فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

درِ چهارم: سوره قدر و توحید

از اهل بیت (علیهم السلام) منقول است که در نمازهای فریضه، بهترین سوره که بعد از (فاتحه) خوانده شد، سوره قدر و توحید است. بدانکه: قدر سوره قدر را غیر از شیعه ندارند. از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) منقول است که: فضیلت کسی که بصیر به تفسیر این سوره بوده و اعتقاد به مفاد آن داشته باشد، بر کسی که مثل او نباشد، فضیلت روشنی است بر تاریکی.
و در کتاب من لا یحضره الفقیه است که: اولی آن است که در رکعت اول بعد از حمد، سوره قدر خوانده شود که در آن اشارتی از مقام قدسی پیغمبر و اهل بیت اوست سلام الله علیهم پس نمازگزار را باید که محض تقرب به خدای عزوجل، ایشان را وسیله سازد. چه، به سبب آنان به معرفت او جل جلاله رسیده است و در رکعت دوم سوره توحید که در عقب آن دعا (که همان قنوت است) مستجاب گردد. و در کتاب کافی روایتی به عکس این نقل شده است و بنابراین عمل به هر کدام که کنند، نیکوست.
ابو علی بن راشد گوید: که خدمت حضرت امام علی نقی (علیه السلام) مشرف شدم و گفتم: فدایت شوم، محمد بن الفرج را تعلیم کرده ای که فاضلترین سوره ای که در فرائض خوانده شود، قدر و توحید است و مرا به علت قلت آیات و قصر کلام و سرعت اتمام نماز، دل تنگ گردد، فرمود: دل تنگ مدار که به خدا قسم، فضیلت در این دو سوره است.
و ما هر دو سوره را ترجمه و تفسیر می کنیم تا تمامی اذکار نماز، بر وجه افضل مترجم باشد.
سوره قدر:
ثقات امامیه روایت کنند که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، شبی بخواب دید که بنی امیه بر منبر او بالا می رفتند بصورت بوزینگان و مردمان را واپس می راندند. آن حضرت را از این رؤیا خاطر بر آشفت، حق تعالی این سوره را فرو فرستاد.
بسم الله الرحمن الرحیم انا انزلناه فی لیلة القدر و ما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر تنزل الملائکة والروح فیها باذن ربهم من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر
بسم الله الرحمن الرحیم انا انزلناه همانا فرو فرستادیم قرآن را فی لیلة القدر در شب قدر، یعنی: اندازه نهادن و آن شبی است که حق سبحانه و تعالی، در آن تقدیر کند و اندازه نهد آنچه را که در آن سال بیاید.
و گفته اند که: مراد از این آیات آنکه ابتدای نزول قرآن در آن شب بوده، یا تمام قرآن در آن شب از لوح محفوظ صادر شده و پس از آن، جبرئیل آن را در خلال بیست و سه سال، آیه آیه، سوره سوره، به حسب مصالح و موارد، نازل ساخته.
و از اهل بیت (علیهم السلام) منقول است که: در شب قدر ملائکه نازل می شوند و تمام احکام و امور کلیه و جزئیه بندگان را تا شب قدر سال آینده بر معصوم (علیه السلام) عرضه می دارند، بدانگونه که: اگر پیغمبر است بر سبیل وحی، بر جزء و کل آگاه گردد و فرشته را نیز رؤیت کند و اگر وصی پیغمبر است، به طریق تحدیث چنانکه فرشته با وی سخن گوید و آوازش بشنود و او را نبیند. و این علوم که در آن شب ایشان را حاصل شود، تفصیل و بیان آن علمی است که قبل از آنش بر سبیل اجمال می دانسته اند. و ما ادریک و چه چیز دانا کرد تو را تا دانی ما لیلة القدر چیست شب قدر؟ یعنی: شب با عزوشرف، که هرکس در آن عبادت کند، عزیز و شریف گردد، یا عمل خیری که در آن واقع شود، نزد خدای بس با قدر بود، یا تو را که پیغمبری و سائر ائمه معصومین (علیهم السلام) را که اوصیای تواند، فتوحات وافره و فیوضات متواتره دست بدهد.
لیلة القدر خیر من الف شهر شب قدر بهتر است از هزار ماه بنی امیه، که بعد از تو، به حکومت رسند و ایشان را شب قدری نباشد و اهل بیت تو را در این شب، قدرها و قربهاست و شیعیانشان را نیز برکتها رسد و کرامتها دست بدهد.
قاسم بن فضل گفت که: ما شمردیم مدت تسلط (بنی امیه) را و هزار ماه بود، نه یک روز کم و نه یک روز بیش!
و حکمت در اخفاء و ابهام این شب، به سبب قدر گذاشتن و مغتنم داشتن همه شبهای محتمله است با شب زنده داری آن به ذکر و احیاء آن به عبادت، یا آنکه در واقع آن را شبی معین نیست، بلکه متبدل شود در لیالی سنه.
ای خواجه چه جوئی ز شب قدر نشانی - هر شب، شب قدر است اگر قدر بدانی
تنزل الملائکة و الروح فرود می آیند فرشتگان و روح بر امام عصر (علیه السلام)، فیها در این شب باذن ربهم به فرمان آفریدگارشان من کل امر از هر امری که بندگان را در کار است، از امور دینیه و دنیویه. سلام پیوسته مبارک و پی در پی برکت است هی این شب حتی مطلع الفجر تا دمیدن سپیده از شامگاه تا بامگاه بر هر که حق تعالی توفیق درک و دریافت آن را داده است، از بهترین بندگانی که به سبب صفای روح و فضیلت فکر و حسن عمل، برگزیده است ایشان را، و اراده کرده است که بر بعض امور مقضیه و مقتضیه مطلع شوند.
و این معنی نیز از صحیفه سجادیه دعای دخول ماه رمضان مستفاد می شود و در کافی نیز از آن حضرت نقل شده است که، معنی آنکه: سلام می کنند بر تو ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ملائکه من و روح من از نخستین وقتی که نازل می شوند تا طلوع فجر.
سوره توحید
روایت کنند که جمعی از کفار، آن حضرت را گفتند که: نسب و حسب خدای خود را بازگوی تا او را بشناسیم. حق تعالی این سوره را فرستاد:
بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد ولم یکن له کفواً احد
بسم الله الرحمن الرحیم قل هوالله احد بگو ای محمد که: اوست خدای یگانه، متوحد به ذات و متفرد به صفات. الله الصمد خدایی که بی نیاز است از همه، و اوست پناه نیازمندان، نخورد و نیاشامد و پاینده است و جاودان.
احد است و شمار از او معزول - صمد است و نیاز از او مخذول
آن احد نی که عقل داند و فهم - وا صمد نی که حسن شناسد و وهم
لم یلد نزاده است کسی را، رد یهود است که گفتند: عزیر پسر خداست. ولم یولد و زاده نشده است رد نصاری است که گویند: عیسی بن مریم خدای ماست. ولم یکن له کفواً احد و نیست و نبوده او را همتا، رد مجوس است که گفته اند: او را همتاست و قائل به خدای خیر و شر شده اند.
کذلک الله ربی چنین است پروردگار من. و خواندن سوره بعد از حمد، مخصوص دو رکعت اول است و در دوم و سوم اگر حمد نیز، نخوانند و بجای آن تسبیح و تحمید تو تهلیل و تکبیر گویند بر اینگونه: سبحان الله و الحمدالله و لا اله الله والله اکبر هم رواست.
و باید که قرآن را به تأنی و ترتیب و ترتیل خوانند و در آن تدبر کنند و دل فارغ دارند و توجه کامل بجای آرند.
عروس حضرت قرآن که نقاب آنگه براندازد - که دارالملک ایمان را مجرد بیند از غوغا
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: هر که قرآن خواند و خاضع نگشت و دلش نرم نشد و بیم در دل او پدید نیامد، به تحقیق، خرد پنداشته است بزرگ خدای را جل و علا.
و باید که در حال قیام به خضوع و خشوع تمام باشد و جز به سجده گاه خود نظر نیفکند و کف دستها، بر رانها گذارد و قدمها محاذی یکدیگر دارد، به دوری سه انگشت یا یک وجب، و انگشتان پا را طرف قبله قرار دهد و پس از فراغ حمد و سوره کمی درنگ کند.

درِ پنجم: رکوع

مستحب است که قبل از رکوع تکبیر گوید: در حال قیام و پس از خم شدن، دستها را بر زانوها گذارد و زن بالاتر از زانو چنانکه دست راست بر زانوی راست و دست چپ بر زانوی چپ نهد و دستها را بر پهلوها بچسباند و زانوها پس برد، و پیش نیارد و انگشتان را از هم دور کند و پشت را راست بدارد، به نوعی که اگر قطره آبی بر آن ریخته شود، بر جای ماند و گردن را موازی پشت کند و پیش افکند و نظر بر بین قدمین اندازد و قبل از تسبیح بگوید: اللهم لک رکعت بار خدایا از بهر تو رکوع کردم. ولک خشعت و برای تو فروتنی نمودم. ولک اسلمت و مر تو را منقاد و فرمانبردار شدم وبک آمنت و به تو ایمان آوردم و علیک توکلت و بر تو توکل کردم یعنی: کارهای خود به تو واگذاشتم وانت ربی و توئی پروردگار من خشع لک افتادگی کرد مر تو را سمعی گوش من و بصری و چشم من و شعری و موی من و بشری و پوست تن من و لحمی و گوشت من و دمی و خون من و مخی و مغز استخوان من و ما اقلته قدمای و آنچه برداشته آن را قدمهای من غیر مستنکف در حالتی که نیستم از پرستش تو شرم آور و نه به ننگ اندر ولا مستکبر و نه گردنکش ولا مستحسر و نه از این بابت تعبناک و خسته و ناخشنود.
نپیچم سر ز فرمانت، به تیغم گر زنی هر دم - مرا جان بهر آن باید که قربان رهت گردم
یکی از حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) پرسید که: قصد از راست نگاه داشتن گردن در رکوع چیست؟ فرمود: تأویلش آنکه: به فرمان توأم گرچه به تیغم برزنی گردن:
گر تیغ بارد، از کوی آن ماه - گردن نهادیم الحکم لله
سبحان ربی العظیم پاک و پاکیزه می دانم و منزه و مقدس می شناسم، پروردگار بزرگ خود را، از هرچه جناب عظمت و رفعت او را، روا نباشد و جلال کبریا و جبروت وی را نسزد، و نشاید و بحمده در حالتی که اشتغال به ستایش او دارم که مرا توفیق عبادت خود داد تا تنزیه او کنم و تقدیس او بجا آرم.
و مستحب است که تسبیح را تکرار کند تا سه نوبت یا پنج نوبت، یا هفت نوبت یا زیاده... بقدر نشاط و عدم ملال، مگر امام که در نماز جماعت از سه نوبت نمی گذارند و بلکه دعای مقدم را نیز نمی خواند.
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: رکوع، ادب است و سجود، قرب است و کسی که ادب نیکو بجا نیارد، شایسته قرب نگردد پس رکوع کن، رکوع کسی که بسیار فروتنی کند، خدای را عزوجل به دل، و خود را بس خوار دارد و بسی بی مقدار داند، در زیر سلطه سلطنت خدای سبحان. و نگاه دار جوارح خود را نگهداشتن کسی که ترسان و هراسان باشد بر آنچه او را فوت شود از فوائد بسیار و فزون از شمار، و چون از رکوع سر برداشت و بر جای ماند، می گوید: سمع الله لمن حمده خدای شنود و اجابت نمود و جزای خیر داد مر آن را که به صدق، وی را عبادت کرد و بستود، و غرض از این کلمه دعاست نه ثنا، و مقصود آنکه: خدای بشنود حمد حامدان را و مشکور گرداناد سعی آنان را، و این از مأموم ساقط است.
و الحمدلله رب العالمین و همه ثناها و ستایش ها، مر خدای راست که پروردگار جهانیان است. اهل الکبریاء و العظمة اوست صاحب سروری صوری و مالک برتری معنوی والجود و الجبروت و دارای بخشش و فرمانروا مر همه خلائق را به قدرت محض و غلبه کامل:
سر سرفرازان، به درگاه او - بماند فرو، تا نماند فرو

درِ ششم: سجود

مستحب است که قبل از سجود، تکبیر بگوید: در حال قیام و چون به سجود رود، نخست دو کف دست بر زمین نهد، سپس زانوها و زن به عکس این کند و باید که انگشتان هر دو دست را به جانب قبله قرار دهد و از هم نگشاید و هیچیک از دستها را به پهلو نچسباند و زانوها را از هم دور دارد و از پیشانی، مقدار یکدرهم یا بیشتر به سجده گاه برساند (نه کمترک) و بر خاک سجده کند، نه بر چوب و سنگ و امثال آن از چیزهائی که سجود بر آن جائز است و بهتر آنکه بر خاک مزار ائمه معصومین (علیهم السلام) باشد، به خصوص تربت کربلا. و اگر اعضاء سجود را، همه را برهنه کند و بر خاک رساند، افضل است.
و قبل از تسبیح بگوید: رب لک سجدت پروردگار من از بهر تو سجده کردم و بک امنت و به تو ایمان آوردم ولک اسلمت و تو را فرمان بردم و علیک توکلت و کار خود به تو واگذاشتم وانت ربی و توئی پروردگار من. سجد وجهی سجود کرد روی من للذی خلقه مر آن کسی را، که آفریده است او را به دانائی و توانائی و شق سمعه و بصره و برگشود گوش و چشم او را به شنوائی و بینائی، و الحمدلله رب العالمین و همه ستایش ها و ثناها، بر خدای راست که پروردگار جهانیان است. تبارک الله احسن الخالقین بزرگ و برتر و دائم و ثابت خدای، که بهترین آفرینندگان است:
ز ابر افکند قطره ای سوی یم - ز صلب آورد نطفه ای در شکم
از آن قطره، لؤلوی لالا کند - وزین صورتی سرو بالا کند
سبحان ربی الاعلی منزه و مقدس می خوانم و پاک و پاکیزه می دانم، پروردگار برتر و فراتر خود را، از هرچه جناب متعال او را نسزد و عزت جلال او را نشاید. و بحمده در حالتی که مشغول ستایش و نیایش اویم که توفیق بخشیده است مرا که تنزیه و تقدیس او بجای آرم.
حد این سر نیست او را سجده کردن، لاجرم - سر به زیر افکنده ام بیچاره من از شرم دوست
و تا ملال حاصل نشده، مکرر تسبیح گوید، مگر امام که بر سه نوبت اقتصار می کند.
امام جعفر صادق (ع) فرمود: به خدا که زیان نکرد، هر که حقیقت سجود را چنانکه باید به فعل آورد، گرچه در همه عمر به یک نوبت باشد. و ظفر نیافت آنکه فریب داد نفس خود را در مثل این حال، غافل و بی خبر از آنچه حق تعالی مهیا کرده است از بهر سجود کنندگان از خیر دنیا و سعادت آخرت. و دور نگشت از خدای هرگز هر که در سجود، نیکو نزدیک شد به خدای عزوجل. و نزدیک نگردد به او هرگز، هر که نیک بجای نیارد ادب سجود را و نگاه ندارد حرمت آن را و دل به غیر حق تعالی دهد در سجود. در اینصورت، عبادت چنین کسی چگونه خواهد بود؟
پس سجود کن، سجود آن کس که بس به پستی گراید و بسیار فروتنی نماید آفریدگار را عزوجل و خود را خوار و ذلیل او گرداند و داند که از خاکی آفریده شده که همه بر آن پای می نهند و از نطفه ای پدید آمده که همه آن را پلید می شمرند.
در حدیث نبوی وارد شده است که نزدیکتر وقتی که بنده را به خداست، حالت و فرصت سجود است، که حق تعالی درباره آن فرمود: واسجد واقترب، به سجده درآی و نزدیک آی و از امثال این اخبار و غیر آن، مستفاد می شود که بهترین افعال نماز، سجود است. بنابراین، به درازا کشاندن و فرو ماندن در آن، به اخلاص و آگاهی و با شوق و ذوق، بس نیکوست.
بزرگی گوید: رکوع دعوی بندگی است و سجدتین دو گواه است بر آن.
دیگری گفت: به قدر نیستی تو، هستی حق تو را جلوه گر گردد، ننگری که در رکوع سبحان ربی العظیم گویی و در سجود سبحان ربی الاعلی اگر تو نباشی او باشد و بس. تعالی و تقدس.
از هستی خویش، تا تو غافل نشوی - هرگز به مراد خویش، واصل نشوی
از بحر ظهور، تا به ساحل نشوی - در مذهب اهل عشق، کامل نشوی
و در این معنی مترجم گوید:
پای بر سر خود نه، دوست را در آغوش آر - تا به کعبه وصلش، دوری تو یک گام است
و مستحب است که چون سر از سجود بردارد، بر ران چپ نشیند و پشت قدم پای راست، بر شکم قدم پای چپ بگذارد و در خاطر بگذراند که: بار خدایا حق را برانگیزان و باطل را تباه گردان.
و چون قرار گیرد، تکبیر گوید و استغفار کند، و افضل آن است که بگوید: اللهم اغفرلی بار خدایا مرا بیامرز و ارحمنی و مرا رحمت کن و اجبرنی و شکستگی های مرا درستی ده و نقصانهای مرا تلافی فرمای واهدنی و مرا راه بنمای انی لما انزلت الی من خیر فقیر همانا من، بر آنچه که فرو فرستاده ای برایم از نیکیها سخت نیازمندم.
و اگر اقتصار بر استغفار کند و گوید: استغفرالله ربی و اتوب الیه آمرزش مطلبم از پروردگار خود و به سوی او باز می گردم نیز کافی است.
بعد از آن، تکبیر دیگر گوید، از برای سجود دوم در حال جلوس و پس از سر برداشتن از سجده نیز، تکبیر گوید و اندکی درنگ کند.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) را، از تأویل سجدتین پرسیدند، فرمود: سجده اولی که سر بر زمین نهد، اشارت است به آنکه از خاک آفریده شده است و سر که برمی دارد، کنایت است به اینکه از زمین برآمده است و سجده ثانیه، تلویح به این است که باز به زمین بازگردد، و به خاک شود و باز که سر برمی دارد، رمزی است که به این که بار دیگر از خاک برآید و برانگیخته گردد در روز رستاخیز.
منها خلقناکم و فیها نعیدکم ومنها نخرجکم تارة اخری ، سوره طه آیه 55 و چون سر از سجده برداشت، در همان هنگام که برمی خیزد بگوید:
اللهم ربی بار خدایا، ای پروردگار من بحولک با دگرگونه گرداندنت و قوتک و نیرو رساندنت، اوقم برمی خیزم، واقعد و می نشینم.
و اگر خواهد نیز بگوید: وارکع و اسجد و رکوع و سجود می کنم:
راه او را، به او توان پیمود - بار او را، به او توان برداشت