالی در نزد دلهای شکسته و سینه های خسته است. و حضرت حق سبحانه و تعالی: مبتدء بالنعمة قبل استحقاقها می باشد، یعنی: ابتدا کننده و پیش دستی کننده است به نعمت دادن، پیش از آنکه بنده مستحق آن بگردد. اولا خلعت خلقت بر تو پوشانیده بدون سابقه خدمتی. از برای مطیع و عاصی، روزی مقدر کرده است، و اعمال حسنه را به اضعاف آن، ثواب مقرر فرموده، و وعده نیکوئی داده، و حق تعالی صادق الوعد است. و در پنج وقت معین، خدمتی به تو مقرر فرموده است، که آن خدمت را به عمل آوری.
و پیغمبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث ساخته که احکام الهی را به خلق برساند و همه را به صراط مستقیم هدایت و به موعظه حسنه دلالت نماید. تو مجموع آنها را نسیاً منسیاً انگاشته، و تمام اوقات خود را صرف تحصیل دنیا و زخارف فانیه آن می نمائی، و از روزی که میزان عدل برپا می نمایند، و از پادشاه و گدا، مثقال حبه ای از خیر و شر را حساب می طلبند، غفلت می کنی. چنانچه حق سبحانه و تعالی می فرماید: ونضع الموازین القسط لیوم القیمة فلا تظلم نفس شیئاً و ان کان مثقال حبة من خردل اتینا بها و کفی بنا حاسبین سوره انبیاء، آیه 47 می گذاریم میزانهای عدالت را در روز قیامت، لاجرم هیچکس به چیزی ستم دیده نمی شود، و چنانچه یک عمل به سنگینی دانه خردل باشد، ما آن را حاضر می نمائیم و بسیم ما برای حساب کردن.
اگر تحصیل مال از وجه حلال کرده باشی، از تو حساب آن را می خواهند، و اگر از حرام بهم رسانیده ای، بر آن عقاب می نمایند، و همچنین اگر زیاده برقدر کفاف، از روی حرص و آرزوهای دیگر آن را جمع کرده باشی، و به قفل بخل و امساک، مضبوط نموده و بر سر آن بلرزی، و حق واجب الهی را به حیله، به تأخیر اندازی، و به مردمان به سود دهی، و گوئی که مال نزد من نیست، و حول بر آن نگذشته و زکوة بر آن واجب نیست.
حق تعالی می فرماید: و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین، سوره انفال، آیه 30، ایشان حیله می کنند، و خدا هم حیله می کند، و حیله خدا بالاتر از همه حیله کنندگان است.
حضرت جبار، قوم بنی اسرائیل را، که در گرفتن ماهی حیله می کردند، به صورت بوزینه و خوک، مسخ کرد، فاعتبروا یا اولی الابصار.
باری اگر اکتفاء نمایی به آن رزقی که از روز ازل، برای هر یک مخلوقات مقدر شده، چقدر بجا است. و آن به سعی سعی کنندگان زیاد نمی شود، و به کسالت کاهلان کم نمی گردد. پس صبر کن تا از حلال بهم رسد. زیرا چون شتاب کنی و از حرام تحصیل نمائی، از روزی حلال تو، تقاص آن را می نماید و تو، به عقاب آن حرام مبتلا می شوی. تو به همه آنچه می شنوی و می دانی اعتقاد داری، لیکن به فریب شیطان و نفش اماره، خلاف آنها را به عمل می آوری.
هر چند این فقیر (مترجم) نیز به این کردارها مبتلایم، لیکن چاره ای بجز گفتن ندارم، شاید یک نیک بختی و سعادتمندی را نظر التفات بر این گفتار بی کردار بیفتد و متعظ گردد، و حضرت اکرم الاکرمین و ارحم الراحمین این سیه کار تبه روزگار را به آن وسیله بیامرزد.
شنیدم که در روز امید و بیم - بدان را به نیکان ببخشد کریم
و باید دانست که کمانداران قضاء، تیرهای تقدیر در برابر هر نفسی کشیده و ایستاده اند و منتظر فرمانند، که چون در رسید، شست را گشاد دهند، و هرگز تیر ایشان خطا نمی شود، به هدف دیگر واقع نمی گردد، و لحظه ای در فرمان الهی تأخیر نمی نمایند. چنانچه می فرماید: لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون سوره تحریم، آیه 6 فرشتگان پروردگار، نافرمانی نمی کنند خدای متعال را نسبت به آنچه به ایشان دستور فرموده، بلکه همواره آنچه به ایشان دستور داده شود، بجا می آورند.
و بعداً گفتن: یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله سوره زمر، آیه 56 ای واحسرتا بر آنچه تقصیر کردم نسبت به فرمان خدا، فائده ای نمی بخشد. بلکه در جواب تو می گویند: لاتعتذروا الیوم عذر نیاورید در امروز.
مالی که آن قسمت دیگران است، به جد و جهد هرچه تمامتر در تحصیل آن سعی می کنی و مشقت بر خود قرار می دهی و بر عیال واجب النفقه، بلکه بر خود نیز تنگ می گیری. و حال آنکه کسانی را که آن مال قسمت آنها است، نمی دانی و نمی شناسی و علم نداری که آیا آن نصیب و ارثی که وارثان تو، از تو یا دیگران می گیرند، اصلا ایشان را نیز در آن بهره و نصیبی می باشد یا نه. پس خدمت بی مواجب و خزانه داری مفت می کنی، و اگر به نظر تحقیق نگاه کنی! نه خیر دنیا در آن منظور تو است و نه خیر آخرت، الا رضا جوئی شیطان لعین. و آن ملعون، مانند راکب بر تو سوار، و عنان نفس تو را بدست خود گرفته است و بر تو مستولی شده، و تو را زبون خود ساخته، به هر طرف که خواهد و اراده نماید، بدان طرف می شتابی، و اگر هزار پند و موعظه بگویند، می شنوی همه آنها را ولیکن یکی از آنها در دلت اثر نمی کند، و حال آنکه در روز قیامت، که از هول آن روز، ملائکه مقرب و انبیای مرسل بر خود می لرزند و متزلزل و مضطرب می شوند، می پرسند که این همه طغیان و عصیان که از شما صادر شد در مدت زندگانی شما، مگر در دنیا چه مقدار بودید؟ یعنی: آیا مدت مدیدی در دنیا بودید؟ برابر این مقدار عذاب و نکال برای شما باشد.
چنانچه حق تعالی خبر می دهد که فرشتگان از آن جماعت می پرسند: قال کم لبثتم فی الارض عدد سنین سوره مؤمنون، آیه 112 گویند: چقدر درنگ نمودید در روی زمین از روی حساب سال؟ ایشان از شدت عذاب که از خود خبر ندارند، می گویند: قالوا لبثنا یوماً او بعض یوم فاسئل العادین سوره مؤمنون، آیه 113 درنگ کردیم یک روز یا پاره ای از یک روز، پس بپرس از حساب دانندگان. یعنی: از کاتبان اعمال ما که شمارندگان اعمال ما بودند. زیرا ما از شدت عذاب از خود خبر نداریم.
چنانچه حق تعالی خبر می دهد از هول روز قیامت و شدت عذاب آن بر اهل معاصی و طغیان که: وتری الناس سکاری و ما هم بسکاری ولکن عذاب الله شدید سوره حج، آیه 2 می بینی مردم را در حالت مستی، در صورتی که واقعاً مست نیستند، بلکه شکنجه خدا بسیار سخت می باشد.
و این همه غفلت و طغیان به جهت دو روزه زندگی دنیا بوده که اگر به نظر عبرت در آن بینی، اولش به آخرش پیوسته، و ابتداء آن متصل است به انتهایش و آدمی را برای کاری به دنیا فرستاده اند؛ و بازگشت همه به سوی اوست سبحانه. و آفرینش انسانی و ارزانی داشتن نطق و عقل به او، از جهت عبث و بازیچه نیست، همچنان که حق تعالی می فرماید: افحسبتم انما خلقناکم عبثاً و انکم الینا لاترجعون سوره مؤمنون، آیه 115 آیا چنین می پندارید که ما شما را بیهود و بازیچه خلق نمودیم و تصور می کنید که شما به سوی ما بازگشت نخواهید کرد؟ پس، از جمله کسانی مباشید که حق تعالی خبر می دهد از احوال آن جماعت که: ان الذین لایرجون لقائنا و رضوا بالحیوة الدنیا و اطمانوا بها والذین هم عن ایاتنا غافلون اولئک ماویهم النار بما کانوا یکسبون سوره یونس، آیه 7 و 8 براستی آن کسانی که امیدوار نیستند ملاقات با ما را و بس خوشنودند به زندگانی ناچیز دنیا، و آرامش پیدا کرده اند به آن؛ همچنین کسانی که از آیات ما غافلند و اعراض می کنند، همانا جایگاه ایشان در دوزخ می باشد، به واسطه کارهائی که ایشان می کردند.
لاجرم بکوشید تا آنکه از نظر الهی بازنمانده، و داخل راندگان و فراموش شدگان نشوید، همچنان که می فرماید: فنذر الذین لایرجون لقائنا فی طغیانهم یعمهون سوره یونس، آیه 11 بخود وامی گذاریم کسانی را که در دنیا امیدوار نبودند ملاقات با ما را، بطوری که ایشان در سرکشی خود حیران بمانند. حق، سبحانه و تعالی همه شیعیان و محبان حضرت امیرالمؤمنین و اولاد امجاد آن حضرت (صلوات الله علیه و علیهم) را، از شر شیطان های جن و انس، در حفظ و امان خود نگاهدارد، و به صراط مستقیم هدایت و به طریق انیق عبودیت و عبادت، راهنمائی نماید انه جواد کریم و فضله علی البریا شامل عمیم
مصنف می فرماید که: در حین دخول وقت، مهیا گردان خود را از جهت مخاطبه و مکالمه با آن حضرت، و مستعد خطاب معظم باش که آن وقت اذن به دخول، و هنگام فوز به درجات علیه است، و امر شده به نمازی که آن ستون دین، و بهترین اعمال اهل یقین است. و همچنین امر شده است به سجود، که آن بهترین و نزدیک ترین عبادات است به خدا. چنانچه حق تعالی می فرماید: و اسجد واقترب سجده کن و نزدیکی جوی به من. که خلعت دائمی و ثابت و باقی است و از عیوب خالی است و اندراس و زوال به آن راه نمی یابد.
پادشاهان دنیا عاجزند از نفع رسانیدن به تو، بدون خواست خدا، و بر تقدیر نوید وقوع وثوق و اعتماد به وفاء و دوام او نیست. و روایت شده که چون نزدیک می شد وقت نماز، سخت می شد شوق حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و اضطراب بهم می رسانید، و می فرمود به بلال مؤذن خود: الرحنا یا بلال راحت گردان ما را ای بلال.
پس در دل خود درآور بهجت و سرور، به جهت رخصت دخول در حرم کبریاء و حضور، بعد از آن مستشعر شو به خوف و خشیت الهی بعد از این سرور. یعنی: در حین ایستادن در پیش روی آن حضرت. زیرا تو آلوده ای به کدورتهای نفسانی و علایق دنیوی و عوارض بدنی، بدرستی که به خاطر آوردن خوف الهی، شعار کاملان و دثار مخلصان است. همچنان که غفلت علامت مردودی و محجوبی است، چنانکه دانستی از اخبار گذشته. و به خاطر بیاور عظمت و جلال جناب الهی و نقصان و حقارت قدر خود را. و به تحقیق که روایت کرده اند از بعضی زوجات مطهرات آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) که آن حضرت با ماها در مکالمه و مخاطبه بود و ما نیز با آن حضرت در گفتگو بودیم، چون داخل می شد وقت نماز، گویا که نمی شناخت آن حضرت ما را و نمی شناختیم ما او را، از راه مشغول شدن او به نماز و ذکر الهی و ترک همه چیزها.
همچنین وقتی که داخل می شد وقت نماز، متزلزل و مضطرب می شد احوال حضرت امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)، پس مردم سؤال می کردند که آیا چه می شود شما را؟ آن حضرت می فرمود که: آمد وقت اداء امانتی که حق تعالی عرض کرد آن را به آسمانها و زمینها، پس ایشان ابا کردند و ترسیدند از حمل آن.
و چون حضرت علی بن الحسین (صلوات الله علیهما)، می خواست وضو بسازد، زرد می شد رنگ مبارکش. پس می پرسیدند از آن حضرت که چه می شود شما را در وقت وضو ساختن؟ می فرمود که: چه می دانید شما که من در پیش روی چه کسی باید بایستم و در چه حضرتی در مقام عرض نیاز درمی آیم. و هریک از این اخبار، دلالت دارد بر آنکه حاضر گردانی در دل خود، عظمت الهی و التفات به جانب اقدس او را در حال عبادت و انقطاع از ماسوای الله. و چون بشنوی آواز مؤذن را بخاطر بیاور ندای روز قیامت را، و مسارعت کن به ظاهر و باطن خود در اجابت آن، بدرستی که کسانی که مسارعت می نمایند بر اجابت این ندا، ایشان را ندا می کنند در روز عرض اکبر با لطف و خوشی. پس عرض کن این ندا را بر دلت اگر چنانچه بیابی دل خود را پر از فرح و بشارت و مستعد رغبت و شتافتن به سوی نماز، آن وقت بدان که می رسد تو را ندای بشارت و رستگاری در روزی که حق تعالی حکم به حق می فرماید در میان بندگان خود.
و ملاحظه کن فصول اذان را که چگونه ابتداء کرده شده در آن (به اسم خدا) و باز به او ختم می شود. و بدان که حق تعالی اول و آخر و ظاهر و باطن است. و عادت فرما دل خود را به تعظیم و تمجید الهی نزد شنیدن تکبیر، و حقیر و خوار بشمار دنیا را و آنچه در آن است، تا کاذب نباشی در تکبیر گفتن. و دور گردان از خاطر خود هر معبودی را که غیر او است. به شنیدن تهلیل، و حاضر گردان در دلت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را، و با ادب بایست نزد ذکر آن حضرت و گواهی ده برای او به رسالت از روی اخلاص، و صلوات بفرست بر او و بر آل او، و سعی نما به دل و بدن خود، به سوی نماز و به سوی آنچه رستگاری تو در آن است و به آنچه بهترین و افضل اعمال تو است، و تجدید کن بعد از آن عهد خود را به تکبیر و تعظیم الهی، و ختم کن به ذکر خدا، چنانچه افتتاح کردی به اسم خدا و بدان که مبدأ تو از او است و رجوع تو به سوی او است، و اعتماد کن به حول و قوه الهی، و بری شو از حول و قوه خود و دیگران، بدرستی که نیست حولی و قوه ای مگر به خدای علی عظیم لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.