فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس نود و هفتم روز پنجشنبه 11 روز از شعبان 368 مانده در مشهد رضا

1- عبد العزیز بن مسلم گوید:
ما در روزگار علی بن موسی الرضا (ع) در مرو بودیم و یک روز جمعه در مسجد جامعش گرد آمدیم و تازه وارد بودیم، مردم موضوع امامت را مورد گفتگو و اختلاف بسیار مردم را در آن یادآور شدند من شرفیاب حضور سید و مولایم رضا (ع) شدم و موضوع بحث روز مرد مرا باو خبر دادم لبخندی زد و فرمود ای عبد العزیز مردم نادانند و از دین خود فریب خوردند براستی خدای عز و جل پیغمبرش را قبض روح نکرد تا دین او را کامل کرد و قرآن را باو نازل کرد که تفصیل هر چیز در آن است، حلال و حرام و حدود و احکام و آنچه مردم بدان نیاز دارند در آن بیان کرد و فرمود ما در این کتاب چیزی فرو گذار نکردیم و در سفر حجة الوداع که آخر عمر پیغمبر بود در سوره مائده آیه
3- فرمود:
امروز دین را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما پسندیدم تا دین شما باشد، امر امامت از کمال دین است و تمامیت نعمت و آن حضرت از دنیا نرفت تا برای مردم معالم دین آنان را بیان کرد و راه آن ها را روشن کرد و آنها را بر جاده حق واداشت علی (ع) را برای آن ها پیشوا ساخت و چیزی که امت بدان حاجتمند باشند وانگذاشت که بیان نکرده باشد، هر کس گمان کند خدا دینش را کامل نکرده کتاب خداوند عزیز را رد کرده و هر کس کتاب خدا را رد کند کافر است آیا شما قدر امامت و موقعیت آن را در میان ملت میدانید؟ تا اختیار و انتخاب مردم در آن روا باشد، براستی امامت اندازه ای فراتر و مقامی بزرگوارتر و موقعیتی بالاتر و آستانی والاتر و باطنی عمیق تر از آن دارد که خرد مردم بدان رسد و رأی و نظرشان بدان اندازه دهد تا بتوانند برای خود امامی انتخاب کنند، امامت مقامی است که حضرت ابراهیم خلیل پس از مقام نبوت و خلت از خدا بدان رسید و این سومین درجه و فضیلتی بود که ساختم، بدان مشرف گردید و خدای تعالی ذکره بدان اشاره فرموده (بقره- 124) براستی تو را امام مردم حضرت خلیل از شادمانی بدین درجه و مقام عرضکرد و از ذریه و نژاد من هم بهره مند باشند خدای تبارک و تعالی فرمود عهد و فرمان من بدست ظالمان نمیرسد و این آیه، امامت هر ظالمی را تا قیامت باطل کرده و آن را مخصوص برگزیدگان دانسته.
سپس خدای عز و جل او را گرامی داشت و امامت را در ذریه و نژاد برگزیده او نهاد و فرمود (انبیاء- 72) (اسحق و یعقوب را باو غنیمت بخشیدیم و همه را شایسته نمودیم و آنها را رهبرانی ساختیم که بدستور ما هدایت میکردند و کارهای خیر را ب آن ها وحی کردیم و بر پا داشتن نماز و پرداخت زکاة را و برای ما عابدان بودند» این امامت همیشه در ذریه او بود و از هم ارث میبردند قرن بقرن تا بپیغمبر (ص) رسید و خدا فرمود (آل عمران- 68) براستی سزاوارتر مردم بابراهیم پیروان اویند و همین پیغمبر و کسانی که گرویدند و خدا ولی مؤمنانست، این مقام امامت به آن حضرت اختصاص داشت و بدستور خدا آن را دریافت براستی که خدای تعالی آن را واجب کرده بود و بذریه برگزیده منتقل گردید که خدا ب آن ها علم و ایمان داده طبق گفته خدای عز و جل (روم- 56) گفتند آن کسانی که ب آنها علم و ایمان داده شد هر آینه در کتاب خدا ماندید تا روز قیامت و این روز قیامت است ولی شما ندانید» آن ها فرزندان علی (ع) هستند تا قیامت زیرا پس از محمد پیغمبری نیست، این نفهمها چطور برای خود امام میتراشند با آنکه امامت مقام انبیاء وارث اوصیاء است، امامت خلافت از طرف خدا و رسول خدا و مقام امیر المؤمنین است و میراث حسن و حسین است، امامت زمام دین و نظام مسلمین و عزت مؤمنین است امامت بنیاد پاک اسلام و شاخه با برکت آنست، بوسیله امامت نماز و روزه و زکاة و حج و جهاد درست میشوند، غنیمت و صدقات بسیار میگردند، حدود و احکام اجرا میشوند مرزها و نواحی کشور مصون میشوند، امام حلال و حرام خدا را بیان می کند و حدود خدا را برپا میدارد و از دین خدا دفاع می کند و با حکمت و پند نیک و دلیل رسا براه خدا دعوت مینماید، امام مانند آفتاب در عالم طلوع کند و بر افق قرار گیرد که دست و دیده مردم بدان نرسد، امام ماه تابنده، چراغ فروزنده، نور برافروخته و ستاره رهنما در تاریکی شبها و بیابان های تنها و گرداب دریاها است امام آب گوارائیست برای تشنگی و رهبر بحق و نجات بخش از نابودیست، امام چون آتشی است بر تپه برای سرمازدگان و دلیلی است در تاریکیها که هر که از آن جدا شود هلاک است.
امام ابریست بارنده، بارانی است سیل آسا، آفتابیست فروزان و آسمانیست سایه بخش و زمینیست گسترده و چشمه ایست جوشنده و غدیر و باغی است امام امینی است یار و پدریست مهربان و برادری است دلسوز و پناه بندگان خداست در موقع ترس و پیش آمدهای بد، امام امین خدای عز و جل است در میان خلقش و حجت او است بر بندگانش و خلیفه او است در بلادش و دعوت کننده بسوی خدای عز و جل است و دفاع کننده از خدای جل جلاله است، امام کسی است که از گناهان پاکست و از عیوب برکنار است، بدانش مخصوص است و بحلم و بردباری موسوم، نظام دینست و عزت مسلمین و خشم منافقین و هلاک کفار، امام یگانه روزگار خود است، کسی با او برابر نیست و دانشمندی با او همسر نیست و جای گزین ندارد، مانند و نظیر ندارد بدون تحصیل مخصوص بفضل و از طرف مفضل منان وهاب جواد و کریم بدان اختصاص یافته، کیست بحق شناسائی امام برسد و تواند او را انتخاب کند؟ هیهات هیهات، خردها در باره اش گمراهند و خاطرها در گمگاه، عقلها سرگردان و چشمها بی دید، بزرگان در اینجا کوچکند و حکیمان در حیرت و سخنوران گنگ، بردباران کوته نظر و هوشمندان گیچ و نادان شعراء لال و ادباء درمانده و پیشوایان بی زبان شرح یک مقامش نتوانند و وصف یکی از فضائلش ندانند، همه بعجز معترفند، چگونه توان کنهش را وصف کرد و اسرارش فهمید، چطور کسی بجای او ایستد و حاجت مربوط باو آورد، نه، چطور؟ از کجا؟ او در مقام خود اختریست که بر افروزد و از دسترس دست یازان و وصف واصفان فراتر است، انتخاب بشر کجا باین پایه برتر رسد، عقل کجا و مقام امام کجا، کجا چنین شخصیتی یافت شود گمان برند که در غیر خاندان رسول (ص) امامی یافت شود، خودشان تکذیب خود کنند، بیهوده آرزو برند و بگردنه بلند لغزاننده ای گام نهند که آن ها را بنشیب پرتاب کند، خواهند بعقل نارسای خود امامی سازند و برأی گمراه کننده پیشوائی پردازند، جز دوری و دوری از مقصد حق بهره نبرند، خدا آن ها را بکشد تا کی دروغ گویند، بپرتگاه برآمدند و دروغ بافتند و سخت بگمراهی افتادند و بسرگردانی گرفتار شدند، دانسته و فهمیده امام خود را گذاشتند و پرچم باطل افراشتند «شیطان کارشان را برابرشان آرایش داد و آنها را از راه بگردانید با آنکه حق جلو چشم آنها بود» (عنکبوت- 28) از انتخاب خدای جل جلاله و رسول خدا روی برتافتند و بانتخاب باطل خویش گرائیدند (قصص- 28) پروردگار تو بیافریند آنچه خواهد و برای آنها انتخاب کند اختیاری در کار خود ندارند منزه است خدا و برتر است از آنچه شریک او شمارند، خدا فرموده است (احزاب- 36) برای هیچ مرد و زن با ایمان اختیاری در برابر حکم خدا و رسولش در امری از امورش نیست، و فرموده است (قلم- 36) چیست برای شما، چگونه قضاوت میکنید؟ 37 یا بلکه کتابی دارید که از آن درس میخوانید 38 که حق دارید چه اختیار کنید؟ 39 یا بر ما قسمی دارید که امضاء شده و تا قیامت حق قضاوت دارید؟ 40 بپرس کدامشان در این موضوع پیشوا است؟ 41 یا برای آنها شریکانی است؟ بیاورند شرکای خود را اگر راست گویند، و خدای عز و جل فرموده است (محمد- 24) آیا در قرآن تدبر نکنند یا قفل بر دل دارند یا خدا دلشان را مهر کرده و نمیفهمند، در سوره انفال
20- 23 گویند میشنویم و شنوائی ندارند- براستی بدتر جانوران نزد خدا کرها و گنگهائیند که عقل ندارند اگر خدا در آنها خیری میدانست ب آنها شنوائی میداد و اگر هم می شنیدند پشت میکردند و رو بر میگردانیدند» یا گویند شنیدیم و عمدا مخالفت کردیم، بلکه آن فضلی است که خدا بهر که خواهد دهد، خدا صاحب فضل بزرگ است، چگونه میتوانند امام اختیار کنند با آنکه باید امام شخصیتی باشد که: 1- دانا باشد و نادانی نداشته باشد.
2- راعی و سرپرستی باشد که شانه خالی نکند و نکول ننماید.
3- معدن قدس و طهارت و نور و زهد و علم و عبادت باشد.
4- مخصوص باشد بدعوت از طرف رسول خدا و از جانب او معین شود.
5- از نژاد فاطمه زهراء مطهره بتول باشد.
6- در نسب او تیرگی و گفتگو نباشد و از بالاترین خاندان در قبیله قریش و کنگره رفیع بنی هاشم و عترت رسول اکرم و پسند خدای عز و جل باشد.
7- شرف اشراف و زاده عبد مناف باشد.
8- شکافنده حقائق علم و دارای مقام کامل بردباری و حلم باشد.
9- مملو از معنویات امامت و دانای بتدبیر و سیاست باشد.
10- واجب الاطاعة باشد و بامر خدا قیام کند.
11- ناصح بندگان خدا و حافظ دین خدای عز و جل باشد.
براستی پیغمبران و امامان (ع) را خدا توفیق دهد و از مخزون علم و حکمت خود ب آنها چیزها عطا کند که بدیگران ندهد و دانش آن ها برتر از دانش همه اهل زمان های آنها است چنانچه خدای عز و جل فرماید.
(یونس- 35) آیا کسی که رهبری کند شایسته پیرویست یا کسی که نیازمند هدایت است، چه شده شما چگونه قضاوت کنید؟ (بقره- 269) بهر که حکمت داده شد خیر بسیار داده شده و جز خردمندان یاد آور آن نباشند.
(بقره- 247) در باره طالوت فرماید «براستی خدا او را بر شما برگزید و افزونی در علم و جسم داد، خدا بهر که خواهد ملکش را بدهد، خدا واسع و دانا است، در باره پیغمبر خود فرموده (نساء- 113) و فضل خدا بر تو بزرگ است، در باره خاندانش که از آل ابراهیم هستند فرمود (نساء- 54) یا حسد بردند بمردم در آنچه خدا از فضل خود ب آنها داد محققا عطا کردیم به آل ابراهیم کتاب و حکمت و ب آنها بزرگی دادیم 55- برخی بدان ایمان داشته و برخی نداشته، دوزخ آتشی افروخته بقدر کفایت دارد.
براستی چون خدا بنده ای را برای اصلاح کار بندگان خود انتخاب کند باو شرح صدر عطا کند و در دلش چشمه های حکمت و فرزانگی بجوشاند و دانش خود را از راه الهام باو آموزد و در پاسخ هیچ سؤال و پرسشی در نماند و از حق و حقیقت سرگردان نشود، زیرا از طرف خداوند معصوم است و مشمول کمک و تأیید او است از خطا و لغزش و برخورد ناصواب در امان است، خدا او را بدین صفات اختصاص داده تا حجت بالغه بر هر کدام از خلقش باشد که او را درک کند، این فضل الهی است که بهر که خواهد عطا کند، خدا صاحب فضل بزرگی است، آیا بشر قادر است چنین امامی انتخاب کند یا منتخب آنها دارای چنین صفاتی بوده و آن را پیش انداخته اند بحق خانه خدا که تعدی کردند و قرآن را پشت سر انداختند، مثل اینکه مطلب را نمیدانند، هدایت و شفا در کتاب خداست که پشت بدان دادند و پیرو هوای خود شدند و خدا آن ها را نکوهید و دشمن داشت و بدبخت ساخت و فرمود (قصص- 50) کیست گمراه تر از آنکه پیرو هوس خویش است، بی رهبری از جانب خدا، براستی خدا مردم ستمکار را هدایت میکند، و فرمود (غافر- 35) بزرگ است، در دشمنی نزد خدا و آنها که گرویدند همچنان خدا بر دل هر متکبر جباری مهر زند و صلی اللَّه علی محمد المصطفی و علی المرتضی و فاطمة الزهراء و الائمة من ولدها المصطفین الاخیار آل یس الابرار و سلم تسلیما کثیرا.
فراغت از ترجمه روز 4 شنبه 9 آذر سال 1339 خورشیدی
برابر 10 جمادی الآخر سال 1379 هجری قمری در شهر ری.
محمد باقر- کمره ای