فهرست کتاب


اسرار نماز

ملامحسن فیض کاشانی‏

مختصری از زندگی علامه فیض کاشانی

محمدبن مرتضی بن شاه محمود، ملقب به محسن، از بزرگترین علمای امامیه قرن یازدهم هجری، معاصر شاه عباس ثانی است که در فقه و حدیث و تفسیر و فلسفه، صاحب نظر و تألیفات گرانبهایی دارد. وی از پیشروان روش جمع بین اصول شریعت و طریقت و حکمت بود. در مقدمه محجةالبیضاء آمده است که ملامحسن فیض در چهار میدان، گوی سبقت از همگان ربوده است. وی با بسط مبانی فلسفی و تطبیق آن با مبانی شرعی، از سایر دانشمندان ممتاز گردیده است. و در کثرت و تنوع تألیف، سرآمد دانشمندان بشمار می رود. در کتاب زهرالربیع آمده: استاد محقق، ملامحمد فیض کاشانی صاحب وافی و مؤلف نزدیک به دویست کتاب و رساله، در قم پرورش یافت و چون شنید که سید ماجد بحرانی (ملاصدرا) به شیراز رحل اقامت افکنده، به آن شهر عزیمت کرد و علوم عقلی را از استاد فراگرفت و بدامادی او مفتخر گردید. ملامحسن خود سه فهرست برای معرفی تألیفات خود نگاشته و بطوری که از آن فهرستها بدست می آید، وی بیش از هشتاد تألیف از خود بجا گذاشته است که اغلب آنها مکرر بچاپ رسیده است.
از محقق فیض آثار و ابنیه ای نیز به جای مانده که از جمله آنها تکیه فیض در اصفهان و مدرسه فیضیه در شهرستان مقدس قم است.
وی بسال 1091 ه ق. در کاشان وفات یافت و در قبرستان آن شهر مقبره او مشهور و محل رفت و آمد و نذورات مردم است.

مقدمه مولف

بسم الله الرحمن الرحیم
هرکه نه گویای تو، خاموش به - هرچه نه یاد تو، فراموش به
سپاس و ستایش کریمی را که با کمال کبریا و عظمت واستغناء و عزت، در لطف و مرحمت و باب عطوفت و رأفت، بر روی بندگان گشوده و اصناف خلائق را از شریف و وضیع و خاص و عام، رخصت مکالمه و مخاطبه و مناجات و عرض حاجات، ارزانی فرموده. تا هر که رازی دارد، با وی، روی بروی تواند گفت و هر که نیازی آرد در حضرت او، عرض تواند نمود.
نه بر درش دربانی برگماشته که به کمک رشوه به او متوسل باید بود و نه پاسبانی باز داشته که به دست آویز پیشکش به وی توسل باید نمود، نه مانعی و نه رادعی، و نه ترس از چوبکی محافظ و مدافعی:
هر که خواهد گو بیا و هرچه خواهد گو بگو - گیرودار و حاجب و دربان، در این درگاه نیست
همه کس را در همه جا و همه وقت، به جناب او راه است و از ظاهر و باطن همه کس، در همه حال آگاه، دولت ابدی و سلطنت سرمدی، او را رواست و بس. تعالی شأنه و تقدس اسمآئه.
از غایت رأفت و نهایت رحمت و فرط کرم و کرامتی که با بندگان دارد، آنان را هر شبانه روز در پنج وقت پنج نوبت به نماز امر فرموده. تا تکرار ذکر و تجدید عهد در ساعات متقاربه، وسیله تقرب بندگان گردد به آن جناب و سبب بارور شدن حب حب، در دل ایشان شود نسبت به رب الارباب. و ساعتی همه به خضوع و خشوع، روی نیاز بر آستانه خدای بنده نواز کارساز نهند، و راز دل بر حضرت علام الغیوب عرضه دهند، غم خود با لطف او گویند و دوای درد خویش، از کرم او جویند، تا او جل جلاله از روی تفضل و تعطف، ناتمامی هرکس را به قدر استعدادش، تمام نماید و شکستگیش را درستی انعام فرماید:
کریمی بر در دلها نشسته - درستی بخش دلهای شکسته
فشکراً له ثم شکراً له - علی ما هدانا لشکر النعم
ستایش او را سزاست، نیایش او را رواست که کرده خود، هدایتمان به سپاس آوری.
وصلی الله علی خیر خلقه محمد و اله و سلم.
اما بعد چنین گوید:
نماز بهترین طاعات و فاضلترین عبادات است، چنانکه در حدیث نبوی وارد شده است که: نماز ستون دین است، هرگاه مقبول شد، همه عبادات مقبول است و اگر مردود گشت، همه عبادات مردود است و چون مقصد اصلی از نماز، یاد حق تعالی است و تجدد عهد با او و ثنای او از روی مسکنت و خشوع و سؤال مهمات از او به ابتهال و خضوع، پس هر آینه بنده را ناچار است از حاضر ساختن دل در آن، و فهمیدن آنچه می گوید به زبان...
نیز در حدیث نبوی است که: نیست هر بنده ای را از نماز او اثری و ثمری، مگر آنچه که فهمیده است از آن و دل با خود داشته در آن و به روایت صحیح از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) منقول است که: همانا بنده را بالا برده شود از نمازش، همه آن و نیمه آن، سه یک آن و چهار یک آن، یا اندک آن؛ و بالا برده نشود از نمازش، مگر آنچه را که روی دل بر آن داشته است.
در حدیث دیگر وارد شده است که: هر که نماز گزارد و در آن، با نفس خود سخنی نگوید از امور دنیا، یعنی: جز به امر نماز نیندیشد و از علائق دنیوی در خاطر نگذراند، چون از آن نماز فارغ گردد، میانه او و حق تعالی گناهی نماند، مگر آنکه آمرزیده شود.
و چون اذکار نماز به زبان عربی است و بسیاری از ابناء عجم بلکه عرب هم، از درک مفاهیم آن عاجزند، بخاطر این ضعیف محسن بن مرتضی کاشانی رسید که آن را به زبان فارسی ترجمه نماید و بعضی آداب و فوائد نیز بر آن بیفزاید، شاید که جمعی از مؤمنان از آن بهره مند گردند و این فقیر بی بضاعت را در اوقات حضور دل، به دعای خیر یاد کنند.
تو که کیمیا فروشی، نظری به قلب ما کن - که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی
پس ساعتی چند از اوقات را، صرف این مهم نمود و این هشت در را به روی طالبان گشود و به ترجمة الصلوة موسوم نمود و بالله التوفیق. محسن فیض کاشانی

درِ اول: اذان و اقامه

الله اکبر: خدای عز و جل، بزرگتر است از همه چیز و از آنچه به وصف و نعت درآید، یا در وهم و خیال گنجد، یا ادراک او به عقول و حواس توان نمود، یا او را به چیزی قیاس توان کرد.
متحیر، عقول در صفتش - فکر، عاجز ز حد معرفتش
عقل عقل است و جان، جان است. او - آنچه زان برتر است، آن است او
حضرت امام جعفر صادق (ع) می فرماید که: هرگاه تکبیر گفتی، باید خود را و هرچه در آسمان و زمین است، در برابر بزرگی و کبریائی او جلت عظمته، حقیر شماری. که اگر بنده ای تکبیر گوید و در دلش عارضی باشد، به حقیقت چنان است که چیز دیگری را بیش از حق تعالی در دل، تعظیم وتوقیر می نماید و در این حال فرشته اش گوید: که ای دروغگوی! پنداری که خدای را فریب توان داد، و به خدا قسم که چنین کس از حلاوت ذکر خدای، محروم و مهجور است و از تقرب و توسل به او، ممنوع و مردود.
اشهد ان لااله الاالله گواهی می دهم که به تحقیق، معبودی سزاوار پرستش نیست، جز معبودی یکتای به حق، که او را همه صفات کمال است. و بس اوست که در خور پرستش است.
و باید که در این شهادت نیز صادق باشد، بدانگونه که هیچ چیز دیگر را بر حق تعالی نگزیند و از وی دوست تر ندارد. چه هر که چیزی را بسیار دوست دارد و اهتمام تمام در شأن او کند و بدو دل بندد، در حقیقت او را پرستنده است، پس اگر محبت و اهتمام در آن چیز، به امر حق است و به قصد فرمانبرداری او جل شأنه، در این صورت حق را پرستنده است، والا آنچه را پرستیده که او را به مهر آن واداشته، چون: شیطان و هوای نفس و مانند آن...
برافکن پرده تا معلوم گردد - که یاران دیگری را می پرستند
از احادیث قدسی است که تا تو غیر ما را خواهی، غیر ما را پرستی.
ما را خواهی خطی به عالم درکش - کاندر یکدل، دو دوستی ناید خوش
هرچه دلبند تو است، خداوند تو است و هرچه هوای تو است، خدای تو است. ارایت من اتخذ الهه هواه سوره فرقان آیه 439.
ای هواهای تو، خدا انگیز - وی خدایان تو، خدا آزار
از گفتن و اقرار کردن که الله یکی است، چه سود؛ که در پیش هزار صنم می کنی سجود. علم بی عمل وبال است و قول بی قعل نکال.
ای یکدله صد دله، دل یکدله کن - از هرچه بغیر دوست، دل را یله کن
خواهی که توحید تو مسجل شود، قبله دل یکتا کن و از غیر حق تبری، تا فعل تو مصدق قول تو باشد.
ای آنکه به قبله وفا روست تو را - از مغز چرا حجاب شد پوست تو را
دل در پی این و آن نه نیکوست تو را - یک دل داری، بس است یکدوست تو را
اشهد ان محمداً رسول الله گواهی می دهم که همانا محمد فرستاده خداست جل جلاله و باید که چون این شهادت دهد، به اقتضای آن رفتار کند و مقتضای آن اینکه، اوامر و نواهی آن حضرت را (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمانبرداری نماید.
چنانکه حق تعالی فرماید: و ما اتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا سوره حشر آیه 7 آنچه آورده است شما را رسول، فراگیرید و از آنچه بازداشته است شما را، از آن باز ایستد.
حی علی الصلوة بشتاب! روی آر به نماز، ترغیب به نماز در اذان، از آن جهت است که وضع اذان از برای اخبار است به دخول وقت. چه، معنی اذان اشعار است، یعنی: آگاه گردانیدن.
حی علی الفلاح بشتاب! روی آر به کاری که موجب فوز و رستگاری و ظفر یافتن به سعادت عظمی است در آخرت.
حی علی خیر العمل بشتاب! روی آر به بهترین کار که نماز به درگاه ایزد بی نیاز است.
نزدیکی بندگان نماز است - معراج روندگان نماز است
موقوف علیه کل طاعات - سرکرده جمله عبادات
رکن شرع و ستون دین است - شاید گفتن که دین همین است
قد قامت الصلوة به تحقیق که برپا شد نماز. یعنی: هنگام شروع آن فرا رسید. و این کلمه مخصوص اقامت است و در اذان نیست.
نیز در آخر هر یک تکبیر و تهلیل دعاهای مخصوص باید گفت.
و همه اذکار در هر کدام دو نوبت است، مگر تکبیرهای اول اذان که چهار نوبت باید گفت و تهلیل در آخر اقامت به یک نوبت...
و اذان را بلند و به تأنی باید گفت و اقامت را آهسته تر و تندتر و وقف در اواخر و فواصل هر دو باید نمود.
و فاصله میان هر دو، به دو رکعت نماز، یا یک سجده، یا یک نشستن، یا یک گام برداشتن، یا به گفتن یک تسبیح یا تحمید است.
اللهم اجعل قلبی بآراً و عملی سآرا، و عیشی قآراً واجعل لی عند قبر رسولک محمد صلی الله علیه و آله مستقراً و قراراً
بار خدایا، بگردان دلم را نیکی کننده، و عمل مرا مسرور و خوشحال گرداننده، و رزق و روزیم را تازه بتازه آینده، و زندگانی مرا در خوشی و شادمانی گذرنده، و بگردان از برای من نزد قبر پیغمبر خود، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، مکان و منزلی در دنیا و جای اقامت و درنگ در آخرت.