فهرست کتاب


توضیح المسائل حضرت آیه الله العظمی امام خمینی (ره)

امام خمینی (ره)

چند مسأله

مسأله :2230 - اگر مالک با زارع قرار بگذارد که مقداری از حاصل برای او باشد و بقیه را بین خودشان قسمت کنند، چنانچه بدانند که بعد از برداشتن آن مقدار، چیزی باقی می ماند مزارعه صحیح است.
مسأله :2231 - اگر مدت مزارعه تمام شود و حاصل به دست نیاید، چنانچه مالک راضی شود که با اجاره زراعت در زمین او بماند و زارع هم راضی باشد مانعی ندارد و اگر مالک راضی نشود، می تواند زارع را وادار کند که زراعت را بچیند و اگر برای چیدن زراعت ضرری بزارع برسد لازم نیست عوض آنرا باو بدهد، ولی زارع اگر چه راضی شود که بمالک بدهد، نمی تواند مالک را مجبور کند که زراعت در زمین بماند.
مسأله :2232 - اگر بواسطه پیش آمدی زراعت در زمین ممکن نباشد مثلاً آب از زمین قطع شود و در صورتیکه مقداری از زراعت بدست آمده باشد حتی مثل قصیل که می توان بحیوانات داد آن مقدار مطابق قرارداد مال هر دوی آنها است، و در بقیه مزارعه باطل است، و اگر زارع نکند، چنانچه زمین در تصرف او بوده و مالک در آن تصرفی نداشته است، باید اجاره آن مدت را بمقدار معمول بمالک بدهد.
مسأله :2233 - اگر مالک و زارع صیغه خوانده باشند، بدون رضایت یکدیگر نمی توانند مزارعه را بهم بزنند، و همچنین است اگر مالک بقصد مزارعه زمین را بکسی واگذار کند و طرف هم بهمین قصد بگیرد، ولی اگر در ضمن خواندن صیغه مزارعه شرط کرده باشند که هر دو یا یکی از آنان حق بهم زدن معامله را داشته باشند می توانند مطابق قراری که گذاشته اند معامله را بهم بزنند.
مسأله :2234 - اگر بعد از قرارداد مزارعه، مالک یا زارع بمیرد مزارعه بهم نمی خورد وارثشان بجای آنان است، ولی اگر زارع بمیرد و شرط کرده باشند که خود زارع زراعت را انجام دهد، مزارعه بهم می خورد، و چنانچه زراعت نمایان شده باشد، باید سهم او را بورثه اش بدهند و حقوق دیگری هم که زارع داشته، ورثه او ارث می برند، ولی نمی توانند مالک را مجبور کنند که زراعت در زمین باقی بماند.
مسأله :2235 - اگر بعد از زراعت بفهمند که مزارعه باطل بوده چنانچه تخم مال مالک بوده حاصلی هم که بدست می آید مال اوست و باید مزد زارع و مخارجی را که کرده و کرایه گاو یا حیوان دیگری را که مال زارع بوده و در آن زمین کار کرده باو بدهد، مگر در صورتیکه باطل شدن مزارعه بجهت آن باشد که قرارداد کرده باشند همه حاصل مال مالک باشد در این فرض لازم نیست مالک چیزی بزارع بدهد و اگر تخم مال زارع بوده زراعت هم مال اوست و باید اجاره زمین و خرجهائی را که مالک کرده و کرایه گاو یا حیوان دیگری که مال او بوده و در آن زراعت کار کرده بمالک بدهد مگر در صورتیکه باطل شدن مزارعه بجهت آن باشد که قرارداد کرده باشند همه حاصل مال زارع باشد در این فرض لازم نیست زارع چیزی بمالک بدهد، و در این مسأله تفصیلی است که باید بحاشیه توضیح المسائل رجوع شود.
مسأله :2236 - اگر تخم، مال زارع باشد و بعد از زراعت بفهمند که مزارعه باطل بوده چنانچه مالک و زارع راضی شوند که با اجرت یا بی اجرت زراعت در زمین بماند اشکال ندارد، و اگر مالک راضی نشود، پیش از رسیدن زراعت هم می تواند زارع را وادار کند که زراعت را بچیند، و زارع اگر چه راضی شود چیزی به مالک بدهد، نمی تواتند او را مجبور کند که اجاره بدهد و زراعت را در زمین باقی بگذارد.
مسأله :2237 - اگر بعد از جمع کردن حاصل و تمام شدن مدت مزارعه ریشه زراعت در زمین بماند و سال بعد دو مرتبه حاصل دهد، چنانچه مالک و زارع از زراعت صرفنظر کرده باشند، حکم مباهات را دارد و اگر قرارداد کرده باشند که همه محصول و ریشه مشترک باشد باید قسمت کنند و اگر قراردادشان فقط در مورد محصول سال اول باشد محصول سال دوم مال صاحب تخم می باشد.

احکام مُساقات

مسأله :2238 - اگر انسان با کسی به این قسم معامله کند که درختهای میوه ای را که میوه آن مال خود اوست، یا اختیار میوه های آن با اوست تا مدت معینی به آنکس واگذار کند که تربیت نماید و آب دهد و بمقداری که قرار می گذارند از میوه آن بردارد،این معامله را مساقات می گویند.
مسأله 2239 - معامله مساقات در درختهائی که مثل بید و چنار میوه نمی دهد صحیح نیست، ولی در مثل درخت حنا که از برگ آن استفاده می کنند یا درختی که از گل آن استفاده می کنند اشکال ندارد.
مسأله 2240 - در معامله مساقات لازم نیست صیغه بخوانند بلکه اگر صاحب درخت به قصد مساقات آنرا واگذار کند و کسی که کار می کند به همین قصد تحویل بگیرد معامله صحیح است.
مسأله 2241 - مالک و کسیکه تربیت درختان را بعهده می گیرد، باید مکلف و عاقل باشند و کسی آنها را مجبور نکرده باشد، و نیز باید حاکم شهر آنان را از تصرف در مال خودشان منع نکرده باشد، بلکه اگر در حال بالغ شدن سفیه باشند اگر چه حاکم شرع منع نکرده باشد معامله ایشان صحیح نیست.
مسأله 2242 - مدت مساقات باید معلوم باشد و اگر اول آنرا معین کنند و آخر آنرا موقعی قرار دهند که میوه آن سال بدست می آید صحیح است.
مسأله 2243 - باید سهم هر کدام نصف یا ثلث حاصل مانند اینها باشد و اگر قرار بگذارد که مثلاً صد من از میوه ها مال مالک و بقیه مال کسی باشد که کار می کند، معامله باطل است.
مسأله :2224 - باید قرار معامله مساقات را پیش از ظاهر شدن میوه بگذارند و اگر بعد از ظاهر شدن میوه و پیش از رسیدن آن قرار بگذارند پس اگر کاری مانند آبیاری که برای تربیت درخت لازم است باقی مانده باشد، معامله صحیح است وگرنه اشکال دارد، اگر چه احتیاج به کاری مانند چیدن میوه و نگهداری آن داشته باشد.
مسأله :2245 - معامله مساقات در بوته خربزه و خیار و مانند اینها صحیح نیست.
مسأله :2246 - درختی که از آب باران یا رطوبت زمین استفاده می کند و به آبیاری احتیاج ندارد، اگر بکارهای دیگر مانند بیل زدن و کود دادن محتاج باشد، معامله مساقات در آن صحیح است، ولی چنانچه آن کارها در زیاد شدن یا خوب شدن میوه اثری نداشته باشد معامله مساقات اشکال دارد.
مسأله :2247 - دو نفری که مساقات کرده اند، با رضایت یکدیگر می توانند معامله را بهم بزنند، و نیز اگر در ضمن خواندن صیغه مساقات شرط کنند که هر دو، یا یکی از آنان حق بهم زدن معامله را داشته باشند، مطابق قراری که گذاشته اند، بهم زدن معامله اشکال ندارد، بلکه اگر رد معامله شرطی کنند و عملی نشود، کسی که برای نفع او شرط کرده اند، می تواند معامله را بهم بزند.
مسأله :2248 - اگر مالک بمیرد، معامله مساقات بهم نمی خورد ورثه اش بجای او هستند.
مسأله :2249 - اگر کسیکه تربیت درختها باو واگذار شده بمیرد چنانچه در عقد شرط نکرده باشند که خودش آنها را تربیت کند، ورثه اش بجای او هستند، و چنانچه خودشان عمل را انجام ندهند و اجیر هم نگیرند، حاکم شرع از مال میت اجیر می گیرد و حاصل را بین ورثه میت و مالک قسمت می کند و اگر شرط کرده باشند که خود او درختها را تربیت نماید، پس اگر قرار گذاشته اند که بدیگری واگذار نکند، با مردن او معامله بهم می خورد، و اگر قرار نگذاشته اند مالک می تواند عقد را بهم بزند، یا راضی شود که ورثه او یا کسی که آنها اجیرش می کنند، درختها را تربیت نماید.
مسأله :2250 - اگر شرط کند که تمام حاصل برای مالک باشد، مساقات باطل است، و میوه مال مالک می باشد و کسیکه کار می کند نمی تواند مطالبه اجرت نماید ولی اگر باطل بودن مساقات بجهت دیگر باشد، مالک باید مزد آبیاری کارهای دیگر را به مقدار معمول بکسی که درختها را تربیت کرده بدهد.
مسأله :2251 - اگر زمینی را بدیگری واگذار کند که در آن درخت بکارد و آنچه عمل می آید مال هر دو باشد، معامله باطل است پس اگر درختها مال صاحب زمین بوده، بعد از تربیت هم مال اوست و باید مزد کسی که آنها را تربیت کرده بدهد، و اگر مال کسی بوده که آنها را تربیت کرده بعد از تربیت هم مال اوست و می تواند آنها را بکند، ولی باید گودال هائی را که بواسطه کندن درختها پیدا شده پرکند و اجاره زمین را از روزی که درختها را کاشته بصاحب زمین بدهد، و مالک هم می تواند او را مجبور نماید که درختها را بکند و اگر بواسطه کندن درخت عیبی در آن پیدا شود، باید تفاوت قیمت آنرا بصاحب درخت بدهد و نمی تواند او را مجبور کند که با اجازه یا بدون اجازه درخت را در زمین باقی بگذارد.

کسانیکه نمی توانند در مال خود تصرف کنند

مسأله :2252 - بچه ای که بالغ نشده شرعاً نمی تواند در مال تصرف کند و نشانه بالغ شدن یکی از سه چیز است: اول روئیدن موی درشت، زیر شکم بالای عورت. دوم بیرون آمدن منی. سوم تمام شدن پانزده سال قمری در مرد و تمام شدن نه سال قمری در زن.
مسأله :2253 - روئیدن موی درشت در صورت و پشت لب و در سینه و زیر بغل و درشت شدن صدا و مانند اینها نشانه بالغ شدن نیست، مگر انسان به واسطه اینها ببالغ شدن یقین کند.
مسأله :2254 - دیوانه و سفیه یعنی یعنی کسیکه مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می کند اگر در حال بالغ شدن سفیه باشد یا حاکم شرع او را تصرف در اموالش جلوگیری کرده باشد، نمی توانند در مال خود تصرف نمایند.
مسأله :2255 - کسیکه گاهی عاقل و گاهی دیوانه است، تصرفی که موقع دیوانگی در مال خود می کند صحیح نیست.
مسأله :2256 - انسان می تواند در مرضی که بآن مرض از دنیا می رود هر قدر از مال خود را به مصرف خود و عیال و مهمان و کارهائی که اسراف شمرده نمی شود برساند، و نیز اگر مال خود را بکسی ببخشد یا ارزانتر از قیمت بفروشد یا اجازه دهد صحیح است.