فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

3 - ستر عورت

پس بدان، معنای آن پوشانیدن عیبهای بدن است از چشم خلق. بدرستی که ظاهر بدنت موضع نظر خلق است، پس چه اعتقاد داری در عیبهای باطنت، که اطلاع بر آنها ندارد به غیر از خدائی که او دانای آشکار و نهان است. پس به خاطر آور قبایح نفس خود را و مطالبه کن از نفست پوشانیدن آنها را به توبه و پشیمانی و حیاء و خوف و خشیت از خدا. به حاضر ساختن قبایح در دلت، این فائده را می دهد تا آنکه برانگیخته شود از ممکن خاطرت، لشگر خوف و حیاء، پس ذلیل شود به سبب آن نفس تو؛ و خوار شود در زیر این خجالت، دل تو. و بایست در برابر الهی مثل ایستادن بنده مجرم بدکرداری که گریخته باشد از آقای خود؛ و پشیمان شده و برگشته باشد، و سر بزیر افکند از حیاء و خوف الهی.
حضرت صادق صلوات الله علیه فرموده: ازین اللباس للمؤمنین لباس التقوی، و انعمه الایمان زیوردارترین لباسها برای بندگان مؤمن، همانا جامه پرهیزگاری است و نرمترین آنها ایمان می باشد. ولباس التقوی ذلک خیر، سوره اعراف، آیه 26 و جامه پرهیزگاری بهتر می باشد.

4 - لباس ظاهر

لباس ظاهر نعمتی است از خدای تعالی که پوشیده می شود به سبب آن عورت بنی آدم، و این کرامتی است از جانب خدا بر بندگان، از ذریه آدم، که هیچیک از مخلوقات این اکرام در حق ایشان نشده است و بهترین لباس تو آن است که مشغول نگرداند تو را از بندگی خدای تعالی، نه آنکه تمام اوقات خود را صرف تحصیل زینتها نمائی، و به سبب آن از ذکر الهی غافل شوی، و به جهت همچشمی با امثال و اقران خود، خود را به حرام و شبهه اندازی، تا آنکه تفوق به هم رسانی به امثال به دیگران؛ بلکه بهترین لباسها آن است که نزدیک گرداند تو را به جانب اقدس الهی به سبب شکر آن نعمت؛ و باعث نشود خوبی لباس، تو را به عجب و ریاء و فخر نمودن و تکبر کردن.
پس به درستی که اینها همه از آفتهای دین است و مورث قساوت قلب است. هرگاه بپوشی جامه خود را به خاطر آور پوشانیدن حق تعالی گناهان تو را از نظر خلق به رحمت خود؛ و بپوشان باطن خود را به جامه صدق، همچنان که پوشانیده ای ظاهر خود را به لباس، و باید که باطن خود را به جامه خوف الهی و ظاهر خود را به طاعت خدا مزین گردانی؛ و نظر کن به تفضل الهی که چگونه خلق کرده است وسائل لباس را از برای پوشانیدن عیبهای ظاهری و گشوده است از برای تو درهای توبه و انابت را؛ تا آنکه پوشیده شود به سبب توبه، عیبهای باطنی تو، از گناهان و افعال ذمیمه و اخلاق سیئه.
و هرگز سعی مکن در رسوائی مردمان، هرگاه به عیب ایشان اطلاع بهم رسانی؛ به جهت آنکه حق تعالی پوشیده داشته است عیبهای مردمان را از یکدیگر، و تفتیش و اصلاح کن عیبهای نفس خود را؛ و بگذر از آنچه فایده نمی بخشد به تو از بدی مردمان، و حذر کن از آنکه صرف و فانی شود عمر تو، در سر و کار دیگران؛ و تجارت کن به سرمایه عمر و زندگانی، الحال در دست تو است، پیش از آنکه از دستت بیرون رود، نعیم آخرت را؛ به درستی که فراموش کردن گناهان از اعظم عقوبتهای الهی است در دنیا؛ و کاملترین اسباب عقوبت است در آخرت. و مادامی که انسان مشغول است به طاعت خدا و شناختن عیوب نفس خود و ترک کردن چیزهائی که عیب است در دین و شرع؛ پس او دور است از آفتها و فرو رفته است در دریای رحمت الهی؛ و هر دم می رسد به دلش نور حکمت و معرفت الهی.
و هرگاه فراموش کند گناهان را و زینت دهد شیطان، کردارهای بد او را در نظرش؛ و اعتماد کند در اصلاح امور به عقل و کاردانی خود، نه به حول و قوه الهی؛ رستگار نمی شود هرگز، و راه فوز و فلاح در پیش نمی گیرد.

5 - مکان

پس به خاطر بگذران در آن مکان که ایستاده ای، در پیش پادشاه پادشاهانی، و اراده داری که مناجات کنی با او و تضرع نمائی در حضرت او، و خواهش داری که تحصیل خوشنودی الهی نمائی، تا نظر کند به جانب تو، به عین رحمت خود. پس متوجه شو به مکانی که صلاحیت این کار را داشته باشد؛ مثل مساجد شریفه و اماکن مطهره اگر ممکن باشد، والا در هر مکانی که باشی به طاعت و عبادت الهی قیام نما که فاینما تولوا فثم وجه الله سوره بقره، آیه 115 هرطرف برگردید، همان طرف، وجه و روی خدا می باشد.
چون خدای تعالی گردانیده است این مواضع شریفه را، مکان اجابت دعا؛ و محل وصول به رحمت خود و معدن رضا و مغفرت؛ مثل در خانه پادشاهان که وسیله می گردانند آن را از برای دخول و قضای حوائج خود؛ پس داخل شو به حضرت ملک الملوک با سکینه و وقار؛ در حالتی که مراقبت و رعایت کننده باشی خشوع و انکسار را؛ و مسئلت نمائی از پروردگار خود که بگرداند تو را از جمله بندگان خالص خود؛ و ملحق سازد تو را به گذشتگان از صلحاء و عباد و مخلصان خود؛ و ملاحظه کن با خود که گویا الحال در حضور خدای عزوجل بر صراط می گذری؛ و باش متردد مابین خوف و رجاء و رد و قبول؛ و خاشع دار دلت را؛ و خاضع گردان جسمت را؛ تا لیاقت و اهلیت فیضان انوار رحمت الهی را به هم رسانی و فراگیرد تو را به دست عاطفت، و رعایت نماید تو را به عین عنایت.
چنانچه از حضرت صادق صلوات الله علیه منقول است: اذا بلغت باب المسجد، فاعلم انک قصدت ملکا عظیماً، لایطا بساطه الا المطهرون، ولایؤذن لمجالسته الا الصدیقون، وهب القدوم الی بساط خدمته هیبة الملک، فانک علی خطر عظیم ان غفلت هر وقت رسیدی به در مسجد، بدان که به پیشگاه پادشاه بزرگی می خواهی مشرف شوی؛ پادشاهی که قدم در دستگاه او نمی گذارند مگر پاک دلان، و رخصت مجالست نمی دهد مگر به صدیقان، و بترس از قدم گذاردن در دستگاه او، مثل ترسیدن از قدم گذاردن در دستگاه پادشاه، چه آنکه اگر غفلت کنی بر خطر بزرگی خواهی بود.
و بدان که خدای تعالی قادر است بر آنکه اگر خواهد، به عدل با تو سلوک کند، و اگر خواهد به فضل و کرم؛ پس اگر خواهد شفقت فرماید با تو، به فضل و رحمت خود؛ قبول می کند اندکی از طاعت تو را؛ و عطا می فرماید آن قلیل را ثواب کثیر؛ و اگر مطالبه نماید از تو و به استحقاق جزا دهد و صدق و اخلاص در عمل تو نبیند؛ عدل فرموده با تو، پس منع می نماید تو را از درگاه رحمت خود؛ و رد می کند طاعت تو را، اگر چه بسیار باشد. و او فعال لما یرید است. هر کاری را بخواهد می کند.
پس اعتراف کن به عجز و قصور خود، و اظهار کن فقر و احتیاج خود را در حضرت او، بدرستی که تو، متوجه شده ای به عبادت و مؤآنست با او سبحانه، و خالی گردان دلت را از هرچه مشغول و محجوب کند تو را از پروردگار تو، از جهت آنکه آن حضرت قبول نمی فرماید از اعمال تو، مگر آنچه را خالصتر و پاکیزه تر باشد. پس اگر بچشی حلاوت مناجات الهی را، و دریابی لذت راز گفتن با آن حضرت را، سیراب می گرداند تو را از کأس رحمت و کرامتش. و این معنی از حسن اقبال و اجابت دعای تو خواهد بود، و اگر چنین حالی دست بدهد، بدان که صلاحیت خدمت بهم رسانده ای، پس داخل شو در آن حضرت به امیدواری تمام، که اذن داده اند تو را به دخول در مأمن امن و امان، پس توقف کن مثل توقف مضطر و درمانده ای که بریده شده باشد راههای حیله او، و کوتاه شده باشد آرزوهای او، و رسیده باشد اجل او. و چون ملاحظه فرماید از دل تو، صدق التجاء به جانب اقدس خود را، هر آینه رو می فرماید به جانب تو، به عین عطوفت و رحمت خود. وفقک الله تعالی و ایانا لما یحب و یرضی، فانه کریم یحب الکرامة لعبادة المضطرین الیه. قال الله تعالی: امن یجیب المضطر اذا دعاء سوره نمل، آیه 62.