فهرست کتاب


ترجمه امالی شیخ صدوق

شیخ صدوق مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

مجلس هشتاد و یکم جمعه هفتم رجب 368

1- علی بن ابی طالب (ع) فرمود:
هر که یک روز ماه رجب را از اول یا وسط یا آخرش روزه دارد گناه گذشته اش آمرزیده شود و هر که سه روزه اول رجب و سه روز وسط و سه روز آخرش را روزه دارد گناه گذشته و آینده اش آمرزیده شود و هر که یک شب از آن را زنده دارد خدایش از دوزخ آزاد کند و شفاعتش را در هفتاد هزار گنهکار بپذیرد و هر که در آن برای خدا صدقه ای دهد خدا روز قیامت او را بثوابی گرامی دارد که چشمی ندیده و گوشی نشنیده و بدل بشری نگذشته.
2- مالک بن انس فقیه مدینه می گفت:
بخدا چشمم افضل از جعفر بن محمد (ع) را در زهد و فضل و عبارت و ورع ندیده من نزد او میرفتم و مرا گرامی میداشت و بمن توجه میکرد، یک روز گفتم یا ابن رسول اللَّه برای کسی که یک روز رجب را از روی عقیده و قربت روزه دارد چه ثوابی است! فرمود (و هر چه میگفت بخدا راست بود) پدرم از پدرش از جدش برایم باز گفت که رسول خدا (ص) فرمود هر که یک روز از رجب را از روی عقیده و قربت روزه دارد آمرزیده است عرضکردم ثواب کسی که یک روز از شعبان روزه دارد چیست؟ بهمان سند فرمود که رسول خدا (ص) فرمود هر که یک روز از شعبان را از روی ایمان و قربت روزه دارد آمرزیده است.
3- امام صادق (ع) فرمود:
شوخی مکن تا روشنیت برود و دروغ مگو تا خرمیت برود و از دو خصلت بر کنار باش تنک خلقی و تنبلی زیرا اگر خلقت تنک شود بر حق صبر نتوانی و اگر تنبل باشی حقی ادا نکنی مسیح (ع) میفرمود هر که همش بسیار است تنش بیمار است هر که بد خلق است خود را شکنجه کند، هر که سخن بسیار گوید بسیار در غلط افتد و هر که بسیار گناه کند بهایش برود و هر که با مردان در افتد مروتش برود.
4- رسول خدا (ص) فرمود:
خوردن سر سیری مایه پیسی است.
5- فرمود:
آدم از حدیث نفس و اندوه بخدا شکایت کرد جبرئیل بر او نازل شد و گفت ای آدم بگو لا حول و لا قوة الا باللَّه آن را گفت و وسوسه و اندوه او رفت.
6- زید بن علی (ع) فرمود:
در هر زمانی مردی از ما خاندان باشد که خدا او را حجت بر خلقش کند و حجت زمان ما برادرزاده ام جعفر بن محمد (ع) است گمراه نشود هر که پیروی او کند و ره نیابد هر که مخالفتش کند.
7- رسول خدا (ص) فرمود:
جبرئیل از خدای عز و جل بمن خبر داد که فرمود علی بن ابی طالب حجت منست بر خلقم و جزاء بخش در دینم است و از پشتش امامانی بر آرم که بامر من قیام کنند و به راه من دعوت نمایند و بدانها عذاب را از بنده ها و کنیزهایم رفع کنم و بدانها رحمتم نازل کنم.
8- امام صادق (ع) فرمود:
سه چیز افتخار مؤمن است و زیور او در دنیا و آخرت نماز در آخر شب و نومیدی در آنچه در دست مردم است و ولایت امام از آل محمد.
9- جمعی از جهینه مهمان امام صادق (ع) شدند چون قصد کوچ کردند ب آنها توشه وصله و عطا داد و بغلامانش فرمود:
کنار روید و کمکی در بار و بنه آنها ندهید چون بار بستند و آمدند
وداع کنند گفتند یا ابن رسول اللَّه خوب مهمانی کردی و عطای شایان دادی ولی به غلامانت دستور دادی ما را بر کوچ کمک نکنند؟ فرمود ما خاندانی هستیم که در کوچیدن مهمان خود کمک ندهیم.
10- رسول خدا (ص) نزد جوانانی از انصار آمد و فرمود:
برای شما قرآن میخوانم و هر که گریست بهشت دارد و آیات آخر سوره زمر را تلاوت کرد و از وَ سِیقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلی جَهَنَّمَ زُمَراً «برانند کافران را بدوزخ گروه گروه» تا آخر سوره، همه گریستند جز یکی که عرضکرد یا رسول اللَّه من خود را بگریه زدم و قطره ای از دیده ام نریخت، فرمود من باز میخوانم و هر که خود را به گریه زد بهشت دارد و بر آن ها باز خواند و همه گریستند و آن جوان هم خود را بگریه زد و همه ببهشت رفتند.
11- علی بن سالم از پدرش که گفت:
از امام صادق (ع) پرسیدم که یا ابن رسول اللَّه در باره قرآن چه گوئی؟ فرمود آن کلام خدا و گفتار خدا و کتاب خدا و وحی خدا و تنزیل او است و آن کتابی است عزیز که باطل از پس و پیش در آن راهی ندارد و نازل شده از حکیم حمید.
12- حسین بن خالد گوید:
بامام رضا گفتم یا ابن رسول اللَّه بفرمائید قرآن خالق است یا مخلوق؟
فرمود نه خالق است و نه مخلوق ولی کلام خداست.
13- در جواب همین سؤال ریان بن صلت فرمود:
قرآن کلام خداست از آن نگذرید و در غیر آن هدایت مجوئید تا گمراه شوید.
14- امام دهم بیکی از شیعیان بغداد نوشت:
بنام خدای بخشاینده مهربان خدا ما را و تو را از فتنه نگهدارد اگر بکند چه نعمت بزرگی است و اگر نکرد هلاکت است بنظر ما جدال در باره قرآن بدعت است که پرسنده و پاسخ ده در آن شریکند پرسنده چیزی خواسته که حقش نیست و جوابگو متحمل چیزی شده که بر عهده ندارد خالق جز خدا نیست و جز او مخلوق است قرآن همان کلام خداست نامی از پیش خود بر آن منه تا از گمراهان باشی خدا مرا و تو را از آنها کند که در نهان از پروردگار خود بترسند و از قیامت در هراسند.
15- روزی پیغمبر خدا خندید تا دندانهای آسیایش نمایان گردید و پس از آن فرمود:
از من نپرسید چرا خندیدم گفتند چرا یا رسول اللَّه؟ فرمود از مرد مسلمان در عجب شدم که هر چه خدا برایش مقدر کرده سرانجامش خوبست.
16- امیر المؤمنین میفرمود:
از رسول خدا (ص) وصف مؤمن را پرسیدم سر بزیر انداخت و بالا کرد و فرمود مؤمنان را بیست صفت است که در هر که نباشد ایمانش کامل نیست، حاضر نماز باشند و در زکاة دادن بشتابند و حج خانه خدا کنند و روزه ماه رمضان گیرند و بمسکین طعام دهند و بسر یتیمان دست کشند و عورت بپوشانند اگر حدیث کنند دروغ نگویند و چون وعده دهند تخلف نکنند و در امانت خیانت نکنند و سخن براستی گویند، شبها عبادت کنند و روز جون شیر نبرد کنند روزها روزه اند و شبها در عبادت باشند، همسایه نیازارند و همسایه از آنها آزار نکشد بر زمین آهسته راه روند و بخانه بیوه زنان گام بردارند و دنبال جنازه مردگان روند، خدا ما را و شما را از متقیان سازد.
17- رسول خدا (ص) فرمود:
براستی خدای تبارک و تعالی بمن وحی کرد که برایم از امتم برادر و وارث و خلیفه و وصی مقرر سازد عرضکردم پروردگارا او کیست؟ وحی کرد ای محمد او امام امتت و حجتم بر آنها است پس از تو، عرضکردم کیست؟ وحی کرد ای محمد آنکه منش دوست دارم و دوستم دارد آنکه مجاهد در راه منست و با ناکثان در عهدم و قاسطان در حکمم و مارقان از دینم نبرد کند او بدرستی ولی منست و شوهر دخترت و پدر فرزندانت علی بن ابی طالب است.
18- ابا امامه میگفت:
هر چه علی میفرمود در آن شک نداشتیم برای آنکه از پیغمبر شنیده بودیم که میگفت علی بعد از من خزینه اسرار منست.
19- زرین حبیش گفت:
علی سوار بر اشتر رسول خدا (ص) عبور میکرد سلمان با جمعی از رجال نشسته بود. و ب آنها گفت بپا نشوید و از او پرسش کنید؟ بدان که دانه را شکافد و انسان را بر آرد جز او کسی باسرار پیغمبر شما خبر ندهد او دانشمند روی زمین و ربانی آنست و آرامش باو است و اگر او را از دست بدهید دانش را از دست دادید و مردم را ناشناس ملاحظه کنید.
20- پیغمبر (ص) فرمود:
قضاوت کن تر و دانشمندتر بدین در امتم پس از من علیست.
21- چون در روز وحی به پیغمبر میرسید:
شب نشده بود که آن را بعلی گزارش میداد و اگر شب وحی میرسید صبح نمیکرد تا آن را بعلی (ع) خبر میداد.
22- امام باقر (ع) فرمود:
یک روز رسول خدا نماز بامداد را با اصحابش خوانده و نشست با آنها صحبت میکرد تا آفتاب زد و یکی یکی رفتند تا جز دو مرد خدمتش نماندند یک انصاری و دیگر ثقفی رسول خدا (ص) به آنها فرمود میدانم شما پرسش دارید اگر خواهید من شما را بدان خبر دهم پیش از اظهار و اگر خواهید خود بپرسید، گفتند خبر دهید که بهتر کوری را روشن کند و از ریبه بر کنار باشد و ایمان را پا برجا کند.
رسول خدا فرمود ای برادر انصاری تو از مردمی هستی که دیگران را بر خود مقدم میدارند و اهل شهری و این ثقفی بیابانی است و او را در پرسش بر خود مقدم دار عرضکرد بچشم یا رسول اللَّه، فرمود ای برادر ثقفی تو آمدی از وضو و نمازت و ثواب آنها بپرسی بدان که چون دست ب آبزنی و نام خدا بری گناهانی که بدستهایت کردی بریزند و چون روی خود شوئی گناهانی که چشمهایت با دیدن و با دهانت کرده با تلفظ بریزند و چون دست راستت را تا مرفق بشوئی گناهان دست راست و چپ بریزند و چون بر سر و دو پا مسح کنی گناهانی که بسوی آنها گام برداشتی بریزند این ثواب وضویت و چون بنماز برخاستی و رو بقبله کردی حمد و سوره ای که توانستی خواندی و رکوع درست و سجود کامل نمودی و تشهد و سلام گفتی هر گناهی که پس نماز گذشت نمودی آمرزیده شود این هم ثواب نمازت ولی تو ای برادر انصاری آمدی از حج و عمره ات بپرسی و ثوابی که دادند بدان که چون روی بر راه حج نمودی و بر پاکش خود سوار شدی و رفتی سمی بر ندارد و بزمین نگذارد جز آنکه خدا برایت حسنه ای نویسد و گناهی از تو محو کند و چون محرم شدی و تلبیه گفتی خدا برای هر تلبیه ده حسنه برایت نویسد و ده سیئه از تو محو کند و چون هفت بار گرد خانه طواف کردی در آن با خدا عهد و یادی داری که شرم دارد بعد از آن عذاب کند و چون نزد مقام دو رکعت نماز خواندی خدا دو هزار رکعت مقبول در نامه عملت نویسد و چون هفت گردش میان صفا و مروه کردی نزد خدا بسبب آن مانند اجر هر که پیاده حج کرده از شهر خودداری و چون اجر کسی که هفتاد بنده مؤمن آزاد کرده و چون تا غروب در عرفات وقوف کنی اگر گناهانت باندازه ریگهای عالج باشند و کف دریا خدا بیامرزد و چون رمی جمره ها کردی خدا بهر یکی ده حسنه در آینده عمرت برایت بنویسد و چون گوسفند یا شتر قربانی کردی خدا بهر قطره خونش حسنه ای نویسد تا عمر داری چون هفت شوط طواف زیارت گرد خانه نمودی و نزد مقام دو رکعت نماز خواندی یک فرشته گرامی بر شانه ات زند و گوید آنچه گذشت آمرزیده شد برایت و کار از سر گیر و تا صد و بیست روز مهلت داری و صلی اللَّه علی رسوله محمد و آله الطاهرین و حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ.

مجلس هشتاد و دوم روز سه شنبه یازدهم رجب 358

1- رسول خدا (ص) فرمود:
روزه دار در عبادت خداست گرچه در بستر بخوابد تا مسلمانی را غیبت نکرده.
2- فرمود:
هر که یک روزه مستحب گیرد برای طلب ثواب از خدا آمرزشش لازم آید 3- جمعی حضور امام صادق در موضوع فتوت مذاکره کردند، فرمود شما معتقدید که فتوت بفسق و هرزگی است؟ نه هرگز، جوانمردی و مردانگی سفره باز و بخشش و کار نیکست و دفع آزار ولی این جوانمردی معروف عیاری و فسق است، سپس فرمود مروت چیست؟ گفتیم نمیدانیم فرمود مردانگی اینست که سفره بر آستانه خانه اش بگسترد، مروت دو تا است در حضر و در سفر مروت در وطن خواندن قرآن و ملازمت مساجد و تلاش با برادرانست در انجام حوائج و بخشش بخدمتکار است که دوست را خوش آید و دشمن را سرکوب کند و اما در سفر توشه فراوان خوب و بخشش از آن بهمراهان و سرپوشی از رفیقان پس از جدائی ایشان و شوخی بسیار که بسخط خدای عز و جل منجر نشود سپس فرمود بدان که جدم را براستی مبعوث کرده براستی خداوند بنده را باندازه مروتی که دارد روزی دهد، کمک آسمان به اندازه هزینه فرود آید و صبر باندازه سختی بلا.
4- امام صادق (ع) میفرمود:
هر که آزار خود از همسایه بگرداند خدای عز و جل در قیامت گناهش بیامرزد و هر که شکم و فرج خود را پاک دارد در بهشت سروری محترمست و هر که بنده مؤمنی آزاد کند خدای عز و جل برایش در بهشت خانه ای بسازد.
5- سلیمان جعفری گوید:
بامام هفتم گفتم یا ابن رسول اللَّه در باره قرآن چه فرمائی آنها که نزد ما هستند در آن اختلاف دارند و جمعی گویند مخلوقست و دیگران گویند مخلوق نیست؟ فرمود من آنچه گویند نگویم من میگویم کلام خدای عز و جل است.
6- رسول خدا فرمود:
هر که خدا را شناسد و بزرگ داند دم از سخن بندد و شکم از خوراک و خود را بروزه و شب زنده داری رنج دهد، گفتند پدران و مادران ما قربانت یا رسول اللَّه اینان اولیاء اللَّه باشند، فرمود اولیاء خدا خموشی گیرند و خموشی آنها یاد خداست و نگرند و عبرت گیرند و بگویند گفته آنان حکمت باشد میان مردم راه روند و برکت زاید اگر عمر مقدر نبود جانشان در تنشان نمیماند از ترس عذاب و شوق ثواب.
7- فرمود:
دوست ترین برادرانم نزد من علی بن ابی طالب (ع) است و دوست ترین عموهایم حمزه است.
8- فرمود بعلی (ع):
ای علی هر که از تو جدا شود از من جداست و هر که از من جداست از خدای عز و جل جداست.
9- عبد اللَّه بن عباس گوید:
پیغمبر سخت گرسنه شد و آمد بپرده کعبه در آویخت و فرمود پروردگار محمد محمد را بیش از این گرسنه مدار جبرئیل فرود آمد و بادامی برایش آورد و گفت یا محمد خدای جل جلاله سلام میرساند و میفرماید این بادامرا باز کن و آن را باز کرد بناگاه در آن برگ سبز و خرمی بود بر آن نوشته بود لا اله الا اللَّه محمد رسول اللَّه محمد را بعلی کمک دادم و و او را به وی یاری کردم بانصاف در باره خدا قضاوت نکرده کسی که خدا را در سرنوشت خود متهم دارد و در روزی دادن به وی کاهل شمرد.
10- رسول خدا (ص) فرمود:
در ساعت غفلت نماز نافله بخوانید گرچه دو رکعت سبک باشد که باعث دار کرامت شوند، عرض شد یا رسول اللَّه ساعت غفلت کدام است؟ فرمود میان عشاء و مغرب.
11- یک روز امیر المؤمنین با پسرش محمد بن حنفیه نشسته بود و باو فرمود:
ای محمد یک ظرف آبی برایم بیاور تا وضوی نماز سازم محمد ظرف آبی برای او آورد و آن حضرت کفی آب با دست راستش بدست چپش ریخت و فرمود بنام خدا حمد خدا را که آب را پاک کننده نمود و نجسش نساخت سپس استنجاء کرد و فرمود خدایا فرجم پارسا دار و عورتم بپوش و بر دوزخم حرام کن در مضمضه فرمود خدایا حجت خود را در روز ملاقات بمن تلقین کن و زبانم را بذکرت روان کن و استنشاق کرد و فرمود خدایا بوی بهشت را بر من غدقن مکن و مرا از آنها که بوی و نسیم و طیب آن را میبویند مقرر دار گفت پس از آن روی خود را شست و گفت خدایا سفید کن رویم را روزی که روها سیاه است و سیاه مکن رویم برابر روسفیدان.
سپس دست راستش را شست و گفت خدایا نامه عملم را بدست راستم ده و خلد را در بهشت بر کنارم نه و ب آسانی حسابم را بکش پس دست چپش را شست و گفت خدایا نامه عمل مرا بدست چپم مده و آن را بر گردنم غل مکن و بتو پناه برم از تیکه های آتش و سر را مسح کرد و فرمود خدایا در رحمت و برکاتت و عفو خود اندرم کن.
سپس دو پا را مسح کرد و فرمود خدایا دو گامم را بر صراط بر جا دار روزی که گامها بلغزند و تلاشم را بدان کاری قرار ده که ترا از من خشنود کند پس نگاهی بمحمد کرد و فرمود ای محمد هر که چون من وضوء سازد و آنچه گفتم بگوید خدا از هر قطره آب وضویش فرشته ای آفریند که تقدیس و تسبیح و تکبیر کنند و خدا تا قیامت ثوابش را برای او نویسد.
12- امام صادق (ع) فرمود:
عیسی بن مریم میفرمود باصحابش ای فرزندان آدم از دنیا بگریزید بسوی خدا و دل از آن بردارید که آن را نشائید و آنهم برای شما نشاید، در آن نمانید و برای شما نماند هم آنست پر فریب و پرماجرا فریبخورده است کسی که بدان مغرور شود مغبونست آنکه بدان دل دهد هلاک است آنکه آن را دوست دارد و بخواهید بدرگاه آفریننده خود باز گردید و از پروردگار خود بپرهیزید و بترسید از روزی که پدر مجازات پسر را نکشد و فرزند بجای پدر مجازات نشود، کجایند پدرانتان؟ کجایند برادرانتان؟ کجایند خواهرانتان؟ کجایند فرزندانتان؟ آنها را دعوت کردند و اجابت نمودند و با این وطن وداع کردند و با مردگان آرمیدند و در نابودان در آمدند، از دنیا برآمدند و از دوستان جدا شدند و نیازمند آنچه پیش فرستاده بودند گردیدند و از آنچه بجا نهادند مستغنی شدند تا چند پند داده شوید و تا چند جلوگیری شوید و شما در بازی و پشت سر اندازی هستید؟ شما در دنیا چون جانورید، در اندیشه شکم و شهوتید، شرم ندارید از آنکه شما را آفریده با آنکه نافرمان خود را بدوزخ تهدید کرده و شما تاب آن ندارید و فرمانبر خود را وعده بهشت و مجاورت فردوس اعلی داده، در آن رقابت کنید و از اهل آن باشید، نسبت بخود انصاف دهید و بر ناتوانان خود لطف داشته باشید و هم بر حاجتمندان خود و بخدا توبه با اخلاص کنید، نیکان باشید نه پادشاهان جبار و نه سرکشان فرعون شعار متمرد بر آنکه بمرگ بر آنها چیره باشد و جبار جبارانست و پروردگار آسمانها و زمین و معبود اولین و آخرین و مالک یوم دین، سخت کیفر و دردناک شکنجه ستمکاری از دست او بدر نرود و چیزی از او فوت نشود و چیزی بر او نهان نماند و چیزی از او نهفته نگردد، هر چیز را دانش او آمار کرده و بجای خود مقرر نموده از بهشت یا دوزخ، ای آدمیزاده ناتوان کجا گریزی از کسی که تو را در روشنی روزت و سیاهی شبت میجوید و در هر حال باشی، خوب تبلیغ کرد هر که پند داد و رستگار است هر که پند گرفت.
13- رسول خدا (ص) فرمود:
هر که نعمت پیاپی دارد بسیار بگوید الحمد للَّه رب العالمین و هر که فقر بر او پاید باید بسیار بگوید لا حول و لا قوة الا باللَّه العلی العظیم که آن یکی از گنجهای بهشت است و درمان هفتاد و دو نوع بلا است که کمتر آن اندوه است.
14- امام باقر (ع) فرمود:
دوزخیان چون سگ مویه کنند از سخنی عذاب چه گمان بری ای عمرو (راوی حدیث است) بمردمی که مرگ ندارند تا برهنه و عذابشان تخفیف ندارد و تشنه و گرسنه و معیوب چشم کر و کور و سیه روی و رانده در دوزخ و پشیمان و مغضوب از عذاب بر آنها ترحم نشود و تخفیف ندارند و میسوزند و از حمیم مینوشند و از زقوم میخورند و با قلاب آتشین فرو کشیده شوند و با گرز کوبیده شوند و فرشتگان غلاظ و شداد بر آنها رحم نکنند و در دوزخ بروی خود آنها را بکشند و با شیاطین قرینند و در سختیها و بندهای گردانند اگر فریاد کشند اجابت نشوند و اگر درخواستی کنند برآورده نشود اینست حال آنها که بدوزخ در آیند.
15- سعید بن جبیر گوید:
نزد عبد اللَّه بن عباس رفتم و گفتم ای عموزاده رسول خدا (ص) من آمدم نزد تو از علی بن ابی طالب (ع) بپرسم و از اختلاف مردم در باره او ابن عباس گفت پسر جبیر آمدی از من راجع به بهترین خلق خدا در امت پس از محمد پیغمبر خدا (ص) بپرسی، بپرسی از مردیکه در یک شب سه هزار منقبت دارد و آن شب قربت است ای پسر جبیر آمدی بپرسی، از من از وصی رسول خدا (ص) و وزیرش و خلیفه اش و صاحب حوضش و لوائی و شفاعتش و سوگند بدان که جان ابن عباس در دست او است اگر همه جهان مرکب شود و همه درختان قلم و همه خلقش نویسنده و مناقب علی بن ابی طالب و فضائلش را از روزی که خدا جهان را آفریده تا روزی که نابودش کند بنویسد ده یک آن را ننویسند.
16- رسول خدا (ص) فرمود:
من سید پیغمبرانم و علی بن ابی طالب سید اوصیاء است و حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت و امامان بعد از آنها سادات متقیان ولی ما ولی خدا است و دشمن ما دشمن خدا طاعت ما طاعت خدا است و نافرمانی ما نافرمانی خدای عز و جل و حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ.
17- امام رضا (ع) فرمود:
ما در دنیا ساداتیم و در آخرت ملوک و صلی اللَّه علی محمد و آله الطاهرین حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ.

مجلس هشتاد و سوم روز جمعه چهاردهم رجب 368

1- علی بن ابی طالب فرمود:
من قصد تزویج فاطمه (ع) را نمودم که دختر محمد (ص) بود ولی جرأت نداشتم آن را به پیغمبر اظهار کنم ولی شب و روز این اندیشه در نهادم بود تا خدمت رسول خدا (ص) رسیدم و فرمود ای علی عرضکردم لبیک یا رسول اللَّه فرمود میل زن گرفتن داری؟ گفتم رسول خدا (ص) داناتر است و با خود گفتم میخواهد یکی از زنان قریش را بمن دهد و نگران بودم که فاطمه از دستم برود بناگاه فرستاده رسول خدا (ص) آمد و گفت پیغمبر را اجابت کن و بشتاب که ندیدیم رسول خدا مثل امروز شاد باشد گوید شتابانه آمدم و آن حضرت در حجره ام سلمه بود چون چشمش بمن افتاد خوشحال شد و خندید تا سفیدی دندانهایش را چون برق نگریستم، فرمود ای علی مژده گیر که خدا آنچه را من در دل داشتم از تزویج تو کفایت کرد عرضکردم چگونه، فرمود جبرئیل آمد و سنبل و قرنفل بهشتی همراه آورده بود و بمن داد بوئیدم و گفتم برای چه آوردی؟ گفت خدای تبارک و تعالی بفرشتگان بهشت و دیگر بهشتیان دستور داد که بهشت را بیارایند با هر چه دارد از درخت و میوه و کاخ و بیادش دستور داد تا انواع عطر و بوی خوش وزید و بحوریانش دستور داد سوره طه و طواسین و یس و حمعسق بخوانند و منادی از عرش جار کشید که امروز روز ولیمه علی بن ابی طالب است هلا همه گواه باشید که من فاطمه دختر محمد را بعلی بن ابی طالب تزویج کردم و آنها را برای هم پسندیدم.
سپس خدا ابر سفیدی فرستاد از لؤلؤ و زبرجد و یاقوت بهشت بر همه بارید و از سنبل و قرنفل بهشت نثار کرد و این از نثار فرشته ها است.
سپس خدا فرشته ای از بهشت را بنام راحیل که سخنرانتر فرشتگان است دستور داد تا خطبه ای خواند که اهل آسمانها و زمین مانند آن را نشنیده بودند.
سپس جارچی حق ندا کرد ای فرشتگانم و ساکنان بهشتم بر علی بن ابی طالب تبریک گوئید که دوست محمد است و بر فاطمه دختر محمد که من آنها را مبارک کردم هلا من محبوبترین زنان را نزد خود بمحبوبترین مردان نزد خودم پس از پیغمبران و رسولان بزنی دادم، راحیل عرضکرد خدایا بیش از آنچه ما دیدیم چه برکنی ب آنها دادی، فرمود از آن جمله است که آنها را بر محبت خود یک دل کردم و بر خلق خود حجت نمودم بعزت و جلال خودم سوگند که من از آنها خلقی برآورم و نژادی پرورم که در زمین خزانه داران و معادن علم من باشند و داعیان دینم و ب آنها بر خلق خود حجت آورم پس از پیغمبران و رسولان مژده گیر ای علی که خدای عز و جل بتو کرامتی داده که باحدی مانندش نداده من دخترم فاطمه را طبق تزویج خدا بتو تزویج کردم و همان را پسندیدم که خدا پسندید اهل خود را برگیر که تو باو از من شایسته تری جبرئیل بمن خبر داد که بهشت بشما دو تن مشتاق است و اگر خدا حجت خود را از شما مقدر نکرده بود هر آینه بهشت و اهلش را بوجود شما مفتخر میکرد چه خوب برادری هستی و چه خوب دامادی هستی و چه خوب رفیق و صاحبی و رضای خدایت بس است علی گوید گفتم مقام من ب آنجا رسیده که در بهشت یاد شوم و خدا در محضر فرشتگان مرا زن دهد؟ فرمود چون خدا دوست خود را گرامی دارد باو لطفی کند که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده ای علی خدا آن را برایت نگهدارد، علی گفت خدایا بمن توفیق ده که شکر این نعمتی که عطا کردی انجام دهم رسول خدا (ص) فرمود آمین.
2- رسول خدا (ص) بالای منبر فرمود:
ای علی خدای عز و جل حب مساکین و مستضعفین را بتو داده در زمین تو ببرادری آنها خشنودی و آنها بامامت تو خشنودند خوشا بر کسی که تو را دوست دارد و تصدیق کند و بدا بر کسی که تو را دشمن دارد و دروغ شمارد، ای علی تو عالم این امتی هر که دوستت دارد کامیابست و هر که دشمنت دارد هلاکست، ای علی من شهر علمم و تو در آنی آیا بشهر در آیند جز از درش ای علی دوستانت هر توبه کار حفیظ و هر ژنده پوش است که اگر بخدا سوگند خورد خدایش سوگند روا کند، ای علی دوستت هر پاک زکی است که کوشا است و بخاطر تو دوستی و دشمنی کند در میان خلق حقیر است و پیش خدا مقام بزرگی دارد، ای علی دوستانت در فردوس همسایه خدایند و بر آنچه از دنیا واگذاردند تاسف ندارند، ای علی من دوست دوستان توام و دشمن دشمنانت، ای علی هر که دوستت دارد دوستم دارد و هر که دشمنت دارد دشمنم دارد، ای علی دوستانت لب تشنه و ژولیده اند، ای علی برادرانت در سه جا شادند هنگام جان دادن که من بالین آنهایم و تو هنگام سؤال و جواب در قبر وقت سان بزرگ و در صراط که از خلق بازپرسی کنند و نتوانند جواب دهند، ای علی نبرد با تو نبرد بامنست و سازش با تو سازش با من و نبرد با من جنگ با خداست هر که با تو بسازد با من ساخته و هر که با من بسازد با خدا ساخته، ای علی مژده ده ببرادرانت که خدای عز و جل آنها را پسندیده برای آنکه تو را پیشرو آنها پسندیده و آنها تو را بولایت پسندیدند، ای علی تو امیر مؤمنان و پیشوای دست و رو سفیدانی، ای علی شیعیانت نجیبانند، اگر تو و شیعه هایت نبودید دین خدا برپا نبود و اگر از شماها در زمین نبود خدا قطره ای از آسمان نمیفرستاد، ای علی تو در بهشت گنجی داری و تو ذو القرنین امتی و شیعه ات بحزب اللَّه معروفند، ای علی تو و شیعیانت دادگسترید و بهترین خلق، ای علی من اول کسم که زنده شود و از قبر برآیم و تو همراه منی و سپس دیگرانند ای علی تو و شیعیانت بر سر حوض باشید و هر که را خواهید آب دهید و هر که را نخواهید دریغ دارید، شمائید در روز هراس بزرگتر در سایه عرش و مردم در هراسند و شما بیهراس، مردم در اندوهند شما بیغم در باره شما این آیه نازل شده است (انبیاء- 101) براستی آنها که سابقه خوبی از طرف ما دارند هم آنان از دوزخ بدورند- در باره شما نازل شده است که (پس از آیه سابق) اندوهناک نکند آنان را هراس بزرگتر و فرشتگان با آنها بر خورند که اینست روزی که بشما وعده داده میشد ای علی تو و شیعیانت در موقف خواسته شوید و شما در بهشت نعمت یابید، ای علی فرشته ها و خازنان مشتاق شمایند و حاملان عرش و فرشته های مقرب بخصوص برای شما دعا کنند و برای دوستانتان از خدا خواهش کنند و بهر کدام شما آئید شاد شوند چنانچه خاندان مسافری که سفرش طول کشیده با بدان او شاد شوند، ای علی شیعیانت در نهان از خدا ترسند و در عیان خیر او خواهند، ای علی شیعیانت در درجات رقابت کنند زیرا بخدا رسند و گناهی ندارند، ای علی اعمال شیعیانت هر جمعه بمن عرضه شود و بکارهای نیکشان شاد شوم و برای کردار بدشان آمرزش خواهم، ای علی ذکر تو در تورات است و ذکر خیر شیعه ات پیش از آنکه خلق شوند در انجیل اهل کتاب بتو از ایلیا خبر دهند با اینکه تو خودت انجیل و تورات را میدانی آنان ایلیا را بزرگ شمارند او را و شیعه او را نشناسند و در کتب خود آنها را شناخته اند ای علی نام شیعه ات در آسمان بزرگتر است و بیش از زمین آنها را بخوبی نام برند باید بدان شاد باشند و بکوشش بیفزایند، ای علی ارواح شیعه ات در خواب و در مرگ به آسمان بالا رود و فرشته ها همان نظر بدان کنند که مردم بماه نو از شوقی که به آنها دارند و از مقامی که نزد خدا برایشان میدانند ای علی بیاران خود که عارف بتواند بگو از کارهای بدی که دشمنان از آن کناره گیرند منزه باشند زیرا روز و شبی نباشد مگر آنکه رحمت خدای تبارک و تعالی آنها را فراگیرد و باید از چرکی بر کنار باشند ای علی خشم خدا سخت است بر آنکه دشمنشان دارد و از تو بیزار است و از آنها و عوض از تو و آنها گرفته و بدشمنت میل کرده و تو را وانهاده و شیعیانت را و گمراهی را اختیار کرده و تو بجنگ تو برخاسته و شیعه تو و دشمن داشته ما خاندان را و دشمن دوستان و یاران و دلدادگان تو است، ای علی از من ب آنها سلام برسان، آنان که ببینم و آنها که مرا نبینند و ب آنها اعلام کن که برادران منند و من ب آنها مشتاقم و علم مرا باهل قرون آینده برسانند و برشته خدا بچسبند و بدان خود نگهدارند و در کار کوشش کنند که از هدایت بگمراهی بیرونشان نکنم ب آنها خبر ده که خدا از آنها راضی است و نزد فرشته ها ب آنها بنازد و هر شب جمعه نظر رحمت ب آنها دارد و بفرشته ها دستور دهد برایشان آمرزش خواهند، ای علی روگردان مباش از یاری مردمی که ب آنها خبر رسد یا بشنوند که من تو را دوست دارم و تو را بخاطر من دوست دارند و خدا را بدان دینداری کنند و دوستی پاک از دل بتو ارزانی دارند و تو را بر پدران و برادران و فرزندان مقدم شمارند و براه تو روند و تحمل بدیها کنند بخاطر ما و جز یاری ما و جانبازی در راه ما با آزار و بدشنیدن نخواهند با سختیها که کشند ب آنها مهربان باش و بدانها قناعت کن زیرا خدای عز و جل بعلم خود آنها را از میان خلقش برای ما برگزیده و از گل ما آنها را آفریده و سر ما را بدانها سپرده و معرفت حق ما را در دل آنها جای داده و سینه شان را بدان گشاده و آنها را متمسک برشته ما ساخته مقدم ندارند بر ما مخالفان ما را با زیانی که در دنیا برند، خدا آنها را تأیید کند و براه حق برد بدان بچسبید که مردم در کوری گمراهیند و در هوسهای خود سرگردانند و از حجت و آنچه از خدا آمده کورانند و شام و بام در خشم خدایند و شیعه تو بر راه حق باشند و راستی و بمخالفان خود انس نگیرند و دنیا از آنها نیست و آنها از دنیا نیستند آنها چراغهای شب تارند.
3- ابی سعید خدری گوید:
از رسول خدا راجع ب آیه (سوره نمل 41) گفت آنکه نزد او علم کتاب بود، پرسیدم، فرمود او وصی برادرم سلیمان بن داود بود گفتم یا رسول اللَّه در گفتار دیگر
خدای عز و جل (سوره رعد 44) بگو بس است بخدا گواه میان من و شما و کسی که نزد او است علم کتاب فرمود مقصود از آن برادرم علی بن ابی طالب است.
4- ابن عباس گفت:
یک شب نماز عشاء را با رسول خدا (ص) خواندیم و چون سلام داد بما رو کرده و فرمود امشب با سپیده دم اختری از آسمان در خانه یکی از شماها سقوط کند و هر که باشد او وصی و خلیفه و امام بعد از من است، نزدیک سپیده دم هر کدام در خانه خود نشستند و انتظار سقوط اختر را داشتیم و کسی که بیشتر در آن طمع داشت پدرم عباس بود و چون سپیده دمید آن اختر از جا کند و در خانه علی بن ابی طالب سقوط کرد رسول خدا (ص) بعلی (ع) فرمود ای علی بدان که مرا بنبوت مبعوث کرده وصیت و خلافت و امامت پس از من برای تو لازم شد، منافقان که عبد اللّه بن ابی و یارانش بودند گفتند محمد در محبت عموزاده اش گمراه شده و در باره او از روی وحی سخن نمیکند و خدای تبارک و تعالی نازل کرد قسم بستاره وقتی که فرود شد خدای عز و جل میفرماید قسم بخالق نجم وقتی فرود آید که گمراه نشده صاحب شما یعنی در محبت علی بن ابی طالب و از راه بدر نرفته و سخن نگوید بدلخواه یعنی در باره او، نیست آن جز وحی که نازل شود.
5- در روایت دیگر:
طلوع اختر را مقارن طلوع خورشید یاد کرده است. در روایت دیگر در این موضوع ربیعه سعدی گوید از ابن عباس پرسیدم از گفته خدای عز و جل وَ النَّجْمِ إِذا هَوی گفت مقصود اختریست که با سپیده دم فرو افتاد و در خانه علی بن ابی طالب سقوط کرد و پدرم عباس میخواست آن ستاره در خانه او سقوط کند تا وصیت و خلافت و امامت از او باشد ولی خدا نخواست برای غیر علی بن ابی طالب باشد و این فضل خداست که بهر که خواهد دهد و صلی اللَّه علی محمد و آله الطاهرین.