فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

2 - ازاله نجاست

و اما در ازاله نجاست نیز متذکر باید شد به تطهیر قلب، از نجاست اخلاق رذیله و معایب او؛ پس به درستی که تو را هرگاه امر کرده اند به تطهیر ظاهر جلد؛ و آن پوستی است، و به تطهیر لباس و آن چیزی است که دور از تو است. پس غافل مشو از تطهیر دلت، که آن ذات تو و پادشاه بدن تو است، پس جهد کن در تطهیر آن، به توبه و ندامت از آنچه تقصیر کرده ای از وظائف عبادات، و از آنچه امر کرده اند و بجا نیاورده ای، و از آنچه نهی فرموده اند و مرتکب شده ای، و مصمم گردان عزم خود را بر ترک آن چه صادر شده از تو در زمان گذشته، و به اینکه عود ننمائی در زمان آینده، و طاهر گردان باطن خود را به توبه و انابه، که آن محل نظر معبود حقیقی است.
و به خاطر بیاور از رفتن به قضای حاجت، نقص و احتیاج خود را؛ به آن چیزی که با خود داری از نجاسات و کثافات؛ و متذکر شو به اخباث باطنی خود؛ از صفات رذیله. و تو زینت می دهی و آرایش می کنی ظاهرت را، به لباسهای فاخره و پوششهای پاکیزه؛ در نظر مردمان. و حال آنکه خدای تعالی واقف است بر خبث باطنت و بدی احوالت پس مشغول شو به اخراج نجاسات باطنی و اخلاق سیئه داخلی اندرونی خود؛ که پیوسته در فساد می اندازد نفس را. تا به راحت و آسایش افتد ذات تو از استخراج آنها و آرام گیرد دلت به سبب بیرون کردن آنها؛ و سبک شود عقل تو از ثقل آن چرکیها و کثافتها؛ تا صلاحیت ایستادن بر بساط خدمت، و اهلیت مناجات به درگاه رب العزة را به هم رسانی و خوشحال مباش از آنچه آراسته می نماید نفس، ظاهر خود را به تو. با آنکه در باطن اوست از اخلاق ذمیمه، از جهت آنکه عاقبت ظاهر می گرداند آنچه را که پوشیده و پنهان می داری در باطن خود؛ و رسوا می شوی تو در آن هنگام به آنچه پنهان کرده ای از نظر مردم. اگر چه در دنیا پنهان داری از خلق، و آنچه را که می کنی در یوم تبلی السرآئر روز قیامت، ظاهر و آشکار خواهد شد و پرده از روی تدلیسها و تلبیسها می افتد و عیبها برملا می شود و آن کسانی که عیوب نفسهای خود را از خلق می پوشانیده؛ و خود را به صورت ابرار و نیکوکاران به خلق جلوه می داده اند؛ در آن روز به فضیحت می افتند.
پس بر تست که جد و جهد کنی تا اطلاع بهم رسانی بر باطن خود؛ که نفس، خود را همچون طاووس می آراید؛ و باطنش مملو است از کدورات نفسانی؛ و وساوس شیطانی. و خود را به ریاء و سمعه در میان خلق به نیکی شهرت دادن فائده ای به حال آخرت ندارد.
و قال الصادق صلوات الله علیه: سمی المستراح مستراحاً، لاستراحة النفوس من اثقال النجاسات، واستفراغ الکثیفات والقذر فیها حضرت صادق (علیه السلام) فرموده: مستراح را مستراح نامیدند، زیرا که اشخاص در آن، استراحت و آرامش پیدا می کنند از سنگینی نجاستها و فارغ و خلاص می شوند از کثافتها و قذارتها که در آن ریخته می شود. و مؤمن عبرت می گیرد نزد مستراح به اینکه، آنچه خالص است از جنس دنیا عاقبت چنین می گردد؛ پس به راحت می افتد نفسش به سبب گذشتن از حطام دنیا؛ و راحت می یابد در نزد ترک و زهدش، و فارغ می شود از شغل او؛ واستنکاف می نماید از جمع کردن و بدست آوردن او؛ مثل استنکافی که از بدست آوردن نجاسات و غایط و قذر می نماید. و تفکر می کند در نفس خود که چگونه عزیز بود در یک حال و ذلیل و خوار می گردد در حال دیگر؛ و می داند که تمسک به قناعت و تقوی، مورث راحت دارین است. و اینکه راحت در خوار داشتن و عدم توجه به دنیا است و فارغ بودن از تمتع او، ازاله نجاسات او است از حرام و شبهه.
پس در کبر را بعد از آنکه شناخت حال دنیا را به خود می بندد. و می گریزد از گناهان؛ می گشاید در تواضع و پشیمانی و حیا را و سعی می کند در اداء فرایض و سنتها، و مبادرت می نماید به اوامر و اجتناب می کند از مناهی، به جهت خوشنودی و رضای الهی و طلب خوبی دار آخرت و نیکوئی قرین الهی؛ و خود را می افکند در زندان خوف و صبر؛ و باز می ایستد از خواهشهای نفس اماره؛ تا آنکه برسد به امان الهی در دارالقرار و بچشد حلاوت طعم رضا و خوشنودی خدا را و می داند که در همه امور اعتماد بر او است، و غیر او چیزی نیست.

3 - ستر عورت

پس بدان، معنای آن پوشانیدن عیبهای بدن است از چشم خلق. بدرستی که ظاهر بدنت موضع نظر خلق است، پس چه اعتقاد داری در عیبهای باطنت، که اطلاع بر آنها ندارد به غیر از خدائی که او دانای آشکار و نهان است. پس به خاطر آور قبایح نفس خود را و مطالبه کن از نفست پوشانیدن آنها را به توبه و پشیمانی و حیاء و خوف و خشیت از خدا. به حاضر ساختن قبایح در دلت، این فائده را می دهد تا آنکه برانگیخته شود از ممکن خاطرت، لشگر خوف و حیاء، پس ذلیل شود به سبب آن نفس تو؛ و خوار شود در زیر این خجالت، دل تو. و بایست در برابر الهی مثل ایستادن بنده مجرم بدکرداری که گریخته باشد از آقای خود؛ و پشیمان شده و برگشته باشد، و سر بزیر افکند از حیاء و خوف الهی.
حضرت صادق صلوات الله علیه فرموده: ازین اللباس للمؤمنین لباس التقوی، و انعمه الایمان زیوردارترین لباسها برای بندگان مؤمن، همانا جامه پرهیزگاری است و نرمترین آنها ایمان می باشد. ولباس التقوی ذلک خیر، سوره اعراف، آیه 26 و جامه پرهیزگاری بهتر می باشد.

4 - لباس ظاهر

لباس ظاهر نعمتی است از خدای تعالی که پوشیده می شود به سبب آن عورت بنی آدم، و این کرامتی است از جانب خدا بر بندگان، از ذریه آدم، که هیچیک از مخلوقات این اکرام در حق ایشان نشده است و بهترین لباس تو آن است که مشغول نگرداند تو را از بندگی خدای تعالی، نه آنکه تمام اوقات خود را صرف تحصیل زینتها نمائی، و به سبب آن از ذکر الهی غافل شوی، و به جهت همچشمی با امثال و اقران خود، خود را به حرام و شبهه اندازی، تا آنکه تفوق به هم رسانی به امثال به دیگران؛ بلکه بهترین لباسها آن است که نزدیک گرداند تو را به جانب اقدس الهی به سبب شکر آن نعمت؛ و باعث نشود خوبی لباس، تو را به عجب و ریاء و فخر نمودن و تکبر کردن.
پس به درستی که اینها همه از آفتهای دین است و مورث قساوت قلب است. هرگاه بپوشی جامه خود را به خاطر آور پوشانیدن حق تعالی گناهان تو را از نظر خلق به رحمت خود؛ و بپوشان باطن خود را به جامه صدق، همچنان که پوشانیده ای ظاهر خود را به لباس، و باید که باطن خود را به جامه خوف الهی و ظاهر خود را به طاعت خدا مزین گردانی؛ و نظر کن به تفضل الهی که چگونه خلق کرده است وسائل لباس را از برای پوشانیدن عیبهای ظاهری و گشوده است از برای تو درهای توبه و انابت را؛ تا آنکه پوشیده شود به سبب توبه، عیبهای باطنی تو، از گناهان و افعال ذمیمه و اخلاق سیئه.
و هرگز سعی مکن در رسوائی مردمان، هرگاه به عیب ایشان اطلاع بهم رسانی؛ به جهت آنکه حق تعالی پوشیده داشته است عیبهای مردمان را از یکدیگر، و تفتیش و اصلاح کن عیبهای نفس خود را؛ و بگذر از آنچه فایده نمی بخشد به تو از بدی مردمان، و حذر کن از آنکه صرف و فانی شود عمر تو، در سر و کار دیگران؛ و تجارت کن به سرمایه عمر و زندگانی، الحال در دست تو است، پیش از آنکه از دستت بیرون رود، نعیم آخرت را؛ به درستی که فراموش کردن گناهان از اعظم عقوبتهای الهی است در دنیا؛ و کاملترین اسباب عقوبت است در آخرت. و مادامی که انسان مشغول است به طاعت خدا و شناختن عیوب نفس خود و ترک کردن چیزهائی که عیب است در دین و شرع؛ پس او دور است از آفتها و فرو رفته است در دریای رحمت الهی؛ و هر دم می رسد به دلش نور حکمت و معرفت الهی.
و هرگاه فراموش کند گناهان را و زینت دهد شیطان، کردارهای بد او را در نظرش؛ و اعتماد کند در اصلاح امور به عقل و کاردانی خود، نه به حول و قوه الهی؛ رستگار نمی شود هرگز، و راه فوز و فلاح در پیش نمی گیرد.