فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس هشتاد و دوم روز سه شنبه یازدهم رجب 358

1- رسول خدا (ص) فرمود:
روزه دار در عبادت خداست گرچه در بستر بخوابد تا مسلمانی را غیبت نکرده.
2- فرمود:
هر که یک روزه مستحب گیرد برای طلب ثواب از خدا آمرزشش لازم آید 3- جمعی حضور امام صادق در موضوع فتوت مذاکره کردند، فرمود شما معتقدید که فتوت بفسق و هرزگی است؟ نه هرگز، جوانمردی و مردانگی سفره باز و بخشش و کار نیکست و دفع آزار ولی این جوانمردی معروف عیاری و فسق است، سپس فرمود مروت چیست؟ گفتیم نمیدانیم فرمود مردانگی اینست که سفره بر آستانه خانه اش بگسترد، مروت دو تا است در حضر و در سفر مروت در وطن خواندن قرآن و ملازمت مساجد و تلاش با برادرانست در انجام حوائج و بخشش بخدمتکار است که دوست را خوش آید و دشمن را سرکوب کند و اما در سفر توشه فراوان خوب و بخشش از آن بهمراهان و سرپوشی از رفیقان پس از جدائی ایشان و شوخی بسیار که بسخط خدای عز و جل منجر نشود سپس فرمود بدان که جدم را براستی مبعوث کرده براستی خداوند بنده را باندازه مروتی که دارد روزی دهد، کمک آسمان به اندازه هزینه فرود آید و صبر باندازه سختی بلا.
4- امام صادق (ع) میفرمود:
هر که آزار خود از همسایه بگرداند خدای عز و جل در قیامت گناهش بیامرزد و هر که شکم و فرج خود را پاک دارد در بهشت سروری محترمست و هر که بنده مؤمنی آزاد کند خدای عز و جل برایش در بهشت خانه ای بسازد.
5- سلیمان جعفری گوید:
بامام هفتم گفتم یا ابن رسول اللَّه در باره قرآن چه فرمائی آنها که نزد ما هستند در آن اختلاف دارند و جمعی گویند مخلوقست و دیگران گویند مخلوق نیست؟ فرمود من آنچه گویند نگویم من میگویم کلام خدای عز و جل است.
6- رسول خدا فرمود:
هر که خدا را شناسد و بزرگ داند دم از سخن بندد و شکم از خوراک و خود را بروزه و شب زنده داری رنج دهد، گفتند پدران و مادران ما قربانت یا رسول اللَّه اینان اولیاء اللَّه باشند، فرمود اولیاء خدا خموشی گیرند و خموشی آنها یاد خداست و نگرند و عبرت گیرند و بگویند گفته آنان حکمت باشد میان مردم راه روند و برکت زاید اگر عمر مقدر نبود جانشان در تنشان نمیماند از ترس عذاب و شوق ثواب.
7- فرمود:
دوست ترین برادرانم نزد من علی بن ابی طالب (ع) است و دوست ترین عموهایم حمزه است.
8- فرمود بعلی (ع):
ای علی هر که از تو جدا شود از من جداست و هر که از من جداست از خدای عز و جل جداست.
9- عبد اللَّه بن عباس گوید:
پیغمبر سخت گرسنه شد و آمد بپرده کعبه در آویخت و فرمود پروردگار محمد محمد را بیش از این گرسنه مدار جبرئیل فرود آمد و بادامی برایش آورد و گفت یا محمد خدای جل جلاله سلام میرساند و میفرماید این بادامرا باز کن و آن را باز کرد بناگاه در آن برگ سبز و خرمی بود بر آن نوشته بود لا اله الا اللَّه محمد رسول اللَّه محمد را بعلی کمک دادم و و او را به وی یاری کردم بانصاف در باره خدا قضاوت نکرده کسی که خدا را در سرنوشت خود متهم دارد و در روزی دادن به وی کاهل شمرد.
10- رسول خدا (ص) فرمود:
در ساعت غفلت نماز نافله بخوانید گرچه دو رکعت سبک باشد که باعث دار کرامت شوند، عرض شد یا رسول اللَّه ساعت غفلت کدام است؟ فرمود میان عشاء و مغرب.
11- یک روز امیر المؤمنین با پسرش محمد بن حنفیه نشسته بود و باو فرمود:
ای محمد یک ظرف آبی برایم بیاور تا وضوی نماز سازم محمد ظرف آبی برای او آورد و آن حضرت کفی آب با دست راستش بدست چپش ریخت و فرمود بنام خدا حمد خدا را که آب را پاک کننده نمود و نجسش نساخت سپس استنجاء کرد و فرمود خدایا فرجم پارسا دار و عورتم بپوش و بر دوزخم حرام کن در مضمضه فرمود خدایا حجت خود را در روز ملاقات بمن تلقین کن و زبانم را بذکرت روان کن و استنشاق کرد و فرمود خدایا بوی بهشت را بر من غدقن مکن و مرا از آنها که بوی و نسیم و طیب آن را میبویند مقرر دار گفت پس از آن روی خود را شست و گفت خدایا سفید کن رویم را روزی که روها سیاه است و سیاه مکن رویم برابر روسفیدان.
سپس دست راستش را شست و گفت خدایا نامه عملم را بدست راستم ده و خلد را در بهشت بر کنارم نه و ب آسانی حسابم را بکش پس دست چپش را شست و گفت خدایا نامه عمل مرا بدست چپم مده و آن را بر گردنم غل مکن و بتو پناه برم از تیکه های آتش و سر را مسح کرد و فرمود خدایا در رحمت و برکاتت و عفو خود اندرم کن.
سپس دو پا را مسح کرد و فرمود خدایا دو گامم را بر صراط بر جا دار روزی که گامها بلغزند و تلاشم را بدان کاری قرار ده که ترا از من خشنود کند پس نگاهی بمحمد کرد و فرمود ای محمد هر که چون من وضوء سازد و آنچه گفتم بگوید خدا از هر قطره آب وضویش فرشته ای آفریند که تقدیس و تسبیح و تکبیر کنند و خدا تا قیامت ثوابش را برای او نویسد.
12- امام صادق (ع) فرمود:
عیسی بن مریم میفرمود باصحابش ای فرزندان آدم از دنیا بگریزید بسوی خدا و دل از آن بردارید که آن را نشائید و آنهم برای شما نشاید، در آن نمانید و برای شما نماند هم آنست پر فریب و پرماجرا فریبخورده است کسی که بدان مغرور شود مغبونست آنکه بدان دل دهد هلاک است آنکه آن را دوست دارد و بخواهید بدرگاه آفریننده خود باز گردید و از پروردگار خود بپرهیزید و بترسید از روزی که پدر مجازات پسر را نکشد و فرزند بجای پدر مجازات نشود، کجایند پدرانتان؟ کجایند برادرانتان؟ کجایند خواهرانتان؟ کجایند فرزندانتان؟ آنها را دعوت کردند و اجابت نمودند و با این وطن وداع کردند و با مردگان آرمیدند و در نابودان در آمدند، از دنیا برآمدند و از دوستان جدا شدند و نیازمند آنچه پیش فرستاده بودند گردیدند و از آنچه بجا نهادند مستغنی شدند تا چند پند داده شوید و تا چند جلوگیری شوید و شما در بازی و پشت سر اندازی هستید؟ شما در دنیا چون جانورید، در اندیشه شکم و شهوتید، شرم ندارید از آنکه شما را آفریده با آنکه نافرمان خود را بدوزخ تهدید کرده و شما تاب آن ندارید و فرمانبر خود را وعده بهشت و مجاورت فردوس اعلی داده، در آن رقابت کنید و از اهل آن باشید، نسبت بخود انصاف دهید و بر ناتوانان خود لطف داشته باشید و هم بر حاجتمندان خود و بخدا توبه با اخلاص کنید، نیکان باشید نه پادشاهان جبار و نه سرکشان فرعون شعار متمرد بر آنکه بمرگ بر آنها چیره باشد و جبار جبارانست و پروردگار آسمانها و زمین و معبود اولین و آخرین و مالک یوم دین، سخت کیفر و دردناک شکنجه ستمکاری از دست او بدر نرود و چیزی از او فوت نشود و چیزی بر او نهان نماند و چیزی از او نهفته نگردد، هر چیز را دانش او آمار کرده و بجای خود مقرر نموده از بهشت یا دوزخ، ای آدمیزاده ناتوان کجا گریزی از کسی که تو را در روشنی روزت و سیاهی شبت میجوید و در هر حال باشی، خوب تبلیغ کرد هر که پند داد و رستگار است هر که پند گرفت.
13- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که نعمت پیاپی دارد بسیار بگوید الحمد للَّه رب العالمین و هر که فقر بر او پاید باید بسیار بگوید لا حول و لا قوة الا باللَّه العلی العظیم که آن یکی از گنجهای بهشت است و درمان هفتاد و دو نوع بلا است که کمتر آن اندوه است.
14- امام باقر (ع) فرمود:
دوزخیان چون سگ مویه کنند از سخنی عذاب چه گمان بری ای عمرو (راوی حدیث است) بمردمی که مرگ ندارند تا برهنه و عذابشان تخفیف ندارد و تشنه و گرسنه و معیوب چشم کر و کور و سیه روی و رانده در دوزخ و پشیمان و مغضوب از عذاب بر آنها ترحم نشود و تخفیف ندارند و میسوزند و از حمیم مینوشند و از زقوم میخورند و با قلاب آتشین فرو کشیده شوند و با گرز کوبیده شوند و فرشتگان غلاظ و شداد بر آنها رحم نکنند و در دوزخ بروی خود آنها را بکشند و با شیاطین قرینند و در سختیها و بندهای گردانند اگر فریاد کشند اجابت نشوند و اگر درخواستی کنند برآورده نشود اینست حال آنها که بدوزخ در آیند.
15- سعید بن جبیر گوید:
نزد عبد اللَّه بن عباس رفتم و گفتم ای عموزاده رسول خدا (ص) من آمدم نزد تو از علی بن ابی طالب (ع) بپرسم و از اختلاف مردم در باره او ابن عباس گفت پسر جبیر آمدی از من راجع به بهترین خلق خدا در امت پس از محمد پیغمبر خدا (ص) بپرسی، بپرسی از مردیکه در یک شب سه هزار منقبت دارد و آن شب قربت است ای پسر جبیر آمدی بپرسی، از من از وصی رسول خدا (ص) و وزیرش و خلیفه اش و صاحب حوضش و لوائی و شفاعتش و سوگند بدان که جان ابن عباس در دست او است اگر همه جهان مرکب شود و همه درختان قلم و همه خلقش نویسنده و مناقب علی بن ابی طالب و فضائلش را از روزی که خدا جهان را آفریده تا روزی که نابودش کند بنویسد ده یک آن را ننویسند.
16- رسول خدا (ص) فرمود:
من سید پیغمبرانم و علی بن ابی طالب سید اوصیاء است و حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت و امامان بعد از آنها سادات متقیان ولی ما ولی خدا است و دشمن ما دشمن خدا طاعت ما طاعت خدا است و نافرمانی ما نافرمانی خدای عز و جل و حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ.
17- امام رضا (ع) فرمود:
ما در دنیا ساداتیم و در آخرت ملوک و صلی اللَّه علی محمد و آله الطاهرین حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ.

مجلس هشتاد و سوم روز جمعه چهاردهم رجب 368

1- علی بن ابی طالب فرمود:
من قصد تزویج فاطمه (ع) را نمودم که دختر محمد (ص) بود ولی جرأت نداشتم آن را به پیغمبر اظهار کنم ولی شب و روز این اندیشه در نهادم بود تا خدمت رسول خدا (ص) رسیدم و فرمود ای علی عرضکردم لبیک یا رسول اللَّه فرمود میل زن گرفتن داری؟ گفتم رسول خدا (ص) داناتر است و با خود گفتم میخواهد یکی از زنان قریش را بمن دهد و نگران بودم که فاطمه از دستم برود بناگاه فرستاده رسول خدا (ص) آمد و گفت پیغمبر را اجابت کن و بشتاب که ندیدیم رسول خدا مثل امروز شاد باشد گوید شتابانه آمدم و آن حضرت در حجره ام سلمه بود چون چشمش بمن افتاد خوشحال شد و خندید تا سفیدی دندانهایش را چون برق نگریستم، فرمود ای علی مژده گیر که خدا آنچه را من در دل داشتم از تزویج تو کفایت کرد عرضکردم چگونه، فرمود جبرئیل آمد و سنبل و قرنفل بهشتی همراه آورده بود و بمن داد بوئیدم و گفتم برای چه آوردی؟ گفت خدای تبارک و تعالی بفرشتگان بهشت و دیگر بهشتیان دستور داد که بهشت را بیارایند با هر چه دارد از درخت و میوه و کاخ و بیادش دستور داد تا انواع عطر و بوی خوش وزید و بحوریانش دستور داد سوره طه و طواسین و یس و حمعسق بخوانند و منادی از عرش جار کشید که امروز روز ولیمه علی بن ابی طالب است هلا همه گواه باشید که من فاطمه دختر محمد را بعلی بن ابی طالب تزویج کردم و آنها را برای هم پسندیدم.
سپس خدا ابر سفیدی فرستاد از لؤلؤ و زبرجد و یاقوت بهشت بر همه بارید و از سنبل و قرنفل بهشت نثار کرد و این از نثار فرشته ها است.
سپس خدا فرشته ای از بهشت را بنام راحیل که سخنرانتر فرشتگان است دستور داد تا خطبه ای خواند که اهل آسمانها و زمین مانند آن را نشنیده بودند.
سپس جارچی حق ندا کرد ای فرشتگانم و ساکنان بهشتم بر علی بن ابی طالب تبریک گوئید که دوست محمد است و بر فاطمه دختر محمد که من آنها را مبارک کردم هلا من محبوبترین زنان را نزد خود بمحبوبترین مردان نزد خودم پس از پیغمبران و رسولان بزنی دادم، راحیل عرضکرد خدایا بیش از آنچه ما دیدیم چه برکنی ب آنها دادی، فرمود از آن جمله است که آنها را بر محبت خود یک دل کردم و بر خلق خود حجت نمودم بعزت و جلال خودم سوگند که من از آنها خلقی برآورم و نژادی پرورم که در زمین خزانه داران و معادن علم من باشند و داعیان دینم و ب آنها بر خلق خود حجت آورم پس از پیغمبران و رسولان مژده گیر ای علی که خدای عز و جل بتو کرامتی داده که باحدی مانندش نداده من دخترم فاطمه را طبق تزویج خدا بتو تزویج کردم و همان را پسندیدم که خدا پسندید اهل خود را برگیر که تو باو از من شایسته تری جبرئیل بمن خبر داد که بهشت بشما دو تن مشتاق است و اگر خدا حجت خود را از شما مقدر نکرده بود هر آینه بهشت و اهلش را بوجود شما مفتخر میکرد چه خوب برادری هستی و چه خوب دامادی هستی و چه خوب رفیق و صاحبی و رضای خدایت بس است علی گوید گفتم مقام من ب آنجا رسیده که در بهشت یاد شوم و خدا در محضر فرشتگان مرا زن دهد؟ فرمود چون خدا دوست خود را گرامی دارد باو لطفی کند که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده ای علی خدا آن را برایت نگهدارد، علی گفت خدایا بمن توفیق ده که شکر این نعمتی که عطا کردی انجام دهم رسول خدا (ص) فرمود آمین.
2- رسول خدا (ص) بالای منبر فرمود:
ای علی خدای عز و جل حب مساکین و مستضعفین را بتو داده در زمین تو ببرادری آنها خشنودی و آنها بامامت تو خشنودند خوشا بر کسی که تو را دوست دارد و تصدیق کند و بدا بر کسی که تو را دشمن دارد و دروغ شمارد، ای علی تو عالم این امتی هر که دوستت دارد کامیابست و هر که دشمنت دارد هلاکست، ای علی من شهر علمم و تو در آنی آیا بشهر در آیند جز از درش ای علی دوستانت هر توبه کار حفیظ و هر ژنده پوش است که اگر بخدا سوگند خورد خدایش سوگند روا کند، ای علی دوستت هر پاک زکی است که کوشا است و بخاطر تو دوستی و دشمنی کند در میان خلق حقیر است و پیش خدا مقام بزرگی دارد، ای علی دوستانت در فردوس همسایه خدایند و بر آنچه از دنیا واگذاردند تاسف ندارند، ای علی من دوست دوستان توام و دشمن دشمنانت، ای علی هر که دوستت دارد دوستم دارد و هر که دشمنت دارد دشمنم دارد، ای علی دوستانت لب تشنه و ژولیده اند، ای علی برادرانت در سه جا شادند هنگام جان دادن که من بالین آنهایم و تو هنگام سؤال و جواب در قبر وقت سان بزرگ و در صراط که از خلق بازپرسی کنند و نتوانند جواب دهند، ای علی نبرد با تو نبرد بامنست و سازش با تو سازش با من و نبرد با من جنگ با خداست هر که با تو بسازد با من ساخته و هر که با من بسازد با خدا ساخته، ای علی مژده ده ببرادرانت که خدای عز و جل آنها را پسندیده برای آنکه تو را پیشرو آنها پسندیده و آنها تو را بولایت پسندیدند، ای علی تو امیر مؤمنان و پیشوای دست و رو سفیدانی، ای علی شیعیانت نجیبانند، اگر تو و شیعه هایت نبودید دین خدا برپا نبود و اگر از شماها در زمین نبود خدا قطره ای از آسمان نمیفرستاد، ای علی تو در بهشت گنجی داری و تو ذو القرنین امتی و شیعه ات بحزب اللَّه معروفند، ای علی تو و شیعیانت دادگسترید و بهترین خلق، ای علی من اول کسم که زنده شود و از قبر برآیم و تو همراه منی و سپس دیگرانند ای علی تو و شیعیانت بر سر حوض باشید و هر که را خواهید آب دهید و هر که را نخواهید دریغ دارید، شمائید در روز هراس بزرگتر در سایه عرش و مردم در هراسند و شما بیهراس، مردم در اندوهند شما بیغم در باره شما این آیه نازل شده است (انبیاء- 101) براستی آنها که سابقه خوبی از طرف ما دارند هم آنان از دوزخ بدورند- در باره شما نازل شده است که (پس از آیه سابق) اندوهناک نکند آنان را هراس بزرگتر و فرشتگان با آنها بر خورند که اینست روزی که بشما وعده داده میشد ای علی تو و شیعیانت در موقف خواسته شوید و شما در بهشت نعمت یابید، ای علی فرشته ها و خازنان مشتاق شمایند و حاملان عرش و فرشته های مقرب بخصوص برای شما دعا کنند و برای دوستانتان از خدا خواهش کنند و بهر کدام شما آئید شاد شوند چنانچه خاندان مسافری که سفرش طول کشیده با بدان او شاد شوند، ای علی شیعیانت در نهان از خدا ترسند و در عیان خیر او خواهند، ای علی شیعیانت در درجات رقابت کنند زیرا بخدا رسند و گناهی ندارند، ای علی اعمال شیعیانت هر جمعه بمن عرضه شود و بکارهای نیکشان شاد شوم و برای کردار بدشان آمرزش خواهم، ای علی ذکر تو در تورات است و ذکر خیر شیعه ات پیش از آنکه خلق شوند در انجیل اهل کتاب بتو از ایلیا خبر دهند با اینکه تو خودت انجیل و تورات را میدانی آنان ایلیا را بزرگ شمارند او را و شیعه او را نشناسند و در کتب خود آنها را شناخته اند ای علی نام شیعه ات در آسمان بزرگتر است و بیش از زمین آنها را بخوبی نام برند باید بدان شاد باشند و بکوشش بیفزایند، ای علی ارواح شیعه ات در خواب و در مرگ به آسمان بالا رود و فرشته ها همان نظر بدان کنند که مردم بماه نو از شوقی که به آنها دارند و از مقامی که نزد خدا برایشان میدانند ای علی بیاران خود که عارف بتواند بگو از کارهای بدی که دشمنان از آن کناره گیرند منزه باشند زیرا روز و شبی نباشد مگر آنکه رحمت خدای تبارک و تعالی آنها را فراگیرد و باید از چرکی بر کنار باشند ای علی خشم خدا سخت است بر آنکه دشمنشان دارد و از تو بیزار است و از آنها و عوض از تو و آنها گرفته و بدشمنت میل کرده و تو را وانهاده و شیعیانت را و گمراهی را اختیار کرده و تو بجنگ تو برخاسته و شیعه تو و دشمن داشته ما خاندان را و دشمن دوستان و یاران و دلدادگان تو است، ای علی از من ب آنها سلام برسان، آنان که ببینم و آنها که مرا نبینند و ب آنها اعلام کن که برادران منند و من ب آنها مشتاقم و علم مرا باهل قرون آینده برسانند و برشته خدا بچسبند و بدان خود نگهدارند و در کار کوشش کنند که از هدایت بگمراهی بیرونشان نکنم ب آنها خبر ده که خدا از آنها راضی است و نزد فرشته ها ب آنها بنازد و هر شب جمعه نظر رحمت ب آنها دارد و بفرشته ها دستور دهد برایشان آمرزش خواهند، ای علی روگردان مباش از یاری مردمی که ب آنها خبر رسد یا بشنوند که من تو را دوست دارم و تو را بخاطر من دوست دارند و خدا را بدان دینداری کنند و دوستی پاک از دل بتو ارزانی دارند و تو را بر پدران و برادران و فرزندان مقدم شمارند و براه تو روند و تحمل بدیها کنند بخاطر ما و جز یاری ما و جانبازی در راه ما با آزار و بدشنیدن نخواهند با سختیها که کشند ب آنها مهربان باش و بدانها قناعت کن زیرا خدای عز و جل بعلم خود آنها را از میان خلقش برای ما برگزیده و از گل ما آنها را آفریده و سر ما را بدانها سپرده و معرفت حق ما را در دل آنها جای داده و سینه شان را بدان گشاده و آنها را متمسک برشته ما ساخته مقدم ندارند بر ما مخالفان ما را با زیانی که در دنیا برند، خدا آنها را تأیید کند و براه حق برد بدان بچسبید که مردم در کوری گمراهیند و در هوسهای خود سرگردانند و از حجت و آنچه از خدا آمده کورانند و شام و بام در خشم خدایند و شیعه تو بر راه حق باشند و راستی و بمخالفان خود انس نگیرند و دنیا از آنها نیست و آنها از دنیا نیستند آنها چراغهای شب تارند.
3- ابی سعید خدری گوید:
از رسول خدا راجع ب آیه (سوره نمل 41) گفت آنکه نزد او علم کتاب بود، پرسیدم، فرمود او وصی برادرم سلیمان بن داود بود گفتم یا رسول اللَّه در گفتار دیگر
خدای عز و جل (سوره رعد 44) بگو بس است بخدا گواه میان من و شما و کسی که نزد او است علم کتاب فرمود مقصود از آن برادرم علی بن ابی طالب است.
4- ابن عباس گفت:
یک شب نماز عشاء را با رسول خدا (ص) خواندیم و چون سلام داد بما رو کرده و فرمود امشب با سپیده دم اختری از آسمان در خانه یکی از شماها سقوط کند و هر که باشد او وصی و خلیفه و امام بعد از من است، نزدیک سپیده دم هر کدام در خانه خود نشستند و انتظار سقوط اختر را داشتیم و کسی که بیشتر در آن طمع داشت پدرم عباس بود و چون سپیده دمید آن اختر از جا کند و در خانه علی بن ابی طالب سقوط کرد رسول خدا (ص) بعلی (ع) فرمود ای علی بدان که مرا بنبوت مبعوث کرده وصیت و خلافت و امامت پس از من برای تو لازم شد، منافقان که عبد اللّه بن ابی و یارانش بودند گفتند محمد در محبت عموزاده اش گمراه شده و در باره او از روی وحی سخن نمیکند و خدای تبارک و تعالی نازل کرد قسم بستاره وقتی که فرود شد خدای عز و جل میفرماید قسم بخالق نجم وقتی فرود آید که گمراه نشده صاحب شما یعنی در محبت علی بن ابی طالب و از راه بدر نرفته و سخن نگوید بدلخواه یعنی در باره او، نیست آن جز وحی که نازل شود.
5- در روایت دیگر:
طلوع اختر را مقارن طلوع خورشید یاد کرده است. در روایت دیگر در این موضوع ربیعه سعدی گوید از ابن عباس پرسیدم از گفته خدای عز و جل وَ النَّجْمِ إِذا هَوی گفت مقصود اختریست که با سپیده دم فرو افتاد و در خانه علی بن ابی طالب سقوط کرد و پدرم عباس میخواست آن ستاره در خانه او سقوط کند تا وصیت و خلافت و امامت از او باشد ولی خدا نخواست برای غیر علی بن ابی طالب باشد و این فضل خداست که بهر که خواهد دهد و صلی اللَّه علی محمد و آله الطاهرین.

مجلس هشتاد و چهارم روز سه شنبه دوازده روز از رجب 368 مانده

1- رسول خدا بعلی بن ابی طالب چنین سفارش کرد:
ای علی چون عروس را بخانه تو آرند وقتی نشست کفش او را بکن و پایش را بشو و آبش را بدر خانه ات بریز که چون چنین کنی خدا از خانه ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد و هفتاد هزار رنگ برکت در آن درآورد و هفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد که بر سر عروس بچرخد تا برکت آن بهر گوشه خانه ات برسد و خدا عروس را از جنون و خوره و پیسی امان دهد که باو رسند تا در آن خانه است و عروس را تا یک هفته از دوغ و سرکه و گشنیز و سیب ترش منع کن، علی گفت یا رسول اللَّه چرا او را از این چهار چیز منع کنم؟ فرمود چون رحم از این چهار عقیم شود و اولاد نیاورد و حصیر کف خانه از زن نازاد به است علی گفت چطور سرکه از او منع کند، فرمود چون بر سرکه حائض گردد هرگز پاک نشود بطور کامل و گشنیز حیض را برانگیزد در درون او و زایش را سخت کند و سیب ترش حیض را ببندد و مایه درد شود.
سپس فرمود ای علی با زنت اول و میانه و آخر ماه مجامعت مکن که دیوانگی و خوره و گیجی بدو شتابند و بفرزندش، بعد از ظهر جماع مکن که اگر فرزندی آورید قیچ باشد و شیطان به قیچی انسان شاد است، نزد جماع سخن مگو که اگر فرزندی شود از گنگی در امان نیست مبادا کسی بفرج زنش بنگرد و باید وقت جماع دیده بر هم نهد زیرا نظر بفرج مایه کوری فرزند است ای علی با زنت بعشق زن دیگری مجامعت مکن که میترسم اگر فرزندی شود مخنث و زن منش و گیج باشد، هر که با زن خود در بستر جنب است قرآن نخواند که میترسم آتشی از آسمان فرود آید و هر دو را بسوزاند، ای علی جماع مکن جز آنکه خودت دستمالی داشته باشی و زنت دستمال دیگر با یک دستمال خود را پاک نکنید که شهوت بر شهوت افتد و مایه دشمنی است میان شما و شما را بجدائی و طلاق کشد، ایستاده جماع مکن که کار خرانست و اگر فرزندی شود در بستر بشاشد چون خر که در هر جا بشاشد، در شب فطر جماع مکن که اگر فرزندی شود بسیار بد باشد، در شب عید قربان جماع مکن که فرزند شش انگشت آید یا چهار انگشت، زیر درخت بار دار جماع مکن که فرزند جلاد و آدمکش و کدخدا آید، در برابر پرتو آفتاب جماع مکن، مگر با روپوش بر هر دوان که اگر فرزند شود در سختی و فقر باشد تا بمیرد، میان اذان و اقامه جماع مکن که فرزند خونخوار آید ای علی چون زنت آبستن باشد بیوضوء با او جماع مکن که فرزند کوردل و بخیل آید در نیمه شعبان جماع مکن که فرزند شوم و با خال چهره آید، در آخر ماه دو روز از آن مانده جماع مکن که فرزند گمرکچی و معاون ظالم آید و جمعی از مردم بدستش هلاک شوند بر سر پشت بامها جماع مکن که فرزند منافق و ریاکار و بدعت گذار آید چون قصد سفر داری در شب جماع مکن که فرزند ولخرج آید رسول خدا این آیه را خواند (سوره اسراء- 30) براستی مبذرین برادران شیاطین باشند، چون در سفری رفتی تا سه شب و روز جماع مکن که فرزند معاون هر ظالم بر تو آید، ای علی شب دوشنبه ملازم جماع باش که اگر فرزندی آید حافظ قرآن و راضی بقسمت خدا باشد. ای علی اگر شب سه شنبه جماع کنی و فرزندی آید پس از شهادت به شهادتین شهادت روزیش باشد و خدا با مشرکانش کیفر نکند و بوی دهانش خوش باشد و رحم دل و با سخاوت و پاک زبان از غیبت و دروغ و بهتان است، اگر شب پنجشنبه جماع کنی و فرزندی آید حاکمی از حکام گردد یا عالمی از علماء در روز پنجشنبه ظهر هنگام که آفتاب در وسط آسمانست فرزند که آید تا پیر شود شیطان باو نزدیک نگردد و با فهم باشد و در دین و دنیا سلامت روزیش گردد، در شب جمعه باشد و فرزند آید سخنور و گویا و زبان آور شود و در روز جمعه پس از عصر باشد و فرزند آید معروف و مشهور و دانشمند گردد در شب جمعه بعد از نماز عشاء باشد امید فرزندی میرود که از ابدال باشد ان شاء اللَّه، ای علی در ساعت اول شب با زنت جماع مکن که اگر فرزندی شود بسا باشد جادوگر و دنیا طلب در آید، ای علی این سفارش مرا بیاد نگهدار چنانچه من از جبرئیل نگهداشتم.
2- امام باقر (ع) فرمود:
یکی از اصحاب امیر المؤمنین بنام همام که مردی عابد بود خدمتش آمد و عرضکرد یا امیر المؤمنین مردان با تقوی را برایم توصیف کن تا گویا آنها را دیده باشم علی (ع) در جوابش سنگینی کرد و سپس باو فرمود ای همام تو تقوی پیشه کن و احسان نما زیرا خدا همراه با متقیان و محسنان است همام گفت یا امیر المؤمنین تو را بحق آنکه بدان چه مخصوصت کرده و گرامیت داشته و بتو بخشش کرده و تفضل کرده و بحق آنچه بتو داده و عطا کرده آنها را برایم وصف کن امیر المؤمنین (ع) بر سر دو پا ایستاد و سپاس و ستایش خدا نمود و صلوات بر پیغمبر فرستاد و پس از آن فرمود:
اما بعد براستی خدای عز و جل از خلق را که آفرید از طاعت آنها بی نیاز بود و از نافرمانی آن ها آسوده زیرا معصیت عاصیانش زیانی ندارد و طاعت فرمانبرانش سودی نبخشد، رزق آنها را میانشان قسمت کرد و هر کدام را بجای خود نهاد و همانا آدم و حوا را از بهشت فرود آورد برای کیفر آن ها چون مخالفت او کردند و عصیان امرش نمودند، متقیان در این دنیا همان اهل فضائلند که گفتارشان درست و پوشاکشان متوسط و رفتارشان تواضع است برای خدای عز و جل بفرمانبری خشوع کردند و آماده شدند دیده، از آنچه خدا حرام کرده پوشیدند و گوش بدانش دادند، در حال گرفتاری چون حال آسایش خود داری کردند برای رضا بقضای خدا و اگر نبود عمر مقدرشان جان هاشان در تنشان نمی گنجید یک چشم بهمزدن از شوق ثواب و ترس عقاب خدا در نظرشان بزرگ آمد و هر چیز دیگر پست، آنها خود را در بهشت دانند چون کسی که در آن متنعم و بر آن تکیه زده، در دوزخ نگرند چون کسی که در آن عذاب کشد دلهاشان پراندوه و از بدی آنها آسوده اند تنی لاغر دارند و نیازی اندک و روحی پارسا و هزینه آخرتی از دنیا بردارند بزرگ، چند روز کوتاه شکیبا شوند و دنبالش آسایش درازی دارند، تجارتی سودمند کنند که پروردگاری کریم برای آنها فراهم کرده دنیا آنها را خواهد و آن را بخواهند و دنبال آنها رود و درمانده اش کنند در شب دو گام در صف کنند و جزوه های قرآن را بخوانند با آن غم خورند و از آن مژده یابند و درمان دردشان باشد و خود را بدان در پناه نهند و غمشان از گریه بر گناهان بجوشد و از زخم دل خود دردمند باشند، چون ب آیه ای رسند که بترساند با گوش و چشم دل بدان تو چه کنند و تنهاشان بلرزه آید و دلهاشان بهراسد و دریابند که شیهه و شهیق دوزخ در بن گوش آنها است و چون ب آیه ای گذرند که تشویق کند بدان اعتماد کنند از روی طمع و روحشان از شوق بر آن پرد و دریابند که جلو چشم آنها است، زانو زده اند برابر جبار بزرگواری پیشانی و کف و زانو و نوک پا بر خاک نهاده و اشک آنها بر گونه هایشان روانست و بخدا میزارند برای آزادی خود، در روز حلیم و دانشمند و نیکو کار و با تقوایند و ترس آنها گوشت آنها را ریخته و چون چوب تیر پرداخته اند و کسی که آنها را بیند گمان برد بیمارند و آنها بیماری ندارند یا گویند دیوانه اند در سر آنها اندیشه بزرگی است از فکر خدا و سلطنت استوارش همراه باد مرگ و هراس های قیامت اینست که دل آنها را بهراس افکنده و عقلشان پریده و چون بخود آیند با اعمال نیک بخدای عز و جل گرایند برای خدا بعمل باندک خشنود نباشند و فراوان را برای او بسیار نشمارند آنها بخود بدگمانند و از کردار خودشان ترسان، اگر یکی از آنها را بستانید بترسد از آنچه گویند و آمرزشخواهند از آنچه ندانند و گوید من خود را بهتر شناسم از دیگران و پروردگار من از خود من داناتر است خدایا بدان چه گویند مرا مؤاخذه مکن و بهتر از آنچه گویند مرا بنما و آنچه را ندانند برایم بیامرز زیرا تو علام الغیوبی و ساتر عیوبی و نشانه هر کدامشان اینست که در دین توانا است و در عین نرمی محتاطست و یقین او با ایمانست و در تحصیل علم حریصت و در فهم خرده بین و در دانش بردبار و در کسب با آرامش و در هزینه دادن مهربان در توانگری میانه رو در عبادت با خشوع و در نداری با تحمل و در سختی صبور و بدسترنج خود با مهربانی و در حق عطابخش و طالب حلال و نشیط در هدایت و بر کنار از طمع و پاک در راست روی و چشم پوش از شهوت، ستایش نادانش نفریبد، و اما آنچه داند از دست ندهد، خود را در کردارش کند شمارد و کارهای شایسته کند و باز هم در هراس است شب کند و هم او شکر است و صبح و کند کارش ذکر است، شب بگذراند در حذر از غفلت که او را باید و شاد از فضل که در حق او بدست آید اگر نفس بر او سخت گیرد خواستش را در آنچه زیان دارد نیارد، شاد است بدان چه بماند و بپاید و چشمش روشن است بدان چه زوال ندارد و شوقش در آنست که بماند و بیرغبت است در آنچه نماند، دانش را با بردباری آمیزد و بردباری را با خرد، ببینی او را که تنبلی از او دور است، در نشاط است، آرزویش کوتاهست و لغزشش کمست و در انتظار مرگ است و دلش خاشعست و در یاد پروردگار است و از گناهش ترسانست و نفسش قانعست و از نادانی خود در جستجو است، سهل کار است و نگهدار دین خود و شهوتش را کشته و خشمش را فرو خورده اخلاقش پاک و همسایه از او آسوده است کبرش کمست و صبرش استوار و ذکرش بسیار و کارش محکم در آنچه دوستانش سپارند خیانت نکند و گواهی خود از دشمنانش دریغ ندارد و کار حقیرا بریاء نکند و از شرم واننهد، خیر او مورد انتظار است و از شرش آسوده اند اگر غفلت ورزد خدایش در ذاکران ثبت کند و چون ذکر گوید از غافلانش محسوب ندارد از ستمکارش بگذرد و ب آن که محرومش کند عطا دهد و آنکه از او ببرد با او پیوندد و بردباری را از دست ندهد و در مورد شک شتاب نکند و از آنچه بر او آشکار شود چشم پوشد نادانیش دور است و گفتارش نرم و نیرنگش معدوم و احسانش معروف و گفتارش راست و کارش نیکو خیرش در پیش و شرش گریزان در لرزشها سنگینست و در گرفتاریها شکیبا و در فراغت بال شاکر بر آنکه دشمن دارد ستم نکند و در باره دوست گناه نورزد و آنچه از او نیست ادعا نکند و حقی که بر او است منکر نگردد و بحق اعتراف کند پیش از آنکه بر او گواه شوند آنچه باید حفظ کند گم نکند و کسیرا بلقب بد نخواند بر کسی ستم نکند و حسد نبرد و آزار همسایه نکند در مصیبت کسیرا شماتت نکند بدرستی شتابد و امانت را رد کند و از زشتیها عقب ماند و امر بمعروف کند و نهی از منکر، بنادانی مداخله در کارها نکند و از حق بیرون نرود برای درماندگی، اگر خموشی کند از آن غمنده نشود و اگر گوید خطا نکند و اگر خندد قهقه بلند نزند. ب آنچه مقدر او است راضی است خشم او را سرافکنده نکند و هوی بر او چیره نشود و بخل بر او غالب نگردد و طمع در آنچه از او نیست نکند با مردم در آمیزد تا بداند و خاموش شود تا سالم بماند و بپرسد تا بفهمد و بکاود تا بداند، بخیر توجه نکند برای آنکه بدان نبازد و سخن بجبروت نکند اگر ستم بیند صبر کند تا خدا برایش انتقام گیرد خودش از خود در رنجست و مردم از او در آسایش خود را برای آخرتش در رنج اندازد و مردم را از خود در آسایش اندازد و هر که از او دوری کند از بغض و نزهت است و هر که باو نزدیک شود قرین نرمش و مهربانیست دوریش از تکبر نیست و بزرگ منشی و نزدیکیش از مکر و دغل نیست بلکه بهر که پیش از او بود است از اهل خیر اقتداء کند و پیشوای آیندگانست در نیکوکاری گوید همام در این جا نعره ای زد که مرد امیر المؤمنین فرمود بخدا من از این بر او میترسیدم دستور داد او را تجهیز کردند و بر او نماز خواند فرمود پند رسا با اهلش چنین کند، یکی گفت تو خود چطوری؟ فرمود وای بر تو برای هر کس عمریست که از آن نگذرد و سببی است که از آن تجاوز نکند آرام باش و بازمگو که این گفتار را شیطان بزبانت نهاد.
3- ابو سعید گفت:
روز غدیر رسول خدا (ص) دستور داد منادی ندای نماز جماعت کشید و پیغمبر دست علی را گرفت و فرمود هر که را من آقا و مولا هستم این علی آقا و مولا است بار خدایا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمن دار، حسان بن ثابت گفت یا رسول اللَّه در باره علی شعری بگویم؟ فرمود
بگو- گفت:
در روز غدیر جار زد پیغمبرشان - در خم و چه خوب جارچی است نبی
میگفت که بر شما است مولی و ولی؟- گفتند و نبود دشمنیشان علنی
معبود تو مولا است و هستی تو ولی - امروز نه عاصی بمیان و نه دنی
فرمود علی بپا خیز که تو - هادی و امامی و بمن باش وصی
میبود علی گرچه گرفتار رمد - میجست برای دیده داروی زکی
با آب دهان خود مداواش نمود - تبریک بر این پزشک و بیمار علی