فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

اعتقاد اهل سنت

بدان که اهل سنت دو دسته اند: یک دسته جبری اند که می گویند: خداوند همه امور را مقدر کرده است و آنچه که از ما به ظهور می رسد، به اختیار نیست؛ بلکه مجبوریم که چنین کنیم و دسته دیگر می گویند: خدا ما را خلق کرد و امور ما را به خود ما واگذاشته و او را هیچ مدخلیتی در کار ما نیست. آیه شریفه ایاک نعبد و ایاک نستعین عقیده هر دو طایفه را رد می فرماید. آنکه می گوید: ما مجبوریم و فعل ما فعل خدا است. ایاک نعبد او را رد می کند، زیرا حاکی از آن است که ما نیز فعلی داریم. و آنکه می گوید: خدا ما را به خود واگذاشته است، ایاک نستعین او را رد می کند. و چون سفری را که در پیش داریم، اگر در راه باشیم به مقصد می رسیم، و وقتی به منزل رسیدیم، همه چیز برای ما مهیا است، و اگر خدای ناکرده گمراه شدیم، عاقبت در تیه ضلالت، هلاک خواهیم شد. این است که از خداوند سؤال می کنیم: اهدنا الصراط المستقیم ما را به راه راست، که راه اولیاء است و از آنها تعبیر به انعمت علیهم شده است، هدایت فرما. و این راهی است که یک دسته به طرف راست رفتند و از آن خارج شدند و دسته دیگر به طرف چپ رفتند و هر دو دسته دچار افراط و تفریط شدند، که خداوند از افراط کاران به ضالین و از تفریط کنندگان به مغضوب علیهم تعبیر فرمود.
دو دسته از علماء دو نوع تعبیر برای ضالین و مغضوب علیهم نموده اند. یک دسته گفته اند: مقصود از ضالین قوم نصاری و مراد از مغضوب علیهم قوم یهود می باشد. زیرا نصاری راه را نشناخته و گم شدند، اما یهود راه را دانستند و به هوای نفس از آن عدول کردند. دسته دیگر گفتند: اهل افراط، علی اللهیان هستند و اهل تفریط، ناصبی ها هستند. و اهل صراط مستقیم، شیعیان اثنی عشری می باشند.

نظریه حاج شیخ درباره صراط مستقیم

اما به نظر حقیر، همین اهل شریعت مقدسه، یعنی: شیعیان اثنی عشری سه دسته اند. یک دسته برای تحصیل دنیا، عمل می کنند، و غرضشان از نماز و روزه و خمس و حج، تحصیل دنیا است و می خواهند خود را نزد مردم مقدس جلوه دهند و از این راه بهره ای ببرند. اینان همان مغضوب علیهم هستند. دسته دیگر، اهل آخرتند. آنان دنیا را نمی خواهند، اما غرضشان از عبادت، تحصیل حور و قصور و خلاصی از آتش جهنم است، اینها همان ضالین و گمراهان هستند. دسته دیگر هستند که طالب خدا می باشند و غرضشان از عبادت، قرب به خداوند و معرفت حق جل جلاله است، که اینان همان انعمت علیهم هستند.
الهی زاهد از تو حور می خواهد، قصورش بین - به جنت می گریزد از درت یا رب، شعورش بین
دسته آخر کسانی مانند: اویس قرنی و سلمان فارسی و ابوذر و مقداد و عمار یاسر و کمیل بن زیاد و مالک اشتر هستند. حضرت امیر (علیه السلام)، درباره مالک اشتر می فرماید: کان لی کما کنت لرسول الله مالک برای من، همانطور بود که من برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بودم. نمی دانم این بزرگوار چه بود، جانم به فدایش، خدا مرا خاک پای او قرار دهد.
و نیز حضرت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره اویس می فرماید: بوی خدا از سوی یمن به مشام من می رسد. در حدیثی چنین آمده است که در اثناء جنگ صفین، مردم دسته دسته از اطراف می آمدند و با امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیعت کرده و به سپاه آن حضرت می پیوستند. روزی حضرت فرمودند که: امروز صد نفر می آیند و با من بیعت می کنند. نود و نه نفر آمدند و روز بلند شد و وقت آن رسید که حضرت برای استراحت بروند، اما همچنان در آفتاب گرم نشسته و انتظار می کشیدند. ابن عباس می گوید: شبهه ای برای من پدید آمد، زیرا تاکنون هر چه آن حضرت فرموده بودند، تخلف نپذیرفته بود. حضرت همچنان منتظر بودند که اویس قرنی از راه رسید. ظاهراً ابتدا حضرت را نشناخت، سؤال کرد و حضرت را به او نشان دادند. وقتی به خدمت آن حضرت رسید، فرمودند: برای چه آمده ای؟ عرض کرد برای اینکه با شما بیعت کنم. فرمود: به چه بیعت کنی؟ عرض کرد: بمهجتی با سویدای قلب خود، و با دو دست با آن حضرت، بیعت کرد. و این امر منحصر و مختص به خود او بود. زیرا باقی مردم با یک دست بیعت می کردند. و سپس آن بزرگوار با دو شمشیر، یکی در دست راست و دیگری در دست چپ، جهاد کرد تا شهید شد. دیگران سپر را به دست چپ می گرفتند تا خود را حفظ کنند، اما این بزرگوار تمام همش علی (علیه السلام) بود و از خود خبری نداشت، جانم به فدایش باد که تن را قابل ندانست، لذا عرض کرد: بمهجتی.
پس ای عزیز! بهتر آن است که در هنگام گفتن انعمت علیهم این بزرگواران را در نظر آوری. گفته اند که وقتی بنده شروع به گفتن اهدنا الصراط المستقیم می کند، حضرت حق می فرماید: هذا عبدی و لعبدی ما سأل این بنده من است و آنچه او بخواهد، به او عطا خواهم کرد. کفار ایراد کردند که شما می گوئید: اهدنا الصراط المستقیم و حال آنکه تحصیل حاصل، محال است. بنابراین معلوم می شود که شما گمراه هستید. از معصوم (علیه السلام) سؤال کردند، فرمود: ای ثبتنا علی الصراط المستقیم، ما را بر راه راست، ثابت بدار در عین حال انسان در هر قدم محتاج به یافتن راه راست است.
طلبکار خدا را، منزل از ره دورتر باشد - به دریا چون رسید سیلاب، آغاز سفر باشد
گفته اند: اهدنا الصراط دعایی است مصدر به ثنا، چون نمازگزار ثنای حضرت حق را گوید، پس از اظهار عبودیت، هدایت و ثبات بر آن را سؤال نماید. کلمات نعبد و نستعین متکلم مع الغیرند و این به خاطر آن است که نمازگزار، عمل خود را در عمل دیگران داخل کند که شاید به واسطه آنها، عمل او نیز مورد قبول افتد، و همچنین است در کلمه اهدنا، زیرا قطعاً حضرت حق را بندگانی است که دعای آن ها را رد نمی کند، بلکه گفته اند: اگر نخواستی دادندی بی خواست.
ای دعا از تو، اجابت هم ز تو - ایمنی از تو، مهابت هم ز تو
ما نبودیم و تقاضامان نبود - لطف تو، ناگفته ما می شنود بارالها
این دعاها بخشش و تعلیم توست - ورنه در گلخن، گلستان از چه رست
قشیری در معنی اهدنا گفته است که: مقصود زائل کردن ظلمات احوال ما است، تا به انوار قدس تو، از رجوع به طلب ضلال خود، مستغنی شویم. یعنی: سایه پندار و جد و جهد ما را از میان بردار، تا دیده ما به نور آفتاب شهود، روشن شود و راه تو را به کشش محبت و جذبه شوق، بسر بریم. نه با پندار سعی و طلب. اما تکرار کلمه صراط از این رو است که راه خدا را، دو راه است، یکی از بنده به خدا و دیگری از خدا به بنده، که راه اول پر دزد و دغل است.
خلیلی: قطاع الفیافی الی الحمی - کثیر، و ان الواصلون قلآئل
دوست من! چه بسیارند بیابان پیمانان به سوی حریم قدس الهی، و حال آن که به مقصد رسیدگان، بسیار اندکند.
و اما راهی که از خدا به بنده است من دخلها کان امنا
صراط الذین انعمت علیهم بقبول الولایة، فان امة محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، کلهم کانوا فی الصراط المستقیم، فلما مات النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) قسموا قسمین، قسم اقرؤا بالولایة وقسم انکروه، فسأل من الله ان یهدیه صراط الذین اقرؤا بالوصایة، و دخلوا فی باب الولایة، الذی من دخله کان امنا، فهی البیت الذی قال فیه: و من دخله کان امنا راه کسانی که با قبول ولایت، به آنها نعمت بخشیدی. پس بی تردید امت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، تماما بر صراط مستقیم بودند، تا اینکه پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) وفات نمود و امت او به دو گروه تقسیم شدند: گروهی که به ولایت اقرار نمودند و گروهی که آن را انکار کردند. پس نمازگزار، از خداوند می خواهد که او را به راه کسانی که اقرار به وصایت نمودند و در باب ولایت داخل شدند، هدایت فرماید. آن دری که هر کس از آن در وارد شد، از عذاب الهی ایمن گشت. و این همان خانه ای است که خداوند درباره آن فرمود: هرکس که در آن وارد شود، ایمن گشته است.
قال علی (علیه السلام):
یا حار همدان من یمت یرنی - من مؤمن او منافق قبلا
وانت عند الصراط معترضی - ولا تخف عثرة ولا زللا
اقول للنار حین تعرض للعرض - ذریة لاتقربی الرجلا
هذا لنا شیعة و شیعتنا - اعطانی الله فیهم الاملا
یعنی: ای حار همدان! هر مؤمن یا منافقی که بیمرد، به هنگام مرگ، مرا پیش روی خود خواهد دید.
و تو نزد صراط، بر من عرضه خواهی شد، و در آن هنگام از خطا و لغزش بیمناک مباش.
وقتی آتش دوزخ، راه را بر یکی از شما ببندد، به او خواهیم گفت که: این مرد را رها کن و به او نزدیک مشو.
زیرا که او، شیعه ما است و خداوند آرزوی شیعیان ما را برآورده ساخته است.
صراط الذین انعمت علیهم، بمشاهدة المنعم دون النعمة پروردگارا! ما را به راه کسانی هدایت فرما که، فارغ از دیدن نعمت، به واسطه توفیق مشاهده منعم، نسبت به آنها انعام فرمودی.
در دیاری که توئی، بودنم آنجا کافی است - آرزوی دگرم، غایت بی انصافی است
و چه نیکو گفته است:
لب ساقی مرا، هم نقل و هم جام است هم باده - مدامم از لب ساقی، بود اسباب آماده
پس اگر خداوند کسی را به این نعمت سرافراز فرمود، همیشه در عیش و طرب است و هیچ وقت، هم و غمی برای او نیست، زیرا مشاهده محبوب او را از مشاهده هر چیز مستغنی کرده است ابن فارض گوید:
فبالحدق استغنیت عن قدح - و من شمآئلها لاعن شمولی و نشوتی
غیرالمغضوب علیهم، بترک حسن الادب فی وقت القیام لخدمتک
یعنی: نه راه کسانی که با ترک حسن ادب، به هنگام قیام برای خدمت تو، مورد غضب واقع شدند.
چنانکه قبلا ذکر شد.
در حین قرائت این سوره، خداوند سه بار به بنده خطاب فرماید که: این بنده من، تو اگر با من صحبت می داری، پس چرا توجه ات به من نیست؟ تا بنده به ایاک نعبد برسد، که اگر باز هم ملتفت نشد، مورد غضب واقع می شود.
از خدا خواهیم، توفیق ادب - بی ادب، محروم ماند از فیض رب
بی ادب تنها نه خود را داشت بد - بلکه آتش در همه آفاق زد
ولاالضالین، عن رؤیة ذلک منک نه طریق اشخاصی که گمراه شدند و نفهمیدند که آنچه هست از تو است، و گمان کردند که خود کاری کرده اند. اینان ادب را به جای آوردند، ولی غافل از منعم بودند. بی ادبی نکردند، اما نفهمیدند.
گله و شکایت می کنند که دعا کردیم و اجابت نشد، به خلاف آنهایی که همیشه می گویند: ربنا اتمم علینا نعمتک، ففی شواهد الاء الکریم تتمیم نعمآئه پروردگارا نعمت خود را بر ما تمام فرما، پس در آثار نعمتهای شخص کریم، اتمام نعمتهایش نهفته است. و نمی گوید: من کاری کردم، بلکه می گوید: تو عطا کردی رب منک الاکرام، فتفضل علینا بالاتمام پروردگارا بزرگواری و بخشندگی از تو است، پس با تمام کردن بخشش خود بر ما احسان فرما.
ای عزیز! بدان که بعد از نماز، تسبیح حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام)، به قدری فضیلت دارد که یکی نماز را خوانده و چون این تسبیح را به جای نیاورده بود، به او گفتند: نمازت را اعاده کن. دوم، سه مرتبه سوره توحید و سه مرتبه صلوات و سپس سه مرتبه آیه مبارکه و من یتق الله یجعل له مخرجاً ویرزقه من حیث لا یحتسب، و من یتوکل علی الله فهو حسبه، ان الله بالغ امره، قد جعل الله لکل شی ء قدراً، سوره طلاق، آیات 2 و 3 را بخواند و به قصد فتح باب، به طرف بالای سر بدمد. حدیث است از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام صادق (علیه السلام)، که خواندن این آیه پس از نماز، موجب وسعت رزق و طول عمر و با ایمان از دنیا رفتن است.
پایان
تم بقلم مصنفه الاحقر الجانی الفانی، حسنعلی بن علی اکبر الاصفهانی، فی تشتت الحال و انقلاب الاحوال، الذی یظهر من کلماتی انه لیس علی نهج واحد

اسرار نماز: تألیف: عالم ربانی شهید ثانی

ترجمه: محمد صالح بن محمد صادق واعظ