فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس هشتاد و چهارم روز سه شنبه دوازده روز از رجب 368 مانده

1- رسول خدا بعلی بن ابی طالب چنین سفارش کرد:
ای علی چون عروس را بخانه تو آرند وقتی نشست کفش او را بکن و پایش را بشو و آبش را بدر خانه ات بریز که چون چنین کنی خدا از خانه ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد و هفتاد هزار رنگ برکت در آن درآورد و هفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد که بر سر عروس بچرخد تا برکت آن بهر گوشه خانه ات برسد و خدا عروس را از جنون و خوره و پیسی امان دهد که باو رسند تا در آن خانه است و عروس را تا یک هفته از دوغ و سرکه و گشنیز و سیب ترش منع کن، علی گفت یا رسول اللَّه چرا او را از این چهار چیز منع کنم؟ فرمود چون رحم از این چهار عقیم شود و اولاد نیاورد و حصیر کف خانه از زن نازاد به است علی گفت چطور سرکه از او منع کند، فرمود چون بر سرکه حائض گردد هرگز پاک نشود بطور کامل و گشنیز حیض را برانگیزد در درون او و زایش را سخت کند و سیب ترش حیض را ببندد و مایه درد شود.
سپس فرمود ای علی با زنت اول و میانه و آخر ماه مجامعت مکن که دیوانگی و خوره و گیجی بدو شتابند و بفرزندش، بعد از ظهر جماع مکن که اگر فرزندی آورید قیچ باشد و شیطان به قیچی انسان شاد است، نزد جماع سخن مگو که اگر فرزندی شود از گنگی در امان نیست مبادا کسی بفرج زنش بنگرد و باید وقت جماع دیده بر هم نهد زیرا نظر بفرج مایه کوری فرزند است ای علی با زنت بعشق زن دیگری مجامعت مکن که میترسم اگر فرزندی شود مخنث و زن منش و گیج باشد، هر که با زن خود در بستر جنب است قرآن نخواند که میترسم آتشی از آسمان فرود آید و هر دو را بسوزاند، ای علی جماع مکن جز آنکه خودت دستمالی داشته باشی و زنت دستمال دیگر با یک دستمال خود را پاک نکنید که شهوت بر شهوت افتد و مایه دشمنی است میان شما و شما را بجدائی و طلاق کشد، ایستاده جماع مکن که کار خرانست و اگر فرزندی شود در بستر بشاشد چون خر که در هر جا بشاشد، در شب فطر جماع مکن که اگر فرزندی شود بسیار بد باشد، در شب عید قربان جماع مکن که فرزند شش انگشت آید یا چهار انگشت، زیر درخت بار دار جماع مکن که فرزند جلاد و آدمکش و کدخدا آید، در برابر پرتو آفتاب جماع مکن، مگر با روپوش بر هر دوان که اگر فرزند شود در سختی و فقر باشد تا بمیرد، میان اذان و اقامه جماع مکن که فرزند خونخوار آید ای علی چون زنت آبستن باشد بیوضوء با او جماع مکن که فرزند کوردل و بخیل آید در نیمه شعبان جماع مکن که فرزند شوم و با خال چهره آید، در آخر ماه دو روز از آن مانده جماع مکن که فرزند گمرکچی و معاون ظالم آید و جمعی از مردم بدستش هلاک شوند بر سر پشت بامها جماع مکن که فرزند منافق و ریاکار و بدعت گذار آید چون قصد سفر داری در شب جماع مکن که فرزند ولخرج آید رسول خدا این آیه را خواند (سوره اسراء- 30) براستی مبذرین برادران شیاطین باشند، چون در سفری رفتی تا سه شب و روز جماع مکن که فرزند معاون هر ظالم بر تو آید، ای علی شب دوشنبه ملازم جماع باش که اگر فرزندی آید حافظ قرآن و راضی بقسمت خدا باشد. ای علی اگر شب سه شنبه جماع کنی و فرزندی آید پس از شهادت به شهادتین شهادت روزیش باشد و خدا با مشرکانش کیفر نکند و بوی دهانش خوش باشد و رحم دل و با سخاوت و پاک زبان از غیبت و دروغ و بهتان است، اگر شب پنجشنبه جماع کنی و فرزندی آید حاکمی از حکام گردد یا عالمی از علماء در روز پنجشنبه ظهر هنگام که آفتاب در وسط آسمانست فرزند که آید تا پیر شود شیطان باو نزدیک نگردد و با فهم باشد و در دین و دنیا سلامت روزیش گردد، در شب جمعه باشد و فرزند آید سخنور و گویا و زبان آور شود و در روز جمعه پس از عصر باشد و فرزند آید معروف و مشهور و دانشمند گردد در شب جمعه بعد از نماز عشاء باشد امید فرزندی میرود که از ابدال باشد ان شاء اللَّه، ای علی در ساعت اول شب با زنت جماع مکن که اگر فرزندی شود بسا باشد جادوگر و دنیا طلب در آید، ای علی این سفارش مرا بیاد نگهدار چنانچه من از جبرئیل نگهداشتم.
2- امام باقر (ع) فرمود:
یکی از اصحاب امیر المؤمنین بنام همام که مردی عابد بود خدمتش آمد و عرضکرد یا امیر المؤمنین مردان با تقوی را برایم توصیف کن تا گویا آنها را دیده باشم علی (ع) در جوابش سنگینی کرد و سپس باو فرمود ای همام تو تقوی پیشه کن و احسان نما زیرا خدا همراه با متقیان و محسنان است همام گفت یا امیر المؤمنین تو را بحق آنکه بدان چه مخصوصت کرده و گرامیت داشته و بتو بخشش کرده و تفضل کرده و بحق آنچه بتو داده و عطا کرده آنها را برایم وصف کن امیر المؤمنین (ع) بر سر دو پا ایستاد و سپاس و ستایش خدا نمود و صلوات بر پیغمبر فرستاد و پس از آن فرمود:
اما بعد براستی خدای عز و جل از خلق را که آفرید از طاعت آنها بی نیاز بود و از نافرمانی آن ها آسوده زیرا معصیت عاصیانش زیانی ندارد و طاعت فرمانبرانش سودی نبخشد، رزق آنها را میانشان قسمت کرد و هر کدام را بجای خود نهاد و همانا آدم و حوا را از بهشت فرود آورد برای کیفر آن ها چون مخالفت او کردند و عصیان امرش نمودند، متقیان در این دنیا همان اهل فضائلند که گفتارشان درست و پوشاکشان متوسط و رفتارشان تواضع است برای خدای عز و جل بفرمانبری خشوع کردند و آماده شدند دیده، از آنچه خدا حرام کرده پوشیدند و گوش بدانش دادند، در حال گرفتاری چون حال آسایش خود داری کردند برای رضا بقضای خدا و اگر نبود عمر مقدرشان جان هاشان در تنشان نمی گنجید یک چشم بهمزدن از شوق ثواب و ترس عقاب خدا در نظرشان بزرگ آمد و هر چیز دیگر پست، آنها خود را در بهشت دانند چون کسی که در آن متنعم و بر آن تکیه زده، در دوزخ نگرند چون کسی که در آن عذاب کشد دلهاشان پراندوه و از بدی آنها آسوده اند تنی لاغر دارند و نیازی اندک و روحی پارسا و هزینه آخرتی از دنیا بردارند بزرگ، چند روز کوتاه شکیبا شوند و دنبالش آسایش درازی دارند، تجارتی سودمند کنند که پروردگاری کریم برای آنها فراهم کرده دنیا آنها را خواهد و آن را بخواهند و دنبال آنها رود و درمانده اش کنند در شب دو گام در صف کنند و جزوه های قرآن را بخوانند با آن غم خورند و از آن مژده یابند و درمان دردشان باشد و خود را بدان در پناه نهند و غمشان از گریه بر گناهان بجوشد و از زخم دل خود دردمند باشند، چون ب آیه ای رسند که بترساند با گوش و چشم دل بدان تو چه کنند و تنهاشان بلرزه آید و دلهاشان بهراسد و دریابند که شیهه و شهیق دوزخ در بن گوش آنها است و چون ب آیه ای گذرند که تشویق کند بدان اعتماد کنند از روی طمع و روحشان از شوق بر آن پرد و دریابند که جلو چشم آنها است، زانو زده اند برابر جبار بزرگواری پیشانی و کف و زانو و نوک پا بر خاک نهاده و اشک آنها بر گونه هایشان روانست و بخدا میزارند برای آزادی خود، در روز حلیم و دانشمند و نیکو کار و با تقوایند و ترس آنها گوشت آنها را ریخته و چون چوب تیر پرداخته اند و کسی که آنها را بیند گمان برد بیمارند و آنها بیماری ندارند یا گویند دیوانه اند در سر آنها اندیشه بزرگی است از فکر خدا و سلطنت استوارش همراه باد مرگ و هراس های قیامت اینست که دل آنها را بهراس افکنده و عقلشان پریده و چون بخود آیند با اعمال نیک بخدای عز و جل گرایند برای خدا بعمل باندک خشنود نباشند و فراوان را برای او بسیار نشمارند آنها بخود بدگمانند و از کردار خودشان ترسان، اگر یکی از آنها را بستانید بترسد از آنچه گویند و آمرزشخواهند از آنچه ندانند و گوید من خود را بهتر شناسم از دیگران و پروردگار من از خود من داناتر است خدایا بدان چه گویند مرا مؤاخذه مکن و بهتر از آنچه گویند مرا بنما و آنچه را ندانند برایم بیامرز زیرا تو علام الغیوبی و ساتر عیوبی و نشانه هر کدامشان اینست که در دین توانا است و در عین نرمی محتاطست و یقین او با ایمانست و در تحصیل علم حریصت و در فهم خرده بین و در دانش بردبار و در کسب با آرامش و در هزینه دادن مهربان در توانگری میانه رو در عبادت با خشوع و در نداری با تحمل و در سختی صبور و بدسترنج خود با مهربانی و در حق عطابخش و طالب حلال و نشیط در هدایت و بر کنار از طمع و پاک در راست روی و چشم پوش از شهوت، ستایش نادانش نفریبد، و اما آنچه داند از دست ندهد، خود را در کردارش کند شمارد و کارهای شایسته کند و باز هم در هراس است شب کند و هم او شکر است و صبح و کند کارش ذکر است، شب بگذراند در حذر از غفلت که او را باید و شاد از فضل که در حق او بدست آید اگر نفس بر او سخت گیرد خواستش را در آنچه زیان دارد نیارد، شاد است بدان چه بماند و بپاید و چشمش روشن است بدان چه زوال ندارد و شوقش در آنست که بماند و بیرغبت است در آنچه نماند، دانش را با بردباری آمیزد و بردباری را با خرد، ببینی او را که تنبلی از او دور است، در نشاط است، آرزویش کوتاهست و لغزشش کمست و در انتظار مرگ است و دلش خاشعست و در یاد پروردگار است و از گناهش ترسانست و نفسش قانعست و از نادانی خود در جستجو است، سهل کار است و نگهدار دین خود و شهوتش را کشته و خشمش را فرو خورده اخلاقش پاک و همسایه از او آسوده است کبرش کمست و صبرش استوار و ذکرش بسیار و کارش محکم در آنچه دوستانش سپارند خیانت نکند و گواهی خود از دشمنانش دریغ ندارد و کار حقیرا بریاء نکند و از شرم واننهد، خیر او مورد انتظار است و از شرش آسوده اند اگر غفلت ورزد خدایش در ذاکران ثبت کند و چون ذکر گوید از غافلانش محسوب ندارد از ستمکارش بگذرد و ب آن که محرومش کند عطا دهد و آنکه از او ببرد با او پیوندد و بردباری را از دست ندهد و در مورد شک شتاب نکند و از آنچه بر او آشکار شود چشم پوشد نادانیش دور است و گفتارش نرم و نیرنگش معدوم و احسانش معروف و گفتارش راست و کارش نیکو خیرش در پیش و شرش گریزان در لرزشها سنگینست و در گرفتاریها شکیبا و در فراغت بال شاکر بر آنکه دشمن دارد ستم نکند و در باره دوست گناه نورزد و آنچه از او نیست ادعا نکند و حقی که بر او است منکر نگردد و بحق اعتراف کند پیش از آنکه بر او گواه شوند آنچه باید حفظ کند گم نکند و کسیرا بلقب بد نخواند بر کسی ستم نکند و حسد نبرد و آزار همسایه نکند در مصیبت کسیرا شماتت نکند بدرستی شتابد و امانت را رد کند و از زشتیها عقب ماند و امر بمعروف کند و نهی از منکر، بنادانی مداخله در کارها نکند و از حق بیرون نرود برای درماندگی، اگر خموشی کند از آن غمنده نشود و اگر گوید خطا نکند و اگر خندد قهقه بلند نزند. ب آنچه مقدر او است راضی است خشم او را سرافکنده نکند و هوی بر او چیره نشود و بخل بر او غالب نگردد و طمع در آنچه از او نیست نکند با مردم در آمیزد تا بداند و خاموش شود تا سالم بماند و بپرسد تا بفهمد و بکاود تا بداند، بخیر توجه نکند برای آنکه بدان نبازد و سخن بجبروت نکند اگر ستم بیند صبر کند تا خدا برایش انتقام گیرد خودش از خود در رنجست و مردم از او در آسایش خود را برای آخرتش در رنج اندازد و مردم را از خود در آسایش اندازد و هر که از او دوری کند از بغض و نزهت است و هر که باو نزدیک شود قرین نرمش و مهربانیست دوریش از تکبر نیست و بزرگ منشی و نزدیکیش از مکر و دغل نیست بلکه بهر که پیش از او بود است از اهل خیر اقتداء کند و پیشوای آیندگانست در نیکوکاری گوید همام در این جا نعره ای زد که مرد امیر المؤمنین فرمود بخدا من از این بر او میترسیدم دستور داد او را تجهیز کردند و بر او نماز خواند فرمود پند رسا با اهلش چنین کند، یکی گفت تو خود چطوری؟ فرمود وای بر تو برای هر کس عمریست که از آن نگذرد و سببی است که از آن تجاوز نکند آرام باش و بازمگو که این گفتار را شیطان بزبانت نهاد.
3- ابو سعید گفت:
روز غدیر رسول خدا (ص) دستور داد منادی ندای نماز جماعت کشید و پیغمبر دست علی را گرفت و فرمود هر که را من آقا و مولا هستم این علی آقا و مولا است بار خدایا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمن دار، حسان بن ثابت گفت یا رسول اللَّه در باره علی شعری بگویم؟ فرمود
بگو- گفت:
در روز غدیر جار زد پیغمبرشان - در خم و چه خوب جارچی است نبی
میگفت که بر شما است مولی و ولی؟- گفتند و نبود دشمنیشان علنی
معبود تو مولا است و هستی تو ولی - امروز نه عاصی بمیان و نه دنی
فرمود علی بپا خیز که تو - هادی و امامی و بمن باش وصی
میبود علی گرچه گرفتار رمد - میجست برای دیده داروی زکی
با آب دهان خود مداواش نمود - تبریک بر این پزشک و بیمار علی

مجلس هشتاد و پنجم روز جمعه بیست و دوم رجب 368

1- رسول خدا (ص) فرمود:
چون زوال ظهر شود درهای آسمان گشوده گردد و درهای بهشت و دعا مستجاب شود خوشا بر کسی که در آن هنگام عمل صالحی از او بالا رود.
2- امام باقر (ع) فرمود هیچ بنده ای از شیعیان ما بنماز نایستد جز آنکه به شماره مخالفاتش فرشته دورش آید و پشت سرش نماز خوانند و برای او دعا کنند تا از نمازش فارغ شود.
3- عمیر بن مأمون عطاردی گوید:
حسن بن علی (ع) را دیدم که چون نماز بامداد میخواند در مجلس خود مینشست تا خورشید میزد و از آن حضرت شنیدم میفرمود رسول خدا (ص) میفرمود هر که نماز بامداد خواند و در تعقیب باشد تا آفتاب برآید خدایش از دوزخ مستور سازد (تا سه بار فرمود).
4- امام صادق (ع) میفرمود:
جبرئیل در زندان نزد یوسف (ع) آمد و گفت دنبال هر نماز واجبی سه بار بگو خدایا برایم گشایش و برایشی ساز و از آن جا که گمان برم و نبرم بمن روزی ده.
5- امام صادق (ع) فرمود:
هر که در دو رکعت اول نماز شب شصت بار قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ بخواند در هر رکعت سی بار تمام کند و میان او و خدا گناهی نماند.
6- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که بازار رود و تحفه ای برای عیال خود آورد چون حامل صدقه است برای مردم محتاج و بزن ها دخترها پیش از مردها بدهد زیرا هر که دخترش را شاد کند گویا بنده مؤمنی از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده در راه خدا و هر که پسری را چشم روشن کند گویا از خوف خدا گریسته و هر که از خوف خدای عز و جل بگرید در بهشت پر نعمت درآید.
7- رسول خدا (ص) فرمود:
جبرئیل بمن خبر داد بامری که چشمم بدان روشن و دلم شاد شد گفت ای محمد هر کسی از امت تو بجهادی رود در راه خدا قطره باران یا درد سری باو نرسد جز آنکه در قیامت گواه او باشد.
8- فرمود:
برای بهشت دریست بنام باب المجاهدین که مجاهدان بسوی آن روند و آن باز است و شمشیر بکمر دارند و هنوز مردم در موقف محشر معطل باشند، فرشتگان به مجاهدان خوش آمد گویند، هر که ترک جهاد کند خوار شود و تنک روزی و بی دین- رسول خدا (ص) فرمود هر که نامه مجاهدی را برساند چون کسی باشد که بنده ای آزاد کرده و او در جهادش شریک است.
9- رسول خدا فرمود هر که نامه مجاهدیرا برساند در جهاد او شریک است. 10- رسول خدا (ص) فرمود اسبان مجاهدان همان اسبان آنها باشند در بهشت.
11- فرمود:
همه خوبیها در شمشیر است و در زیر سایه شمشیر و مردم استوار نشوند جز بشمشیر و شمشیرها کلید بهشت است.
12- فرمود:
هر که آرزوی خدا پسندی کند از دنیا نرود تا بوی عطا شود.
13- امام صادق (ع) فرمود:
محکمترین حلقه ایمان اینست که در راه خدا دوست داری و در راه خدا دشمن داری و برای خدا بدهی و برای خدا دریغ کنی.
14- علی (ع) فرمود:
هر که شامگاه سه بار گوید فَسُبْحانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَ حِینَ تُصْبِحُونَ وَ لَهُ الْحَمْدُ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِیًّا وَ حِینَ تُظْهِرُونَ هر خیری که در آن شب باشد از دستش نرود و هر شری در آنست از او بگرد و هر که بامداد همان ذکر را گوید از همه خیرات روز بهره برد و از همه شر آن روز محفوظ است.
15- رسول خدا (ص) فرمود:
در اول و آخر روز و اول شب فرشته ای دفتری آورد و عمل آدمیزاده را در آن بنویسد، در اول و آخر دفتر عمل خیر دیکته کنید که خدا میان این دو را برای شما بیامرزد ان شاء اللَّه و خدای عز و جل میفرماید مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و خدا میفرماید جل جلاله ذکر خدا بزرگتر است.
16- امام صادق (ع) فرمود:
ای ابا هارون یاد دستور دهیم به کودکان خود تسبیح فاطمه (ع) را چنانچه به آنها دستور نماز دهیم ملازم آن باشد که بنده ای ملازمت آن نکند و بدبخت شود
17- پیغمبر (ص) فرمود:
هر که چون از خانه بیرون رود گوید بسم اللَّه آن دو فرشته گویند هدایت شدی و اگر گوید لا حول و لا قوة الا باللَّه گویند محفوظ شدی و اگر گوید توکلت علی اللَّه گویند تو را بس است شیطان گوید من چه راه دارم به بنده ای که هدایت شده و محفوظ شده و کفایت شده.
18- رسول خدا (ص) یک روز بعلی (ع) فرمود:
مژده ای بتو ندهم؟ عرضکرد چرا پدر و مادرم قربانت تو همیشه مژده بخشی بهر چیزی فرمود جبرئیل در این نزدیکی بمن خبر داد بامر شگفت آوری، علی (ع) عرضکرد یا رسول اللَّه جبرئیل چه خبری بشما داده است؟ فرمود بمن خبر داد که هر کدام از امتم بر من صلوات بفرستد و دنبالش بر آلم صلوات فرستد درهای آسمان برویش گشوده شود و فرشته ها هفتاد صلوات بر او فرستند گرچه گنهکار و خطاکار باشد سپس گناهانش بشتاب بریزد چنانچه برگهای درخت بریزد و خدای تبارک و تعالی میفرماید لبیک عبدی و سعدیک و به فرشتگانش میفرماید ای فرشتگانم شما بر او هفتاد صلوات فرستید و من هفتصد و اگر بر من صلوات فرستد و دنبالش بر اهل بیتم نفرستد میان او و اهل آسمان هفتاد حجاب باشد و خدای جل جلاله فرماید لا لبیک و لا سعدیک ای فرشتگانم دعایش را بالا نیاورید جز آنکه ملحق کند بپیغمبرش عترتش را و همیشه در حجابست تا ملحق کند بمن اهل بیتم را.
19- امام صادق (ع) فرمود:
چون کسی نماز کند و نام پیغمبر برد نمازش را در غیر راه بهشت برند، فرمود رسول خدا (ص) فرمود من نزد هر کس نام برده شوم و بر من صلوات نفرستد بدوزخ رود، خدا او را از رحمتش دور کند.
20- رسول خدا (ص) فرمود:
از آزاد چهار کس اهل دوزخ آزار برند آنها که از حمیم نوشند و در جهیم فریاد وای وای کشند و اهل دوزخ بیکدیگر گویند این چهار کس را چه باشد که با همه آزاری که خود داریم ما را آزار دهند یکی در تابوت آتش گداخته و آویخته و یکی رودهایش را کشند و یکی از دهانش چرک و خون روانست و یکی گوشت خود را میخورد آنکه در تابوتست گوید چرا آن ابعد ما را آزارد با همه آزاری که داریم ابعد گوید ابعد مرده است و مال مردم در ذمه اش بوده و آن را ادا نکرده و نپرداخته سپس ب آن که روده هایش کشیده شود گویند این دورتر از رحمت را چیست که با همه آزاری که داریم ما را آزار میدهد گوید جرمش اینست که از بول احتراز نکرده است، گناه آنکه از دهانش چرک و خون روانست اینست که تقلید چی بوده و سخنان زشت را تقلید میکرده و گناه آنکه گوشت خود را میخورده اینست که گوشت مردم را به غیبت و سخن چینی میخورده است.
21- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که برادر مؤمن خود را در جلوش مدح گوید و پشت سر بد گوید عصمت میان آنها قطع شود.
22- از رسول خدا پرسش شد که:
فردا نجات در چیست؟ فرمود نجات در اینست که خدا را گول ندهید تا شما را گول دهد که هر که خدا را گول دهد خدا او را گول زند و ایمان از او ببرد و اگر بفهمد خود را هم گول زده است، عرض شد چگونه خدا را گول زند، فرمود بدستور خود عمل کند و منظورش دیگری باشد از خدا پرهیزید و از ریاء کناره کنید که آن شرک بخداست ریا کار روز قیامت بچهار نام خوانده شود ای کافر فاجر، غادر، خاسر عملت حبط شد و اجرت باطل گردید و امروز آبروئی نداری مزد خود را از آن کس بطلب که برایش کار میکردی.
23- رسول خدا (ص) فرمود:
چون خدا بر امتی خشم کند و عذاب بر آنها نازل نکند نرخ آنها گران شود و عمرشان کوتاه و تجارتشان بی سود و میوه هاشان نابود و آب آن ها کم جوش و باران آنها ممنوع گردد و بدانشان بر آنها مسلط شوند.
24- رسول خدا میفرمود:
علی بن ابی طالب و امامان اولادش پس از من سادات اهل زمین و پیشوایان دست و روسفیدان باشند در قیامت.
23- عایشه گفت:
از رسول خدا (ص) شنیدم میفرمود من سید اولین و آخرینم و علی بن ابی طالب سید اوصیاء و او برادر من و وارث و خلیفه منست بر امتم ولایتش فریضه است و پیرویش فضیلت و محبتش وسیله بخدا، حزب او حزب خدایند و شیعه او انصار خدا و اولیای او اولیاء خدا و دشمنان او دشمنان خدا و او امام مسلمانان و مولای مؤمنان و امیر آنانست بعد از من.
24- پیغمبر فرمود:
هر که دوست دارد بقضیب احمر بنگرد که خدا بدست خود نشانده و باو متمسک باشد باید علی و امامان از فرزندانش را دوست دارد که بهترین خلقند و برگزیده او و آنان معصوم از هر گناهند و خطاء.
25- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که علی را در زندگی او دوست دارد و پس از مرگش خدای عز و جل برایش امن و ایمان نویسد تا آنجا که آفتاب بتابد و غروب کند و هر که او را در زندگی و پس از مرگش دشمن دارد بمرگ جاهلیت بمیرد و بدان چه کند محاسبه شود.
26- رسول خدا (ص) بعلی (ع) فرمود:
ای علی دوستی تو در دل مرد مؤمنی پا بر جا نشود و قدمش بر
صراط بلغزد بلکه قدمش ثابت باشد تا خدای عز و جل او را بدوستی تو ببهشت برد و صلی اللَّه علی رسوله محمد و اهل بیته الطاهرین

مجلس هشتاد و ششم روز سه شنبه پنج روز ب آخر رجب 368 مانده

1- امام ششم از قول پدرانش فرمود:
چون پیغمبر بمرض موت گرفتار شد خاندان و یارانش گردش را گرفتند و عرضکردند یا رسول اللَّه اگر حادثه ای برای شما رخ داد پس از تو سرپرست ما کیست و کی در میان ما بامر تو قیام کند هیچ جوابی ب آنها نداد و سکوت کرد روز دوم همین را گفتند و جواب پرسش آنها را نداد باز روز سوم سؤال خود را تکرار کردند، فرمود فردا ستاره ای از آسمان در خانه یکی از اصحابم فرود آید بنگرید کدام یک است هم او خلیفه من است بر شما بعد از من و قائم بامر من است در میان شما همه طمع داشتند که او را خلیفه خود کند و روز چهارم هر کدام در حجره خود نشست و منتظر فرود آمدن ستاره بود بناگاه ستاره ای از آسمان کند که نورش بر نور دنیا چیره بود و در حجره علی (ع) افتاد قوم بهیجان آمدند و گفتند بخدا این مرد گمراه است و از راه بیرونست و در باره عموزاده اش از روی هوای نفس سخن کند و خدای تبارک و تعالی در این باره نازل کرد که سوگند بستاره وقتی فرود آید، گمراه نیست صاحب شما و از راه بدر نیست همانا آن وحی است که وحی شده تا آخر سوره.
2- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که ما خاندان را دشمن دارد خدا روز قیامت او را یهودی محشور کند عرض شد یا رسول اللَّه و اگر چه شهادتین گوید؟ فرمود آری باین دو کلمه خونش را حفظ کرده و از ادای جزیه بخواری معاف شده سپس فرمود هر که ما خاندان را دشمن دارد خدا او را یهودی محشور کند عرض شد چگونه یا رسول اللَّه؟ فرمود اگر دجال را دریابد باو ایمان آرد.
3- رسول خدا (ص) فرمود:
هر مسلمانی در مصلای خود نشیند که در آن نماز صبح را خوانده و ذکر خدای عز و جل گوید تا خورشید برآید ثواب حاج بیت اللَّه دارد و آمرزیده شود و اگر بنشیند تا وقتی نماز رواست و دو تا چهار رکعت نماز بخواند گناهان گذشته اش همه آمرزیده شود و اجر حاج بیت اللَّه دارد.
جواب گوید من روزه دارم سلام بر تو جز آنکه خدای تبارک و تعالی فرماید بنده ام بروزه پناهنده شد از بنده دیگرم او را از دوزخ پناه دهید و ببهشت برید.
7- امام صادق (ع) فرمود:
هر که روز بیست و هفتم رجب را روزه دارد خدا ثواب هفتاد سال روزه برایش بنویسد.
8- فرمود:
هر که در گرما روزه دارد و تشنه شود خدا هزار فرشته بر او گمارد که رویش را مسح کنند و او را مژده دهند تا چون افطار کند خدای عز و جل فرماید چه خوش است بویت و نسیمت
ای فرشتگانم گواه باشید که او را آمرزیدم.
9- رسول خدا (ص) فرمود:
روزه داری نیست که نزد جمعی رود که میخورند جز آنکه اعضایش برایش تسبیح کند و فرشتگان برایش طلب رحمت کنند و آن آمرزش او شود.
10- حلبی گوید از امام صادق (ع) را روزه در وطن پرسش شد فرمود:
در هر ماهی سه روز است پنجشنبه از یک هفته و چهار شنبه از یک هفته و پنجشنبه از هفته آخر حلبی گفت در هر ده روز یک روز؟ فرمود آری و امیر المؤمنین (ع) فرمود روزه ماه رمضان و روزه سه روز در هر ماه وسوسه سینه ها را ببرد، براستی روزه سه روز در هر ماه برابر روزه دهر است خدای عز و جل فرماید هر که یک حسنه آورد ده برابر آن دارد.
11- مردی از اهل طوس خدمت امام صادق (ع) رسید و گفت:
کسی که قبر ابو عبد اللَّه را زیارت کند چه اجری دارد؟ فرمود ای طوسی هر که قبر او را زیارت کند و معتقد باشد که او امام است از
طرف خدا و واجب الطاعة است بر بندگان بیامرزد خدا گناهان گذشته و آینده اش را و شفاعت او را در هفتاد گنهکار بپذیرد و نزد قبرش حاجتی نخواهد جز آنکه برآورد برایش، گوید موسی بن جعفر وارد شد و او را بر زانویش نشانید و میان دو چشمش را بوسید ب آن مرد رو کرد و فرمود ای طوسی اینست امام و خلیفه و حجت بعد از من و از صلب او مردی بیرون آید که رضا است برای خدا در آسمانش و برای بندگانش در زمینش و در سرزمین شما با زهر کشته شود بظلم و عدوان و در آن غریبانه دفن شود هلا هر که او را زیارت کند در غربت او و بداند که امام است بعد از پدرش و مفترض الطاعه است از طرف خدای عز و جل چون کسی است که رسول خدا (ص) را زیارت کرده است.
12- صقر بن دلف گوید:
شنیدم از آقایم علی بن محمد بن علی الرضا که میفرمود هر که نزد خدا حاجتی دارد قبر جدم رضا را (ع) زیارت کند در طوس با غسل و دو رکعت نماز بالای سرش بخواند و حاجتش را از خدا بخواهد در قنوت نماز که باجابت رسد در صورتی که برای گناه یا قطع رحم نباشد و براستی جای قبرش یکی از بقعه های بهشت است و مؤمنی آن را زیارت نکند جز اینکه خدا از دوزخ آزادش کند و ببهشت برد.
13- پیغمبر فرمود:
براستی حلقه در بهشت از یاقوت سرخی است بر صفحه ای از طلا و چون حلقه را بر در کوبند بنگی کند و گوید یا علی.
14- ابن عباس گفت:
چون خدای عز و جل مکه را فتح کرد ما هشت هزار مرد مسلمان بودیم و شب که شد ده هزار مسلمان شدیم و رسول خدا (ص) قانون هجرت را لغو کرد و فرمود پس از فتح مکه هجرتی نیست گوید سپس بهوازن رسیدم و پیغمبر (ص) بعلی بن ابی طالب (ع) فرمود ای علی برخیز و کرامت خدای عز و جل را نسبت بخود ملاحظه کن و چون آفتاب برآید با او سخن کن ابن عباس گوید بخدا باحدی رشک نبردم جز در آن روز بعلی بن ابی طالب و بفضل گفتم برویم و ببینیم چطور علی بن ابی طالب با آفتاب سخن می گوید.
چون آفتاب برآمد علی بن ابی طالب (ع) برخاست و گفت درود بر تو ای بنده خوب و فرمانبر و ادامه ده طاعت خدا پروردگارت، آفتاب در پاسخش می گفت: درود بر تو ای برادر رسول خدا (ص) و وصی او و حجت خدا بر خلقش گوید علی بسجده افتاد و شکر خدای عز و جل کرد، گوید بخدا دیدم رسول خدا برخاست و سر علی را گرفت و او را بلند کرد و دست برویش کشید و می گفت حبیبم برخیز و که اهل آسمان را از گریه خود گریاندی و خدا بوجود تو بحاملان عرش مباهات کرد.
15- جمعی از اصحاب امام ششم که در میان آنها حمران بن اعین و مؤمن الطاق و هشام بن سالم و طیار بودند و بهمراهشان هشام بن حکم که جوانی بود خدمتش بودند، امام ششم فرمود:
ای هشام عرضکرد لبیک یا ابن رسول اللَّه فرمود برایم باز نگوئی که با عمر بن عبید چه کردی؟ عرضکردم قربانت من شما را تجلیل میکنم و شرم دارم و زبانم نمیگردد برابر شما سخن کنم، فرمود چون بشما دستوری دهم بجا آورید، هشام گفت بمن خبر رسید که عمرو بن عبید چه وضعی دارد و در مسجد بصره جلسه ای دارد و بر من گران آمد ببصره رفتم و روز جمعه بمسجد بصره در آمدم دیدم جمع فراوانی انجمن کردند و عمرو بن عبید شمله سیاهی ببر دارد و شمله ای هم بدوش انداخته و مردم از او پرسش میکنند و من از میان آنها راهی گشودم و رفتم جلو او زانو زدم و گفتم ای عالم من مردی غریبم، اجازه میدهی از تو مسأله ای بپرسیم؟ گفت آری، گفتم تو چشم داری؟ گفت فرزند جان این چه سؤالی است؟ گفتم سؤال من چنین است، گفت فرزند جانم بپرس گرچه سؤالت احمقانه است گفتم جوابم را بگو، گفت بپرس گفتم تو چشم داری؟ گفت آری گفتم با آنها چه بینی، گفت رنگها و اشخاص را، گفتم بینی داری؟ گفت آری گفتم با آن چه کنی؟
گفت با آن بو شنوم، گفتم دهن داری؟ گفت آری گفتم با آن چه کنی؟ گفت مزه هر چیز را دریابم گفتم زبان داری؟ گفت آری گفتم با آن چه کنی، گفت سخن گویم گفتم گوش داری؟ گفت آری گفتم با آن چه کنی؟ گفت آوازها شنوم، گفتم دست داری گفت آری گفتم با آن چه کنی؟ گفت بکوبم، گفتم دل داری؟ گفت آری گفتم با آن چه کنی؟ گفت با آن هر چه بر این اعضاء وارد شود تمیز دهم گفتم خود این اعضاء تو را از دل بی نیاز نکنند؟ گفت نه گفتم چطور با اینکه همه درست و سالمند؟ گفت پسر جانم اعضاء چون در چیزی شک کند آن را ببوید یا بیند یا چشد یا شنود یا لمس کند و بدل برگرداند و شکش زائل شود، گفتم خدا دل را برای رفع شک اعضاء مقرر کرده است؟
گفت آری گفتم پس دل لازمست و گر نه اعضاء برجا نشوند، گفت آری گفتم ای ابو مروان خدای تعالی ذکره اعضای تن تو را وانگذارده و برای آنها امامی مقرر کرده که حق را ب آنها برساند و در مورد شک آنها را بیقین رساند و همه این خلق را در حیرت و شک و اختلاف رها کرده و امامی برای آنها مقرر نکرده که در مورد شک و حیرت بدو رجوع کنند و برای اعضایت امامی معین کرده که در حیرت و شک خود بدان رجوع کنی؟ گوید خاموش شد و چیزی نگفت و بمن رو کرد و گفت تو هشامی؟ گفتم نه گفت همنشین اوئی؟ گفتم نه، گفت از کجائی؟ گفتم از اهل کوفه، گفت پس او هستی و مرا در آغوش کشید و در جای خود نشانید و سخن نگفت تا برخاستم، امام صادق (ع) خندید و گفت ای هشام کی بتو این را آموخت؟ گفتم یا ابن رسول اللَّه بر زبانم گذشت فرمود ای هشام بخدا این در صحف ابراهیم و موسی نوشته است.
16- امام صادق (ع) فرمود:
چون پیغمبر را بمعراج بردند رسید بدان جا که خدای تبارک و تعالی خواست پروردگارش جل جلاله با او مناجات کرد تا تا وقتی ب آسمان چهارم برگشت او را ندا کرد ای محمد عرضکرد لبیک ربی فرمود کدام از امتت را برگزیدی که پس از تو خلیفه ات باشد؟ عرض کرد تو برگزین برایم که اختیار از تو باشد فرمود من برایت علی بن ابی طالب را برگزیدم که مختار تو است.
17- امام صادق (ع) فرمود:
شایسته است برای مؤمن که هشت خصلت داشته باشد؟ در پیشامدهای لرزاننده آرام باشد، در بلا شکیبا، در ارزانی قانع بدان چه خدایش روزی کرده، بدشمنان هم ستم نکند، بر دوستان تحمیل ننماید، تنش را رنج دهد تا مردم از او در آسایش باشند، دانش دوست مؤمن است، حلم وزیر او است، صبر فرمانده لشکرش، رفق برادرش، نرمش پدرش.
18- فرمود:
برای فاطمه (ع) نزد خدا نه نام است فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیة، رضیه، مرضیه، محدثه، زهراء سپس فرمود میدانی چرا فاطمه نام دارد؟ گفتم ای آقایم بمن خبر ده، فرمود از شر باز گرفته شده سپس فرمود اگر امیر المؤمنین او را نگرفته بود در روی زمین همسری نداشت از آدم و دیگران.
19- موسی بن جعفر (ع) میفرمود:
در این میان که رسول خدا (ص) نشسته بود فرشته ای بر او وارد شد که بیست و چهار هزار وجه داشت رسول خدا (ص) فرمود حبیبم جبرئیل تو را در این صورت ندیده ام فرشته عرضکرد من جبرئیل نیستم من محمودم خدا مرا فرستاده که نور را بنور تزویج کنم فرمود که را بکه؟ عرضکرد فاطمه را بعلی (ع)، فرمود چون آن فرشته برگشت میان دو کتفش نوشته بود مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ علی وصیه، رسول خدا (ص) فرمود از چه وقت این نوشته است میان دو شانه ات؟ گفت بیست و دو هزار سال پیش از آنکه خدا آدم را خلق کند و صلی اللَّه علی محمد و آله.